به گزارش تابناک، در منار «غازی ببرک خان» در استان خوست، تاریخ اینبار نه در کتابها و اسناد، بلکه در میان لاشههای زنگزده جنگافزارها روایت شد؛ توپهایی یادگار دوران استعمار بریتانیا، تانکهایی بهجامانده از جنگ با اتحاد جماهیر شوروی و تجهیزات و خودروهای نظامی متعلق به دوره حضور نیروهای ناتو و آمریکا. مقامات محلی خوست این مجموعه را بهعنوان نمادی از جنگهای یکونیم قرن اخیر افغانستان و مقاومت مردم این سرزمین در برابر مداخلات و لشکرکشیهای خارجی به نمایش گذاشتند. در مراسم افتتاح این نمایشگاه، علاوه بر مسئولان محلی و شماری از مردم، الحاج مولوی محمد نبی عمری، معاون اول وزارت امور داخله حکومت افغانستان و انس حقانی نیز حضور داشته اند. انس حقانی در سخنانی با اشاره به گردآوری ادوات و بقایای نظامی سه دوره از جنگهای افغانستان گفته است: «افتخار بزرگی است که در مراسم تشییع جنازه توپهای استعماری بریتانیا، تانکهای اتحاد جماهیر شوروی و ناتو حضور داریم.» این تعبیر، هرچند رنگ و بویی نمادین دارد، اما در فضای مراسم معنایی روشنتر پیدا میکرد؛ جایی که سازوبرگهای جنگی سه قدرت خارجی، بهعنوان یادگارهایی از دورههای مختلف مداخله نظامی در افغانستان، در کنار هم قرار گرفته بودند. روایت یک سرزمین از استعمار تا اشغال انس حقانی در ادامه تأکید کرد که نمایش این آثار، صرفاً نگهداری از تجهیزات فرسوده جنگی نیست، بلکه حامل یک پیام تاریخی برای نسلهای آینده است. به گفته وی، این بقایا میتوانند فلسفه آزادیخواهی، استقلالطلبی و مقاومت نیاکان مردم افغانستان را برای نسلهای بعدی بازگو کنند. او همچنین این نمایش را «درسی بزرگ» برای قدرتهایی دانست که با تصور دستیابی به اهداف خود از راه لشکرکشی و تجاوز، راه افغانستان را در پیش گرفتهاند. آنچه در خوست به نمایش گذاشته شده، از منظر نمادین کنار هم قرار گرفتن سه دوره متفاوت تاریخی است: نخست، دوران سلطه و سیاستهای استعماری بریتانیا در منطقه؛ دوم، مداخله نظامی اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان؛ و سوم، حضور نظامی آمریکا و ناتو که سرانجام با خروج نیروهای خارجی و سقوط دولت مورد حمایت غرب پایان یافت. همین پیوستگی تاریخی، پیام اصلی مراسم خوست را شکل میدهد؛ اینکه قدرتهای بزرگ تغییر کردهاند، تجهیزات جنگی مدرنتر شده و شیوههای مداخله نیز دگرگون شده، اما تجربه افغانستان نشان میدهد که اشغال نظامی هرگز نتوانسته آینده این سرزمین را مطابق خواست قدرتهای خارجی تعیین کند. مناری که نام یک مبارز استقلال را بر خود دارد انتخاب منار غازی ببرک خان برای برگزاری این مراسم نیز تصادفی نیست. غازی ببرک خان زدران از چهرههای شناختهشده مبارزه افغانستان در دوران جنگ استقلال علیه بریتانیا به شمار میرود و نام او با نبردهای منطقه خوست و جبهههای جنوبی جنگ سوم افغان و انگلیس گره خورده است. جنگ سوم افغان و انگلیس در سال ۱۹۱۹ به استقلال کامل افغانستان در سیاست خارجی انجامید و معاهده راولپندی نیز به این جنگ پایان داد. خوست و مناطق پیرامونی آن در آن دوره از جمله کانونهای مهم تحولات نظامی و مقاومت در جبهه جنوبی بودند. ببرک خان در حافظه تاریخی منطقه، یکی از چهرههای مهم مبارزه علیه استعمار بریتانیا شناخته میشود و آثار و بناهای مرتبط با او همچنان در استان خوست و مناطق پیرامونی مورد توجه قرار دارند. به همین دلیل، نمایش بقایای جنگی دورههای مختلف در کنار نام غازی ببرک خان، در واقع تلاش برای پیوند زدن تاریخ استقلالخواهی افغانستان در یک قرن گذشته با رویدادهای سالهای اخیر است. از خوست به سراسر افغانستان انس حقانی در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که نمایش بقایای مهاجمان خارجی تنها به خوست محدود نخواهد ماند و از این پس این آثار جنگی در دیگر استانهای افغانستان نیز در معرض دید مردم قرار خواهد گرفت.
آنچه در خوست به نمایش گذاشته شده، از منظر نمادین کنار هم قرار گرفتن سه دوره متفاوت تاریخی است: نخست، دوران سلطه و سیاستهای استعماری بریتانیا در منطقه؛ دوم، مداخله نظامی اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان؛ و سوم، حضور نظامی آمریکا و ناتو که سرانجام با خروج نیروهای خارجی و سقوط دولت مورد حمایت غرب پایان یافت. این طرح در واقع تلاش دارد تا ادوات جنگی بهجامانده از دورههای مختلف را از انبارها و محلهای پراکنده خارج کند و به بخشی از روایت عمومی تاریخ جنگهای افغانستان تبدیل کند. برای مردمی که چند نسل از آنان تجربه جنگ، اشغال و مداخله خارجی را پشت سر گذاشتهاند، تانکها و توپهای زنگزده تنها قطعاتی از آهن نیستند؛ هر کدام بخشی از یک خاطره تاریخیاند؛ خاطرهای از لشکرکشی قدرتهای بزرگ به سرزمینی که بهرغم هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی، هیچگاه اشغال را سرنوشت نهایی خود نپذیرفت. تصویر امروز منار غازی ببرک خان در خوست، از این منظر، تصویری فشرده از تاریخ افغانستان است؛ توپهای دوران استعمار بریتانیا، بقایای ماشین جنگی شوروی و تجهیزات نیروهای غربی، اکنون بهجای آنکه ابزار قدرت باشند، خود به شاهدانی خاموش بر پایان دوره حضور صاحبانشان در افغانستان تبدیل شدهاند. در خوست، پیام مراسم روشن بود: قدرتهای اشغالگر میآیند، سلاحهای خود را با خود میآورند و سرانجام میروند؛ اما آنچه باقی میماند، مردم، سرزمین و حافظه تاریخی ملتی است که استقلال را با بهایی سنگین به دست آورده و حفظ کرده است.































































