یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا

تجلی عشق در اشعار


تجلی عشق در اشعار

بررسی مجموعه شعر, «این مریم همیشه» سروده رضا اسماعیلی

«این مریم همیشه» عنوان گزیده اشعاری است سروده رضا اسماعیلی که توسط مؤسسه توسعه کتاب ایران (تکا) در شمارگان ۵۰۰۰ نسخه و با قیمت ۲۴۰۰ تومان به دوستداران شعر و ادب تقدیم شده است. این دفتر که در ۲۳۶ صفحه گردآوری شده شامل ۹۶ غزل و هفت مثنوی می باشد که مضامین و موضوعات اجتماعی، مذهبی، عاشقانه و عارفانه را دربرمی گیرد.

رضا اسماعیلی متولد سال ۱۳۳۹ در تهران است و دارای لیسانس علوم اجتماعی می باشد که این تحصیلات تأثیری بسزا بر اشعار وی گذاشته است؛ اسماعیلی علاوه بر سرایش شعر، مسئولیت های دیگری ازجمله: سردبیری مجله «امید اسلام»، دبیری سرویس فرهنگی مجلات شاهد، دبیری سرویس فرهنگی فصلنامه پژوهشی طلب و تزکیه و... داشته است. همچنین وی دبیر و داور بسیاری از جشنواره های دانشجویی کشور بوده است. از دیگر آثار او می توان به حنجره سرخ عشق، نی نامه، آیینه و سنگ، تیغ، قلم، تغزل، گزیده ادبیات معاصر شماره شش، صد کلام، صد خاطره، بانوی آیینه و آب، آسمانی ها، بر آستان جانان، رفتارشناسی ادبی و... اشاره نمود.

گزیده اشعار «این مریم همیشه» نیز، هم مسیر با دیگر آثار اسماعیلی، دربرگیرنده ارزش ها و باورهای عمیق و ارزشمند دینی و مذهبی می باشد. چنانچه بیشتر سروده های این دفتر شامل اشعار آیینی و مذهبی است که در مدح و ثنای ائمه اطهار(ع) ازجمله پیامبر اکرم(ص) امام علی(ع) ، و دیگر امامان سروده شده است. البته بخش قابل توجهی از سروده های این دفتر را اشعار عاشقانه- عارفانه تشکیل می دهند که در این سروده ها نیز اسماعیلی با بهره گیری از داستان های قرآنی ازجمله داستان حضرت آدم و حوا، ماجرای حضرت یوسف و زلیخا و ماجرای حضرت مریم به شرح ماجرای عشق و عاشقی می پردازد.

«عشق، سیب، آدم، حوا، لیلی و مجنون» از کلید واژه های اشعار این دفتر است. سروده های «انسان»، «در غیاب عشق»، «هزاره های سیب» و «هم دردی» ازجمله سروده های اجتماعی این دفتر است که شاعر در آنها به بیان مسایل و معضلات فساد اخلاقی جاری در جامعه عصر حاضر اشاره نموده است- به عنوان نمونه در سروده «در غیاب عشق» شاعر به مفاسد اخلاقی موجود در جامعه که حاصل آن لکه دار شدن ساحت مقدس و پاک عشق واقعی است اشاره نموده است. اسماعیلی این گونه آغاز می کند:

در خیابان، عشق، یعنی یک گناه

«دوستت دارم» به آهنگ گناه

بارش لبخندهای وسوسه

بر نگاه قلب های بی پناه

و در پایان می گوید:

بازهم حوا وسیب و وسوسه

باز هم فصل هبوط و اشتباه

عشق یعنی، عصمتی پرپر شده

عشق در این عصر مظلوم است، آه!

یکی از بن مایه های سازنده شعر اسماعیلی که در اکثر سروده های عاشقانه و اجتماعی وی ردپایی پررنگ دارد الهام پذیری از قصه عشق آدم و حوا و هبوط آنها می باشد. که وی با نگاهی متفاوت و با زیبااندیشی جوانب مختلف این امر را مورد بررسی و تشریح ادبی قرار داده است. ازجمله در سروده های «لطیفه عشق»، «مردی که عاشق نمی شد»، «شاید که عشق...» و «عشق بی اجازه» شاهد این هنرنمایی شاعرانه می باشیم. از این منظر می توان سروده های اسماعیلی را بیشتر معناگرا معرفی کرد تا ساختارگرا، زیرا خمیرمایه و اساس سروده های وی رامعمولأ اندیشه واعتقادی خاص تشکیل داده است که در قالب واژگان و تعابیری مناسب و هم آهنگ به ایفای نقش می پردازند.

از دیگر سروده های زیبای این دفتر اشعار آیینی- عاشورایی است که اسماعیلی در وصف فضایل و کمالات سالار شهیدان امام حسین(ع) و علمدار کربلا حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر بزرگان واقعه کربلا سروده است. در سروده «باز این چه شورش است...!» که نام شعر مقتبس از سروده محتشم کاشانی است، اسماعیلی با زبانی ادبی به توصیف شاعرانه حماسه عاشورا پرداخته و به نقش سازنده آن در تزکیه و خودسازی اشاره نموده است:

باز بغض سرخ کیست، در گلوی لحظه ها؟

باز یاد سبز کیست، می وزد ز کربلا؟

باز آتش و عطش، بارش یزید و شمر

مانده غیرت حسین، زیر بارش بلا

«کیست یاری ام دهد؟!» باز می رسد به گوش

یک حماسه شهید، می کند مرا صدا

کربلا هماره هست، یک تذکر صریح

زندگی شکفتن است، بر فراز نیزه ها!

غزل «تو را من چشم در راهم» که نام شعر مقتبس از سروده نیمایوشیج می باشد در مدح و ثنای صاحب عصر و زمان حضرت مهدی«عج» سروده شده است. در این غزل اسماعیلی نجوایی عاشقانه و دردآگین با گمگشته تمام دل های منتظر سرمی دهد و در قالب واژگان و تعابیری صیقل خورده و خوش آهنگ عواطف و احساسات برخاسته از جانی تشنه وصال محبوب را این گونه بیان می دارد:

امین چشم درراهم، تورا من چشم درراهم

دلیل عصمت راهم، تو را من چشم درراهم

برادر قصد من دارد، به راهم گرگ می بارد

چو یوسف مانده در راهم تو را من چشم درراهم

دلم از بوی شب فرسود، بتاب ای قبله موعود

تو هستی مهر و هم ماهم، تو را من چشم درراهم

فهیمه بافنده