قیمت طلا امروز




 بازدارندگی ترکیبی

 سایت رکنا / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

محسن هاشمی: نه جنگ قادر است مناقشه ایران و آمریکا را حل کند و نه دیپلماسی کلاسیک

رکناسیاسی:راه خروج از وضعیت نه جنگ، نه صلح در انتخاب ساده میان «مقاومت» و «مذاکره»، بلکه در طراحی یک راهبرد ترکیبی و واقع‌گرایانه نهفته است؛ راهبردی که بازدارندگی را حفظ کند، اما آن را با دیپلماسی مؤثر و ابتکار سیاسی تکمیل سازد.
 محسن هاشمی: نه جنگ قادر است مناقشه ایران و آمریکا را حل کند و نه دیپلماسی کلاسیک
حدود ۱۳۰ روز است که ایران در وضعیتی میان جنگ و مذاکره، تهدید و آرامش، فشار و انتظار گرفتار آمده است؛ در این فضا که نه می‌توان آن را جنگی تمام‌عیار نامید و نه می‌توان از صلحی پایدار یا توافقی روشن سخن گفت، آنچه بیش از هر چیز بر فضای کشور سایه انداخته، استمرار ابهام است؛ شاید چنین تصور شود که این ابهام در مقاطع کوتاه ممکن است بخشی از منطق بازدارندگی تلقی شود، اما در بلندمدت می‌تواند به فرسایش قدرت ملی، تحلیل سرمایه اجتماعی و تضعیف ظرفیت تصمیم‌گیری منجر شود. 

به گزارش رکنا به نقل از شرق، ازاین‌رو مسئله امروز ایران دیگر صرفا این نیست که «چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است»؛ این پرسش را بارها پاسخ داده‌ایم. پرسش اصلی و شاید اضطراب‌آورتر این است که تا چه زمانی قرار است در این وضعیت بمانیم؟ هیچ کشوری نمی‌تواند برای مدت نامحدود، اقتصاد، جامعه، سرمایه انسانی و ظرفیت‌های راهبردی خود را در وضعیت انتظار نگه دارد.

جنگ، حتی اگر به معنای شلیک مداوم نباشد، هنگامی که افق آینده را مبهم و منابع کشور را مستهلک می‌کند، می‌تواند ماهیتی فرسایشی پیدا کند. از سوی دیگر، مذاکره نیز اگر صرفا به ابزاری برای خرید زمان، مدیریت بحران یا عبور از یک مقطع تبدیل شود و فاقد چشم‌انداز روشن برای رسیدن به توافقی پایدار باشد، خود به بخشی از همین چرخه فرسایشی بدل خواهد شد.

بنابراین راه خروج نه در انتخاب ساده میان «مقاومت» و «مذاکره»، بلکه در طراحی یک راهبرد ترکیبی و واقع‌گرایانه نهفته است؛ راهبردی که بازدارندگی را حفظ کند، اما آن را با دیپلماسی مؤثر و ابتکار سیاسی تکمیل سازد. ایران بیش از هر چیز به «تصمیم» نیاز دارد و وجه مشخصه اصلی این تصمیم آن است که باید میان امنیت و توسعه، عزت و مصلحت، استقلال و تعامل، توازن برقرار کند. اکنون زمان آن است که از مدیریت روزمره بحران عبور کنیم و به طراحی مسیر خروج بیندیشیم. ادامه وضعیت موجود، خود یک تصمیم است که هزینه‌های آن هر روز انباشته‌تر می‌شود.

راه‌حل، عقلانیت راهبردی، ایجاد اجماع در سطوح تصمیم‌گیری، فعال‌کردن دیپلماسی و تعریف یک افق روشن برای پایان‌دادن به چرخه فرسایشی است. ایران بیش از هر چیز به افقی روشن نیاز دارد که در آن امنیت مقدمه توسعه باشد، نه جایگزین آن. در همین چارچوب، برای عبور از توصیف وضعیت موجود و رسیدن به پرسش اساسی «راه خروج چیست؟»، با محسن هاشمی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و تحلیلگر سیاسی، به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا ابعاد این وضعیت و امکان‌های پیش‌روی ایران را واکاوی کنیم. 

آنچه امروز اهمیت بیشتری دارد، عبور از مرحله توصیف بحران و ورود به مرحله یافتن راه خروج است. اگر بپذیریم که ادامه این وضعیت، چه در قالب جنگ فرسایشی و چه در قالب مذاکره بی‌نتیجه، هزینه‌های فزاینده‌ای برای کشور ایجاد می‌کند، پرسش اصلی این است که ایران دقیقا با چه راهبردی می‌تواند از این چرخه خارج شود؟ در این مقطع، چه ترکیبی از دیپلماسی، بازدارندگی، تصمیم‌گیری داخلی و اجماع سیاسی می‌تواند کشور را از وضعیت تعلیق به سمت یک نقطه روشن و پایدار هدایت کند؟ و مهم‌تر از همه، به نظر شما نقطه آغاز این خروج کجاست؟ 

پیرو پرسش شما اتفاقا هنر سیاست‌مداران امروز ما باید این باشد که چگونه ایران را از جنگ خارج کنیم، بدون آنکه ارزش و اهمیت راهبردی ایران را نیز بسوزانیم. 

مسئله اینجاست که اساسا تصمیم‌گیران به دنبال تعریف راه خروج هستند؟ 

باید باشند. 

چرا؟ 

چون این انتخاب نیست، یک ضرورت برای امروز ایران است. الان دیگر وقت تصمیم است و تعریف راه خروج از این شرایط، اما به این شرط که نباید ارزش و اهمیت راهبردی ایران از بین برود. شاید بد نباشد که برای فهم درست‌تر این ضرورت، این موضوع را مطرح کنم که من این روزها مشغول آماده‌سازی خاطرات و کارنامه سال ۱۳۸۳ آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی هستم تا ان‌شاءالله بتوانیم آن را برای دهمین سالگرد رحلت ایشان منتشر کنیم.

وقتی این مباحث را مرور می‌کنم و برخی از فرازهای آن دوره و سال ۱۳۸۳ را می‌خوانم، واقعا احساس اندوه عمیقی به من دست می‌دهد که چطور زمان با شتاب گذشته است، اما اهمیت گذر زمان، بیش از خودِ بقا، در پیامدهایی است که تصمیم‌های تاریخی آن دوره برای امروز ما به همراه داشته است. اگر به خاطر داشته باشید، در سال ۱۳۸۳ مسئله غنی‌سازی هسته‌ای به مرحله بسیار مهمی رسیده بود و لازم بود تصمیمات مهمی درباره آن اتخاذ شود.

از سوی دیگر، تهدید ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل متحد و شورای امنیت وجود داشت. به‌همین‌دلیل جلساتی در سطح عالی و به ریاست آقای شهیدمان تشکیل می‌شد تا درباره این موضوع بسیار حساس تصمیم‌گیری شود. در خاطرات مرحوم هاشمی‌رفسنجانی، این مسائل به طور کامل آمده و مشخص است که از همان زمان، دو نگاه متفاوت در برابر یکدیگر وجود داشته است. یک نگاه معتقد بود که واقعیت‌های نظام بین‌الملل ایجاب می‌کند نگرانی‌ها و فشارهای جامعه جهانی را از مسیر دیپلماسی و توافق مدیریت کنیم و در برابر پذیرش مجموعه‌ای از محدودیت‌های مشخص، فرصت‌های اقتصادی، تکنولوژیک و سیاسی بیشتری برای توسعه ایران در آینده به دست آوریم. 

در برابر این دیدگاه، نگاه دیگری وجود داشت که برنامه هسته‌ای را مسئله‌ای حیثیتی، ناموسی و نمادی از استقلال ملی تلقی می‌کرد؛ موضوعی که مردم می‌توانند حول آن گرد هم آیند و به انسجام برسند و حتی حاضر باشند برای حفظ آن ایستادگی کنند. این نگاه بر حفظ غنی‌سازی به هر قیمت تأکید داشت، حتی اگر نتیجه آن ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، ورود کشور به دوره تحریم‌ها و تحمل هزینه‌های سنگین باشد.

در آن مقطع، می‌بینم که آقای هاشمی‌رفسنجانی در میان این دو نگاه موجود، با نگرانی درباره هزینه‌های بلندمدتی که هریک از این تصمیمات می‌توانست برای کشور ایجاد کند، تلاش می‌کردند نقطه تعادلی میان این دو دیدگاه پیدا شود؛ به گونه‌ای که هم حقوق ایران حفظ شود و هم کشور و مردم از ورود به یک چرخه پرهزینه و دشوار مصون بمانند. اکنون که به آن دوره نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که بار دیگر با وضعیتی مشابه مواجه هستیم.

البته در آن زمان، اختلاف میان اصلاح‌طلبان و میانه‌روها و همچنین تلاش‌هایی برای جلوگیری از حضور هاشمی در انتخابات سال ۱۳۸۴ وجود داشت و در نهایت دولت دیگری بر سر کار آمد که سیاست و نگاه دوم را دنبال کرد و چه هزینه‌هایی بر کشور تحمیل شد. در نتیجه، بسیاری از دستاوردها و فرصت‌های دیپلماتیکی که ایجاد شده بود، از بین رفت؛ پرونده ایران به شورای امنیت رفت و طی چند سال، قطع‌نامه‌هایی علیه ایران صادر شد که آثار دردناک آن را امروز در کشور مشاهده می‌کنیم. 

با این قرائت تاریخی از ۲۳ سال پیش، اکنون در چه نقطه‌ای قرار داریم؟ 

به نظر می‌رسد وضعیت فعلی ما، تا حد زیادی نتیجه انباشت همان خطاهایی است که در طول آن سال‌ها اتفاق افتاد و فرصت‌هایی که یکی پس از دیگری از دست رفت؛ یعنی مسئله فقط این نیست که ما در یک مقطع تصمیمی گرفتیم و بعد تمام شد؛ بعضی تصمیم‌ها آثارشان در طول زمان باقی می‌ماند و وقتی فرصت‌هایی که می‌توانستیم از آن‌ها استفاده کنیم، از دست می‌رود، به‌تدریج شرایطی ایجاد می‌شود که برگشتن از آن دیگر به این سادگی نیست.

یک خطای محاسباتی در یک مقطع می‌تواند باعث شود یک فرصت تاریخی از بین برود و بعد همین از دست رفتن فرصت، خودش زمینه‌ساز خطاهای بعدی شود و ما را به وضعیتی برساند که امروز با آن مواجه هستیم. الان هم اگر نگاه کنیم، می‌بینیم همان دو نگاه همچنان وجود دارد؛ البته با تفاوت‌هایی که ناشی از شرایط جدید است. یک طرف، واقعیت‌های امروز را می‌بیند و طرف دیگر همچنان بیشتر با همان نگاه گذشته به موضوعات نگاه می‌کند. البته دیوار واقعیت، به‌ویژه بعد از حمله و مواجهه نظامی آمریکا و اسرائیل، مقداری از تصورات و محاسبات گذشته را تغییر داده، اما چالش اصلی همچنان پابرجاست و ما باید ببینیم این‌بار چگونه می‌توانیم از تکرار همان خطاهای محاسباتی جلوگیری کنیم. 

تقابل نگاه عقلانی و قرائت شعاری هزینه‌زا؟ 

بله. 

اما اگر به سؤال اول برگردم و طور دیگری پرسشم را مطرح کنم، این نگاه عقلانی امروز چه دستور کاری برای خروج ایران از این شرایط دارد؟ 

یک نگاه عقلانی امروز بر این باور است که باید دید در این مقطع نفس‌گیر، چگونه می‌توان ترامپ را از بازی و وضعیتی که خودش برای خود ایجاد کرده و در آن گرفتار شده است، خارج کرد؛ اما این خروج نباید به قیمت تضعیف منافع ملی ایران تمام شود. مسئله این است که ما باید بتوانیم شرایطی را ایجاد کنیم که طرف مقابل هم راهی برای عقب‌نشینی داشته باشد، بدون اینکه ایران هزینه اصلی آن را با فرسایش سرمایه‌های اجتماعی، تضعیف ظرفیت‌های اقتصادی و سوزاندن دارایی‌های راهبردی خود بپردازد؛

اینکه ترامپ چگونه بتواند از این بازی خارج شود، خودش یک مسئله است و ممکن است در جریان این خروج، فشارهایی هم به ایران وارد شود و صدماتی به منافع کشور برسد، بنابراین نگاه عقلانی این نیست که صرفا بگوییم باید مقاومت کنیم یا باید مذاکره کنیم؛ مسئله این است که ببینیم چگونه می‌توانیم این وضعیت را مدیریت کنیم، یک موازنه دقیق برقرار کنیم و هزینه خروج را برای کشور به حداقل برسانیم. این واقعا یک هنر است؛ هنر دیپلماسی و هنر تصمیم‌گیری در یک مقطع بسیار حساس تاریخی. این کار واقعا یک هنر است؛ هنری دشوار که می‌توان آن را هنر دیپلماسی جدید نامید؛ اینکه چگونه بتوان این وضعیت را به گونه‌ای مدیریت کرد که منافع ایران نیز حفظ شود. 

اما قرائت رادیکال این موازنه را بر هم نزده و نمی‌زند؟ 

بله، دیدگاه دیگری همچنان وجود دارد که مسائل را مانند گذشته در چارچوب موضوعات حیثیتی و به صورت صفر و یک می‌بیند و پیچیدگی‌های جهان امروز را کمتر محاسبه می‌کند. گاهی نیز با منطقی آخرالزمانی، هرگونه انعطاف یا ابتکار دیپلماتیک را نشانه ضعف و حتی خیانت تلقی می‌کند و معتقد است، یا حتی آرزو می‌کند که ترامپ در همان بازی‌ای که برای خود ایجاد کرده، به گونه‌ای دفن و گرفتار شود. 

پس بدون تعارف، آن «مدیریتی» که شما گفتید و آن‌گونه «موازنه‌» که بر آن تأکید کردید تا هزینه خروج را برای کشور به حداقل برساند، حداقل در وضعیت فعلی کشور در دسترس نیست؟ 

من چنین برداشتی ندارم. 

به چه دلیل؟ 

چون خوشبختانه، آن‌گونه که من مشاهده می‌کنم، در دولت و در میان برخی از عقلای مجلس و دیگر دست‌اندرکاران نظام، به نظر می‌رسد مسیر کشور تا حدودی دارد بر مبنای واقعیت‌ها و ملاحظات راهبردی پیش می‌رود. البته این به آن معنا نیست که اختلاف نظرها و فشارهای سیاسی از بین رفته است؛ برعکس، از طرف دیگر فشارهای سیاسی و رسانه‌ای جریان‌های تندرو همچنان بسیار سنگین است و طبیعی است که تحمل این فشار برای کسانی که می‌خواهند یک مسیر واقع‌بینانه‌تر را دنبال کنند، کار ساده‌ای نباشد.

حتی برای رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه نیز تحمل چنین فشاری دشوار است. وقتی فضای رسانه‌ای به گونه‌ای شکل می‌گیرد که هر نوع انعطاف، ابتکار یا تلاش برای مذاکره می‌تواند با برچسب‌های مختلف مواجه شود، تصمیم‌گیری عقلانی سخت‌تر می‌شود. به‌ویژه اینکه این جریان از امکانات رسانه‌ای گسترده‌ای برخوردار است و می‌تواند فضای افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. 

با همین فشار سیاسی و رسانه‌ای گسترده که گفتید، اصلا می‌شود «تصمیم» گرفت؟ 

به نظر من، ما در یک وضعیت تاریخی قرار داریم که نمی‌توانیم صرفا براساس فشارهای روزمره و هیجانات سیاسی تصمیم بگیریم. مسئولیت ملی ما اقتضا می‌کند که منافع بلندمدت کشور و حتی مصالح نظام جمهوری اسلامی را بر هیجانات کوتاه‌مدت ترجیح بدهیم. باید بتوانیم تصمیم‌هایی بگیریم که همراه با عقلانیت، تدبیر و نگاه به آینده باشد. ممکن است این تصمیم‌ها در کوتاه‌مدت هزینه سیاسی داشته باشد، اما اگر بتواند کشور را از یک چرخه فرسایشی خارج کند و آینده بهتری برای مردم ایران بسازد، باید این هزینه را پذیرفت. مهم این است که سیاست‌مدار، آینده کشور را فدای فشارهای امروز نکند. 

مایلم از همین‌جا به نقش مرحوم هاشمی‌رفسنجانی در دهه ۱۳۶۰ و به‌ویژه در مسئله جنگ بازگردیم. در آن مقطع نیز همواره میان یک نگاه رادیکال نگاهی که بر ضرورت پایان‌دادن به جنگ تأکید داشت، نوعی شکاف وجود داشت و آیت‌الله هاشمی عملا در میانه این دو رویکرد قرار می‌گرفتند. شما در مورد دهه ۱۳۸۰ نیز به همین نقش میانه و متعادل‌کننده ایشان اشاره کردید. من در گفت‌وگوهایی که با آقایان علی هاشمی، محمد هاشمی، غلامعلی رجایی و محمدجواد مظفر داشته‌ام، تلاش کردم این مسئله را از منظر آسیب‌شناسی فقدان شخصیتی مانند آیت‌الله هاشمی در شرایط کنونی بررسی کنم.

یکی از پرسش‌های مشترکی که با این بزرگان مطرح کردم، این بود که آیا می‌توان قالیباف را، دست‌کم به لحاظ کارکرد سیاسی، مصداقی نزدیک به آن نقش و جایگاه آیت‌الله هاشمی دانست؟ هر یک از این افراد طبیعتا تحلیل و نگاه خاص خود را داشتند. اکنون نیز به نظر می‌رسد قالیباف تلاش کرده بود میان نیروهای رادیکال از یک سو و نیروهایی که بر مذاکره و یافتن راه‌حل دیپلماتیک تأکید دارند، نوعی حلقه واسط و امکان آشتی ایجاد کند؛ حال می‌خواهم بپرسم که امروز خود قالیباف تا حدودی به حاشیه رانده نشده است؟ شما چنین برداشتی ندارید؟ آیا اساسادر شرایط فعلی، خلأ یک شخصیت میانجی و متوازن‌کننده که بتواند میان این دو طیف پل بزند، احساس نمی‌شود؟ 

البته باید توجه داشته باشیم که شرایط امروز تا حدودی با آن دوره متفاوت است. امروز ما با وضعیتی مواجه هستیم که نه جنگ به‌تنهایی قادر است این مناقشه را حل کند و نه دیپلماسی کلاسیک موجود توان آن را دارد که به‌تنهایی به این چرخه جنگ و تقابل پایان دهد. یعنی اگر تصور کنیم که صرفا با ادامه درگیری می‌توانیم به یک نقطه نهایی برسیم، به نظرم محاسبه دقیقی نیست و از آن طرف هم اگر فکر کنیم با همان شیوه‌های معمول دیپلماتیک می‌توانیم این مسئله پیچیده را حل کنیم، باز هم با واقعیت‌های امروز فاصله دارد.

به نظر من، در چنین شرایطی ضرورت دارد که دولت و مجلس، به‌صورت مشترک و البته با توجه به رهنمودهای رهبری انقلاب، مسیر را به شکلی پیش ببرند که بتوانیم این چرخه‌ای را که سال‌ها میان ایران و آمریکا شکل گرفته متوقف کنیم؛ چرخه‌ای که در درون خودش بی‌اعتمادی را روزبه‌روز بیشتر کرده است. ما از یک طرف با محاصره دریایی، تحریم و فشار مواجهیم و از طرف دیگر، پاسخ متقابل و بازتولید بحران را داریم و این روند اگر ادامه پیدا کند، هزینه‌های بیشتری برای کشور ایجاد می‌کند.

بنابراین، باید راهی برای خروج از این وضعیت پیدا کنیم. هنر تصمیم‌گیری امروز این است که بتوانیم بدون ازدست‌دادن منافع ملی، این چرخه را متوقف کنیم و کشور را از این وضعیت فرسایشی به سمت یک شرایط باثبات‌تر هدایت کنیم. این کار، به‌خصوص در شرایطی که شخصیتی مانند امام خمینی (ره) در قید حیات نیست، دشوارتر است.

در دوران جنگ، مرحوم هاشمی‌رفسنجانی توانستند نظر و حمایت امام را به‌طور کامل جلب کنند. از سوی دیگر، بلندپروازی‌های صدام و ماجراجویی او، از جمله حمله به کویت، موجب شد پس از پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ شرایطی ایجاد شود که امکان مذاکره برای ایران فراهم شود و بتواند بخش مهمی از خواسته‌های خود را از صدام بگیرد. در آخرین نامه‌ای که صدام برای مرحوم آیت‌الله هاشمی نوشت، او نیز تصریح کرده بود که تمام خواسته‌هایی را که ایران مطرح کرده، خواهد پذیرفت و برآورده خواهد کرد. امروز نیز باید بتوانیم از فرصتی مشابه استفاده کنیم. البته که در این مسیر باید نظر رهبر انقلاب نیز جلب شود. 

پاسخ پرسش قبل را نگرفتم. خود قالیباف اکنون قدری ساکت‌تر از هفته‌های قبل نشده است؟ 

خیر. رئیس مجلس و دیگر تصمیم‌گیران دارند کار خودشان را می‌کنند. قرار نیست که همه فعالیت‌ها و تصمیمات و تلاش‌ها علنی و اعلام شوند. 

از کلی‌گویی‌ها که عبور کنیم، من مشخصا می‌خواهم بپرسم که الان رئیس دولت و مجلس چه باید بکنند؛ مصداقی حرف بزنیم و پیشنهاد بدهید. 

به اعتقاد من، هر دو بزرگوار، یعنی قالیباف و پزشکیان، باید در شورای عالی امنیت ملی به نتایجی برسند و سپس این نتایج را نزد رهبر انقلاب ببرند و در نهایت بتوانند نظر ایشان را برای مسیری که تعیین می‌کنند، جلب کنند. پس از آن می‌توان بر اساس آن تصمیم اقدام کرد. اگر بتوانند چنین فرایندی را طی کنند، می‌توانیم از این وضعیتی که برای کشور پیش آمده خارج شویم؛ اما اگر چنین اتفاقی نیفتد، ممکن است این مسیر همچنان ادامه پیدا کند. 

فعلا که چنین مسیری مهیا نیست و بنای تعریف آن هم وجود ندارد. چون استمرار فضای جنگ فرسایشی برای یک طیف موهبت است، غیر از این است؟ به هر حال از نگاه آن‌ها، تداوم این شرایط نهایتا بازدارندگی ایجاد می‌کند. 

این تصور که استمرار یک جنگ فرسایشی الزاما به ایجاد یک بازدارندگی پایدارتر منجر خواهد شد، به نظر من تصور دقیقی نیست. البته این گزاره برای کسانی که چنین نگاهی دارند، بسیار جذاب است. فرض آن‌ها این است که اگر بتوانیم با مقاومت و فرسایش طرف مقابل، هزینه‌های جنگ را برای او افزایش دهیم، در نهایت به نقطه‌ای می‌رسیم که طرف مقابل از ادامه مسیر منصرف شود و همین مسئله برای ما یک بازدارندگی پایدار ایجاد کند. این استدلال در ظاهر منطقی به نظر می‌رسد، چون در جنگ‌های طولانی معمولا هزینه‌های طرف آغازکننده نیز افزایش پیدا می‌کند.

اما مسئله این است که نباید فقط هزینه‌ای را که دشمن می‌پردازد ببینیم؛ باید هم‌زمان محاسبه کنیم که ایران در مسیر رسیدن به آن نقطه چه هزینه‌هایی خواهد پرداخت و چه میزان از ظرفیت اقتصادی، اجتماعی و راهبردی خود را از دست خواهد داد. بازدارندگی زمانی ارزشمند است که به حفظ قدرت ملی منجر شود، نه اینکه خود به عامل فرسایش آن تبدیل شود. 

اما با چه هزینه‌ای؟ 

اتفاقا باید پرسید تا رسیدن به آن نقطه مطلوبی که برخی تصور می‌کنند، ایران چه چیزهایی را در استمرار فضای جنگ فرسایشی از دست خواهد داد؟ این بخش مهم ماجراست که گاهی در محاسبات دیده نمی‌شود. ممکن است تصور کنیم با ادامه مقاومت و افزایش هزینه‌های طرف مقابل، در نهایت به یک نقطه بازدارندگی مطلوب می‌رسیم؛ اما باید هم‌زمان ببینیم هزینه رسیدن به آن نقطه برای خود ایران چیست و کشور در این مسیر چه میزان از ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی و توسعه‌ای خود را از دست می‌دهد.

اگر راهبرد استمرار جنگ فرسایشی موجب گسترش فقر در ایران، عقب‌افتادن توسعه، آسیب‌دیدن زیرساخت‌ها و تضعیف ظرفیت اقتصادی کشور شود، باید بپذیریم که همین ایستادگی و همین جنگ فرسایشی می‌تواند در نهایت به یک شکست راهبردی تبدیل شود. یعنی ممکن است ما در یک میدان خاص احساس کنیم مقاومت کرده‌ایم، اما در مجموع، بخشی از قدرت ملی خود را از دست داده باشیم. 

باید در نظر داشته باشیم که قدرت ملی زمانی معنا و مفهوم واقعی پیدا می‌کند که بتواند «امنیت و ثبات» ایجاد کند؛ «امنیت و ثبات» را به «توسعه» تبدیل کند و «توسعه» را هم به «رفاه و امید» برای مردم تبدیل کند. اگر این سه اتفاق رخ ندهد، قدرت ملی عملا نتیجه مطلوب خودش را ایجاد نکرده و صرفا در حد برخورداری از یک قدرت بالقوه باقی می‌ماند.

بنابراین، اگر با چنین تفکری پیش برویم و آقای پزشکیان و قالیباف بتوانند بر تفاهم‌نامه‌ای که با آمریکا نوشته‌اند اصرار کنند و بکوشند همان تفاهم‌نامه را به نتیجه برسانند و پیش ببرند و البته بتوانند نظر شورای عالی امنیت ملی و رهبر انقلاب را نیز به دست آورند، به نظر من مسیر مناسبی خواهد بود. مهم این است که بتوانیم از این فرصت برای کاهش فشار و بازگرداندن کشور به مسیر ثبات و توسعه استفاده کنیم. 

از ابتدای گفت‌وگو، ادبیات و چارچوب تحلیلی شما کاملا راهبردی و استراتژیک بوده است؛ از «سوزاندن دارایی‌های راهبردی» تا «شکست راهبردی»، مفاهیمی است که نشان می‌دهد نگاه شما بیش از آنکه صرفا سیاسی و روزمره باشد، معطوف به محاسبه بلندمدت قدرت ملی است. در همین چارچوب، می‌خواهم نکته مهم دیگری را با شما بازخوانی کنیم. شما به سال ۱۳۸۴ و روی کار آمدن دولت نهم اشاره کردید. بسیاری معتقدند نقطه آغاز انحرافات جدی در مدیریت و سیاست‌گذاری کشور، از همان دولت نهم و آنچه بعضا «معجزه هزاره سوم» خوانده می‌شد، آغاز شد و به‌تدریج ساختاری شکل گرفت که نیروهای رادیکال توانستند درون آن تثبیت شوند و پیش بروند. حتی پس از روی کار آمدن دولت آقای روحانی در سال ۱۳۹۲ نیز عملا امکان بازگرداندن کشور به ریل دوره آیت‌الله هاشمی و سپس دولت خاتمی فراهم نشد. آیا می‌توان گفت از سال ۱۳۸۴ صرفا با تغییر یک دولت مواجه نبودیم، بلکه نوعی تغییر در ساختار تصمیم‌گیری و مناسبات قدرت شکل گرفت؛ تغییری که بعدا آن‌قدر تثبیت شد که حتی تغییر دولت نیز نتوانست کشور را به مسیر پیشین بازگرداند؟ 

نکته مهمی را طرح کردید که سعی می‌کنم از زاویه دیگری به آن پاسخ دهم. 

ببینید، متأسفانه ما در استفاده از همین دارایی‌های راهبردی‌مان نیز همیشه عملکرد مناسبی نداشته‌ایم و گاهی به جای اینکه از این ظرفیت‌ها برای افزایش قدرت چانه‌زنی و تأمین منافع ملی استفاده کنیم، آن‌ها را به شکلی مصرف کرده‌ایم که بخشی از ارزش راهبردی‌شان کاهش پیدا کرده است. اگر بخواهیم مثالی از وضعیت امروز بزنیم، تنگه هرمز یکی از برجسته‌ترین دارایی‌های راهبردی ایران است.

ارزش واقعی این دارایی فقط در این نیست که ما بتوانیم آن را ببندیم یا از آن به‌عنوان یک ابزار عملیاتی استفاده کنیم؛ ارزش اصلی آن در این است که جهان و حتی دشمنان ما همواره احتمال بسته‌شدن آن را در محاسبات خود لحاظ کنند. همین احتمال، بدون آنکه الزاما به مرحله اقدام برسد، می‌تواند برای ایران قدرت و بازدارندگی ایجاد کند. در واقع، آنچه برای ما بازدارندگی می‌آورد، «ابهام کنترل‌شده» است، نه مصرف هیجانی این اهرم ژئوپلیتیکی. دارایی راهبردی زمانی بیشترین ارزش را دارد که طرف مقابل مجبور باشد آن را در محاسبات خود جدی بگیرد، نه اینکه ما برای اثبات قدرت خود، دائما آن را به مصرف برسانیم. 

این نکته از این جهت اهمیت دارد که ژئوپلیتیک نیز مانند اقتصاد، قانون «استهلاک» دارد. همان‌گونه که در اقتصاد اگر یک دارایی درست مدیریت نشود، به تدریج بخشی از ارزش و کارکرد خودش را از دست می‌دهد، در ژئوپلیتیک هم چنین قانونی وجود دارد. بعضی از مزیت‌های جغرافیایی و راهبردی اگر به شکل درست مورد استفاده قرار نگیرند یا بیش از اندازه مصرف شوند، در طول زمان می‌توانند بخشی از ارزش خودشان را از دست بدهند. جهان منتظر ایران نخواهد ماند. این مسئله باید در محاسبات ما جدی گرفته شود.

در نهایت، هرچه زمان بگذرد، دیگران برای مشکلات و نیازهای خود مسیرهای جایگزین پیدا خواهند کرد؛ برای انتقال انرژی، خطوط لوله جدید ایجاد می‌کنند، بنادر جدید می‌سازند و کریدورهای ترانزیتی تازه‌ای را توسعه می‌دهند. ممکن است این مسیرها امروز هزینه‌بر باشند، اما وقتی ضرورت ایجاد شود، کشورها برای پیداکردن راه‌های جایگزین سرمایه‌گذاری می‌کنند و به تدریج از محدودیتی که امروز برای آن‌ها وجود دارد، عبور خواهند کرد. بنابراین، در شرایطی که ما در یک جنگ فرسایشی قرار داریم، باید به این فکر کنیم که چگونه می‌توانیم از مزیت جغرافیایی ایران یک مزیت شبکه‌ای ایجاد کنیم. یعنی این موقعیت جغرافیایی را به مجموعه‌ای از ارتباطات اقتصادی، ترانزیتی و انرژی تبدیل کنیم که دیگران نیز در حفظ و استمرار آن ذی‌نفع باشند.

این بسیار بهتر است از اینکه بخواهیم صرفا از این مزیت به‌عنوان یک اهرم فشار استفاده کنیم. اگر این دارایی را به شکل هیجانی و کوتاه‌مدت مصرف کنیم، بخشی از ارزش ژئوپلیتیکی آن را از دست خواهیم داد. به همین دلیل تأکید می‌کنم که باید عاقلانه‌تر نگاه کنیم، آینده را درست ببینیم و اجازه ندهیم مجموعه‌ای از حرکات هیجانی، بار دیگر ما را به سمت تصمیمات غلط سوق دهد. در سیاست خارجی، گاهی مهم‌ترین هنر این است که بدانیم یک دارایی راهبردی را چگونه حفظ کنیم تا ارزش آن در آینده نیز برای کشور باقی بماند. 

میان سخنان شما یک پرسش مهم و شاید بنیادی شکل می‌گیرد: آیا در سیاست‌گذاری راهبردی ما، در مقاطعی «هدف» و «ابزار» دچار جابه‌جایی نشده‌اند؟ آیا بخشی از استهلاک سرمایه‌ها و دارایی‌های راهبردی کشور، ناشی از همین خطای محاسباتی نیست؛ یعنی آنچه قرار بوده ابزار دستیابی به یک هدف بزرگ‌تر باشد، خود به هدف تبدیل شده و حفظ آن، به غایتی مستقل از منافع نهایی کشور بدل شده است؟

برای مثال، در ماجرای پنج گام کاهش تعهدات برجامی در دولت روحانی، غنی‌سازی ۶۰ درصدی اساسا قرار بود یک کارت بازی و اهرم فشار برای دستیابی به یک نتیجه سیاسی و دیپلماتیک باشد؛ همان‌گونه که موقعیت ژئوپولیتیکی تنگه هرمز نیز قاعدتا باید ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی و تأمین منافع ملی ایران باشد، نه هدفی فی‌نفسه. اما امروز به نظر می‌رسد هم غنی‌سازی ۶۰درصدی و هم تنگه هرمز از جایگاه «ابزار» فاصله گرفته و در برخی روایت‌ها به موضوعاتی حیثیتی و حتی ناموسی تبدیل شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که گویی حفظ خودِ ابزار، بر نتیجه‌ای که قرار بود از طریق آن حاصل شود، اولویت پیدا کرده است. 

من این‌طور پاسخ شما را بدهم که اتفاقا این وظیفه پزشکیان است حرکتی را که در سطح جهانی و با امضای تفاهم‌نامه با آمریکا در مسیر مناسبی دنبال کرده‌اند، ادامه دهند و با همکاری مجلس بتوانند این تفاهم‌نامه را مجددا احیا کنند و به نتیجه برسانند. به نظر من، این فرصتی است که نباید اجازه بدهیم دوباره از دست برود. این تفاهم‌نامه در شرایطی شکل گرفت که توانست یک مسیر جدیدی را برای مذاکره و تفاهم ایجاد کند و اگر بتوانیم آن را دوباره به جریان بیندازیم، می‌تواند زمینه را برای رسیدن به توافق نهایی فراهم کند.

بنابراین دولت باید با همکاری مجلس، هم بر اجرای آن اصرار کند و هم تلاش کند موانعی را که در این مسیر ایجاد شده‌اند، برطرف کند. مهم این است که این حرکت متوقف نشود و بتواند در نهایت به یک توافق نهایی برسد؛ توافقی که برای آینده ایران بسیار مهم است و می‌تواند کشور را از این وضعیت فرسایشی خارج کند. صدالبته باید نظرات و تأکیدات رهبر انقلاب هم لحاظ شود. 

با این اوضاع و احوال کشور، روند مدنظر شما قدری زمان‌بر نیست؟ 

همان‌طور که می‌دانید، در گذشته و پس از آنکه ما از بیانیه سعدآباد خارج شدیم، حدود ۱۳ سال طول کشید تا برجام به امضا برسد. اما این بار تقریبا در عرض چند هفته مذاکره انجام شد و به این بیانیه و تفاهم‌نامه با آمریکا رسیدیم. پس می‌توان سریع و در عین حال دقیق عمل کرد. به نظر من، این مسئله تا حدودی ناشی از شیوه تصمیم‌گیری ترامپ بود. 

چطور؟ 

چون ترامپ این تفاهم‌نامه با ایران را در داخل سیستم تصمیم‌گیری آمریکا به صورت معمول و مرحله‌به‌مرحله پیش نبرد، بلکه شخصا تصمیماتی را می‌پذیرفت و اجرا می‌کرد. به همین دلیل به نظر من این تفاهم‌نامه، تفاهم‌نامه خوبی بود که از سوی آقای دکتر پزشکیان، مستقیما با شخص ترامپ نیز امضا شد و می‌توانست مسیر مناسبی را برای ادامه مذاکره و رسیدن به یک توافق نهایی ایجاد کند. اما مسئله این است که از اینجا به بعد باید بر سر احیا و اجرای مفاد آن اصرار شود و اجازه ندهیم فرصتی که در طول چند هفته ایجاد شده، دوباره از بین برود. ما دیدیم که تفاهم‌نامه‌ای که در طول چند هفته به نتیجه رسیده بود، ناگهان ظرف دو روز پاره شد. 

در تهران که علت اصلی پاره‌شدن تفاهم‌نامه را زیر پا گذاشتن تعهدات و مفاد آن (تفاهم‌نامه) از سوی خود آمریکایی‌ها می‌دانند؛ شما چه برداشتی دارید؟ 

به اعتقاد من، به هر دلیل نباید چنین اتفاقی می‌افتاد و نباید تفاهم‌نامه به این وضع می‌رسید؛ چون وقتی یک مسیر دیپلماتیک ایجاد می‌شود، حتی اگر اختلافات جدی از سوی هر طرف وجود داشته باشد، باید تلاش کرد آن مسیر حفظ شود و از طریق مذاکره و گفت‌وگو، اختلافات را مدیریت کرد، نه اینکه نتیجه هفته‌ها و حتی ماه‌ها تلاش دیپلماتیک را یکباره کنار بگذاریم.

دیپلماسی، ممارست و تلاش می‌خواهد و نمی‌توان انتظار داشت در یک یا دو جلسه، همه اختلافات حل شود و به نتیجه نهایی برسیم. طبیعت مذاکره این است که طرفین در بعضی موارد به تفاهم می‌رسند و در بعضی موارد اختلاف باقی می‌ماند و باید برای حل آن اختلافات دوباره مذاکره کرد. مهم این است که اصل مسیر حفظ شود و اجازه ندهیم اختلافات مقطعی، اصل امکان گفت‌وگو را از بین ببرد. اگر قرار باشد هر بار با ایجاد یک اختلاف، کل مسیر مذاکره کنار گذاشته شود، عملا فرصت‌های دیپلماتیک کشور یکی پس از دیگری از بین خواهد رفت.

بنابراین امیدوارم پزشکیان بتوانند بار دیگر با کمک مجلس و با همراهی قالیباف، که نباید خسته شوند و باید در میدان بمانند، این موضوع را به نتیجه برسانند. به نظر من، این یک مسئله مقطعی نیست و برای آینده ایران بسیار مهم است. اگر بتوانیم این تفاهم‌نامه را احیا کنیم و آن را به یک توافق نهایی برسانیم، می‌تواند فرصت مهمی برای خروج کشور از این وضعیت ایجاد کند. 

از آغاز مصاحبه تصور می‌کنم که قدری خوش‌بینانه و آرزومدارانه به موضوعات نگاه دارید. بگذارید پای به واقعیات هم بگذاریم. یکی از مسائل مهم داخلی، موضوع بنزین و اصلاحات مرتبط با قیمت و نظام توزیع آن است. حتما خبرهای توزیع بنزین ۸۷ هزار تومانی با نرخ تمام‌شده پالایشگاهی به گوش‌تان خورده است؛ آن‌هم در شرایطی که ما تجربه به‌شدت تلخ دی‌ماه سال گذشته و همچنین تجربه تلخ آبان ۱۳۹۸ را در ذهن داریم. با توجه به شرایط جنگی، وضعیت دشوار معیشتی مردم و حساسیت اجتماعی این مسئله، عملکرد دولت و میزان هوشمندی آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا در چنین شرایطی اساسا اجرای اصلاحات قیمتی در حوزه بنزین را درست می‌دانید؟ 

این حرکتی که الان مطرح شده، هنوز به معنای اجرای طرح سراسری نیست. آنچه درباره نرخ ۸۷ هزار تومان انجام شد، یک موضوع آزمایشی برای یک استان بود و به نظرم بیشتر برای حل مسئله قاچاق در شرق کشور در حال آزمایش بود و اکنون نیز به نظر می‌رسد متوقف شده است. 

بله، برای یک استان بود، اما آثار روانی‌اش بر کل ایران سایه انداخته است. ضمنا دولت اصلاحات قیمتی و سهمیه‌ای را در سر دارد؛ پس این نکات را هم در معادلات‌مان بگنجانیم که راه‌حل خروج کشور فوری است. 

من که از اول بحث بر همین نکته تأکید کرده و می‌کنم. به همین دلیل است که گفتم اگر به سمت اجرای تفاهم‌نامه‌ای که آقای پزشکیان آن را امضا کرده‌اند، برویم و امیدهایی برای اجرای آن فراهم شود، می‌توان برخی اصلاحات را نیز در همین چارچوب انجام داد. یعنی وقتی بتوانیم بخشی از فشارهایی را که امروز بر کشور وجود دارد، کاهش بدهیم و افقی روشن‌تر برای اقتصاد و آینده کشور ایجاد کنیم، آن وقت انجام اصلاحات اقتصادی هم می‌تواند با هزینه و فشار کمتری برای مردم همراه باشد. 

اما در شرایط فعلی، به نظر من اجرای چنین طرحی برای اصلاحات قیمتی و سهمیه‌ای بنزین و دیگر اصلاحات اقتصادی و معیشتی صحیح نیست؛ چون اکنون بیشترین فشار روی سفره و شانه‌های مردم است. نمی‌توان فشار بیشتری هم بر جامعه وارد کرد. این کار تبعات دارد. وقتی کشور در شرایط تحریم و محاصره قرار دارد و به قول آقای دکتر پزشکیان، تأمین زنجیره نیازهای کشور سخت‌تر شده است، نمی‌توان بدون توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی مردم، فشارهای جدیدی ایجاد کرد. اول باید شرایط را مدیریت کنیم و بعد سراغ اصلاحات برویم.

من از اول مصاحبه هم گفتم که باید تصمیم گرفت؛ باید به دنبال راه‌حل و راه خروج بود. اتفاقا هنر سیاست‌مداران امروز ما باید این باشد که چگونه ایران را از جنگ و این وضعیت فرسایشی خارج کنیم، بدون آنکه ارزش و اهمیت راهبردی ایران را هم بسوزانیم. این همان هنر تصمیم‌گیری است؛ اینکه هم کشور را از فشار خارج کنیم و هم دارایی‌های راهبردی‌مان را برای آینده حفظ کنیم. 

پرسش مهم‌تر درباره ترکیب جدید ساختار نظامی و امنیتی کشور است. برخی معتقدند تهران با این ترکیب جدید، عملا وارد وضعیت آفندی شده و چهره‌هایی که اکنون در موقعیت‌های رسمی قرار گرفته‌اند، نشانه تغییر رویکرد و حتی تغییر دکترین هستند. برخی دیگر معتقدند تغییر محسوسی رخ نداده است. ارزیابی شما چیست؟ آیا واقعا شاهد یک تغییر معنادار در آرایش تصمیم‌گیری کشور هستیم؟ 

نه، این چهره‌ها همیشه حضور داشته‌اند؛ اکنون صرفا رسمی‌تر شده‌اند. به نظر من اتفاق جدیدی رخ نداده است. تمام چهره‌هایی که اکنون نام آن‌ها مطرح شده، پیش از این نیز در مسیر تصمیم‌گیری حضور داشته‌اند. اکنون احکام و مسئولیت‌های آن‌ها تثبیت و اعلام شده است و نباید تصور کرد که تغییر بنیادینی در افراد یا رویکردها اتفاق افتاده است. 

اما مثلا حضور محسن رضایی در شورای عالی امنیت ملی یا حضور حسین طائب در ساختار بسیج، نمی‌تواند به تغییراتی در روند تصمیم‌گیری و جهت‌گیری‌های کلان منجر شود؟ 

محسن رضایی که پیش از این نیز حضور داشته‌اند و همواره به‌عنوان مشاور رهبر شهید انقلاب فعالیت کرده‌اند. 

بله و حدود ۲۴ سال نیز در کنار هاشمی‌رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشتند. 

بله، به هر حال افرادی که اکنون در این ساختارها حضور دارند، عموما همان کسانی هستند که پیش از این نیز در فرایندهای تصمیم‌گیری حضور داشته‌اند و با مسائل و موضوعات راهبردی کشور بیگانه نیستند. اکنون تا حدودی حضور و جایگاه آن‌ها تثبیت شده است و به نظر من، از یک نظر می‌تواند این مسئله مثبت باشد؛ زیرا حضور این افراد، با توجه به اعتمادی که درباره آن‌ها وجود دارد، شاید بتواند ارتباط شورای عالی امنیت ملی با رهبر انقلاب را تقویت کند و یک مسیر تصمیم‌گیری منسجم‌تری ایجاد شود.

از این نظر مجددا تأکید می‌کنم که پزشکیان و قالیباف باید از این فرصت استفاده کنند و در شورای عالی امنیت ملی، بحث‌های عاقلانه، کارشناسی و مبتنی بر واقعیت را پیش ببرند و به نتیجه برسانند. مهم این است که موضوعات در آنجا به صورت جدی بررسی شود، دیدگاه‌های مختلف مطرح شود و در نهایت نتایج با آرای بالا در اختیار رهبر انقلاب قرار بگیرد تا ایشان درباره آن تصمیم‌گیری کنند. این می‌تواند کمک کند که تصمیمات، پشتوانه کارشناسی و اجماع بیشتری داشته باشد. در گذشته، در سال‌های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ نیز تقریبا همین‌گونه عمل می‌شد. جلساتی به ریاست آیت‌الله خامنه‌ای تشکیل می‌شد که در آن‌ها شاید حدود 

۱۰ تا ۱۵ نفر حضور داشتند. مباحث مطرح می‌شد، دیدگاه‌های مختلف بررسی می‌شد و پس از انجام بحث‌ها، براساس نظر اکثریت تصمیم‌گیری می‌شد. حتی بیانیه سعدآباد نیز به همین شکل مورد تصمیم‌گیری قرار گرفت و در نهایت همه پذیرفتند که این بیانیه امضا شود. به نظرم می‌توان از همان تجربه برای شرایط امروز هم استفاده کرد. 

به‌عنوان پرسش پایانی، اگر بخواهیم تمام بحث‌های مطرح‌شده را جمع‌بندی کنیم، ارزیابی شما از مسیر پیش‌روی کشور چیست؟ آیا به سمت مذاکره خواهیم رفت؟ آیا همچنان در چرخه فرسایشی جنگ و مذاکره باقی خواهیم ماند یا امکان حرکت به سمت یک جنگ دیگر وجود دارد؟ به‌طور مشخص، شما آینده این وضعیت را چگونه می‌بینید؟ 

من امیدوارم به سمت احیا و اجرای همین تفاهم‌نامه برویم. 

می‌رویم یا امید دارید که برویم؟ 

هم امید دارم که برویم و هم باید برویم؛ چون به نظر من راه دیگری نداریم. باید به این سمت حرکت کنیم و از این وضعیت و چرخه جنگ فرسایس و بازتولید جنگ تحمیلی دیگر بر کشور جلوگیری کنیم، ان‌شاءالله. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1239138

اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: فیلم لحظه سرقت خونسردانه از خانه مرد تهرانی / این 3 مرد را می شناسید ؟! مشاهده خبر

اخبار تاپ حوادث چرا «خفاش شب» در برابر خانواده قربانیان خونسرد بود؟ فیلم لحظه سرقت خونسردانه از خانه مرد تهرانی / این 3 مرد را می شناسید ؟! حجت کلینی؛ جوانی که 17 روز مانده به 19 سالگی شهید شد فیلم چهره باز از نامردترین دزد ایران / به بهانه کمک پیرزن کهنسال را زمین کوبید و طلایش را برد سقوط جوان ایرانی از ارتفاع 4400 متری قله دندان اژدها / از دست عزرائیل گریخت مردی بعد از خروج از اتاق عمل یک پرس کوبیده خورد و جان باخت چرا «خفاش شب» در برابر خانواده قربانیان خونسرد بود؟ تبلیغات تبلیغات







یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - 23 August 2026
ویدیو/ مقابله با نفوذ؛ با واژه‌های مبهم و محدودیت‌های گسترده
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ مقابله با نفوذ؛ با واژه‌های مبهم و محدودیت‌های گسترده

مجلس کلیات طرح «مقابله با نفوذ بیگانگان» را تصویب کرده؛ طرحی که هدفش، مقابله با نفوذ و سلطه بیگانگان است؛ موضوعی که طبیعتاً با امنیت ملی کشور ارتباط دارد. اما سؤال اینجاست که مرز مقابله با نفوذ با ارتباطات عادی و مشروع شهروندان کجاست؟
سایت فرارو

پایان دکترین کارتر در خلیج فارس؟

الگوی عراق و یوگسلاوی برای ایران؛ آمریکا به‌دنبال چیست؟
سایت فرارو

الگوی عراق و یوگسلاوی برای ایران؛ آمریکا به‌دنبال چیست؟

غلامرضا کریمی، استاد روابط بین الملل معتقد است آمریکایی ها به این جمع بندی رسیده اند که فعلا برنامه ای برای مذاکره با ایران نداشته باشند و فشارهای اقتصادی و تحریم ها را تشدید کنند و حتی کشورهای ثالث را مورد تهدید قرار داده اند که هر گونه مراوده تجاری با ایران را با تحریم های شدید مواجه خواهند کرد.با …
آیا ایران می‌تواند ترامپ را به سرنوشت کارتر دچار کند؟
سایت فرارو

آیا ایران می‌تواند ترامپ را به سرنوشت کارتر دچار کند؟

گاردین در تحلیلی با مقایسه شرایط کنونی دونالد ترامپ با وضعیت جیمی کارتر در جریان بحران گروگان‌گیری ایران، می‌نویسد رئیس‌جمهور آمریکا در تلاش است از باتلاق جنگ با ایران خارج شود، اما تهران ظاهراً قصد ندارد اجازه دهد او به‌سادگی از این بحران عبور کند و حتی می‌کوشد هزینه جنگ را در انتخابات میان‌دوره‌ای …
چرا مجلس هم به جبلی «نه» گفت؟ - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

چرا مجلس هم به جبلی «نه» گفت؟ - مردم سالاری آنلاین

تنها ۷۴ نماینده از مجموع ۲۸۵ نماینده مجلس بیانیه حمایت از عملکرد صداوسیما را امضا کردند. اتفاقی که یک ماه مانده به پایان دوره ریاست پیمان جبلی، به «نه» معنادار اکثریت مجلس تعبیر شده است. الستی در گفت‌وگو با فرارو می‌گوید صداوسیما هیچ‌گاه نتوانسته نماینده مطالبات کل ملت ایران باشد و در سال‌های اخیر، انحصار …
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| ویدئویی کمتر دیده شده از رهبر جدید انقلاب

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| حجاب خانم وزیر در دیدار با یک مرجع تقلید وایرال شد

گاردین: ایران به‌دنبال تکرار به «زانو درآوردن» ترامپ مشابه کارتر در بحران گروگان‌گیری است
خبرگزاری ایسنا

گاردین: ایران به‌دنبال تکرار به «زانو درآوردن» ترامپ مشابه کارتر در بحران گروگان‌گیری است

همزمان با نزدیک شدن به موعد برگزاری انتخابات میاندوره‌ای کنگره آمریکا روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت که ماجراجویی نظامی دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران، این رئیس‌جمهور آمریکا را در وضعیتی مشابه جیمی کارتر گرفتار کرده است؛ بن‌بستی که می‌تواند آرزوهای انتخاباتی او و حزب جمهوری‌خواه را نقش بر آب کند.
سایت فرارو

تصویری کمتر دیده شده از رهبر انقلاب

سایت اقتصاد ۲۴

عکس/ کنایه سنگین حسام‌الدین آشنا به محسن رضایی

سایت اقتصاد ۲۴

عکس جدید آیت‌الله سیستانی در ۹۶ سالگی منتشر شد

پرهیز از ابهام‌سازی
سایت روزنامه سازندگی

پرهیز از ابهام‌سازی

درباره ضرورت دقت در اظهارنظرهای مرتبط با تصمیمات شورای ‌عالی امنیت ملی
جدل بر سر پایان جنگ
سایت روزنامه سازندگی

جدل بر سر پایان جنگ

واکنش‌ها به اظهارات پزشکیان و قالیباف درباره نسبت قدرت نظامی و اقتصاد با تاب‌آوری مردم
فرسایش یک سرمایه ملی
سایت روزنامه سازندگی

فرسایش یک سرمایه ملی

اهمیت تنگه هرمز نباید از دست برود
نمی‌دانم طراحان تعویق انتخابات چه هدفی داشتند
سایت روزنامه سازندگی

نمی‌دانم طراحان تعویق انتخابات چه هدفی داشتند

محسن هاشمی رفسنجانی: نمی‌دانم طراحان تعویق انتخابات چه هدفی داشتند
شورایی که دوره‌اش تمام شده دیگر وجود خارجی ندارد
سایت روزنامه سازندگی

شورایی که دوره‌اش تمام شده دیگر وجود خارجی ندارد

سیدعبدالواحد موسوی‌لاری: شورایی که دوره‌اش تمام شده دیگر وجود خارجی ندارد
ادامه کار شوراها غیرقانونی است
سایت روزنامه سازندگی

ادامه کار شوراها غیرقانونی است

سیدعبدالواحد موسوی‌لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات و محسن هاشمی‌رفسنجانی، رئیس پیشین شورای شهر تهران در گفت‌وگو با سازندگی تأکید کردند: تعویق انتخابات شوراها، فاقد پشتوانه قانونی است و رئیس‌جمهور باید جلوی این انحراف از قانون اساسی را بگیرد
چگونه می‌توان «ایران» را به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟ مهدی روزخوش: تحولات تاریخی را نمی‌توان با عقل‌ورزی‌های مصنوعی توضیح داد | نسخه طباطبائی نوزایش جدید در قدیم امر ملی ایران است
سایت اقتصادنیوز

چگونه می‌توان «ایران» را به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟ مهدی روزخوش: تحولات تاریخی را نمی‌توان با عقل‌ورزی‌های …

اقتصادنیوز: مشروطیت در ایران نخستین لحظه‌ای بود که این پرسش به‌صورت سیاسی و نهادی آشک شد: چگونه می‌توان «ایران» را از یک موضوع تاریخی به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟
صداوسیما علیه دیپلماسی؛ سناریوی عجیب ترور بارون ترامپ جنجال‌ساز شد
سایت رویداد‌ ۲۴

صداوسیما علیه دیپلماسی؛ سناریوی عجیب ترور بارون ترامپ جنجال‌ساز شد

پخش ویدئویی درباره نحوه نفوذ و ترور بارون ترامپ از شبکه سه، در شرایطی که ایران با فشارهای اقتصادی و تنش‌های خارجی دست‌وپنجه نرم می‌کند، موج تازه‌ای از انتقادها به عملکرد صداوسیما و تبعات سیاست خارجی این رسانه به راه انداخته است.
چرا علی شریعتی هنوز مهم است؟ | فلسفه تاریخ خون‌خواهی: الاهیاتِ انتقامی با میل به جنگِ بی‌پایان
سایت رویداد‌ ۲۴

چرا علی شریعتی هنوز مهم است؟ | فلسفه تاریخ خون‌خواهی: الاهیاتِ انتقامی با میل به جنگِ بی‌پایان

با مطرح شدن دوباره نام علی شریعتی در سخنان برخی کارشناسان از جمله حمزه رحیم صفوی و موسی غنی‌نژاد، پرسش درباره سهم اندیشه‌های او در شکل‌گیری انقلاب ۱۳۵۷ بار دیگر به یک مناقشه فکری و تاریخی تبدیل شده است؛ آیا شریعتی صرفاً یک روشنفکر اثرگذار بود یا یکی از معماران اصلی گفتمان انقلابی؟ چرا شریعتی هنوز مهم …
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| حاجی‌دلیگانی: امارات باید سال‌ها سرزمینش را بابت غرامت در اختیار ایران قرار دهد!

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| نیلوفر شادمهری: به واسطه خطای ۲ دیپلمات فرانسوی، اخراج شدم

ادعای حمله هکری ایران به نیروگاه برق انگلیس / نیروگاه 4 روز از کار افتاد - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

ادعای حمله هکری ایران به نیروگاه برق انگلیس / نیروگاه 4 روز از کار افتاد - مردم سالاری آنلاین

این نخستین حمله شناخته‌شده موفق سایبری در بخش انرژی بریتانیاست.
ماجرای فروش ۷۰ میلیون بشکه نفت پس از امضای تفاهم نامه چیست؟
سایت عصرایران

ماجرای فروش ۷۰ میلیون بشکه نفت پس از امضای تفاهم نامه چیست؟

آنچه اکنون مشخص است این است که ایران در یک بازه زمانی کوتاه پس از امضای تفاهم نامه موفق به انتقال حجم قابل توجهی از ذخایر نفتی شد؛ اما تعمیم آن به دوره محاصر...
سایت عصرایران

سانسور کلمات تفاهم و صلح در سخنان پزشکیان و سید حسن خمینی در خبر تلویزیون

کیهان: روایت «نداری»با واقعیات اقتصادی نمی‌خواند - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

کیهان: روایت «نداری»با واقعیات اقتصادی نمی‌خواند - مردم سالاری آنلاین

همزمان با ناکامی دشمن در میدان نظامی و پناه بردن دوباره آن به ابزار تحریم، خط عقب‌نشینی و مایوس‌سازی در داخل با اسم رمز «نداری» فعال شده است.
حبیب الله پیمان: قدرت واقعی در حضور مؤثر مردم است، نه فقط تسلیحات |  انصاف نیوز
سایت انصاف نیوز

حبیب الله پیمان: قدرت واقعی در حضور مؤثر مردم است، نه فقط تسلیحات | انصاف نیوز

گزیده‌ای از گفت‌وگوی حبیب‌الله پیمان فعال سیاسی پیش و پس از انقلاب، با «ایران‌فردا» را در زیر می‌خوانید:
فایننشال تایمز از تغییر راهبرد آمریکا در خلیج فارس نوشت / آیا واشینگتن از استراتژی نفت در برابر امنیت عقب‌نشینی خواهد کرد؟
سایت تجارت نیوز

فایننشال تایمز از تغییر راهبرد آمریکا در خلیج فارس نوشت / آیا واشینگتن از استراتژی نفت در برابر امنیت عقب‌نشینی خواهد کرد؟

حملات ایران، آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس را آشکار کرده و واشنگتن را به بازنگری در آرایش نظامی و کاهش حضور خود در منطقه واداشته است.
وزیر هزار وعده بدون عمل/ زمین‌گیر شدن میدری در آسمان - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

وزیر هزار وعده بدون عمل/ زمین‌گیر شدن میدری در آسمان - مردم سالاری آنلاین

سؤال افکار عمومی روشن است؛ آقای میدری، آن یک هفته‌ای که قرار بود برای درست شدن آسمان وقت بگذارید، دقیقاً چه زمانی تمام شد؟ اگر نتیجه آن وعده، تشکیل ستاد احیا پس از یک سال و آغاز تعمیر پنج هواپیمای زمین‌گیر است، پس تکلیف وعده‌ای که با اطمینان از «درست شدن» شرکت داده شد چه می‌شود؟
خلیج فارس، نامی که تاریخ تغییرش نمی دهد؛ عراق باید مواضع خود را اصلاح کنند
سایت تابناک

خلیج فارس، نامی که تاریخ تغییرش نمی دهد؛ عراق باید مواضع خود را اصلاح کنند

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به استفاده رئیس مجلس عراق از واژه «خلیج عربی» در دیدار با قالیباف، ضمن تأکید بر احترام ایران به مردم و دولت عراق، خواستار...
         
سایت فرارو

تصاویر؛ بازگشت رایزن اخراجی ایران از فرانسه

پیمان جبلی به خط پایان رسید؟
سایت فرارو

پیمان جبلی به خط پایان رسید؟

هر زمان که موعد تغییر رئیس صداوسیما می‌رسد، برخی نام‌های ثابت نیز به‌عنوان کاندیداهای در اختیار گرفتن این پست به رسانه‌ها راه پیدا می‌کنند. در ۱۲ سال گذشته هیچ‌کدام از رؤسای صداوسیما دو دوره به کارشان ادامه ندادند.
اعتراض عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت به اظهارات جدید محسن رضایی درباره توافق
سایت فرارو

اعتراض عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت به اظهارات جدید محسن رضایی درباره توافق

محمد عطریانفر گفت: برخی عزیزان، از جمله دبی شعام، اخیراً اظهاراتی مطرح کرده‌اند که دلالت بر نوعی تعارض دارد. به نظر من این تذکرات و تحلیل‌ها باید با دقت بیشتری مطرح شود.
[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!
سایت اطلاعات آنلاین

[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!

دوم تا هشتم شهریور را در تقویم مناسبت‌های رسمی هفته دولت نامگذاری کرده‌اند. شهریور ۱۳۶۰ رئیس جمهوری محمدعلی رجایی، نخست‌وزیر حجت‌الاسلام محمدجواد باهنر و جمعی از مسئولان ارشد کشور در اثر «نفوذ» منافقین و بمبگذاری در نخست‌وزیری به شهادت رسیدند.
فرستادن پالس ضعف به دشمن !
سایت هم میهن

فرستادن پالس ضعف به دشمن !

نمی‌شود که از یک سو هر نوع انذار راجع به کمبود منابع و تأثیر جنگ و تحریم‌ها و محاصرهٔ اقتصادی بر زندگی مردم را فرستادن پالس ضعف به دشمن دانست اما از سوی دیگر، توصیفی هراس‌آور از وضعیتِ حجاب و تورم و گرانی و کم‌کاری و سوءمدیریت در کشور به دست داد و آن را فرستادن پالس قوت به دشمن قلمداد کرد!
آزمون جدی یک موضع
سایت هم میهن

آزمون جدی یک موضع

اعمال اجبار از طریق تحریم، هنگامی که خارج از صلاحیت و اختیار شورای امنیت سازمان ملل متحد اعمال شود، غیرقانونی است.
همکاری تحقیقاتی یا نفوذ اطلاعاتی؟ - همدلی
روزنامه همدلی

همکاری تحقیقاتی یا نفوذ اطلاعاتی؟ - همدلی

محسن صنیعی عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز روز یک‌شنبه ۲۵ مرداد، پس از ماه‌ها تعطیلی مجلس و در شرایطی که کشور از مشکلات عدیده اقتصادی، رنج می‌برد، مجلس دوازدهم کلیات طرحی موسوم به «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و نهادهای بیگانه» را با ۱۸۳ رأی در صحنِ مجلس به تصویب رساند. در [ ]
طرح «مقابله با نفوذ» در ترازوی حقوق - همدلی
روزنامه همدلی

طرح «مقابله با نفوذ» در ترازوی حقوق - همدلی

مسعد سلیتی وکیل دادگستری کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور» در ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ با اکثریت آرای نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. مقابله با جاسوسی و نفوذ سازمان‌یافتهٔ بیگانه، اصلی پذیرفته‌شده در همهٔ نظام‌های حقوقی است و هر دولتی حق و تکلیف دارد …
سرمقاله همشهری/ از لامرد تا لاهه؛ پرونده جنایات آمریکا روی میز حقوق بین‌الملل | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله همشهری/ از لامرد تا لاهه؛ پرونده جنایات آمریکا روی میز حقوق بین‌الملل | آخرین خبر

همشهری/ «از لامرد تا لاهه؛ پرونده جنایات آمریکا روی میز حقوق بین‌الملل» عنوان یادداشت روز در روزنامه همشهری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در کنار جنایاتی که آمریکایی‌ها در جریان حمله به ایران مرتکب شدند، از شهادت فرماندهان و رهبر شهید گرفته تا حمله به مدرسه میناب و اقدام ددمنشانه علیه شه
تیترنگاری تسلیم‌طلبانه؛ روزنامه «سازندگی» در مسیر تخریب مقاومت
خبرگزاری دانشجو

تیترنگاری تسلیم‌طلبانه؛ روزنامه «سازندگی» در مسیر تخریب مقاومت

ادبیات ضعیف‌نمایانه‌ی مبتنی بر تحریف واقعیات که توسط روزنامه «سازندگی» ترسیم و ترویج می‌شود نه تنها تاب‌آوری اجتماعی ایران را کاهش خواهد داد بلکه با ارسال پا...
روزنامه دنیای اقتصاد

خبر جدید از میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از زبان فرزندانشان

فشار اقتصادی تکرار یک راهبرد ناکام
سایت شهرآرانیوز

فشار اقتصادی تکرار یک راهبرد ناکام

آمریکا و متحدانش طی دهه‌های گذشته تلاش کرده‌اند با استفاده از تحریم، محاصره اقتصادی و محدودیت در مبادلات مالی، رفتار جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهند. اما مسئله اینجاست که تحریم اقتصادی برای ایران پدیده‌ای تازه نیست. 
نقطه مشترک در سخنان سیدمحمد خاتمی و قالیباف/ این شاید مهم‌ترین درس سیاسی جنگ باشد؛ آنها اختلافات سیاسی جدی دارند اما بخاطر جنگ اشتراکات بسیاری در کلام هر دو دیده می شود/ آیا می‌توان این همگرایی را از «لحظه جنگ» به «دوران پس از جنگ» منتقل کرد؟
سایت اقتصادنیوز

نقطه مشترک در سخنان سیدمحمد خاتمی و قالیباف/ این شاید مهم‌ترین درس سیاسی جنگ باشد؛ آنها اختلافات سیاسی جدی دارند اما بخاطر …

اقتصادنیوز: قالیباف از «هسته سخت ۹۰ میلیونی» حرف می‌زند و خاتمی از «حتی ناراضیان»؛ اما هر دو در حال توصیف یک واقعیت هستند، ایران فقط مجموعه‌ای از موافقان وضع موجود نیست. دفاع از ایران، متعلق به همه ایرانیان است؛ حتی کسانی که با بخشی ازسیاست‌ها و عملکردهای حاکمیت موافق نیستند.
حمله به واقع‌گرایی؛ چرا حتی درباره بحران اقتصادی هم اجماع وجود ندارد؟
سایت رویداد‌ ۲۴

حمله به واقع‌گرایی؛ چرا حتی درباره بحران اقتصادی هم اجماع وجود ندارد؟

هشدار‌های تازه درباره وضعیت معیشتی در حالی شدت گرفته که اختلاف بر سر روایت واقعیت اقتصادی کشور بیش از همیشه است؛ از یک سو، مقاماتی از خطر گرسنگی و فرسایش قدرت خرید می‌گویند و از سوی دیگر، جریان‌های تندرو با انکار بحران، مشکلات اقتصادی را به «جنگ روانی» نسبت می‌دهند.
معیار سنجش، نتیجه است نه حرف و وعده
روزنامه ستاره صبح

معیار سنجش، نتیجه است نه حرف و وعده

دولت را نمی‌توان با تعداد جلسه‌ها، حجم گزارش‌ها یا فهرست اقدامات ارزیابی کرد. سیاست‌گذاری زمانی معنا پیدا می‌کند که اثر آن در زندگی دیده شود.
چرا دیوان محاسبات درباره تغییر مدیرعامل تأمین اجتماعی توضیح خواست؟ | پاسخ به ۵ ایراد منتقدان نامه دیوان - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

چرا دیوان محاسبات درباره تغییر مدیرعامل تأمین اجتماعی توضیح خواست؟ | پاسخ به ۵ ایراد منتقدان نامه دیوان - مردم سالاری آنلاین

نامه اخیر دیوان محاسبات کشور درباره نحوه تغییر مدیریت سازمان تأمین اجتماعی، به یک مناقشه حقوقی میان منتقدان این تصمیم و مدافعان آن تبدیل شده است. رویداد۲۴ در این گزارش به نقد وارد شده به نامه دیوان محاسبات پاسخ حقوقی داده است.
فاجعه‌ی تراستی‌ها | نوشتاری از: رضا رمضانی خورشیددوست
روزنامه ستاره صبح

فاجعه‌ی تراستی‌ها | نوشتاری از: رضا رمضانی خورشیددوست

اشاره: رییس سازمان بازرسی کل کشور روز چهارم مرداد از فساد عزیم تراستی ها پرده برداشت و گفت: 20 هزار و 676 نفر از تراستی ها 94 میلیارد یورو معادل 107 میلیارد دلار را به کشور باز نگردانده اند. رضا رمضانی خورشید دوست، استاد دانشگاه و نماینده دور اول مجلس به این موضوع پرداخته که در ادامه می آید.
روزنامه اصولگرا: مجلس نشان داد در طرح نفوذ دنبال خاموش کردن صدای نخبگان است / مجلس یواشکی دارد دست ساترا و صداوسیما را در پلتفرم‌ها بازتر می‌کند
سایت تجارت نیوز

روزنامه اصولگرا: مجلس نشان داد در طرح نفوذ دنبال خاموش کردن صدای نخبگان است / مجلس یواشکی دارد دست ساترا و صداوسیما را در …

قانون جنجالی ساترا؛ همان طرح پرحاشیه‌ای که پاییز سال گذشته بر سر زبان‌ها افتاد و موجی از نگرانی‌ها را به همراه داشت، حالا چراغ خاموش دوباره در مجلس به جریان افتاده است.
صورت حساب تحریم!
سایت افکارنیوز

صورت حساب تحریم!

ترامپ با بلعیدن نفت ایران قرار بود یک التیامی به این درد اقتصاد آمریکا بدهد. اما این لقمه در گلوی او گیر کرد.
آیا ایران عامل سقوط ترامپ می‌شود؟
سایت افکارنیوز

آیا ایران عامل سقوط ترامپ می‌شود؟

گاردین نوشت ترامپ در برابر مجموعه‌ای از گزینه‌های نامطلوب قرار گرفته و تنها راه پیش روی او، انتخاب گزینه‌ای است که «کمتر بد» باشد؛ اقدامی که ممکن است عملاً به معنای پذیرش شکست باشد.
سیگنال مرموز رادیویی جنگ رمضان؛ واقعیت کجاست؟/ قسمت سوم جاسوسی رادیویی
سایت تابناک

سیگنال مرموز رادیویی جنگ رمضان؛ واقعیت کجاست؟/ قسمت سوم جاسوسی رادیویی

همزمان با آغاز جنگ، یک صدای فارسی روی موج کوتاه ظاهر شد؛ اعداد، مکث و دوباره اعداد.
«روز دی» عملیاتی خسته کننده که ترامپ آغاز کرده است!
سایت روزنو

«روز دی» عملیاتی خسته کننده که ترامپ آغاز کرده است!

این روز همانند روز نورماندی در جنگ جهانی دوم، یک عملیات سرنوشت‌ساز اقتصادی خواهد بود». اشاره ترامپ به عملیات پیاده‌سازی نظامیان متفقین در ساحل نورماندی در تا...
سرمقاله اعتماد/ اسلام‌آباد فرصتی که نباید باز از دست برود | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله اعتماد/ اسلام‌آباد فرصتی که نباید باز از دست برود | آخرین خبر

اعتماد/ «اسلام‌آباد فرصتی که نباید باز از دست برود» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در سیاست خارجی، گاهی بزرگ‌ترین دستاورد، نه پیروزی بر رقیب، بلکه جلوگیری از تکرار جنگ است. تفاهمنامه اسلام‌آباد میان ایران و امریکا از همین منظر باید مورد توجه قرار گیرد؛
کیهان: پول داریم، خیلی هم داریم، کسی حق ندارد بگوید نداریم!
سایت تجارت نیوز

کیهان: پول داریم، خیلی هم داریم، کسی حق ندارد بگوید نداریم!

همزمان با ناکامی دشمن در میدان نظامی و پناه بردن دوباره آن به ابزار تحریم، خط عقب‌نشینی و مایوس‌سازی در داخل با اسم رمز «نداری» فعال شده است.
وزیر برکنارشده دولت رئیسی چگونه به یکی از منتقدان دولت چهاردهم تبدیل شد؟
سایت تجارت نیوز

وزیر برکنارشده دولت رئیسی چگونه به یکی از منتقدان دولت چهاردهم تبدیل شد؟

به نظر می‌رسد عبدالملکی حالا که دیگر سمتی در دولت ندارد، همچنان قصد ندارد از میدان سیاست فاصله بگیرد. او همچنان از هر تریبونی برای بیان مواضع خود استفاده می‌کند؛ مواضعی که هر بار می‌تواند نام او را دوباره به میان حاشیه‌ها بکشاند.
سرمقاله شرق/ سیاه‌نمایی از ایران | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله شرق/ سیاه‌نمایی از ایران | آخرین خبر

شرق/ «سیاه‌نمایی از ایران» عنوان سرمقاله در روزنامه شرق است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در روزهای گذشته برنامه اینترنتی «‌آزاد» با محدودیت‌های قضائی مواجه شد و هم‌زمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفت‌آوری محدودیت‌های بی‌وجهی برای فعالیت‌های علمی کشور پدید می‌آورد. گویی محدو
گفت‌وگو؛ ابزار قدرت، نه ضعف
روزنامه آرمان امروز

گفت‌وگو؛ ابزار قدرت، نه ضعف

محمد تقی فاضل میبدی آرمان امروز : در سال‌های گذشته، هرگاه سیاست خارجی از مسیر تعامل فاصله گرفته و ادبیات تقابلی بر تصمیم‌گیری‌ها غلبه کرده، نتیجه الزاماً به افزایش دستاوردهای ملی منجر نشده است. در برخی مقاطع، قطع یا محدود شدن مسیرهای مذاکره و ارتباط با جهان، نه‌تنها مشکلات موجود را حل نکرد، بلکه باعث …
وظایف دولت‌ها نسبت به اسیران جنگی
روزنامه آرمان امروز

وظایف دولت‌ها نسبت به اسیران جنگی

نیما گلیاری آرمان امروز : دولت‌ها بر اساس اصول بنیادین حقوق بین‌الملل بشردوستانه و کنوانسیون‌های ژنو، موظف هستند وضعیت اسیران جنگی را به‌طور کامل شفاف سازند و اطلاعات دقیق و به‌روز در خصوص هویت، محل نگهداری، شرایط بهداشتی و وضعیت جسمی و روانی آنان را در اختیار خانواده‌ها، نهادهای ذی‌ربط و افکار عمومی …
سایت عصرایران

محسن رضایی: در خانه ها، محصولات مورد نیاز خود و جامعه را تولید کنید

سال‌های سوخته برنمی‌گردند؛ سال‌های آینده را دوباره نسوزانید
سایت عصرایران

سال‌های سوخته برنمی‌گردند؛ سال‌های آینده را دوباره نسوزانید

جامعه یک روز درباره خسارت جنگ سؤال خواهد کرد؛ اما شاید سؤال مهم‌تر این باشد که در سال‌های پس از آن، با فرصت‌هایی که می‌توانستیم داشته باشیم و نداشتیم چه کردی...