جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

تمدنی که به یغما رفت


یک روستائی در سال ۱۳۸۰ به طور اتفاقی ظرف تزئینی زیبائی از سنگ صابون را از گورستان باستانی محطوط آباد در حاشیه هلیل رود واقع در ۳۰ کیلومتری جنوب شهر جیرفت پیدا کرد این ظرف پرده از راز ۵ هزار ساله تمدن مدفون شده ای برداشت و توجه جهانیان را به این سو از سرزمین ایران جلب کرد متعاقب این کشف دست طعمکاران با سرعتی به مراتب بیشتر از مراقبان بر این گنجینه چیره شد و بازارهای حراج و مجموعه های خصوصی خارجی را از این گنجینه ایرانی پر کرد

یک روستائی در سال ۱۳۸۰ به‌طور اتفاقی ظرف تزئینی زیبائی از سنگ صابون را از گورستان باستانی محطوط آباد در حاشیه هلیل‌رود واقع در ۳۰ کیلومتری جنوب‌شهر جیرفت پیدا کرد. این ظرف پرده از راز ۵ هزار ساله تمدن مدفون‌شده‌ای برداشت و توجه جهانیان را به این‌سو از سرزمین ایران جلب کرد. متعاقب این کشف دست طعمکاران با سرعتی به مراتب بیشتر از مراقبان بر این گنجینه چیره شد و بازارهای حراج و مجموعه‌های خصوصی خارجی را از این گنجینه ایرانی پر کرد. به غارت رفتن اشیاء بی‌نظیر و خروج میراث فرهنگی باارزش از کشور و بدتر از آن تخریب لایه‌های فرهنگی و گورستان‌های بزرگ باستانی در حاشیه هلیل‌رود، به‌دلیل غفلت میراث‌بانان ما صدمات جبران‌ناپذیری وارد ساخت.

پس از گذشت ۲ سال، سرانجام با دخالت نیروی انتظامی و اقدامات اولیهٔ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اعزام هیئت باستان‌شناسی با عنوان گروه نجات بخش و انجام بررسی‌های باستان‌شناسی و فعالیت‌های اداره کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و پلیس بین‌الملل این غارتگری و ویرانگری تا حدودی متوقف شد. اما مشخص نیست چه میزان از این آثار تاکنون به تاراج رفته است.

بازگشت تنها ۱۱۷ قطعه تاراج رفته تمدن جیرفت

سفارش جمهوری اسلامی ایران در لندن در اواسط تابستان سال ۱۳۸۳ گزارشی را مخابره کرده که طی آن ۲ محموله آثاری فرهنگی تاریخی (محموله نخست شامل ۳۰ قطعه و محموله دوم شامل ۸۷ قطعه) از مبداء کویت و دبی که از حفاری‌های غیرمجاز جیرفت استحصال و به‌صورت غیرقانونی خارج شده بود، در گمرک فرودگاه هیثرو لندن متوقف شده است.

در پی دریافت این گزارش، اداره کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از طریق سفارت ایران در لندن و دفتر خدمات حقوقی و بین‌المللی کشور برای استرداد این آثار وارد عمل شد. مدارک و مستندات آماده شد و دو وکیل انگلیسی به استخدام درآمد تا این اشیاء را بازستانند. وزارت امورخارجه که از حراج یک اثر تاریخی ـ فرهنگی کشف شده از جیرفت در مؤسسه حراج اموال فرهنگی (ساتی بی) مطلع شده با اطلاع‌رسانی به دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی مدارک و مستندات لازم را به منظور اثبات تعلق اثر به ایران فراهم و تصمیم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به اعلام شکایت از مؤسسه مذکور به‌طور کتبی و مستند به مؤسسه حراج (ساتی بی) اعلام شد.

در جریان اقدامات فوق مؤسسه (برکلی) که خود را مالک اثر اعلام کرده بود، آمادگی خود را برای استرداد این اثر به ایران، ابراز داشت و طرح شکایت منتفی شد. از طریق سفارت ایران اقدامات لازم برای استرداد و اثر آغاز گردید و نهایتاً اثر مذکور نیز به سفارت جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شد. با رفع مشکلات گمرکی مربوط به خروج آن از گمرک انگلیس این اثر به همراه محموله‌های اول و دوم به کشور عودت داده شد و پس از طی مراحل قانونی اکنون این اشیاء در موزه ملی ایران قرار دارد.

اداره کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری علاوه بر استرداد آثار جیرفت در سال گذشته توانست دو قبضه شمشیر مسروقه از کاخ موزه سعدآباد را که در سال ۱۳۷۸ صورت گرفت، از کشور جمهوری آذربایجان بازگرداند. همچنین ۳۰۰ قطعه لوح به خط میخی مربوط به حفاری‌های تخت جمشید از کشور آمریکا را به کشور عودت داد. با توجه به عضویت ایران در کنوانسیون‌های ۱۹۷۰ یونسکو و ۱۹۹۵ یونیدروآ، و نیز عضویت در کنوانسیون بین‌المللی کمک‌های متقابل اداری به منظور پیشگیری، تجسس و جلوگیری از تخلفات گمرکی ۱۹۷۷ میلادی از طریق گمرک جمهوری اسلامی ایران این امکان حقوقی و بین‌المللی برای مقامات جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که در اسرع وقت نسبت به بازگرداندن آثار تاریخی اقدام کنند.

مطالعات باستان‌شناسی در جنوب شرق ایران و حوزه فرهنگی هلیل‌رود می‌تواند سهم بسزائی در شناخت بهتر این فرهنگ و ارتباط آن با فرهنگ‌های شرق باستان بین‌النهرین (میان رودان) و تمدن سند و پنجاب داشته باشد. این شناخت تا حدی قبلاً از یافته‌های محوطه‌های باستانی شهداد، تپه یحیی، تل ابلیس، شهر سوخته و... به‌دست آمده بود.

جیرفت، مهد تمدن

شهرستان جیرفت با وسعتی حدود ۱۸ کیلومترمربع در استان کرمان و در ۲۴۰ کیلومتری جنوب شرق کرمان، واقع شده است و ارتفاع آن از سطح دریا حدود ۶۰۰ متر است. این شهرستان که یکی از شهرهای جنوب‌شرق ایران محسوب می‌شود از شرق به استان سیستان و بلوچستان، از غرب به شهرستان‌های بافق و سیرجان، از شمال و شمال‌شرق به مناطق کوهستانی جبال بارز و ساردوئیه و شهرستان بم و از جنوب به استان هرمزگان محدود است. آب‌وهوای آن در بخش پست جنوبی، گرم و مرطوب است و دمای آن در تابستان‌ها از ۵۰ درجه سانتی‌گراد فراتر می‌رود و در مناطق مرتفع در طول سال، معتدل اما در طول زمستان سرد است. رود تمدن‌ساز هلیل مهم‌ترین رود استان کرمان است که با مساحت حوزه آبریزی حدود ۸ هزار و ۴۵۰ کیلومترمربع از کوه‌های بافت، هزار، لاله‌زار و بهر آسمان در شمال‌غرب استان سرچشمه می‌گیرد و در مسیر ۴۰۰ کیلومتری خود به سمت جنوب‌شرق سرازیر است. این رود در انتها به باتلاق جازموریان می‌ریزد و در طی این مسیر بخشی از اراضی زیرکشت جیرفت و رودبار را مشروب می‌سازد. رودهای مهم دیگر منطقه شامل رودشور، رود خشک، رود ملنتی و چندین رود فصلی است. این رودها به‌ویژه هلیل‌رود از دیرباز تاکنون عامل اصلی به‌وجود آمدن و و شکل‌گیری فرهنگ‌ها و تمدن‌های متکی بر اقتصاد کشاورزی و دامداری بوده‌اند. این شهرستان با داشتن چنین ویژگی اقلیمی امروزه نیز ۶ درصد از کل میوه کشور را تأمین می‌سازد، افزون بر اینها این منطقه دارای معادن سنگی فراوان و دشت‌های وسیع حاصلخیزی است که توانسته در طول هزاره‌ها، به‌ویژه از اوایل هزاره سوم پ.م. به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های فرهنگی و تمدنی و کانون‌های مهم اقتصادی ـ صنعتی شرق باستان تبدیل شود.

افزون بر آن این حوزه توانسته است با ایجاد ارتباط مستمر با تمدن‌های عیلام و بین‌النهرین در غرب و فرهنگ‌ها و تمدن‌های موجود در مناطق جنوبی، شرقی و شمالی خود در سرزمین‌های جنوبی خلیج‌فارس، دره هند و افغانستان، دستاوردهای فرهنگی و صنعتی خود را به آن سرزمین صادر کند.

پیشینه مطالعات باستان‌شناختی در جنوب‌شرق ایران

تعداد اندک کاوش‌ها و بررسی‌های باستان‌شناختی حوزه فرهنگی جنوب‌شرق ایران تاکنون یکی از دلایل کم‌توجهی باستان‌شناسی امروز به این منطقه بوده است نخستین آنها، بررسی‌های سر اورول اشتاین در اوایل قرن بیستم که حاصل آن، شناخت محوطه‌ای استقراری دوران پیش از تاریخ و ادوار تاریخی در ناحیه کرمان بود. در حد فاصل سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ شمسی برابر با دهه ۱۹۶۰ میلادی، تئودور ورتایم، پروفسور اسمیت و خانم ریکاردی مطالعات دامنه‌داری را در ناحیه کرمان و جنوب‌شرق ایران انجام دادند که حاصل آن شناسائی تعدادی محوطه متعلق به دوران پارینه سنگی تا عصر مفرغ در این منطقه بود. در سال ۱۳۴۲ شمسی (۱۹۶۴ میلادی) ژوزف کالدول باستان‌شناس ـ انسان‌شناس آمریکائی با کاوش در تل ابلیس موفق به شناخت یکی از مراکز اولیه تولید مس از سنگ مس با استفاده از صنعت ذوب، مربوط به اواخر هزاره پنجم پ.م. گردید.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.