جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
حق بهره مندی از محاكمه عادلانه

حق بهرهمندی از محاكمه عادلانه به این معنا است كه: ۱) هر شهروندی كه مورد تعدی قرار گرفته، حق دارد آزادانه در یك دادگاه صالح درخواست احقاق حق كند. ۲) هر شهروندی كه در معرض اتهام قرار دارد باید بتواند در یك دادگاه بیطرف و مستقل از خود دفاع نماید.
این حق، در اعلامیه جهانی حقوق بشر، كنوانسیونهای جهانی مربوط به حقوق مدنی و سیاسی، قوانین اساسی و حتی قوانین عادی كشورها مورد تایید قرار گرفته است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بویژه در اصول ۳۲، ۳۴، ۳۵،۳۶،۳۷، ۳۸ و۳۹ به زیباترین و كاملترین شكل ممكن از این حق دفاع كرده است. قوانین عادی كشور نیز در این جهت گامهای مثبتی برداشته است. بنابراین، در این مورد با خلاء قانونگذاری خاصی مواجه نیستیم. چیزی كه هست در برخی موارد، شهروندان در راه رسیدن به این حق با موانعی برخورد میكنند.
۱ . مقدمه حق بهرهمندی از محاكمه عادلانه را میتوان به شرح زیر معرفی كرد: الف - اگر شهروندی مورد تعدی و تجاوز و یا ظلم و ستم قرار گرفت، حق دارد بتواند آزادانه و بدون هیچ رادع و مانعی به یك دادگاه صالح و مستقل و بیطرف مراجعه و درخواست احقاق حق و رفع ظلم نماید. ب - چنانچه شهروندی در معرض اتهام قرار گیرد، باید بتواند در یك دادگاه مستقل و بیطرف آزادانه از خود دفاع كند. برای این دفاع نباید محدودیتخاصی وجود داشته باشد. اگر ابزار و اندیشه دفاعی او مورد توجه قرار نگیرد و دلایل كافی و منطقی بر توجه اتهام وجود داشته باشد كه برای دادرسان اقناع وجدانی به وجود آورد و در مقام صدور حكم حكومیتبرآیند، باید تنها مجازات از پیش تعیینشده در قانون مورد حكم قرار گیرد و با رعایتحیثیت و كرامات انسانی اجرا شود. هدف از اجرای مجازات نباید تحمیل شكنجه و درد و عذاب برای محكومعلیه باشد. مجازات در مرتبه نخستباید موجبات اصلاح و تنبه بزهكار را فراهم كند و در مرحله بعد بتواند برای او توان زندگی سالم در اجتماع را به ارمغان آورد. ۲ . متون و مستندات حق بهرهمندی از محاكمه عادلانه با توجه به اهمیت و ارزش فراوانی كه دارد و باید هر شهروندی از آن بهرهمند گردد، در بسیاری از اعلامیههای حقوق بشر و كنوانسیونهای جهانی مربوط به حقوق مدنی و سیاسی عنوان گردیده است و در قوانین اساسی و حتی عادی همه كشورها نیز مورد تایید و تاكید قرار گرفته و میگیرد. از جمله: الف - در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مصوب ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸م. مطابق با۱۹ آذرماه۱۳۲۷ه.ش. آمده است: «هر كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوایش به وسیله دادگاه مستقل و بیطرفی، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزائی كه به او توجه كرده باشد، اتخاذ تصمیم نماید.» ب - در بند ب ماده۱۹ اعلامیه اسلامی حقوق بشر (بیانیه قاهره)، مصوب چهاردهم محرم ۱۴۱۱ه.ق. مطابق با ۵ اوت ۱۹۹۰م. میخوانیم: «...مراجعه و پناهبردن به دادگاه، حقی است كه برای همه تضمین شده است...» و نیز در بند«ه» همان ماده تاكید شده استبر اینكه: «متهم، بیگناه است تا اینكه محكومیتش از راه محاكمه عادلانهای كه همه تضمینها برای دفاع از او فراهم باشد، ثابت گردد.» ج - در ماده ۱۴ میثاق حقوق مدنی و سیاسی مصوب۱۶ دسامبر۱۹۶۶م. مذكور است: «همه در مقابل دادگاهها و محاكم دادگستری برابر هستند. هر كس حق دارد به اینكه به دادخواهی او منصفانه و علنی در یك دادگاه صالح، مستقل و بیطرف تشكیلشده، طبق قانون رسیدگی شود و آن دادگاه درباره حقانیت اتهامات جزائی او یا اختلافات راجع به حقوق و الزامات امور مدنی اتخاذ تصمیم نماید...» د - اصول ۳۲، ۳۴، ۳۵،۳۶،۳۷، ۳۸ و سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به ندای جهانی حق بهرهمندی از یك محاكمه عادلانه پاسخ مثبت گفته و اصول كلی آن را به زیباترین و كاملترین شكل ممكن بیان نموده است و با الهام از منبع فیاض فقه و منبع وحی همه آنها را به كمال رسانده است. ه - قوانین عادی جمهوری اسلامی ایران نیز در جهت هرچه بهتر بارورشدن اصول بهرهمندی از حق محاكمه عادلانه قدمهای بسیار مثبتی برداشته و به نوبه خود قواعد جالبتوجهی انشا كرده است تا راه هر نوع تعدی و تجاوز قانونی و عملی به حق یادشده مسدود گردد كه هر یك در جای خود بیان خواهد شد. ۳ . شرایط بهرهمندی برای امكان برخورداری از حق بهرهمندی از یك محاكمه عادلانه، وجود شرایط و امكانات زیر ضروری است: ۱ - وجود تعداد كافی دادگاه مستقل: برای بهرهمندی از محاكمه عادلانه وجود دادگاههای مستقل، نخستین شرط به شمار میآید. مراجع قضایی كشورها باید به اندازهای توسعه و گسترش یابند كه به سهولت، آمادگی رسیدگی و احقاق حق را داشته باشند و بتوانند به هر دعوی، شكایت و اتهام در اسرع وقت رسیدگی، احقاق حق، فصل خصومت و یا اجرای عدالت كنند. برای تحقق بخشیدن به این امر در سازمان دادگاهها، اصول خاص دادرسی عادلانه باید حاكمیت داشته باشد. نادیدهگرفتن هریك از این اصول، ممكن استحق بهرهمندی را متزلزل نماید. اصول حاكم بر دادگاهها را میتوان به دو دسته تقسیم كرد: اصول مربوط به سازمان و نیروهای انسانی دادگاههای رسیدگیكننده و اصول مربوط به تضمین حقوق اصحاب دعوی و خصوصا متهم. الف - اصول مربوط به سازمان و نیروهای انسانی دادگاههای رسیدگیكننده: آنچه كه در این رهگذر برای یك دادرسی عادلانه ضرورت دارد عبارتند از: اول: حضور فعالانه دادرسان مستقل، بیطرف، متخصص و دانانداشتن تخصص، عدم آشنایی كامل دادرسان با قوانین و موازین قضایی و مستقلنبودن و تابع امر و نهی قرار داشتن آنان، اركان دادرسی عادلانه را متزلزل میكند. برای پیادهكردن این اندیشه باید در تامین نیروی انسانی دادگاهها نهایت دقتبه عمل آید و شایستگی فردفرد قضات ارزیابی و از طرف شورای عالی صالح قضایی مورد تائید قرار گیرد. در تشكیل دادگاهها دو روش میتواند مورد توجه قرار گیرد: ۱ . روش وحدت قاضی ۲ . روش تعدد قاضی نظام وحدت قاضی، یك روش كمخرجی است و از این حیثبرای كشورهایی كه درآمد كافی ندارند راهكار مناسبی به شمار میآید. اما دارای این عیب مهم است كه قاضی واحد به سهولت مرتكب اشتباه میشود و به آسانی میتوان او را مورد تهدید و یا تطمیع قرار داد و از این لحاظ برای تامین امنیت قضایی نمیتواند مطلوب باشد. سیستم تعدد قاضی هرچند روش پرخرجی است، اما در برابر، این مزیت را دارد كه اشتباهات قضایی را به حداقلممكن میرساند. بعلاوه، هیاتی از قضات را نمیتوان به سهولت مورد تهدید و یا تطمیع قرار داد. اضافه بر آن، رایی كه به وسیله هیاتی از قضات صادر میشود، از اهمیت ویژهای برخوردار است. افراد جامعه و طرفین دعوی و حتی خود محكومعلیه نسبتبه آن با دیده احترام مینگرد. به این لحاظ لااقل جرایم مهم باید به وسیله هیاتی از قضات مورد رسیدگی قرار گیرد. خوشبختانه در كشور ما طبق قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب در دادگاههای تجدیدنظر استان روش تعدد قاضی پیشبینی شده است و امید است این امر طلیعه خوبی باشد برای پذیرش روش تعدد قاضی در كلیه دادگاهها و یا لااقل برای جرایم مهم و انشای مجازاتهای سنگین. دوم: صلاحیت نسبی هر قاضی با توجه به میزان سابقه خدمت و توان فكری و عملی میتواند به پروندهها رسیدگی كند. تقسیم پروندهها بین قضات به صورت مساوی بدون سبك و سنگینكردن آنها و احراز توان قاضی رسیدگیكننده، اساس محاكمه عادلانه را متزلزل میكند. باید ترتیبی اتخاذ گردد تا به موجب قانون، پروندههای مستلزم كیفرهای سنگین مانند: اعدام، صلب، رجم و قطع، به وسیله قضاتی مورد رسیدگی قرار گیرد كه توان علمی و سابقه قضایی قابل قبولی داشته باشند. از این لحاظ قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب باید اصلاح گردد. ب - اصول مربوط به تضمین حقوق اصحاب دعوی، بویژه متهم. اول: اصول مربوط به تضمین حقوق شاكی در یك دادرسی عادلانه، شاكی و یا مدعی خصوصی باید از حقوق زیر بهرهمند گردد: تعقیب جرایم قابل گذشت، منوط به شكایت متضرر از جرم باشد و گذشت او سبب موقوفی تعقیب گردد. گذشتشاكی یا مدعی خصوصی در جرایم غیرقابل گذشت از كیفیات مخففه به شمار آید. پرداخت ضرر و زیان مدعی خصوصی از شرایط اعطای آزادی مشروط، قرار تعلیق تعقیب و حكم مجازات تعلیقی شناخته شود. شاكی خصوصی باید بتواند ضرر و زیان خود را مورد مطالبه قرار دهد و حق اعتراض نسبتبه قرارهای موقوفی تعقیب، منع تعقیب و حكم برائت داشته باشد. خوشبختانه تمامی این حقوق و مزایا در قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران مورد شناسایی قرار گرفته و از این یثبه جرات میتوان گفت كه قوانین جمهوری اسلامی نهتنها با اعلامیههای حقوق بشر سازمان ملل متحد و اعلامیه قاهره و میثاق حقوق مدنی و سیاسی تطبیق كامل دارد، بلكه میتواند سرمشق و الگوی خوب و كاملی برای سایر كشورها نیز باشد. دوم: اصول مربوط به تضمین حقوق متهم حق داشتن وكیلمدافع، امكان انتخاب وكیل تسخیری، علنیبودن دادرسیها، شركت هیات منصفه در جرایم مطبوعاتی و سیاسی، نظارت دیوان عالی كشور بر حسن اجرای قوانین، قابل تجدیدنظر بودن بعضی از احكام، قابل واخواهیبودن احكام غیابی، تفهیم اتهام و تذكر به اینكه مواظب اظهارات خود باشد، ممنوعیت دوبار مجازات به خاطر یك عمل، تعبیر و تفسیر قوانین كیفری به نفع متهم، حاكمیت اصل قانونیبودن جرایم و مجازاتها و اصل برائت و... از جمله اصول مهم و شناختهشده دادرسیهای عادلانه است كه در قوانین جزائی جمهوری اسلامی ایران به تفصیل و با ژرفنگری بیان شده است و لزومی به تكرار آنها وجود ندارد.
●پیشنهادها
چنانچه ملاحظه شد در نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران بسیاری از اصول مهم و شناختهشده دادرسیهای عادلانه در قوانین موضوعه را پیشبینی كرده است و از این حیث میتوان گفت كلیه اصول موجود در اعلامیههای جهانی حقوق بشر و كنوانسیونهای بینالمللی در قوانین مصوبه داخلی وجود دارد و با خلاء تقنینی خاصی مواجه نیستیم، معالوصف در بعضی موارد، ابهام و اجمال قوانین سبب میشود كه دادرسی عادلانه مورد تردید قرار گیرد. این موارد ولو اندك باید مورد توجه و اصلاح قرار گیرد. از جمله:
۱ - چون در قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب مرحله تحقیقات مقدماتی از مرحله دادرسی تفكیك نشده است و معیاری نیز برای این تفكیك وجود ندارد، در نتیجه، حقوق شهروندان و مراجعین به دادگستری و مخصوصا متهم از دو لحاظ تضییع میگردد:
الف - از لحاظ شركت وكیلمدافع در دادرسیهای جزایی كه در مرحله تحقیقات مقدماتی اجباری نبوده و وكیل، فعالیت دفاعی مهمی به عهده ندارد. اما در مرحله دادرسی در بعضی موارد شركت وكیل اجباری است و باید فعالیت دفاعی مهمی داشته باشد.
ب - از لحاظ زمان علنیبودن دادرسی، كه در مرحله تحقیقات مقدماتی سری و در مرحله دادرسی علنی است.
در این دو رهگذر با عنایتبه ابهام و اجمال قوانین یك نوع استبداد قضایی حاكمیتیافته است. در نتیجه، نحوه شركت وكیلمدافع و علنی یا سریبودن رسیدگی به نظر حاكم دادگاه بستگی دارد.
۲ - در رسیدگی به جرایم مطبوعاتی، هیات منصفه در مرحله دادرسی در دادگاه اظهارنظر میكند. اما میدانیم پرونده امر تا به مرحله دادگاهی برسد، به عنوان تحقیقات مقدماتی و به بهانه اخذ تامین، متهم مطبوعاتی دور از نظر هیات منصفه بازداشت میشود. باید ترتیبی اتخاذ گردد كه اخذ تامین از متهم در جرایم مطبوعاتی و حتی در جرایم سیاسی با نظر هیات منصفه صورت بگیرد والا نظر نویسندگان قانون اساسی تامینشده به شمار نمیآید.
۳ - با تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب و انحلال دادسراهای عمومی و انقلاب و از بینرفتن صلاحیت نسبی كیفری، این مشكل به وجود آمده است كه قضات جوان و كمتجربه در ابتدای كار به پروندههای مهم و مستلزم مجازاتهای سنگین رسیدگی میكنند. پیشنهاد مشخص من این است كه برای رسیدگی به پروندههای مستلزم مجازات اعدام، صلب، رجم، قصاص نفس و اطراف و قطع باید قاضی رسیدگیكننده حداقل ۱۰ سال سابقه خدمت قضایی داشته باشد.
۴ - انحلال دادسرا و فقدان یك نهاد تعقیب سبب شده است كه پیگرد بسیاری از جرایم با اشكال مواجه شود و سازمان و یا مقامی كه خود را مكلف و موظف به این امر بداند و با علاقهمندی در صدد تعقیب جرایم برآید وجود ندارد.
تاسیس یك نهاد تعقیب مورد پیشنهاد است.
۵ - آزادی مراجعه به دادگاه زمانی وجود خواهد داشت كه شهروند بتواند بدون رادع و مانع به آن مراجعه كند. اگر برای این مراجعه مانعی وجود داشته باشد، حق مراجعه متزلزل میشود. پرداخت هزینه، نوعی مانع به شمار میآید.
با توجه به توضیح فوق، پرداخت هزینه برای شكایت كیفری و اعتراض به محكومیتهای جزایی به نحو مقرر در بعضی از قوانین، توجیهی ندارد و باید مورد اصلاح قرار گیرد. مخصوصا هزینه اعتراض به محكومیتهای جزایی جدا باید از بین برود.
۶ - تجدید نظرخواهی به نحو مقرر در قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب، قلمرو گستردهتری پیدا كرده است. گرچه تجدید نظرخواهی فی حد نفسه یك امر مطلوب است، اما نباید به اندازهای گسترش یابد كه قطعیت احكام را متزلزل نماید.
۷ - تعزیرات حكومتی به نحو و شكل موجود در جمهوری اسلامی ایران، دادگاه به معنای واقعی حكم نیست. صادركنندگان رای در این سازمان نیز قاضی به شمار نمیآیند، رتبه قضایی ندارند، كارآموزی قضایی نمیبینند، مستقل نیستند و تابع نظر مقامات بالاتر میباشند و با این كیفیت مجازاتهای سنگین هم مورد حكم قرار میدهند كه محتوای آنها از نظارت دیوان عالی كشور نیز خارج است. وجود این نوع نهادها حق بهرهمندی از یك محاكمه عادلانه را نابود میسازد.
دكتر محمود آخوندی
مدیر گروه حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه قم
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست