پنجشنبه, ۲۰ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 9 May, 2024
مجله ویستا

کوچه بهار


کوچه بهار

بوی نم دوباره می رسد
از میان کوچه های بی درخت
یک دل گرفته فکر می کنم
بسته کوله بار خویش را
از میان راه های سخت
آخر او دلش
یک سبد پر از شکوفه بود
بهار بود
از نبودن درخت های سبز
غصه …

بوی نم دوباره می رسد

از میان کوچه های بی درخت

یک دل گرفته فکر می کنم

بسته کوله بار خویش را

از میان راه های سخت

آخر او دلش

یک سبد پر از شکوفه بود

بهار بود

از نبودن درخت های سبز

غصه خورد

باد

درخت های کوچه را

با خودش دوباره برد

او دلش گرفت و فکر کرد

بی درخت زندگی قشنگ نیست

کوچ کرد...

بعد رفتن اش

روزهای ما

زرد شد

در دل بی درخت من کسی

طرد شد

پشت کوچه های بی درخت ما

مانده عطر کوله بهاری اش

زیر سایه چنار

رفته آن مسافر شکوفه ها ولی

توی کوچه ها

بوی نور می آید و بهار!