جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

چراغ معادل فارسی لغت عربی شمع است


چراغ معادل فارسی لغت عربی شمع است

ریشه لغوی کلمه پهلوی و فارسی چراغ مورد توجه قرار نگرفته است این جانب که به دنبال معادل فارسی لغت عربی شمع در آمدم بدین نتیجه جالب رسیدم

دولت به من نمی دهد از گوسفند چرخ

از بهر درد دنبه و بهر چراغ په (پیه) (از خاقانی شیروانی)

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه / مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه

خرد که قید مجانین عشق می‌فرمود / به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه

به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد / هزار جان گرامی فدای جانانه

من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش / نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه

چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت / فسون ما بر او گشته است افسانه

بر آتش رخ زیبای او به جای سپند / به غیر خال سیاهش که دید به دانه

به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی / ز شمع روی تواش چون رسید پروانه

مرا به دور لب دوست هست پیمانی / که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه

حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز / فتاد در سر حافظ هوای میخانه

به دنبال مترادف فارسی لغت شمع به لغت نامه های ایرانی مراجعه نمودم. به ظاهر از نام و نشان معادل فارسی شمع خبری نبود. به ناچار به بررسی وجه اشتقاق خود لغت پهلوی چراغ پرداختم و این را همان معادل در این رابطه فراموش شده لغت عربی زیبای شمع یافتم. چه کلمه چراغ (به زبان زرتشتیان چرو) بی شک مرکب از چربی (علی القاعده صورتی از کلمه پهلوی چرپ = چرو) و جز آغ (آگ) یعنی آتش یافتم. در مجموع یعنی مشعلی که با چربی میسوزد و پر واضح است که این خود معادل و مترادف همان واژه شمع عربی میگردد که به سبب سادگی تلفظ، جای چراغ را گرفته است و نام چراغ به حوزهً انواع نور افشانهای جدید تبعید کرده است. راجع به استعمال لغت آغ (آگ و آگنی سانسکریتی، اوگنی اسلاوی به معنی آتش) باید گفت که آن در زبانهای ایرانی واژه آگر کردی، اخگر فارسی و آغ زبان پهلوی را که در یک نفرین تهدید آمیز زنانه آذری به صورت به چشمت آغ (آتش میله شعله ور) می اندازم، باقی مانده است. در نمونه اصیل بر جای مانده از زبانهای قدیم ایرانی نام آغوان (آگوان، یعنی جایگاه آتش) است که یکی از نامهای قدیمی اران (جمهوری آذربایجان کنونی) است. می دانیم که صور دیگر نام قدیمی این منطقه یعنی خود نام اران (به کردی یعنی جایگاه آر=آتش)، اردان (جایگاه آر =آتش)، آلوانیا (=جایگاه آلوو، آلبانیا)، شهرستان آتورپاتکان مذکور در کتاب پهلوی شهرستانهای ایران جملگی به همین معنی جایگاه آتش مقدس (منظور ناحیه آتشهای شعله ور از چشمه های نفت و گاز باکو) می باشند. از این رو هم هست که زبان ترکی ارانی نام فارسی آذری را به خود گرفته است که به تدریج جایگزین زبان پهلوی معرب آذربایجان گردیده است. زبان ارانی (آغوانی) با سکائیان ترک زبان (آذریها) و آریایی زبان (کُردها) در عهد مادیای اسکیتی (افراسیاب= پر آسیب) بدین ناحیه رسیده است. مطابق اوستا و کتب پهلوی افراسیاب عده کثیری مردمانی سکایی (تورانی) را در کنار رود ناوتاگ (رود قابل کشتیرانی منظور رودهای کورا-ارس) سکنی داد. استرابون جغرافی نویس قدیم یونانی-رومی این مطلب را چنین بیان کرده است. سکاها بهترین سرزمینها (قره باغ و حوالی آن ) را در ارمنستان تصرف نموده، به نام خویش سکاشنا (جایگاه زیست سکاها خواندند. در این تهاجم سکاها فرائورت (فرود، سیاوش) پادشاه کشورگشای ماد و همدست پارسیش چیش پیش دوم (نوذر، آروکو، ایرج) در حدود شهر گنجه غافلگیر شده و جان خود را از دست دادند. اما پادشاه مدبر ایران مادها یعنی کی آخسارو (کیخسرو، هوخشتره) و متحدان پارسیش یعنی کورش دوم (سپهسالار طوس) و آریارمنه (گستهم) پسران چیش پیش دوم بعد از گذشت بیست هشت سال به ویرانگریهای مادیای اسکیتی پایان داده و به انتقام خون پدرانشان وی را حدود سال ۶۱۲ پیش از میلاد در کنار دریاچه اورمیه کنار شهر مراغه غافلگیر کرده و دستگیر و اعدام نمودند. از علم تاریخ که به عرصه احساس و هنر بر آئیم مجمع چراغ و شمع و پروانه در محفل عارفانه و عاشقانهً حافظ می یابیم:

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه / مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه

خرد که قید مجانین عشق می‌فرمود / به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه

به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد / هزار جان گرامی فدای جانانه

من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش / نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه

چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت/ فسون ما بر او گشته است افسانه

بر آتش رخ زیبای او به جای سپند / به غیر خال سیاهش که دید به دانه

به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی/ ز شمع روی تواش چون رسید پروانه

مرا به دور لب دوست هست پیمانی / که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه

حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز / فتاد در سر حافظ هوای میخانه

علی مفرد