یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا

سال اصلاح الگوی مصرف


سال اصلاح الگوی مصرف

رهبر انقلاب, در پیام نوروزی امسال خود, سال در پیش را «سال اصلاح الگوی مصرف» نامیدند این نام گذاری که بازتاب دهنده ی یکی از عمده ترین چالش های موجود است, بر ضرورت برخورد آگاهانه و همه جانبه نسبت به آن اصرار دارد تا بتوان مقوله ی اسراف زدگی را در جامعه ریشه کن نمود و یا به حداقل رساند

رهبر انقلاب، در پیام نوروزی امسال خود، سال در پیش را «سال اصلاح الگوی مصرف» نامیدند. این نام‌گذاری که بازتاب دهنده‌ی یکی از عمده‌ترین چالش‌های موجود است، بر ضرورت برخورد آگاهانه و همه‌جانبه نسبت به آن اصرار دارد تا بتوان مقوله‌ی اسراف‌زدگی را در جامعه ریشه‌کن نمود و یا به حداقل رساند.

اکنون بر همگان و به‌خصوص بر حکومت‌گران است که چه واکنشی نسبت به «سال اصلاح الگوی مصرف» نشان خواهند داد. آیا هر کس به سهم خود، در این امر «حیاتی» نقشی مثبت به‌عهده خواهد گرفت؟ نقش مثبت چیست؟

اگر پاسخ به این سئوال یک ضرورت باشد، باید پذیرفت که پذیرش و قبول شرکت در برقراری اصلاح الگوی مصرف، زمانی ممکن می‌گردد که بتوان علت و ریشه‌های «ولنگاری در مصرف» را شناخت و با درک آن‌ها، برای چاره‌اندیشی‌اش راهکارهای مناسبی را پیشنهاد و برنامه‌سازی نمود.

ورود به این مهم، دقت و توجه لازمی را طلب می‌کند؛ یعنی: جمله‌ی «اصلاح الگوی مصرف» را نباید «مصرف نکردن»، «کم مصرف کردن»، خود را از همه چیز محروم کردن» دانست. جوهر اصلی این جمله در خودش تجلی یافته است:

اصلاح الگوی مصرف، توجه به این نکات را برجسته می‌کند که چرا و چگونه شد که یک نفر می‌تواند هزار لامپ روشن کند و تا دلش می‌خواهد برق مصرف کند اما هزار نفر مجبور باشند که فقط یک لامپ را روشن نگه دارند! چرا مصرفِ انواع و اقسام مواد سوختی، این چنین لجام‌گسیخته است؟ چرا باید متوسط مصرف آب بسیار بالاتر از حد استاندارهای جهانی باشد؟ چرا باید در مهمانی‌ها و جشن‌های عروسی‌های آن‌چنانی، شکم‌ها باد آورند و سطل‌های زباله از اضافه مصرف‌ها سرریز گردند؟ و چرا نمی‌توان کودکان خیابانی را که در جستجوی لقمه نانی در میان ترافیک غیر قابل حل مصرف زده‌ی خیابان‌ها می‌لولند ندید؟

واقعا که جمله‌ی «اصلاح الگوی مصرف» جمله‌ای محدود و در «خود» نیست. باید بتوان آن را همه‌جانبه و واقع‌نگرانه مورد توجه و دقت قرار داد. تردید نیست که اگر هر نهادی، به‌ویژه، دولتی‌ها بخواهند آن را با شیوه‌هایی در تناقض با مفهوم واقعی‌اش تفسیر کنند و بر اساس تفاسیر انتزاعی عمل نمایند، وضع از آن‌چه هست نیز بدتر و بدتر خواهد شد!. برای مثال تصمیم گرفته شود که قیمت برق، آب، دیگر مواد سوختی ، نان و دیگر مواد غذایی و غیره... به خاطر اعمال «اصلاح الگوی مصرف» گران و گران‌تر شود. واضح است که با چنین کارهایی، آن هزار نفر مجبور خواهند شد تا واتِ لامپ «صد» خود را به «پنجاه» تغییر دهند!! اما آن کسانی که تا کنون توانسته‌اند هزاران لامپ را روشن نگه دارند، تواناتر نخواهند شد تا هزار را دوهزار سازند؟ همانگونه که تا کنون کرده‌اند و ملاحظه می‌شود که فاصله‌ی طبقاتی به از زمین تا آسمان رسیده است!

اصلاح الگوی مصرف واقعی، حداقل دستمزد کارگران در سال جاری را که در اندازه‌ی یک سوم مرز خط فقر متوقف شده است، اصلاح الگوی مصرف نمی‌داند. روشن است که در چنین شرایطی، که بخش وسیعی از افراد زحمتکش جامعه در طبقه‌ی زیرین خط فقر قرار گرفته‌اند، آنان حق داشته باشند که خصوصی شدن اتوبوس‌های شرکت واحد را اصلاح الگوی مصرف تعریف نکنند و اساسا بیشتر انواع خصوصی سازی‌ها را در ضدیت با اصلاح الگوی مصرف بدانند، چرا که همه‌ی تجربه‌ی چند صد ساله‌ی نظام سرمایه‌داری آشکار کرده است که؛ «تشویق به مصرف برای کسب سود بیشتر است» و هدفی غیر از آن ندارد.

این کلام به‌جا که «مصرف از تولید بیش‌تر است» حرف اول کارگران، معلم‌ها و کارمندان و همه‌ی کسانی‌ست که تولیدکنندگان واقعی هستند و نیاز دارند تا کار کنند و در جستجوی کار هستند و می‌خواهند تولید کنند، اما نفت‌خواران نمی‌گذارند. آنان، متاسفانه در محاصره‌ی این مناسبات دلالی گرفتار آمده‌اند که پیگیرانه مسیر کار و تولید را مانع می‌شوند و در عوص مصرف‌زدگی را گسترش داده و تبلیغ کرده و می‌کنند.

اصلاح الگوی مصرف، بالابردن قیمت نان و آب توده‌های مردم نیست، ما نمی‌توانیم اجاره‌خانه‌ها را بالا ببریم تا الگوی مصرف خانه نشینان بهبود یابد!! ما نمی‌توانیم قیمت مسکن را به آن‌جا بکشانیم که هیچ جوانی به فکر ازدواج و تشکیل خانواده نباشد. بالا رفتن قیمت اجاره‌ی مسکن و دیگر قیمت‌ها، مردم را بی‌چاره‌تر و در عوض آن دهک بالایی را بیش‌تر و بیش‌تر، دیوانه در مصرف‌زدگی می‌کند و کرده است.

کاش مفهوم واقعی «اصلاح الگوی مصرف» به‌درستی به‌کار گرفته شود که از آن عدالت همه‌جانبه، دموکراسی و آزادی و رفاه همگانی برآید. کاهش تفاوت‌های ظالمانه‌ی طبقاتی را به‌وجود آورد، نجات کشور از معضل ترافیک، دود شدن بنزین و دیگر مواد سوختی را نوید دهد، آسان سازی ارتباطات و روان سازی کارهای اداری را با خود بیاورد، بستر و شرایطی فراهم سازد تا سالانه نزدیک به سی هزار نفر کشتار جاده‌ای تکرار نشود. این‌ها و بسیار موارد دیگر است که با اصلاح حقیقی الگوی مصرف حل شدنی هستند که تلاش برای کم‌تر کردن هر چه بیش‌تر خطوط قرمزها و کم کردن این شکاف وحشتناک طبقاتی، می‌تواند یکی از عمده‌ترین و بهترین ثمره‌های اصلاح الگوی مصرف باشد.

بگذار برای توده‌های مردم، به‌جای استفاده از یک لامپ رو به افول، دو سه لامپ پر فروغ بدرخشد و این هزاران نورافکن بی‌حاصل طبقات بالایی که تنها برای تظاهر و اثبات برتری طلبی روشن مانده است، خاموش شده و آنان نیز در حد لازم و ضروری از روشنایی لامپ‌ها استفاده کنند!!...

تنها در این صورت است که حرکت در مسیر «اصلاح الگوی مصرف» تحقق واقعی می‌یابد.

هادی پاکزاد