شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا

بزرگان حاشیه در جستجوی متن


بزرگان حاشیه در جستجوی متن
روز ۷ مه ۲۰۰۸ مراسم آغاز به کار رئیس جمهور جدید روسیه " دیمیتری مدویدیوف " انجام گرفت و پسرک حرف شنو بالاخره به جای رئیس و مراد خود پای به کاخ کرملین گذاشت. اینکه با توجه به تفویض پست نخست وزیری به " ولادیمیر پوتین " تقسیم قدرت و آلترناتیو واقعی قدرت در دولت آینده روسیه چه کسی خواهد بود بیش از هر چیز به ذات قدرت و توان این دو نفر در ساختار متصلب حکومتی این کشور ربط خواهد داشت. اما یک موضوع را به یقین در شرایط کنونی می توان به آن تاکید داشت و آن اینکه سیاست راهبردی و رویکرد ژئوپلتیکی روسیه دچار تغییر اساسی نخواهد شد.
این چارچوب سیاسی قبل از هر چیز به منافع استراتژیک مسکو و تثبیت هویت این کشور در نظام نوین بین المللی مربوط است که بسیار فراتر از جابجائی افراد و شخصیت های سیاسی مفهوم می یابد. تمایل به ایجاد موازنه در سیستم بین المللی و در صورت توان سمت گیری به طرف قطب بندی در چنین عرصه ای، الزام و ضرورت اجتناب ناپذیر این کشور و دیگر قدرت های در حال ظهور همچون چین، هند، برزیل و آفریقای جنوبی خواهد بود. به همین دلیل درست در همان روز اول ریاست جمهوری مدویدیوف ازسوی وزارت امور خارجه روسیه اعلام شد که وی در روز ۲۳ مه به چین سفر دو روزه ای خواهد داشت. مطمئنا این سفر درشرایط آغاز به کار رئیس جمهورجدید حامل یک پیام آشکار به متحد استراتژیک خود و جامعه جهانی می باشد که نشانه اولویت بندی در سیاست خارجی مسکو نیز تلقی می شود. در کنار این موضوع به گزارش خبرگزاری نووستی روسیه وزارت خارجه چین اعلام کرده است که وزیر خارجه این کشور در روزهای ۱۴ تا ۱۶ مه برای شرکت در نشست مشترک روسیه، چین، هند و برزیل به مسکو سفر خواهد کرد. خبر این نشست چهار جانبه هر چند که در خبرگزاری های غربی انعکاس درخور توجهی نیافته است اما با توجه به شرکت کنندگان در آن می بایست بسیار مهم و قابل تامل به حساب آید. اینکه در این کنفرانس چه مسائلی مورد بررسی قرار می گیرد یا چه توافقاتی حاصل می شود اهمیتی به مراتب کمتر از نفس پذیرش الزامات همسوئی قدرت های درجه دوم کنونی برای وحدت رویه و تبیین سیاست های مشترک در نظام نوین بین المللی خواهد داشت. این ترکیب چهارجانبه دقیقا متناسب با واقعیت های ژئوپلتیکی و سهم خواهی در ساختار هژمونیک قدرت بین المللی در شرایط کنونی می باشد.
دیر یا زود نظام تک قطبی فعلی به جهت تناقض و پارادوکس هائی که در کسب منافع کشورهای قدرتمند متن – حاشیه و همچنین اکثریت جامعه جهانی در این صورت بندی ژئوپلتیکی دارد، دچار شکاف و فروپاشی خواهد شد. این موضوع نه تنها خواست و تمایل بسیاری از اضلاع قدرت نابرخوردار و اجماع نظر اکثریت خاموش فعلی است که بلکه به عنوان ضرورت تاریخی در دیالکتیک زمان و میل طبیعی بشریت برای تسخیر جایگاه های بالاتر نیز به شمار می آید. در حالی که روسیه قدرت بلامنازع انرژی حداقل در اروپا بوده و ثروتمندترین کشور به لحاظ مواد اولیه در کنار برخوداری از زرادخانه عظیم تسلیحات متعارف و غیرمتعارف بازمانده از میراث شوروی می باشد، دلیلی برای در حاشیه ماندن و به بازی نگرفتن از سوی غرب برای آنان وجود ندارد. چین امروز با رشد اقتصادی بالای ۱۰ درصد، دارا بودن بزرگترین ذخایر ارزی به میزان تقریبی ۱۳۰۰ میلیارد دلار، سهم تقریبی ۱۳ درصدی از تجارت جهانی، جمعیت ۳/۱ میلیارد نفری اکتیو در حوزه اقتصادی و مشخصات ویژه دیگر وزنی به مراتب بالاتر از سهم کنونی خود در آرایش مصنوعی قدرت بین المللی دارد. هند به عنوان بزرگترن دمکراسی جهان در طی ده های اخیر به جهت جهش های اقتصادی و رشد بالای ۸ درصد اقتصاد، دستیابی به دانش و تکنولوژی مدرن و حساس الکترونیک در کنار جمعیت بالای یک میلیاردی خویش، حق طبیعی خود می داند که در بازی بزرگان به عنوان یک ضلع قدرت جهانی به رسمیت شناخته شود. برزیل به عنوان یک غول اقتصادی نوظهور، یکی از صادر کنندگان بزرگ اسلحه در قاره آمریکا و اعتبار خویش در ترکیب بندی قدرت در این قاره به سهم کنونی و حاشیه ای خود در عمود قدرت بین المللی هرگز نمی تواند بسنده کند. بنابراین این چهار کشور بزرگ که بعد از فروپاشی جهان دو قطبی توسط غرب در حاشیه نگاهداشته شده اند این موقعیت متصلب فعلی قدرت بین المللی را درخور خود و قابل تحمل نمی دانند.
به همین دلیل آنان به صورت اجتناب ناپذیری به همسوئی منافع خویش توجه کرده و در جهت یک همگرائی فراگیر بین المللی حرکت می کنند. در دنیای سیاست های ژئوپلتیکی به خصوص در شرایطی که نگاه و رویکردهای ایدئولوژیک در این عرصه به حاشیه رانده شده و حتی به تعبیری ایدئولوژی زدائی شده است، همسوئی برای کسب منافع در بازی ها و آرایش های سیاست خارجی به یک اصل اجتناب ناپذیر تبدیل گردیده است. در چنین وضعیتی می بایست نشست چهارجانبه مسکو بین روسیه، چین، هند و برزیل را بسیار با اهمیت و تاثیرگذار در نظام مندی های آتی در عرصه بین المللی به حساب آورد. تصلب قدرت در هرم جهانی و شرایط رکود – تورم کنونی در کشورهای گروه هفت یا به تعبیری جهان اولی ها به تلاش های قدرت های برتر حاشیه ای توان دوچندانی جهت شکستن این کاست قدرت بخشیده و در آینده بدون هیچ شکی حاصل این تلاش ها به بار خواهد نشست.
اردشیر زارعی قنواتی
منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه