شنبه, ۲ تیر, ۱۴۰۳ / 22 June, 2024
مجله ویستا

شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم


شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم

یکی از شبهاتی که در مبانی اجتهاد شیعی مطرح می گردد, این است که فقه شیعی, با وجود محدودیت منابع, چگونه توانایی پاسخگویی به مسائل مستحدث را درمسیر توسعه داراست

یکی از شبهاتی که در مبانی اجتهاد شیعی مطرح می‌گردد، این است که فقه شیعی، با وجود محدودیت منابع، چگونه توانایی پاسخگویی به مسائل مستحدث را درمسیر توسعه داراست؟

در ادامه مطالب قبل و در پاسخ به چنین سوالاتی برآنیم که به ارائه اسلوب اجتهاد در آموزه‌های امامان معصوم بپردازیم. و اهمیت نظام اجتهادی غنی را که در عین برخورداری از اصول و قواعد خاص، قابلیت رشد و پویایی و انطباق با مقتضیات و متغیرات زمان در ناحیه موضوعات را داراست، از منظر امامان معصوم تبیین نماییم و نتایج این اسلوب کارآمد را در حل مسائل زنان مورد ارزیابی قرار دهیم.

عناوین اصلی مقاله بدین قرار است: الف- اهمیت بخشی به امر اجتهاد در زمان حضور معصومان . ب- توجه به مقتضیات زمان در آموزش‌شیوه‌ها. ج- پرورش نیروی متخصص در علوم مختلف فقه و اجتهاد د- ارائه اصول و قواعد کلی اجتهاد و شیوه انطباق آنها با مصادیق. هـ – جدا سازی اجتهاد صحیح از اجتهاد به رأی. و- موضعگیری امامان در برابر اجتهاد به رأی. ز- آموزش شیوه انطباق با کتاب و سنت ح- تأکید بر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط ط- توجه به عقلانیت در اجتهاد ی- تأکید بر رد متشابهات بر محکمات ک- نفی اجتهاد بدون مبنای علمی ل- بیان شرایط فقیه و مجتهد.و در پایان تأکید امامان بر توانمند سازی علمی و فقهی زنان در حل مشکلات زنان.

لازمه دین باوری و تفکر نظام‌مند در قوانین اسلام، توجه به کار آمدی آن در پاسخگویی به نیازهای بشر، افزایش مشکلات جوامع انسانی بواسطه بریدگی از وحی و بی‌اعتنایی به دستورات اجتماعی و سیاسی دین، مد نظر داشتن توسعه و تعاملات نظری و عملی در جهان امروز، اندیشمندان دنیای اسلام را به دغدغه‌مندی در پاسخگویی صحیح و مناسب فرا می‌خواند، تا بدور از هر گونه افراط و تفریط،‌التقاط و جمود، و بر اساس آموزه‌های وحی و تعلیمات حکیمانه از سوی معصومان به تعامل علمی و منطقی بپردازند و رسالت خویش را در جهت جهانی سازی فرهنگ حق و اعتلای آن عملی سازند.

ضرورت تحقق چنین اهدافی، با توجه به اصولی اساسی چون اصل خود باوری و استقلال فرهنگ دینی و ملی، اصل عزت مسلمین و نفی سلطه بیگانگان در تمامی عرصه‌ها، اصل اتکال بر نیروی ایمان و اعتصام بحبل الله، اصل مسؤولیت‌پذیری و نفی بی‌تفاوتی و… ما را بر این می‌دارد که در تحقیق و ارزیابی موضوعات، ابعاد و زوایای مختلف آنها را به لحاظ مبانی اندیشمند، مسائل و ارائه راهکار دقیقاً مورد توجه قرار دهیم.

در راستای تحقق این هدف و در پی مطالب پیشین خویش تحت عنوان کلی «اجتهاد، توسعه، مسائل زنان» این بار موضوع نوشتار ما، ارزیابی «شیوه‌های اجتهاد پویا در آموزه‌های امامان» است.

● موشکافی در مختصات کلی موضوع

برخاسته از اندیشه و تحقیق در شیوه امامان معصوم در زمینه اهمیت بخشی ایشان در ارائه اسلوب صحیح اجتهاد و صدور فتوی، ما را به واقعیاتی علمی و عملی می‌رساند که در عرصه‌های بحران زای معضلات فقهی و حقوقی نوید و اطمینان می‌بخشد و این واقعیت را بخوبی روشن می‌سازد که ایشان با ساماندهی صحیح شیوه‌های اجتهاد، اساس اجتهادی پاسخگو، جامع و جاودانه را برای زندگی بشر بنیان نهاده‌اند.

شیوه امامان برخاسته از قرآن کریم و رهنمودهای پیامبر اکرم(ص) و بر محور تأکید حضرتش بر «انی‌تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً» (عاملی، ۱۴۰۳ هـ ، ج ۱۸، ص ۱۹) بود.

دستمایه این اسلوب کار‌آمد از دو خصیصه ارزشمند برخوردار بود، که آن را از دستبرد حوادث محفوظ می‌داشت و در تمامی آموزه‌های امامان تأکید بر آن آشکار بود:

الف) حفظ سرمایه‌های غنی وحی که در قرآن کریم و سنت نبوی بر اساس «ما آتاکم الرسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا (حشر، ۷) جمع‌آوری گردیده بود و پایبندی به آن ضرورت قطعی داشت و همه امامان تمام سعی خود را بر محافظت از آن به کار گرفتند و از ورود تمایلات و آراء غیر مبتنی بر وحی بشدت پیشگیری کردند.

ب) تعلیم و ارائه قواعد کارآمد و ابزارهای لازم اجتهاد و اسلوب صحیحی که فقیه بتواند احکام شرعی را از آن استنباط و استخراج کند. در طی دویست و اندی سال حضور مشهود معصوم، تمام ابعاد و زوایای این نوع اجتهاد ارائه گردید. و اکمال و اتمام سیره نبوی در این زمینه بواسطه امامان محقق گردید و زمینه‌ای کارآمد و گره‌گشا برای تاریخ اجتهاد شیعی از سوی ایشان فراهم شد، تا در برخورد با مسائل جدید و موضوعات مستحدث نه به بلیه «انسداد باب اجتهاد» دچار گردد و نه به نقیصه و کمبود دستمایه و نیازمندی به «اجتهاد به رأی» و قیاس و تأویل و استحسان و… مبتلا شود. بلکه بدور از افراط و تفریط، و جمود و التقاط بتواند مسیر تحول گرا و پویای خویش را با زبانی گویا بگشاید و نمودی از جامعیت و جهان شمولی قوانین اسلامی باشد.

اجتهادی که قابلیت گشایش گره‌های کور و پاسخگویی به «حوادث واقعه» را در عصر عدم حضور معصوم و دوران پر تلاطم غیبت کبری داشته باشد. و با سرمایه‌های بی‌نظیری چون «اصول اربع مأه» و قواعدی کار گشا چون ید، سوق، اتلاف، نفی سبیل، نفی ضرر، حرمت بخشی به جان و مال و حیثیت انسانها و… و تصمیماتی در جهت اقسام حکم و موضوع، بتواند مسیر اجتهاد شیعی را ترسیم نماید و در عصر بحران معنویت و اضطرار بشر راه امیدی به سوی «و ان هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبیل فتفرق بکم عن سبیله» (انعام، ۱۵۳) بگشاید.

مکانیسم چنین اجتهادی بر اساس یافته‌های تحقیقی ارائه می‌گردد:

▪ اهمیت امر اجتهاد در زمان حضور معصوم

برخی معتقدند که شیعه در زمان حضور معصوم(ع) بواسطه عدم ضرورت اجتهاد دارای اسلوب و شیوه اجتهادی خاص نبود و با وجود دسترسی به ادله قطعی نیازی به تمسک بر ادله ظنی برخاسته از اجتهاد نداشت. لذا توسعه اجتهاد را در قرون اولیه به مذاهب اهل سنت نسبت می‌دهند. حال این سؤال مطرح است که رویکرد ائمه شیعه به مسأله اجتهاد چگونه بوده است؟

و با توجه به مقتضیات زمان و حضور معصوم آیا برای طرح موضوع فقاهت و اجتهاد در بین صحابه زمینه‌ای وجود داشته یا خیر؟ برای پاسخ به این مسأله در دو عصر باید به جستجو پرداخت:

الف) عصر پیامبر اکرم(ص)

آنچه از مطالعه تاریخ و متون مربوط به حوادث زمان رسول خدا(ص) به دست می‌آید متفقاً مشتمل بر این معناست که با تحقق بعثت پیامبر اکرم(ص) و تشکیل حکومت اسلامی در جزیره العرب، یکباره نهضت و جهش علمی، فرهنگی عظیمی در این منطقه از جهان رخ داد که نه تنها بازتاب منطقه‌ای داشت، بلکه تحولی چشمگیر و گسترده ایجاد شد که ملتها و مناطقی چون یونان، مصر باستان، ایران، رم را معطوف به خود ساخت. در حین چنین تحولی یکی از رسالتهای خاص مسلمین، انتقال این فرهنگ الهی بصورت سفیران و نمایندگان رسمی و غیررسمی برای ابلاغ پیام جهانی اسلام بود. دینی که آموزه‌های نوینی را برای جهانیان داشت و با خطابهای بین‌المللی «یا ایها الناس»، «یا بنی آدم»، «یا ایها الانسان» مرزهای جغرافیایی را در می‌نوردید و پیام وجدان بیدار و فطرت و طبیعت بی‌آلایش انسانها را برای نفی تبعیض، سلطه و ظلم به گوش بشریت می‌رساند.

مکتبی که مبنای بعثت پیامبرش بر «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» (جمعه، ۳) استوار گردیده بود و نمایندگان آن مأمور به «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» ( نحل، ۲۵) بودند و بیشترین تاکید را ترویج علم و فقاهت بر پایه بصیرت داشت و تفقه در دین مفتاح کمال و «الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا» (کلینی، ۱۴۱۱ هـ ، ج ۱، ص ۵۸)، در کلام پیامبرش معرفی می‌شدند و پیام پیامبرش این بود که «علم بیاموزید اگر چه در چین باشد» و «آموختن علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب است» و «حکمت گمشده مؤمن است» و «از گهواره تا گور دانش بیاموزید» (مطهری، ۱۳۷۲، ص ۴۴۹) . این قراین و موارد مشابه نشانگر آن است که عصر پیامبر(ص) زمان تشریع بود و با واقعه غدیر اکتمال و تمامیت و جامعیت آن اعلام و ابلاغ گردید و با وجود منشأ قانونگذاری و مبلغ پیام وحی، اجتهاد به صورت دستیابی و استنباط کلیه احکام ضرورتی نداشت، لیکن رسالت این دین جامع و جهانی و تداوم آن متضمن یک سلسله امور و تمهیداتی بود که دقیقاً مورد توجه پیامبر اکرم(ص) قرار داشت و تدارک جهت حل معضلات زمانهای بعدی در آن به خوبی قابل رؤیت است؛ چنانکه امر به ضبط و کتابت آیات و احادیث برای پیشگیری از دستبرد در ازمنه بعدی در عصر پیامبر(ص) و با تأکید فراوان ایشان صورت گرفت و توصیه به تمسک به کتاب و سنت با بیانات مختلف حامل همین معنا بود. اضافه بر آنکه در همان زمان حضور پیامبر اکرم(ص) هم می‌بینیم وقتی صحابه امکان وصول به ایشان را نداشتند و در حل بعضی مسائل دچار مشکل می‌شدند و بر اساس آموزه‌های وحی استنباط حکم می‌نمودند و وقتی به محضر رسول خدا(ص) می‌رسیدند، تأیید یا رد آن را کسب می‌کردند. این گونه عملکرد در لابلای گزارشهای تاریخ آمده است، از جمله اینکه رسول خدا(ص) جمعی از مسلمانان را همراه یکی از صحابه به مأموریتی فرستاد. صحابی مزبور پس از بازگشت ضمن بیان احوال سفر گفت: «در راه دچار احتلام شدم و از سرمای زیاد و بیم جان بر انجام غسل ترسیدم. تیمم نمودم. حضرت فرمود: آیا در این حال بر همراهانت نماز گزاردی؟ او می‌گوید: خواستم غسل کنم این آیه یادم آمد «لا تقتلوا انفکسم» (نساء، ۹) در این هنگام رسول خدا لبخندی زدند و چیزی نفرمودند (آلوسی بغدادی، ۱۴۱۲ هـ ، ج ۵، ص ۱۶) اگر چه این واقعه به لحاظ سند قابل تأمل است اما اینگونه وقایع نشانگر آن است که در بدو امر مسأله اجتهاد با غموضت و زحمات امروز همراه نبود؛ ثانیاً در صورت عدم دسترسی به پیامبر اکرم (ص) با اطلاعات دینی خود از کتاب و سنت عمل می‌کردند.

شهید محمد باقر صدر در این زمینه می‌گوید: هر چه فاصله زمانی میان فقیه و عصر نص (حضور معصوم) بیشتر شد، پیچیدگی در فهم مطالب و استخراج حکم از مدارک شرعی افزون گردید و مشکلات بر سر راه استنباط تعدد یافت (صدر، ۱۳۸۱، ج ۱، ص ۱۱۲)

لیکن آنچه روشن است، شدت اهتمام رسول خدا(ص) در آموزش امامان معصوم بالاخص امیر المؤمنین و پرده‌برداری از رخدادهای زمان بعدی برای «اهل بیت» و توجه دادن به عدم گرایش انحراف و عوامل انحراف‌زا در امت اسلامی، تدبیر و تحکیم مایه‌های قوام و یکپارچگی، آموزش ساز و کارهای دوام و ثبات آموزه‌های وحی و پیشگیری از دستبرد و هر گونه دخل و تصرف، همگی نشان از آن دارد که رسول خدا(ص) تمامی زمینه‌های لازم را برای بقای این دین جهانی تدارک کرده بودند.

در حدیثی معتبر از امیر مؤمنان (ع) نقل شده است: پیوسته هر صبح و شام با رسول‌خدا(ص) خلوتی علمی داشتیم و آنچه لازمه انتقال و آموزش بود، حضرت در آن لحظات منتقل می‌نمودند اصحاب رسول خدا(ص) می‌دانستند که ایشان با شخص دیگری غیر از من چنین خلوتی ندارد… و اینگونه بود که وقتی من سؤال می‌کردم، حضرتش پاسخ می‌فرمود و وقتی من خاموش می‌شدم و سوالاتم تمام می‌شد، ایشان آغاز می‌فرمود. پس هیچ آیه‌ای بر رسول خدا نازل نگشت، مگر آنکه پیامبر(ص) آن را برای من تلاوت و املا نمود، پس من می‌نوشتم و پیامبر تفسیر و تأویل آن را برایم بیان می‌کرد و ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، و خاص و عام آن را روشن می‌ساخت و بر فهم و حفظ آن مرا دعا می‌فرمود و من همچنان مأمور حفظ و یادگیری بودم… و هیچ چیزی از آموختن نبود از حلال و حرام و امر و نهی که خدا بر او تعلیم نموده باشد یا از کتب انبیاء قبل از او، از طاعت و معصیت، مگر آنکه همه را به من تعلیم فرمود و من حفظ نمودم و حتی یک حرف را به فراموشی ندادم (کلینی، ۱۴۱۱هـ ، ج ۱، ص ۶۴).

ب) عصر امامان معصوم

از دیدگاه شیعه زمان پیامبر(ص) عصر تشریع بود و اکمال و اتمام آن در غدیر صورت پذیرفت. و عصر ائمه(ع) دوره صیانت و حفاظت و توسعه دستاوردهای عصر نزول وحی بود و طی حدوداً ۲۵۰ سال زمان حضور قابل دستیابی و دوران ۷۰ ساله غیبت صغری تمامی آموزشهای مختلف و تدابیر لازم با اسلوبهای متنوع ارائه گردید، که از آن جمله شیوه‌اجتهادی صحیح، تحول‌گرا، نظام‌مند، پاسخگو و روش‌دار است که همه امامان بر این امر اقدام و تاکید نموده‌اند. امیر مؤمنان(ع) در آموزشهای خود به فرماندار خویش در مکه قثم بن عباس می‌فرماید: ای فرماندار تو هر صبح و شام مجلسی را با حضور خود برای مردم فراهم کن. پس کسانی که از تو استفتا می‌کنند، برایشان فتوی بده، جاهلان را آموزش ده و با عالمان شهر به مذاکره و مباحثه علمی بپرداز (ترجمه دشتی، نامه ۶۷).

این عبارت نمودی از اهتمام خاص حضرت به ارائه فتوی و نظر علمی بر اساس اسلوب دینی است و چند نکته اساسی از این پیام خردمندانه به دست می‌آید:

الف) فرمانداران در دوران حاکمیت علی(ع) از صاحبنظران و علمای دین انتخاب می‌شدند و «قثم» فردی آشنا به رموز فتوی و آموزش احکام دین بوده و حضرت به نظر و دیدگاه او اطمینان و احترام قائل بوده‌اند. و فقیه پروری از جمله امور مورد توجه ایشان بوده است.

ب) فرماندار در حاکمیت علی(ع) فقط مأمور امور اجرایی نبود، بلکه مسؤولیت امور علمی و دینی مردم را هم بر عهده داشت.

ج) حضور او از سوی علی(ع) در میان مردم به صورت مستمر بود و استنباط با عامی و جاهل و آموزش آنان بر وی لازم شمرده می‌شد.

د) فرماندار باید در چنین حکومتی در رشد علمی خود از طریق مشاوره و محاوره با اهل علم بکوشد و بر آگاهی خود بیفزاید تا در پاسخگویی به امور دینی مردم از توانایی لازم برخوردار باشد.

ه) کسی که در مقام افتاست باید بطور مستمر با مردم مرتبط باشد تا سوالات، ابهامات و نیازهای روزمره آنان را بداند و در پاسخ آنان تدابیر علمی لازم را اتخاد بنماید. و این آموزش شیوه‌ای علمی و عملی در نخبه پروری و اجتهاد گستری است. در تعبیر دیگری امام علی(ع) می‌فرماید: من اکثر الفکر فیما تعلم اتقن علمه و فهم ما لم یکن یفهم کسی که در آموخته‌هایش تفکر و تأمل نماید علم او از استحکام برخوردار، و به آنچه برای وی قابل فهم نبوده، دست می‌یابد (آمدی، ، ۱۳۷۷، ج ۲، ص ۲۹۸)، اشاره به اینکه: صرف آموزش علم کافی نیست، بلکه ساماندهی، تفکر در آموخته‌ها و اسلوب بخشی به آن، علم را بارور و کارآمد می‌سازد.

لیکن از آن جهت که از همان زمان برای اجتهادی ناصواب و مبتنی بر تأویل و رأی زمینه‌سازی می‌شد، حضرتش در مقام اخطار به عالمانی که درست فتوی نداده‌اند و بر اساس رأی و مخالفت با کتاب و سنت اقدام نموده‌اند، بشدت اعتراض می‌نماید و می‌فرماید «یک حکمی از احکام بر یکی از قضات حکومتی ارائه شده و عین همان حکم بر قاضی دیگری عرضه گردیده و دو حکم مخالف هم داده‌اند و قاضی القضاه شهر هم نظر هر دو را تصویب نموده؟ این چه رفتار نادرستی است! آیا خدا ایشان را به اختلاف (در احکام قطعی دین) امر کرده؟ در حالی که خدای آنها و پیامبر ایشان و کتابشان واحد است، چگونه مخالف کتاب و سنت نبوی رأی داده‌اند؟ آیا خدا آنان را از این عمل باز داشته (چنانچه حق هم همین است) ولی آنان به مخالفت برخاسته‌اند!! یا اینکه دین خدا ناقص بوده و اینان می‌خواهند آن را کامل کنند؟! در حالیکه حق جعل و تشریع ندارند و دین خدا کامل است یا اینکه اینان شریکان خدا در جعل حکمند؟! تا هر چه می‌خواهند به نام حکم دینی بگویند و خداوند به گفته آنان رضایت دهد؟ یا اینکه خدا دینش را کامل فرستاده لیکن پیامبرش در ابلاغ کوتاهی کرده است؟! و حال آنکه خداوند می‌فرماید ما از بیان هیچ چیزی فروگذار نکرده‌ایم و بیان کامل هر امری در قرآن کریم است و این آیات قرآن است که بعضی بعض دیگر را تصدیق و کامل می‌نماید و در آن اختلافی نیست.» (ترجمه دشتی، خطبه ۱۸).

با توجه به شیوه نادرستی که بعد از رسول گرامی اسلام راجع به اجتهاد در برابر نص، ابتدا در مسأله حکومت و جانشینی و سپس در بعضی از قضاوتها و نظرات از سوی خلفا یا قضات مطرح می‌گردید، از همان ابتدا امیر مؤمنان(ع) با دقت و مراقبت ویژه‌ای در امر استخراج حکم. و فتوی اهتمام می‌نمودند تا بدانجا که به مالک اشتر می‌فرماید: «خوف اینکه اگر به یاری اسلام نشتابم و طرفدارانش را یاری نکنم، رخنه‌ای در آن ببینم یا شاهد نابودی آن باشم که مصیبت آن بر من سخت از رها کردن حکومت بر شماست که آن کالای چند روزه دنیاست و به زودی ایام آن سپری گردد چونان سراب یا بمانند ابرهای زودگذر و پراکنده. پس با احساس مسؤولیت در حفظ دین به پا خاستم و به یاری حق شتافتم، تا باطل از میان رفت و دین حق استمرار یافت و آرامش مستقر گردید (ترجمه دشتی، نامه ۶۲)

و تعبیر «لو لا علی لهلک عمر» و قضاوتهای مکرر ایشان در پیشگیری از فتوای بدون مبنا و صدور حکم مخالف با حکم خدا، همه حاکی از آن است که توجه و دغدغه حضرت به ممانعت از اجتهاد به رأی، و انحراف در مسیر استنباط احکام، از مسائل عمده در نظر ایشان بوده است تا مبادا در مسیر تاریخ اجتهاد، به عنوان اصلاح در روش فهم دین یا توسعه و قبض و بسط آن، در غیر روش نظامدار کتاب، سنت و سیره معصومان مداخله و التقاط و انحراف صورت پذیرد.

کلام امام خمینی درباره دور اندیشی و بصیرت تام ائمه این گونه است: اصل رجوع عالم به جاهل یک اصل عقلایی است و ائمه می‌دانستند که در آینده، شیعه به سبب محرومیت از دسترسی به ائمه(ع) باید به اخبار و اصول و جوامعی تمسک جویند تا در اجتهاد بدان استناد کنند. و نیز در آینده تاریخ خبر از آمدن زمان غیبت کبری و اینکه مردم دچار هرج و مرج می‌شوند، پیوسته می‌دادند و اینکه در آن زمان لا محاله عوام مردم به علما رجوع می‌کنند و این امر یک نوع ارتکاز عقلایی است و علماء هم برای پاسخگویی به مردم نیازمند کتابهای اصحابند، از این جهت ائمه به ضبط و کتابت احادیث و نگارش آنها در کتب و حفظ تام آن اهتمامی خاص داشتند، تا متون احادیث دست نخورده به دست علمای متأخر برسد.» (الخمینی، ۱۴۱۰ هـ ، ج ۲، ص ۱۳۰)

این روش مراقبت در شیوه صحیح اجتهاد و آموزش آن اختصاص به زمان امیرالمؤمنین(ع) نداشت و حتی در دوران خفقان امام سجاد(ع) و دوران زمامداری بنی امیه«سعید بن مسیب» در شمار فقیهانی بود که مورد اعتماد حضرت بودند و در مدینه فتوی می‌داد. (مخلصی، ۱۳۷۲، ص ۱۴۷) لذا از سویی مردم را به پرسش و سؤال از علما فرا می‌خواندند و از سویی شیوه‌های اجتهاد صحیح را آموزش می‌دادند و از طرف دیگر از ورود هر گونه بدعت و نوآوری بدون مبنای علمی و مستند بر کتاب و سنت ممانعت می‌کردند. لازم به ذکر است که در ارائه اسلوب اجتهاد از سوی ائمه گاه به مبانی اجتهاد شیعی پرداخته‌اند و گاه به روشها که ما در این گفتار به هر دو قسمت خواهیم پرداخت.

● ضرورت توجه به مبانی علمی اجتهاد

توجه به شیوه‌های علمی در اجتهاد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که در کلمات امامان معصوم به طور متواتر به چشم می‌خورد. اصل مسلم قرآن این است که تمامی امور باید از پشتوانه علم و علمی برخوردار باشد.: «ولا تقف ما لیس لک به علم» (اسراء، ۳۶) اشاره به همین مطلب است در کتب اصول فقه راجع به پشتوانه «ظنون معتبره و امارات شرعیه» و شیوه استناد بدان، ضرورت حمایتهای قطعی و علمی از سوی شارع لازم و قطعی دانسته شده است. اما آنچه در باب این موضوع در روایات به چشم می‌خورد، از جهات مختلف قابل ارزیابی است که ذیلاً‌بدان می‌پردازیم:

الف) مفهوم علم از دیدگاه کتاب و سنت جدا از مفهوم علم در آموزه‌های اکتسابی و کلاسیک متعارف است. در اینجا علم یک حقیقت نوری است که از تابش ایمان و علم و حکمت بر دل نشأت می‌گیرد «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» و برخاسته از «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» (جمعه، ۲) می‌باشد که مراد از حکمت را بنا بر مستنداتی سنت دانسته‌اند و همان کلمات حکیمانه امامان معصوم که در معارف دین، ارائه گردیده است از این منظر بیشترین خشیت از آن علماست: انما یخشی الله من عباده العلماء (فاطر، ۲۷) لذا در تصدی امر اجتهاد، اعلمیت، اعدلیت و اورعیت از ضرورتهای لازم قطعی است و صاحب علمی از دیدگاه قرآن متبع و مرشد است که دستاورد علم او حرکت در صراط مستقیم باشد، لذا ابراهیم خلیل به پدرش می‌گوید: یا ابت انی قد جاءنی من العلم ما لم یاتک فاتبعنی اهدک صراطاً مستقیماً‌(مریم، ۴۳) ای پدر برای من بهره‌ای از علم است که تو از آن بی‌نصیبی و حاصل آن صراط مستقیم است؛ پس مرا در علم دین متابعت نما.

ب) مراد از علم فقط علمی سطحی نگر و متن گرا نیست بلکه در موارد عدیده ورود عمقی و رسوخ علمی مورد انتظار ائمه است. مثلاً امام صادق می‌فرماید: «اگر درباره یک حدیث به درایت و تعمق بپردازید، بهتر است از هزار حدیث که فقط به نقل و روایت آن بپردازید. هیچ یک از شما به فقاهت نمی‌رسد مگر اینکه رموز کلام را بفهمد؛ زیرا یک کلمه از معارف ما این قابلیت را دارد که بر ۷۰ معنا حمل شود و در تمامی آنها یک معنای صحیح مورد نظر ما وجود داشته باشد.» (مجلسی،۱۴۰۳ هـ ، ج ۲، ص ۱۸۲) در کلام دیگری می‌فرماید[۱]: فقیه‌ترین مردم در میان شما کسی است که معانی کلام ما را دریابد و وجوه انصراف و جهت کلام را بفهمد. (حر عاملی، ۱۴۰۳ هـ ، ج ۱۸، ص ۸۴) امام خمینی(ره) در این باره می‌فرماید: مراد از درک کلام ائمه آن است که مجتهد طالب مطلب و اهل استنباط بقدری با کلمات ائمه انس و مراوده داشته باشد که بتواند از نفس کلمات، مفهوم لازم را استخراج کند که این امر بمنزله محور علم و اجتهاد است و مأنوس بودن با کلمات ائمه و کیفیت محاوره و مراد ایشان در تخاطب از مهمترین اموری است که برای تحصیل اجتهاد لازم است (خمینی، ۱۴۱۰ هـ ، ج ۲، ص ۹۸).

ج) روایاتی از فتوای بدون علم دین شدیداً نهی می‌نماید، چنانکه نهی از حکم بغیر حکم خدا در آیات هم مکرراً آمده «و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الفاسقون (مائده، ۴۷)

امام صادق(ع) می‌فرماید[۲]: از دو خصلت شما را حذر می‌دارم که در ورطه آن بسیاری هلاک شدند اول: پرستش خدا را بر شیوه باطل اختیار کنی دوم: بدون علم و استناد فتوی صادر نمایی (حر عاملی، ۱۴۰۳ هـ ، ج ۱۸، ص ۱۰، ح ۲).

نویسنده: عزت السادات میرخانی

منابع و مآخذ

قرآن کریم

۱. آلوسی بغدادی، محمود بن عبدالله، تفسیر روح المعانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، موسسه التاریخ العربی، ۱۴۱۲ هـ ، چاپ اول

۲. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم ، ترجمه سید رسول هاشمی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷ش

۳. ابن بابویه، الصدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ترجمه و شرح آقا نجفی، انتشارات علمیه، بی‌تا

۴. ابن بابویه، الصدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، علی اکبر الغفاری، الجماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، چاپ دوم

۵. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمه ، تهران ۱۴۱۰ هـ ، چاپ چهارم

۶. اصغری، سید محمد، قیاس و سیر تکوین آن در حقوق اسلام، مؤسسه کیهان، زمستان ۱۳۷۰ش، چاپ دوم

۷. الامینی النجفی، عبدالحسین احمد، الغدیر فی الکتاب و السنه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۶ش، چاپ دوم

۸. تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، موسسه النشر الاسلامی، التابعه لجماعه المدرسین، ۱۴۱۰ هـ

۹. حر عاملی، محمد بن الحسن،‌وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳هـ ، چاپ پنجم

۱۰. حق پناه، رضا، «گستره فقه و لزوم تخصصی شدن آن»، مجله اندیشه حوزه، شماره ۳۴، خرداد و تیر ۱۳۸۱

۱۱. حکیمی، محمد، حضرت معصومه و شهر قم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بهار ۱۳۷۶، چاپ دوم

۱۲. حیدر اسد، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، بیروت، منشورات‌الکتب‌العربی،۱۴۰۳هـ، چاپ اول

۱۳. الخمینی، روح الله، الرسائل، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۴۱۰ هـ ، چاپ سوم

۱۴. دشتی، محمد، نهج البلاغه، انتشارات موعود اسلام، زمستان ۱۳۷۹، چاپ اول

۱۵. شعبه الحرانی، ابی محمد حسن بن علی بن حسین، تحف العقول عن آل الرسول، ‌تصحیح علی اکبر غفاری، کتابفروشی الاسلامیه، بی‌تا

۱۶. صدر، محمدباقر، قواعد کلی استنباط،‌قم ، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۱ش، چاپ دوم

۱۷. طباطبایی، علامه سید محمد حسین، المیزان(عربی)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، تابستان ۱۳۶۲، چاپ چهارم

۱۸. طبرسی، ابی منصور احمد بن علی، الاحتجاح، نجف، دار الضمان، طبع فی مطابع، ۱۳۸۶هـ

۱۹. الطوسی، محمد بن الحسن، الفهرست، قم، منشورات الشریف الرضی، بی‌تا

۲۰. علیدوست، ، نور الله، پرتوی از زندگانی امام صادق(ع)، با مقدمه آیه الله جعفر سبحانی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷ش، چاپ اول

۲۱. الغروی، محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، اخذ الشبهات عن الطرق و الاسناد، مکتبه آیه الله المرعشی، ۱۴۰۳هـ ، ‌چاپ اول

۲۲. فضل الله، السید عبدالمحسن، الاسلام و أسس التشریع بحث مقارن، بیروت،‌دار الاضواء، ۱۴۰۷هـ ، چاپ دوم

۲۳. قمی، عباس بن محمد رضا، الانوار البهیه،‌ مکتبه الشفیعی

۲۴. قمی، عباس، البحار و مدینه الحکم و الآثار،‌تهران، انتشارات فراهانی، ۱۳۶۳ش، چاپ اول

۲۵. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، بیروت، ۱۴۱۱هـ

۲۶. مجلسی،‌محمد باقر بن محمد تقی، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳هـ ، چاپ سوم

۲۷. محلاتی، ذبیح‌الله، ریاحین‌الشریعه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، بهار ۱۳۶۸، چاپ پنجم

۲۸. مخلصی، عباس، مجله کاوشی نو در فقه و علوم وابسته به آن، تاریخ تطور اجتهاد، بهمن ۱۳۷۲

۲۹. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، انتشارات صدرا، پاییز ۱۳۷۲، چاپ نوزدهم

۳۰. مطهری، مرتضی، ده گفتار، «اصل اجتهاد در اسلام»، انتشارات صدرا، تابستان ۱۳۷۳، چاپ نهم

۳۱. مطهری، مرتضی، سیری در سیره ائمه اطهار، انتشارات صدرا، زمستان ۱۳۶۸، چاپ چهارم

۳۲. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، الجامعه المدرسین، قم، موسسه النشر الاسلامیه، ۱۴۱۵ هـ ، چاپ دوم

۳۳. مهدی‌پور، علی اکبر، کریمه اهل بیت، قم، موسسه نشر و مطبوعات حاذق ، بهار ۱۳۷۴

[۱] انتم افقه الناس اذا عرفتم معانی کلامنا لنتصرف علی وجوه .

[۲] انهاک عن خصلتین فیهما هلک الرجال، انهاک ان تدین الله بالباطل و تفتی الناس بما لا تعلم .

[۳] در کلام دیگری از امام صادقu است که هشام بن سالم از ایشان نقل می‌کند که فرمود: انما علینا ان نلقی الیکم الاصول و علیکم ان تفرعوا (همو، ج ۵۲)

[۴] لازم به ذکر است که سد باب اجتهاد مورد اعتراض بعضی از علمای اهل سنت نیز واقع گردید و بزرگانی چون امام فخر رازی، بعضی از حنابله و زورقانی حقوقدان مالکی ابن تیمیه، ابن حزم، شهرستانی صاحب ملل و نحل، ابن قثم نویسنده اعلام الموقعین، سیوطی از علمای قرن دهم که رساله‌ای در رد نظر انسداد نوشت و شوکانی اینها همه از مخالفان بوده‌اند از اوایل قرن ۱۴ بسیاری از اندیشمندان چون سید جمال الدین اسدآبادی و شاگرد او شیخ محمد عبده در راه شکستن این سد اقدام نمودند و با طرح شعار وحدت بین ملل اسلامی دعوت به انفتاح باب اجتهاد نمودند و بعضاً تقلید جمهور را از علمای تشیع صحیح شمردند.

[۵] ایها الناس انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب الله. یتولی فیها رجال رجالا فول ان الباطل خلص لم یخف علی ذی حجی و لو ان الحق خلص لم یکن اختلاف


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.