سه شنبه, ۹ بهمن, ۱۴۰۳ / 28 January, 2025
مجله ویستا

زندگی نو


زندگی نو

توی پارك با هم آشنا شدند، هر دو بازنشسته و تنها بودند، چند وقتی بود كه همدیگر را زیر نظر داشتند، حالا دریافته بودند كه در خیلی از مسایل با هم تفاهم دارند و تصمیم به ازدواج داشتند، …

توی پارك با هم آشنا شدند، هر دو بازنشسته و تنها بودند، چند وقتی بود كه همدیگر را زیر نظر داشتند، حالا دریافته بودند كه در خیلی از مسایل با هم تفاهم دارند و تصمیم به ازدواج داشتند، زن مطمئن شده بود كه در زمان مرگش دیگر روی زمین نخواهد ماند و مرد خوشحال بود كه در این اواخر عمرش پرستار خوبی یافته است.

اكبر علیزاده اعتمادی