شنبه, ۴ اسفند, ۱۴۰۳ / 22 February, 2025
مجله ویستا

طب در گذر تاریخ از هخامنشی تا دوران اسلامی


طب در گذر تاریخ از هخامنشی تا دوران اسلامی

طب در تمام ادوار تاریخ زندگی بشر, با او همراه بوده است همچنان که درد و رنج جزئی از زندگی بشراست, پس او همواره به دنبال راه علاج گشته و می گردد

در ایران، یونان، روم، آشور، کلده، مصر و تمام جهان متمدن قدیم مردم از طب اطلاعاتی داشتند و کسانی که طبابت می‌کردند، گاهی به صورت موبدان خدمت می‌کردند و این بقراط حکیم بود که توانست طب را از این شکل خرافاتی و معبدی بیرون آورد. او ثابت کرد که مرگ و زندگی بر طبق قوانین منظم جهان رخ می‌دهد و به علاوه مسائل اجتماعی و وجدانی خاصی نیز برای طبیب معین نموده است که گواه آن « سوگندنامه سقراط» است.

در کشور ما طب و طبابت ادوار مختلفی دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

۱) دوران هخامنشی؛

۲) دوران ساسانی؛

۳) دوران اسلامی

۱) دوران هخامنشی

این دوره یکی از ادوار درخشنده و پرثمر طب ایران است و در ۲۵۰۰ سال پیش از این علم دارای منزلت خاصی بوده است چرا که در کتب مذهبی زرتشت نیز به خصوص از بهداشت، بسیار سخن گفته شده است. لذا از این دوران پزشکان طبقه‌بندی شده‌اند که مهم‌ترین آنها طبیب (پزشک)، جراح (کارد پزشک)، منتر پزشک و گیاه یا پسیانز هستند که در اوستا می‌توان به یادداشت‌هایی دراین مورد دست یافت.

۲) دوران ساسانیان

انتقال اصل و مایه طب، از دوران هخامنشی به دوران ساسانی بود اما بر اثر اختلافات مذهبی که در امپراتوری روم شرقی بین امپراتوران با دانشمندان و پزشکان پیدا شد، دوران جدیدی در تاریخ طب ایران و نتیجتاً در طب اسلامی پدیدار شد. ایران از همسایگان کشورهای روم شرقی بود بنابراین دانشمندان و پزشکان عالی رتبه از مرزها به ایران مهاجرت کردند و به تعلیم این دانش اشتغال ورزیدند و به این ترتیب بیمارستان و مدرسه جندی‌شاپور تاسیس شد. در دوران انوشیروان انقلاب بزرگی در علم طب ایران و جهان به وقوع پیوست که همانا تاسیس اولین کنگره پزشکی برای مناظره و مباحثه پزشکان در مورد فلسفه و طب بوده است.

۳) دوران اسلامی

واگذاری تمام میراث ساسانیان علاوه بر میراث بزرگ یونانیان به مسلمانان، پس از غلبه اعراب بر ایران و انقراض سلسله ساسانیان و اشاعه زبان عربی بود. مثلا در دوران عباسیان «جندی‌شاپور» به بغداد انتقال یافت به این ترتیب، کم‌کم بغداد مرکز علم و دانش پزشکی شد و جندی شاپور از رونق افتاد، خلاصه آن که به برکت تعالیم اسلامی مسلمانان به خدمات بزرگی در علم طب، ترجمه و تالیف متون پزشکی توفیق یافتند. در دوران اسلامی به خصوص در باب ترجمه در اثر تشویق‌های افراد درجه اول اجتماع، باب جدیدی بر مترجمین باز شد و آثار زیادی بصورت کتاب‌های طبی، علمی، فلسفی، تاریخی و غیره از زبان یونانی به عربی ترجمه شد.

گروهی از مترجمان نیز در غرب کشورهای مسلمان یعنی مراکش، الجزایر، اسپانیا، تونس و ... نیز به ادامه این خدمت اشتغال داشته‌اند. گروه بزرگی از مولفان بودند که پس از مطالعه کامل ترجمه کتاب‌های یونانی، خود توانسته‌اند کتاب‌هایی را نوشته و حتی به صورت نظم درآورند و از خادمان جهان پزشکی هستند. ولی پزشکان مشرق زمین قدم‌های بزرگ‌تری در راه پیشبرد علم طب برداشته‌اند. بیشترین سهم در طب اسلامی، متعلق به ایرانیان است. از بهترین شاگردان بقراط و جالینوس می‌توان از پزشکان مسلمان نام برد که با حفظ اخلاق پزشکی و سایر صفات نیک، بعدها حتی بر کتب اساتید خود نقد و بررسی نمودند.

▪ چهره‌های درخشان این دوره عبارتند از:

ـ محمد زکریای رازی صد و چند جلد کتاب و رساله در طب مانند حاوی و المنصوری و مرشد «و آبله و سرخک» تالیف نمود.

ـ شیخ ابوعلی‌سینا صاحب و مولف کتاب «قانون» و «نبض» و امثال آنها.

ـ اسماعیل جرجانی صاحب کتاب «ذخیره خوارزمشاهی»، «یادگار» و اغراض

ـ ابن‌رشد قرطبی صاحب کتاب «کلیات»، «سموم»، و «شرح بر قانون»

ـ علی‌بن عباس مجوسی ارجانی مولف کتاب «کامل‌الصناعه الطبیه‌الملکی»

ـ ابوالقاسم بن‌خلف الزهراوی مولف کتاب «التصریف»

در طی قرون سوم، چهارم، پنجم و ششم هجری قمری، پزشکان ایرانی توانستند برگ‌های زرینی بر تاریخچه طب جهان اضافه کنند و تحولات و انقلابات بزرگی را در طب ایجاد نمایند. از جمله محمد زکریای رازی، عباس مجوسی اهوازی، شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا و اسماعیل جرجانی.

اگر بخواهیم مروری بر دستاوردهای تلاش‌های بی‌شائبه دانشمندان ایرانی و ثمرات آن در جهان پزشکی داشته باشیم می‌توانیم بگوییم.

۱) بیرون آوردن علم طب از صورت نظری و متحول ساختن این علم با ایجاد بستر مناسب برای عرضه طب عملی، گامی بسیار مثبت در راه توسعه و پیشبرد این دانش بوده است.

۲) ایجاد نظم و ترتیب در دانش طب پراکنده و بی‌سر و سامان یونانی و افزودن اطلاعاتی جدید در زمینه پزشکی و تکمیل اطلاعات قبلی.

۳) با نظر بر وظایف و طبایع شرح داده شده برای اعضای بدن، تاثیر دارو و درمان را با توجه به طبیعت داروها و شرایط اقلیمی بیماران وارد علم پزشکی ساخته‌اند و توانستند تا قرن شانزدهم، هفدهم و نیمه‌های قرن هجدهم در علم پزشکی اروپا، تاثیرات حیرت‌انگیزی به جای بگذارند. حتی عده زیادی از پزشکان اروپایی (آلمان و اتریش) تحت تاثیر افکار و تحقیقات پزشکان اسلامی قرار گرفتند و آنان را آرابیست (Arabistes ) می‌نامیدند که تا اوایل قرن هفدهم میلادی در اروپا از حامیان زیادی برخوردار بودند و افکارشان مورد توجه بوده است.

کار آنها تحقیق و بررسی عینی روی نتایج به دست آمده از پژوهش‌های پزشکان اسلامی و بسط و ترویج افکار آنها بوده است که گروه بزرگی از پزشکان را تشکیل می‌داده‌اند. خود این پزشکان گروه‌های فکری و مکتب‌های علمی در اروپا ایجاد کردند که از آن شمار می‌توان مکتب سالرن و پادوا در ایتالیا را نام برد که تحت تاثیر و نفوذ مستقیم دانشمندان علم طب اسلامی بوده‌اند. ترجمه‌هایی از آثار دانشمندان اسلامی نیز نشان دهنده نفوذ همه جانبه آثار آنها بر نام‌آوران عرصه علم طب در دیار فرنگ است برای مثال می‌توان از ترجمه کتاب «آبله و سرخک» رازی که به زبان لاتین ترجمه شده و همچنین ترجمه «قانون» ابوعلی سینا یاد کرد که هر یک حدود چهل تا پنجاه بار به زبان‌های زنده دنیا تجدید چاپ شده است.

علاوه بر آن ژراد دو کرمن فرانسوی از معروف‌ترین کسانی است که به ترجمه قانون شیخ و حاوی و منصوری زکریای رازی و کتاب تصریف ابوالقاسم پرداخته است و از کسانی که اطلاعات طب اسلامی ایران را به اروپا برده‌اند و همچون گنجینه‌ای از آن مراقبت کرده‌اند می‌توان از ژردبرد وریاک و آشوک ریموند نام برد.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.