پنجشنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 20 June, 2024
مجله ویستا

ارتباط سازنده


ارتباط سازنده

به نظرم یکی از عمده ترین مسائل زندگی اجتماعی ما در حال حاضر «عدم وجود ارتباط سازنده» است. منظورم از ارتباط سازنده، آن نوع ارتباطی است که مبتنی بر شفافیت، دقت، نتیجه و منفعت دو …

به نظرم یکی از عمده ترین مسائل زندگی اجتماعی ما در حال حاضر «عدم وجود ارتباط سازنده» است. منظورم از ارتباط سازنده، آن نوع ارتباطی است که مبتنی بر شفافیت، دقت، نتیجه و منفعت دو طرفه باشد. اغلب ارتباط هایی که ما در زندگی روزمره داریم درباره هر یک از این چهار مولفه دارای نقص هستند.

۱) شفافیت: اغلب روابط اجتماعی ما در حال حاضر از شفافیت لازم برخوردار نیستند، اغلب بخاطر مصلحت هایی، یا بخاطر منافع شخصی یا ترس یا عدم اعتماد از «خود» بودن فرار می کنیم و در روابط مان با دیگران شفاف و روشن نیستیم، دروغ گفتن و برپایه دروغ زندگی کردن جزئی از شخصیت اجتماعی ِ اکثر آدم هاست.

۲) دقت: منظورم از دقت، آن نوع حساسیت هایی است که برای ارتباط اجتماعی و عمومی با دیگران، و یا روابط شخصی ضروری است. دقت همان چیزی است که شعور اجتماعی فرد را نمایان می سازد و میزان تجربه اجتماعی او را نشان می دهد. این شعور اجتماعی می تواند از چیزهای ساده ای همچون رعایت سکوت در مکانهای عمومی، دقت در رعایت ملاحاظات خاصی در برخورد و ارتباط با خانمها، چگونگی صحبت و اظهار نظر در یک جمع چند نفره و ... شروع شود تا ملاحظات و دقت هایی در روابط پیچیده تر شخصی و خصوصی همچون شیوه ارتباط با همسر و فرزند یا شیوه ارتباط با خود.

۳) نتیجه: اگر در روابطی که با دیگران برقرار می کنیم شفافیت و دقت لازم را نداشته باشیم، آنگاه اغلب به مولفه سوم نمی رسیم و آن نتیجه است. در واقع، بعضا افراد در روابط با دیگران از صراحت و بینش روشنی درباره هدف رابطه برخوردار نیستند. آنها با چند نفری دوستند اما نمی دانند که چرا با هم هستند، و دقیقا از این ارتباط چه انتظاراتی دارند و تا چه اندازه دیگری می تواند آن را برآورده کند. این معزل هم می تواند در یک دوستی ساده وجود داشته باشد و هم در یک شرایط پیچیده تر مثل رابطه خانوادگی.

عدم وجود صراحت و روشن نبودن انتظارت در بلندمدت باعث نارضایتی و احساس تنهایی می شود. ممکن است ازدواج کرده باشیم، همسر و فرزند داریم، دوستان زیادی هم در اطرافمان هستند، والدین ما همیشه حامی ما بوده اند و هستند اماااااااا باز هم احساس تنهایی می کنیم. این احساس بدین جهت است که در روابط مان با دیگران به روشنی و به وضوح نمی دانیم که انتظاراتمان چیست، چه جور آدم یا آدمهایی می توانند مخاطب مناسبی برایمان باشند، و چطور با صراحت، روشنی و ملایمت انتظاراتمان از رابطه را بیان کنیم.

۴) منفعت دو طرفه: به وضوح ارتباط سازنده ارتباطی است که برای هر دو طرف داری نتیجه مطلوب باشد و هر دو طرف از بودن در چنین ارتباطی احساس رضایت کنند. در اینجا منظورم ایجاد تعاملی میان خودخواهی و دیگرخواهی است. در واقع همواره این حس خودخواهی ماست که انگیزه لازم برای ایجاد ارتباط با فرد یا افراد خاصی را فراهم می آورد. ما به طور مبهم خواسته ها و انتظاراتی داریم که فکر می کنیم شخص یا اشخاص خاصی می توانند این خواسته ها و انتظارتمان را برآورده کنند و این انگیزه اصلی برقراری ارتباط با دیگران است. امااااا نکته مهم در این جا آن است که بتوانیم کمی از منظر دیگری هم به این ارتباط نگاه کنیم. تا چه اندازه برقراری رابطه با ما برای دیگری مفید و مطلوب است، تا چه حد انتظارات او را از رابطه می شناسیم و چقدر برای همراهی با او جدی هستیم.

http://social-me.blogfa.com/