همین یکشنبه بود که دلار برای نخستین بار به مرز ۲۰۰ هزار تومان رسید و این اتفاق در حالی رخ داد که بازار از هفتهها قبل در مسیر صعودی قرار داشت و هر بار عبور از یک کانال قیمتی، بهجای بازگشت پایدار، مقدمهای برای ورود به کانال بالاتر شد. اکنون مسئله فقط قیمت ۲۰۰ هزار تومان نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا این سطح به سقف جدید بازار تبدیل میشود یا آغاز مسیر تازهای برای رشد نرخ ارز خواهد بود. همتی: ارز تامین میکنیم؛ بازار، اما حرف دیگری میزند
عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، در واکنش به عبور دلار از ۲۰۰ هزار تومان گفت بانک مرکزی «صبح تا شب» در حال تامین ارز است و تاکید کرد مردم به جوسازیها توجه نکنند. او همچنین افزایش شکاف نرخ ارز را موقتی دانسته است.
اما مشکل اینجاست که بازار تاکنون به این اطمینانبخشیها واکنش پایداری نشان نداده است. اگر بخش اصلی افزایش قیمت صرفا ناشی از هیجان باشد، سیاستگذار باید بتواند با عرضه ارز و ابزارهای پولی، این هیجان را مهار کند. تداوم روند صعودی نشان میدهد دستکم بخشی از نگرانی بازار ریشه در عوامل واقعیتری دارد؛ از تحریم و کاهش دسترسی به منابع ارزی گرفته تا تورم، رشد نقدینگی و نااطمینانی سیاسی. تحریمهای تازه؛ فشار بیشتر بر منابع ارزی
همزمان با سقوط ریال، آمریکا دور تازهای از تحریمها را علیه ایران آغاز کرده است. تحریمهای جدید نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و کشتی مرتبط با ایران را هدف گرفته و علاوه بر فروش نفت، شبکههای حملونقل، طلا، رمزارز و فناوری را نیز دربر گرفته است. واشنگتن همچنین شرکای تجاری ایران را به تحریم ثانویه تهدید کرده است.
این تحریمها اهمیت ویژهای برای بازار ارز دارد، زیرا مسئله فقط کاهش صادرات نیست؛ دشوارتر شدن انتقال پول و بازگشت درآمد صادراتی نیز میتواند عرضه واقعی ارز در اقتصاد ایران را کاهش دهد.
از سوی دیگر، گزارشها از کاهش صادرات نفت ایران به چین در ماه اوت حکایت دارد؛ موضوعی که در صورت تداوم میتواند فشار بیشتری بر درآمدهای ارزی وارد کند. سناریوی ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان
امیرمحمد گلوانی، اقتصاددان، هشدار داده است که در صورت تداوم شرایط فعلی یا بازگشت درگیریهای نظامی، دلار تا پایان سال میتواند ۲۵ تا ۵۰ درصد بالاتر از سطح فعلی قرار گیرد.
اگر مبنای محاسبه را دلار ۲۰۰ هزار تومانی بگیریم، این سناریو به معنای نرخ حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است.
گلوانی افزایش نرخ ارز را حاصل ترکیبی از تورم مزمن، رشد نقدینگی، خسارتهای جنگ، محدودیت صادرات و فشار اقتصادی میداند. به گفته او، کاهش ظرفیت تولید نیز به این مشکل اضافه شده و حدود ۲۰ درصد ظرفیت تولید گاز و بنزین ایران از دست رفته است.
این پیشبینی البته یک سناریو است، نه قیمت قطعی آینده. یک گشایش سیاسی، کاهش تنش یا توافقی که بتواند مسیر صادرات و دسترسی به منابع ارزی را بازتر کند، میتواند انتظارات بازار را به سرعت تغییر دهد. در مقابل، تشدید تحریمها یا درگیری نظامی میتواند سناریوی افزایشی را تقویت کند. هزینه دلار گران؛ فقط روی تابلوی صرافی نیست
افزایش نرخ دلار خیلی زود از بازار ارز به زندگی روزمره منتقل میشود. مواد اولیه، قطعات، تجهیزات، دارو، کالاهای وارداتی و حتی بسیاری از کالاهای تولید داخل به نرخ ارز وابستهاند؛ بنابراین رشد دلار میتواند هزینه تولید و قیمت مصرفکننده را بالا ببرد.
همزمان، کاهش ارزش ریال مردم را به سمت خرید ارز، طلا و سایر داراییها برای حفظ ارزش پسانداز سوق میدهد. این رفتار خود میتواند تقاضای ارز را بیشتر و چرخه کاهش ارزش پول ملی را تشدید کند.
گزارشهای تازه از افزایش فشار معیشتی، کمبود سوخت و طولانی شدن صفها در جایگاههای بنزین نیز نشان میدهد افت ارزش پول ملی در حال تبدیل شدن به یک مسئله اجتماعی است، نه صرفا اقتصادی. دلار وارد شعارهای خیابانی شد
یکی از نشانههای اجتماعی مهم این وضعیت، ورود قیمت دلار به شعارهای تجمعات شبانه است. در ویدئوهای منتشرشده از برخی تجمعات، معترضان در اعتراض به گرانی و وضعیت اقتصادی، رئیس بانک مرکزی و مقامات دولت را خطاب قرار دادهاند و حتی نام همتی مستقیما در شعارها آمده است.
این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که دلار دیگر فقط موضوع فعالان اقتصادی و معاملهگران نیست؛ به نمادی از کاهش قدرت خرید و نگرانی از آینده اقتصادی تبدیل شده است.
وقتی مردم افزایش قیمت دلار را مستقیما در قیمت مواد غذایی، مسکن، خودرو و هزینههای روزمره خود احساس میکنند، توضیحاتی مانند «جوسازی» دشوارتر میتواند نگرانی عمومی را آرام کند. آزمون اصلی بانک مرکزی
دلار ۲۰۰ هزار تومانی اکنون یک آزمون جدی برای بانک مرکزی است. اگر سیاستگذار بتواند با عرضه ارز، کنترل نقدینگی و کاهش انتظارات تورمی، بازار را به شکل پایدار به عقب برگرداند، میتوان گفت بخش مهمی از جهش اخیر ناشی از شوک روانی بوده است.
اما اگر دلار پس از عقبنشینیهای کوتاه دوباره به مسیر صعودی بازگردد، نسبت دادن تمام افزایش قیمت به جوسازی دیگر دشوار خواهد بود.
مسئله اصلی اکنون فقط این نیست که دلار ۲۱۰ یا ۲۵۰ هزار تومان شود. مسئله این است که آیا اعتماد به ریال قابل بازسازی است یا نه.
اگر تحریمها ادامه یابد، درآمدهای ارزی محدودتر شود و همزمان تورم و رشد نقدینگی مهار نشود، فشار بر پول ملی میتواند ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، دلار گرانتر تنها یک عدد اقتصادی نیست؛ نشانهای از کوچکتر شدن سفره خانوار، افزایش نااطمینانی و عمیقتر شدن نارضایتی اجتماعی خواهد بود. بازار اکنون منتظر وعده نیست؛ منتظر نتیجه است.



































































































































































