پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

حق نصیحت کننده


حق نصیحت کننده
و اما حق نصیحت كننده و خیرخواه تو آن است كه نسبت به او متواضع باشی و دلت را متوجه وی كنی و گوش جان بدو بسپاری تا نصایح خیراندیشانه اش را بخوبی درك كنی، آنگاه در آن نصایح تأمل و اندیشه كن. اگر دیدی كه درست و به حق گفته، خدا را به خاطر آن حمد و سپاس گوی و از او بپذیر و قدر نصایحش را بدان و اگر خیراندیشی او درست و بحق نبوده، با او مهربان و ملایم باش و او را در معرض اتهام و بدبینی خود قرار مده و بدان كه در خیراندیشی برای تو كوتاهی نكرده بلكه دچار اشتباه شده است ]و تعمدی در كار نبوده است[ مگر آنكه او در نظر تو سزاوار بدگمانی و بدبینی باشد كه در این صورت نباید در هیچ شرایطی به سخن او توجه كنی و لا قوه الا بالله.
در پروسه اندرز و نصیحت و خیراندیشی، دو طرف قرار دارند: نصیحت گر و نصیحت خواه و اگر بخواهیم هر یك را بنوعی توصیف كنیم باید بگوئیم كه نصیحت خواه طرف ضعیف این معادله است زیرا اوست كه به نصیحت گر نیازمند است از اینرو دارای حقوقی است كه برعهده طرف مقابل (نصیحت گر) می باشد و آن عبارت است از: مهرورزی، مهربانی و مدارا و رعایت سطح عقل و درك و معلومات و آگاهیهای او كه در این باره در شماره پیش سخن گفته شد.
اما نصیحت گر كه طرف توانای این معادله است به منزله معلم و راهنما و راهبر می باشد و حقوقی كه مربوط به اوست متناسب با نقشی است كه در خصوص نصیحت ورزی و ارائه اندرز خیر خواهانه ایفا می كند. چنین فردی باید در سطح و اندازه مسئولیت محوله باشد و بهره ای از علم و دانش و تا حدی تجربه اجتماعی و اطلاع و آگاهی از مسائل و امور پنهان جامعه داشته باشد. همچنین نصیحت گر نیازمند آن است كه از تمام جوانب موضوعی كه می خواهد درباره آن نظر و اندرز و خیراندیشی ارائه دهد آگاهی داشته باشد تا در معرض حسن ظن نصیحت خواه قرار گیرد.در برخی مسائل بخصوص در مشورتهای اجتماعی و آنچه مربوط به آبرو و اعتبار مردم در مجامع عمومی و اجتماعی است، ایمان و تقوی شرط لازم برای نصیحت گر بشمار می رود.
● حقوق نصیحت گر
تا زمانی كه نصیحت كننده به عنوان معلم و راهنما ایفای نقش می كند از برجسته ترین حقوق او این است كه با نرمی و تواضع و خضوع با او برخورد شود و این البته مساله ای فطری است زیرا كسی كه حاجتی دارد بایستی در راه بر آوردن نیازش خود را به این صفات بیاراید. ولی مهمترین حقی كه امام سجاد به آن اشاره می كند این است كه «نصیحت خواه دلش را متوجه نصیحت گر كند و گوش جان بدو بسپارد تا نصایح خیر اندیشانه او را بخوبی درك كند.»
اگر بدانیم كه نصیحت خواه طالب آن چیزی است كه نمی داند و در پی درك و فهم آن چیزی است كه نمی فهمد، مهمترین وظیفه او این خواهد بود كه پیوسته و با تمام وجود سراپا گوش باشد و گوش جانش را پیش از گوش سر و چشم عقلش را پیش از چشم سر باز كند و متوجه سخنان نصیحت گر سازد در غیر این صورت سخنان نصیحت گر فایده ای در بر نخواهد داشت. پس از گوش دادن و توجه به سخنان نصیحت گر و فهم و درك آن، نوبت به پذیرش یا عدم پذیرش این سخنان می رسد و این هم یك امر طبیعی است و چه بسا نصیحت خواه گمشده خود را در سخن و رأی نصیحت گر نیابد اما این عدم قبول، حقوق دیگری را برعهده او ایجاب می كند و آن اینكه نصیحت گر را مورد سوء ظن و اتهام خود قرار ندهد بلكه سخنان او را حمل بر خطا و اشتباه كند كه این مسئله برای همه مردم در بیشتر نظرات و تصوراتشان قابل پیش بینی است مگر آنكه برای نصیحت خواه با علم و یقین ثابت شود كه نصیحت گر بدنبال فریب اوست یا نسبت به او سوء نیت دارد كه در این صورت می توان به رأی و نظر او بی اعتنا شد.

نوشته: سید طاهر عیسی درویش ترجمه: مهرداد آزاد
منبع : روزنامه کیهان