شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا

نشانه های سلامت روانی


نشانه های سلامت روانی

آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که تا چه اندازه سالم هستیم سلامت را در چه می بینیم آیا تفکر و رفتارهای ما نشانی از سلامت را در خود دارند سالم کیست

آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که تا چه اندازه سالم هستیم؟ سلا مت را در چه می بینیم؟ آیا تفکر و رفتارهای ما نشانی از سلامت را در خود دارند؟ سالم کیست؟

در کتاب روانشناسی سلامت نوشته سارا نینو و همکاران چنین می خوانیم: سلامت حالت کامل آسایش و کامیابی زیستی، روانی و اجتماعی است و صرفا فقدان بیماری یا معلولیت نیست. به راستی صرف اینکه من از نظر جسمانی کسالتی ندارم دال بر سلامت من است؟ اگر در تعریف فوق دقت کنید حالت کامل آسایش و کامیابی زیستی به عنوان اصلی ترین مشخصه عنوان می شود. ما باید به دنبال آن باشیم تا بتوانیم این حالت را در خویش پدیدار سازیم یا عوامل پدیدآورنده آنها را در محیط بارور سازیم.

جهان امروزه به دلیل وجود تئوری های فراوان برای کسب قدرت و نیز وجود نیازهای فراوان در آدمی همواره او را تحت فشارهای زیستی قرار داده و نگرانی های فراوان را دراو پدیدار می سازد. این نگرانی ها سبب می شود تا فرد ناخودآگاه توان بالقوه خویش را نادیده گرفته یا تحلیل برد آ نگونه که دچار احساس یاس و سرخوردگی، اندوه، اضطراب فراگیر یا ترس های مزمن شود; ترس هایی که هیچ دلیل عقلا نی نداشته اماهمواره بر ابنای بشر چنگ و دندان نشان می دهند و او را بر هستی خویش بیمناک می سازند. این بیم و هراس احساس ناتوانی را در فرد پدیدار ساخته و سبب احساس عدم کامیابی در او می شود. آنگاه که فرد نگران احساس سردرگمی و بیهودگی را در خود پرورش می دهد، از آنچه که دارد ناراضی است. اهداف راستین خویش را فراموش کرده و نومیدانه بر کاه و کوه چنگ می زند تا شاید راه نجاتی برای خویش و برای رهایی پیدا کند و به همین دلیل ماهیت انسانی خویش را فراموش کرده و تفاوت آشکار بین خود و سایر جانداران را از یاد می برد.

پس می توانیم به راحتی اذعان کنیم فردی را می توان سالم نامید که حتی در صورت معلولیت جسمی از سلامت روان برخوردار باشد و در خویش احساس کامل آسایش و کامیابی زیستی، روان و اجتماعی داشته باشد.

فردی که دارای سلامت روان است به دلیل وجود انگیزه های فراوان قابلیت تاثیرگذاری بر خویش و محیط پیرامون خویش را دارد و به راحتی می تواند در هر مقام و جایگاهی تاثیرگذار باشد. زیرا هیچگاه نمی توان نقش محیط را نادیده انگاشت. کلیه روانپزشکان و روانشناسان فردی را دارای سلامت روان می دانند که دارای ۶ ویژگی باشد:

۱) به خود و دیگران اعتماد داشته باشد. در دین مقدس اسلام نیز بر این موضوع تاکید شده که اصل بر بیگناهی افراد است مگر خلا ف آن ثابت گردد. فردی که قدرت اعتماد کردن ندارد دارای بیماری پارانویا بوده و بدین سبب ارتباط اجتماعی اوضعیف می شود زیرا افکار بدبینانه سبب می شود تا او ناخودآگاه در مقابل دیگران جبهه گیری کند. افرادی که خود را قوی و صاحب اراده می دانند هیچگاه از رویارویی با حوادث نمی هراسند و همواره خود را تاثیرگذار دیده و توان مقابله با ناهنجاری ها را در خود می بینند. افراد سالم مداوما به دنبال بالا بردن سطوح آگاهی و جسمانی خویش هستند، دارای روابط اجتماعی فراگیر بوده و به ضوابط جامعه احترام می گذارند.

۲) در خود احساس لیاقت کند. فرد سالم خودرا تاثیرگذار، مفید و موثر می داند زیرا توان انجام کارها را دارد. او از احساس ناتوانی گریزان بوده و همواره تلاش می کند با پذیرفتن مسوولیت هایی که توان انجام آنها را دارد موثر بودن خویش را بر همگان اثبات کند.

۳) زندگی را پدیده ای باصفا بداند. فرد سالم فعال و کوشا است او نقش خود را زندگی هماره بالا تر از آنچه که دیگران می دانند می بیند. زندگی را جلوه قدرت خداوندی دانسته و می کوشد تا در هر چه زیباتر کردن محیط زندگی خویش نقشی تاثیرگذار داشته باشد، او از نظم حاکم بر جهان به نظام ارزشی درون خویش پی می برد و جهان را زیبا و هستی را ارزش می داند.

۴) دارای رشد متناسب روانی و جسمانی باشد. ما انسانها درهر مرحله از رشد جسمانی خویش دارای رفتارهایی می شویم که این رفتارها از یک سری قوانین خاص زیستی پیروی می کنند. به طور مثال کودکان تا سن ۱۰ سالگی به دنبال تقلید و پسر خوب یا دختر خوب بودن هستند. از سن ۱۰ الی ۲۰ سالگی که دوران نوجوانی آغاز می شود دارای رفتارهایی چون لجبازی و یکرنگی، ریاضت طلبی، فلسفه بافی، انزوا طلبی، پرخاشگری، عدالت طلبی و... می شوند به تفکر انتزاعی برسند، زیرا در این دوران به دلیل ترشح هورمونهای جسمی و جنسی توامان نوجوان دارای تلا طمات فراوانی می گردد و بیهوده نیست که استانلی هال آن را دوران طوفان و فشار و اریکسون دوران بحران هویت می نامد. اما پس از ۲۰ سالگی و آغاز دوران جوانی فرد باید به معنا و مفهوم ایثار و گذشت و حتی زندگی اجتماعی برای دیگران قایل شدن دست یابد زیرا او به تفکر انتزاعی رسیده و تفکر خود محور او تبدیل به تفکر جامعه نگر شده او در می یابد که زندگی تنها برای او نیست، بلکه او یک عضو از جامعه جهانی است در سن ۴۰ سالگی افراد باید به تفکر مساله گشایی و در ۶۰ سالگی به توانایی ارشاد و هدایت برسند و حال اگر چنانچه فردی که ۶۰ سال دارد پرخاشگر و لجباز و یکدنده است او را باید نوجوانی دید که در آن دوره سنی خویش تثبیت شده و توان گذار به دوره جوانی پس از آن را نداشته است.

۵) به یک کار فکری یا دستی مشغول باشد. بیکاری زمینه بروز بسیاری از ناهنجاریها است و شاید یکی از دلا یل اصلی آن عدم خود باوری در افراد است. هر فرد توانایی انجام و یادگیری کارها را دارد پس باید بتواند در این جهان فراخ برای خودکاری شرافتمند فراهم آورد.

۶) در تولید مثل جامعه نقش داشته باشد. بدیهی است که افراد سالم تلا ش می کنند تا یادگاری از خویش باقی بگذارند زیرا از عملکرد خویش و زندگی خویش احساس رضایت کرده و تلا ش می کنند تا با بارور ساختن نسل خویش نسبت به جامعه خویش ادای دین کنند.

در پایان ذکر این نکته را ضروری می دانم که یک فرد سالم همواره خود را مدیون جامعه می داند زیرا اگر تلا ش جمعی نباشد، زندگی فردی غیرقابل تصور خواهد بود. زیرا انسان موجودی است که نیازهای فراوانی را دارد.

نویسنده : عباس سیدکریمی