ممکن است خودش این الگو را فقط یک عادت غذایی بد بداند اما تغذیه امروز دیگر صرفا موضوع کالری و وزن نیست. حوزه ای با عنوان روانپزشکی تغذیه ای (Nutritional Psychiatry) در حال بررسی این پرسش است که رژیم غذایی چگونه می تواند با عملکرد مغز و سلامت روان ارتباط داشته باشد.
پژوهش های سال های اخیر نشان داده اند کیفیت رژیم غذایی با علائم افسردگی ارتباط دارد و الگوهای غذایی سالم تر، از جمله رژیم مدیترانه ای، در مطالعات مختلف با پیامدهای بهتر سلامت روان همراه بوده اند. البته این یافته ها به معنای آن نیست که یک رژیم غذایی به تنهایی می تواند یک اختلال روانی را درمان کند. چرا مغز به کیفیت غذا اهمیت می دهد؟
مغز برای فعالیت طبیعی خود به انرژی و طیف گسترده ای از مواد مغذی نیاز دارد. مواد غذایی در فرآیندهای مختلفی دخالت دارند؛ از تولید انرژی و ساخت غشای سلول های عصبی گرفته تا عملکرد انتقال دهنده های عصبی، تنظیم التهاب و فرآیندهای متابولیک بنابراین، تغذیه نامناسب فقط مسئله ای مربوط به وزن یا سلامت قلب نیست.
وقتی رژیم غذایی برای مدت طولانی کیفیت پایینی داشته باشد، بدن و مغز نیز در همان محیط تغذیه ای فعالیت می کنند. در مقابل، یک رژیم غذایی متنوع می تواند فیبر، ویتامین ها، مواد معدنی، اسیدهای چرب و ترکیبات زیست فعال مورد نیاز بدن را تامین کند. روده؛ مسیری که به مغز می رسد
یکی از جذاب ترین بخش های پژوهش های جدید، محور روده ـ مغز (Gut-Brain Axis) است. روده و مغز از طریق مسیرهای عصبی، هورمونی، ایمنی و متابولیک با یکدیگر ارتباط دارند و میکروبیوم روده نیز بخشی از این شبکه است.
به همین دلیل پژوهشگران بررسی می کنند آیا تغییرات در کیفیت رژیم غذایی می تواند از طریق تغییر در محیط روده و میکروبیوم، بر فرآیندهای مرتبط با سلامت روان اثر بگذارد. …



































































































































































