رئیسجمهور ترامپ چند روز پیش تصویری قهرمانانه از خود منتشر کرد که در پسزمینه آن یک ناو هواپیمابر، هواپیماهای جنگی و پرچمهای آمریکا دیده میشد. در گوشه پایین سمت چپ، تصویر رئیسجمهور پیشین، جورج دبلیو. بوش، و تابلویی با این عبارت قرار داشت: «مأموریت انجام نشد؛ ۲۰۰۱–۲۰۲۱». در گوشه دیگر نیز تابلویی با اشاره به خود ترامپ دیده میشد: «مأموریت انجام شد؛ ۲۰۲۶».
اما چنین چیزی رخ نداده است. جنگ ترامپ در ایران، که روز جمعه ششماهه شد، به هیچ وجه به پایان موفقیتآمیز نرسیده است. پس از گذشت نیمسال، این درگیری به باتلاقی تبدیل شده که خود رئیسجمهور آن را ایجاد کرده است؛ جنگی بدون اهداف روشن، بدون راهبرد مشخص و بدون چشماندازی آشکار برای پایان. ترامپ که با مخالفت با «جنگهای بیپایان» آقای بوش به قدرت رسید، اکنون نسخه مخصوص به خود را از همان جنگها به راه انداخته است.
برای ترامپ، این وضعیت شاید بدترین حالت ممکن از هر دو جهت باشد. او در برزخی آزاردهنده میان نبرد تمامعیار و صلح واقعی گرفتار شده است. از سرگیری بمباران گسترده را، با وجود تهدیدهای پرطنینش، نمیخواهد؛ اما تاکنون نیز نتوانسته توافقی برای پایان دادن به جنگ بر اساس شرایطی که برایش قابل قبول باشد، حاصل کند. او هیچ پیروزیای ندارد که بتواند به نام خود ثبت کند، اما در عین حال بهای سیاسی جنگ را نیز با توجه به فشار بر اقتصاد آمریکا و کاهش شانس حزبش در انتخابات پاییز میپردازد.
از نظر تئوری، چنین وضعیت بلاتکلیف و بینابینی میتواند مدت زیادی ادامه پیدا کند؛ وضعیتی بسیار دور از حمله برقآسای چهار تا ششهفتهای که ترامپ هنگام صدور فرمان آغاز عملیات «خشم حماسی» در پایان فوریه پیشبینی کرده بود. در حالی که هیچ گشایش عمدهای در چشمانداز دیده نمیشود، هر دو طرف در حال آزمودن میزان توان طرف مقابل برای ادامه دادن هستند و آقای ترامپ، با وجود سابقه بیصبری، روشن کرده است که عجلهای ندارد؛ همانطور که اوایل این هفته گفت: «من عجلهای ندارم.»
او روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت: «چیز زیادی برای صحبت کردن وجود ندارد» و علاقه خود را به مذاکره با ایران در مقطع کنونی رد کرد. …



































































































































































