پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

شش نامه از شش راه


شش نامه از شش راه

شادروان طباطبایی چون از نامه نگاری با عین الدوله خیری ندید و پاسخ درستی نگرفت, با توجه به اینكه شاه در دیداری كه پس از بازگشت پیروزمندانه از حضرت عبدالعظیم ع داشتند

شادروان طباطبایی چون از نامه نگاری با عین الدوله خیری ندید و پاسخ درستی نگرفت، با توجه به اینكه شاه در دیداری كه پس از بازگشت پیروزمندانه از حضرت عبدالعظیم(ع) داشتند . ...

شادروان طباطبایی چون از نامه نگاری با عین الدوله خیری ندید و پاسخ درستی نگرفت، با توجه به اینكه شاه در دیداری كه پس از بازگشت پیروزمندانه از حضرت عبدالعظیم(ع) داشتند، با گلایه گفته بود آقایان چنانچه از این پس سخنی داشتند مستقیم به خود من بگویند، نامه ای خطاب به خود شاه نوشت كه بخشی از آن نامه طولانی چنین است: «... این ایام طرق را بر دعاگویان سد نموده اند [عین الدوله به بهانه بیماری شاه حتی شاهزادگان را هم اجازه باریابی نمی داد] عرایض دعاگویان را نمی گذارند به حضور مبارك مشرف شود، با این حال اگر مطلبی را بر اعلیحضرت مشتبه كرده باشند، چگونه رفع اشتباه كنیم؟

[عین الدوله با دادن گزارش های دروغین، شاه بیمار را از مشروطه خواهان می ترساند]. محض پیشرفت مقاصدشان دعاگویان را بدخواه دولت و شخص همایونی قلم داده خاطر مبارك را مشوش نموده اند، تا اگر مفاسد اعمالشان را عرض كنیم، مقبول نیفتد... اعلیحضرتا مملكت خراب، رعیت پریشان و گدا، دست تعدی حكام و مامورین بر مال و عرض و جان رعیت، دراز. از مال رعیت هر قدر میلشان اقتضا كند، می برند. قوه غضب و شهوتشان به هر چه میل و حكم كند، از زدن و كشتن و ناقص كردن اطاعت می كنند. این عمارت و مبل ها و وجوهات و املاك، در اندك زمان از كجا تحصیل شده؟ تمام مال رعیت بیچاره است.

این ثروت همان فقرای بی مكنت اند كه اعلیحضرت بر حالشان مطلعید. در اندك زمان از مال رعیت صاحب مكنت و ثروت شدند. پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات كه نداشتند بدهند، گرفته به تركمان ها و ارامنه عشق آباد به قیمت گزاف فروختند. ده هزار رعیت قوچانی از ظلم به خاك روس فرار كردند. هزارها رعیت ایران از ظلم حكام و مامورین به ممالك خارجه هجرت كرده، به حمالی و فعلگی گذران می كنند و در ذلت و خواری می میرند. بیان حال این مردم را از ظلم ظلمه، به این مختصر عریضه ممكن نیست. تمام این قضایا را از اعلیحضرت مخفی می كنند... اعلیحضرتا تمام این مفاسد را مجلس عدالت یعنی انجمنی مركب از تمام اصناف مردم كه در آن انجمن به داد عامه مردم برسند، شاه و گدا در آن مساوی باشند [بنگریم كه شادروان طباطبایی چگونه «عدالتخانه» را به «مجلس عدالت» تبدیل كرده است!]... فواید این مجلس را اعلیحضرت همایونی بهتر از همه می دانند... مجلس اگر باشد این ظلم ها رفع خواهد شد، خرابی ها آباد خواهد شد، خارجه طمع به مملكت نخواهد كرد، سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد، فلان محل را روس نخواهد برد، عثمانی تعدی به ایران نمی تواند بكند... در زاویه حضرت عبدالعظیم سی روز با كمال سختی گذراندیم تا دستخط همایونی در تاسیس مجلس مقصود صادر شد. شكرها به جا آوردیم و به شكرانه مرحمت چراغانی كرده جشن بزرگی گرفته شد. به انتظار انجام مضمون دستخط مبارك روز می گذرانیم، اثری ظاهر نشد. همه را به طفره گذرانیده بلكه صریحاً می گویند این كار نخواهد شد و تاسیس مجلس منافی سلطنت است. نمی دانند سلطنت صحیح بی زوال با بودن مجلس است...»

شادروان طباطبایی این نامه را در شش نسخه و از شش راه مختلف برای شاه فرستاد، تا باشد كه یكی از این نسخه ها به دست شاه برسد!

حسن مرسل وند