چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مردی از لندن

داستان فیلم مردی از لندن بسیار ساده است : کنش و واکنش های انسانی در برابر یک چمدان انباشته از پوند . بلا تار این فیلم را در سال ۲۰۰۷ ساخته ؛ اما تصاویر فیلم کمکی در جهت فهم زمان وقوع ماجرا نمی کند و این مسئله بر تحلیل آن که بسیار وابسته به تاریخ مجارستان است ؛ اثر می گذارد . در کوتاه سخن مردی از لندن روایت تعارض درونی انسان ها در انتخابی میان اخلاق و دارایی است . انتخابی که مردی از لندن مدت ها پیش انجام داده است .
در شبی سرد و زمستانی ملوین از اتاق دیده بانی شاهد درگیری برای به دست آوردن یک چمدان است . چمدان با کشته شدن یکی از طرفین به همراه او درون اب می افتد . طرف دیگر (براون ) می گریزد . ملوین که با جریان امواج اشناست به ساحل رفته چمدان را به دست می اورد . بازرسی از لندن به دنبال چمدان می اید ؛ در حالی که براون نیز ملوین را تعقیب می کند . بازرس اصراری به مجازات کسی ندارد ؛ تنها از براون که مظنون اصلی است و زندگی فقیرانه ای دارد می خواهد که پول را پس بدهد و مبلغی پاداش بگیرد . « پول ارزش جهان شمول و خود ساخته ی همه چیز است . به همین دلیل است که پول کل جهان را ، اعم از جهان انسانی و طبیعت ، از ارزش حقیقی اش تهی ساخته است . پول سرشت بیگانه شده ی کار و زندگی انسان است ، و این سرشت بیگانه بر انسان چیره می شود و انسان آن را می پرستد . »( سینگر 49) ملوین شاهد صحبت های آن هاست ؛ اما نمی تواند از چمدان چشم پوشی کند : اقتدار مردانه ی او آسیب دیده است ، او نمی تواند مخارج خانواده را تامین کند . دخترش به سبب فقر کاری تحقیر آمیز دارد ، اما او نمی تواند اعتراض کند ، همسرش از فشار نابه سامانی اقتصادی آسیب روانی دیده است و زندگی خانوادگی آن ها بسیار متشنج است . کدام خانواده را باید برگزیند ؟ خانواده ی خود یا خانواده براون ؟ ملوین در تعارض بدی قرار گرفته است ، در اکثر فرهنگ ها ناتوانی مالی خانواده نهایتن مرد - پدر را تحقیر می کند و از دیگر سو اخلاق و عدالت چه می شود ؟
ارسطو می گوید :« ظلم را به قانون شکنی و بی اعتنایی به برابری تقسیم می کنیم و عدالت را به احترام به قانون و رعایت برابری . » ( ارسطو 171) اما زمانی که شرایط اجتماعی شدیدن به فرد فشار وارد می کند می توان به این اخلاقیات معتقد بود ؟
چمدان به ملوین قدرت می دهد ؛ دخترش را با اقتدار از محل کار به خانه آورد و مقابل رئیس او بایستد .در حالی که کشور بسیار فقرزده است . تصاویر بسیاری گویای این مطلب است : زمانی که ملوین قصد دارد شالی برای دخترش بخرد دو فروشنده که گویی مدت هاست مشتری نداشته اند هم زمان محصولات فروشًگاه را ارائه می کنند و فروشنده هنگامی که پول دریافت می کند دستانش می لرزد ، در صحبت بازرس با براون زمانی که او می خواهد قبل از همراه شدن با بازرس سری به اتاقش بزند بازرس از او می خواهد کت خود را امانت بگذارد ، شرایط اقتصادی به قدری وخیم است که یک کت به تنهایی می تواند منجر به بازگشت مجرم شود .
در درگیری ای که میان ملوین و بروان در می گیرد ؛ ملوین به شکلی ناخواسته براون را به قتل می رساند . او قتل را از سرقت تمییز می دهد و برای اعتراف نزد بازرس می رود . بازرس چمدان را می گیرد و پس از دیدن جسد ، مقداری پول به همسر براون می دهد تا غم او را تسکین دهد . سپس با آرامشی انگلیسی به ملوین می گوید :" پرونده ی شما دفاع از خود بود . لطفن این هدیه را قبول کنید . این حق شماست . برو خانه و همه چیز را فراموش کن . " و پاکت پول را در جیب ملوین می گذارد . بازرس علاقه ای به برقراری عدالت ندارد . « احساس عدالت ، با توجه به یکی از عناصرآن یعنی علاقه به کیفر دادن ، احساس طبیعی تلافی کردن یا انتقام گرفتن است که ، به کمک هوش یا همدلی ، به اذیت و آزارهایی سرایت می کند که ما را از رهگذر جامعه یا موازی با آن ، زخم می زند [ میل به عدالت همان میل به انتقام است ؛ یا از کسی که مستقیم به من آزار رسانده یا کسی که با اذیت به جامعه غیر مستقیم مرا تهدید می کند ]. چنین احساسی ، به خودی خود ، هیچ چیز اخلاقی ندارد ؛ آن چه اخلاقی است تابع کردن انحصاری این احساس نسبت به همدلی اجتماعی است به گونه ای که در خدمت آن باشد و به فرامین آن گوش دهد . زیرا احساس طبیعی مورد بحث رو به این سو دارد که ما را به شکلی کور کورانه از هر آن چیزی که کسی انجام می دهد و ما خوشمان نمی آید ، برنجاند ؛ اما وقتی همین احساس طبیعی ، به توسط احساسات اجتماعی ، اخلاقی می شود ، منحصرن در جهت منطبق با خیر عمومی به کار می افتد . » (میل 140 ) اما « فرد نمی تواند حق مقاومت در مقابل کسانی را که به زور بدو حمله می آورند تا جانش را بگیرند ، از دست بنهد ؛ زیرا در آن صورت نمی توان گفت که هدف او خیر و صلاح خویشتن باشد . » ( هابز 192) همسر براون اما توان انجام هیچ عملی را ندارد . « بعضی کسان ، از جمله فیثاغورثیان ، برآنند که مقابله به مثل عدالت مطلق است . » (ارسطو 179 ) « مقابله به مثل در صورتی می تواند وجود داشت که برابری موجود باشد . » ( 181 همان )
نتیجه گیری
می توان گفت چمدان پول شخصیت اصلی این داستان است . ان چنان که انسان ها به اشیا تبدیل شده اند ؛ چمدان ارزشی انسانی یافته و قربانی می گیرد . اگر فضای داستان در مجارستان بگذرد ؛ نگاهی به تاریخ مجارستان به درک داستان کمک می کند . مجارستان پس از همراهی با المان در جنگ جهانی دوم توسط سربازان سرخ تسخیر شد . اعتراضات داخلی به حضور متفقین پس از کوتاه زمانی شکست خورد و این کشور در شرایطی دشوار مجبور به پذیرش حکومتی کمونیستی گشت . انگلیس از هم پیمانان متفقین بود . بازرس لندنی از ابتدای ورودش برای رسیدن به چمدان علی رغم این که می داند ؛ قتل و سرقت ( جرایمی ) رخ داده است ؛ حاضر به چشم پوشی است . او حتا سعی در پاداش دادن به فردی دارد که چمدان را به او تحویل دهد. این مسئله خود پارادوکسی در داستان است . او که نماینده ی دولت کشوری هواخواه سوسیالیسم است ؛ انسان ها را نادیده می گیرد : قتل آن ها و ارتکاب به جنایت شان را ، او برای چمدان پول ارزشی بیش از موجودیت انسانی قائل است . در حقیقت جنگ وکمونیسم برای مجارستان جز تنگ دستی چیزی به ارمغان نیاورده است . تنگ دستی که اخلاق و زندگی سعادت مندانه را از آن ها گرفته است . مردی از لندن می تواند انتقادی به ساختاری کمونیستی باشد که خود به ارزش های خود تنظیمش اعتقادی ندارد . « [ یکی از معانی و مصادیق عدالت ] مفهومی که در یک رابطه ی دقیق با مفهوم بی طرفی قرار دارد ، مساوات است ؛ که اغلب به عنوان جز مولف ، هم در فهم عدالت و هم در اجرای آن ، وارد می شود ، و ، در نگاه بسیاری ، جوهر آن است ؛ اما مفهوم عدالت ، در این مورد ... به حسب افراد مختلف ، عرصه ی معنا و برداشت های متفاوتی است ، که همواره در این تنوع معنایی با برداشت هر کس از فایده تطبیق می کند . هر کسی از این قائده حمایت می کند که برابری فرمان عدالت است ، اما در عین حال هر کسی می پذیرد که این به استثنای مواردی است که مصلحت مقتضی نابرابری است . عدالت در معنای دفاع برابر از حقوق همه ، از طرف کسانی تایید می شود که حامی هولناک ترین نابرابری ها در خصوص حقوق هستند . »(میل 130 )
منابع
ارسطو / اخلاق نیکو ماخوس / مترجم محمد حسن لطفی تبریزی / تهران : طرح نو، چاپ دوم 1383
میل ، جان استیوارت / فایده گرایی / مترجم مرتضی مردیها / تهران : نی ، 1388
تاک ، ریچارد / هابز / مترجم حسین بشیریه / تهران : طرح نو ، چاپ دوم 1387
سینگر ، پیتر / مارکس / مترجم محمد اسکندری / تهران : طرح نو ، چاپ دوم 1387
nasrinriahi30@yahoo.com
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست