اظهارات اخیر مقامهای ایرانی نشان میدهد تهران فعلاً قصد ندارد پرونده هرمز را از مذاکرات جدا کند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس اعلام کرده است که تنگه تا زمانی که آمریکا شروط توافق موقت ژوئن را اجرا نکند، باز نخواهد شد. این شروط شامل رفع محاصره بنادر ایران، لغو تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و توقف اقدامات و تهدیدهای نظامی آمریکا عنوان شده است.
این موضع در حالی اعلام شده که تفاهم ۶۰روزهای که قرار بود در فاصله آن تهران و واشنگتن به یک توافق گستردهتر برسند، بدون دستیابی به توافق نهایی به پایان رسیده است. ترامپ از هفتم ژوئیه توافق را «تمامشده» اعلام کرده بود و ایران نیز پس از آن تعلیق تفاهم را اعلام کرد. اکنون هر دو طرف در موقعیتی قرار گرفتهاند که بازگشت به میز مذاکره برایشان دشوارتر از قبل شده است. در واقع هرمز اکنون بخشی از خود مذاکرات است، نه صرفاً یکی از پیامدهای جنگ. چرا تهران ممکن است عجلهای برای باز کردن هرمز نداشته باشد؟
منطق تهران در این مقطع قابل فهم است: اگر هرمز باز شود، یکی از معدود اهرمهای فشار مستقیم ایران بر آمریکا و اقتصاد جهانی از دست میرود؛ اگر بسته یا نیمهبسته بماند، واشنگتن همچنان با یک بحران بینالمللی روبهروست که حل آن بدون نوعی توافق با تهران دشوار است.
رویترز گزارش داده که عبور نفت از هرمز از حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز پیش از بحران به حدود ۲ میلیون بشکه کاهش یافته است. بازار نیز در حال آماده شدن برای سناریوی طولانیتر است و قیمت نفت برنت در معاملات امروز به بیش از ۹۱ دلار رسید.
این همان نقطهای است که محاسبه تهران میتواند از یک مناقشه منطقهای به یک مسئله داخلی آمریکا تبدیل شود.
هرچه بحران طولانیتر شود، فشار بر قیمت سوخت، هزینه حملونقل، تورم و انتظارات اقتصادی آمریکا بیشتر خواهد شد. برای دولت ترامپ که در آستانه انتخابات میاندورهای قرار دارد، این مسئله فقط یک مشکل سیاست خارجی نیست؛ میتواند به مسئلهای انتخاباتی تبدیل شود. انتخابات نوامبر؛ ساعت شنی ایران؟
انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در نوامبر برگزار میشود و در آن هر ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا به رأی گذاشته خواهد شد؛ بنابراین برای ترامپ، حفظ کنترل جمهوریخواهان بر کنگره اهمیت زیادی دارد.
جنگ ایران همین حالا نیز برای رئیسجمهور آمریکا هزینه سیاسی ایجاد کرده است. یک تحلیل منتشرشده از سوی بروکینگز میگوید جنگ ایران روند کاهش محبوبیت ترامپ را تشدید کرده و میزان رضایت از عملکرد او به حدود ۴۰ درصد رسیده، در حالی که ۵۷ درصد عملکرد او را تأیید نمیکنند.
این اعداد بهتنهایی به معنای شکست جمهوریخواهان در انتخابات نیست، اما یک واقعیت سیاسی را نشان میدهد: ادامه جنگ برای ترامپ دیگر یک تصمیم صرفاً نظامی نیست.
اگر بحران هرمز تا پاییز ادامه پیدا کند و قیمت انرژی بالا بماند، مخالفان ترامپ میتوانند این سؤال را به رأیدهندگان آمریکایی منتقل کنند که چرا جنگی که قرار بود با پیروزی سریع آمریکا تمام شود، همچنان ادامه دارد.
از این زاویه، هرمز میتواند برای تهران یک ابزار «زمان» باشد؛ نه فقط ابزار فشار اقتصادی. ترامپ گرفتار همان چیزی شده که میخواست از آن فرار کند؟
ترامپ طی هفتههای گذشته تلاش کرده بود بحران ایران را به نقطهای برساند که بتواند از آن به عنوان یک پیروزی سیاسی استفاده کند. بازگشایی هرمز میتوانست چنین تصویری را ایجاد کند: آمریکا فشار وارد کرده، ایران عقبنشینی کرده و مسیر انرژی جهان دوباره باز شده است. اما اکنون روایت کاملاً متفاوتی شکل گرفته است.
ترامپ میگوید هرمز باز است، در حالی که ایران آن را بسته میداند و حجم تردد کشتیها نیز بهشدت کاهش یافته است. آسوشیتدپرس گزارش داده که ترامپ در ۱۸ اوت گفت مذاکراتی با ایران در جریان نیست، در حالی که وضعیت کشتیرانی در هرمز همچنان بهشدت مختل است.
به این ترتیب، رئیسجمهور آمریکا در برابر یک تناقض سیاسی قرار گرفته است: اگر بگوید بحران هرمز حل نشده، یعنی جنگ و فشار حداکثری هنوز به نتیجه نرسیده؛ اگر ادعا کند مسئله حل شده، وضعیت واقعی بازار و کشتیرانی میتواند این روایت را زیر سؤال ببرد. تهران چه چیزی را محاسبه میکند؟
گزارش اخیر میدلایست آی یک فرضیه مهم مطرح میکند و آن این است که مذاکرهکنندگان ایرانی ممکن است محاسبه کرده باشند که کش دادن بنبست هرمز تا انتخابات میاندورهای آمریکا، شانس تهران برای مذاکره با یک ترامپ ضعیفتر را افزایش میدهد.
این تحلیل را نمیتوان بهعنوان تصمیم رسمی جمهوری اسلامی مطرح کرد، اما از نظر سیاسی قابل بررسی است. اگر جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر بخشی از قدرت خود در کنگره را از دست بدهند، ترامپ برای ادامه جنگ، تصویب بودجههای مرتبط با عملیات نظامی و مدیریت پیامدهای اقتصادی بحران با فشار بیشتری روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، تهران ممکن است تصور کند که زمان به نفع او کار میکند.
نه به این معنا که ایران الزاماً قصد دارد هرمز را تا نوامبر بسته نگه دارد، بلکه به این معنا که هر روزی که بحران بدون توافق ادامه پیدا کند، هزینه تصمیم ترامپ برای ادامه تقابل بیشتر میشود. این بازی برای ایران هم پرریسک است
این محاسبه یک روی دیگر هم دارد. طولانی کردن بحران هرمز میتواند کشورهای اروپایی و آسیایی، کشورهای عرب خلیج فارس و حتی قدرتهایی را که با ایران روابط اقتصادی دارند، نسبت به تهران نگرانتر کند. علاوه بر این، ادامه اختلال در صادرات نفت و تجارت دریایی میتواند به اقتصاد خود ایران نیز آسیب بزند؛ بنابراین ایران میان دو خطر حرکت میکند: اگر زود هرمز را باز کند، بخشی از اهرم فشار خود را از دست میدهد؛ اگر بیش از حد بحران را طولانی کند، ممکن است به شکلگیری ائتلافی بزرگتر علیه خود کمک کند.
به همین دلیل، راهبرد منطقیتر برای تهران احتمالاً نه «بستن دائمی هرمز»، بلکه استفاده از وضعیت هرمز برای گرفتن امتیاز در یک معامله سیاسی است. مشکل ترامپ فقط ایران نیست؛ قیمت نفت هم هست
تنگه هرمز پیش از جنگ روزانه حدود ۱۸ میلیون بشکه نفت را در خود جای میداد؛ اکنون این رقم به حدود ۲ میلیون بشکه کاهش یافته است. رویترز میگوید بازار نفت بهتدریج خود را برای ادامه بحران آماده میکند و قیمتها در محدوده بالای ۸۰ و حدود ۹۰ دلار تثبیت شدهاند. این عدد برای مصرفکننده آمریکایی اهمیت دارد.
ترامپ میتواند جنگ را یک پیروزی ژئوپلیتیک معرفی کند، اما اگر نتیجه آن افزایش قیمت بنزین و انرژی برای خانوارهای آمریکایی باشد، روایت سیاسی کاخ سفید با واقعیت زندگی روزمره رأیدهندگان برخورد خواهد کرد. این دقیقاً همان نقطهای است که جنگ خارجی میتواند به رأی کنگره گره بخورد. هرچه انتخابات نزدیکتر شود، گزینههای ترامپ محدودتر میشود
ترامپ برای خروج از این بحران سه گزینه اصلی دارد: ادامه فشار نظامی و اقتصادی، پذیرش یک توافق با تهران، یا رسیدن به نوعی توافق محدود درباره هرمز بدون حل همه اختلافات ایران و آمریکا.
گزینه نخست پرریسکترین گزینه است؛ زیرا میتواند بحران را گستردهتر کند.
گزینه دوم برای ترامپ از نظر سیاسی دشوار است؛ زیرا ممکن است مخالفانش آن را عقبنشینی در برابر ایران بدانند.
گزینه سوم شاید واقعبینانهترین مسیر باشد: باز کردن تدریجی مسیر کشتیرانی در برابر مجموعهای محدود از امتیازات و سپس حرکت به سمت مذاکرات بزرگتر.
اما مشکل اینجاست که تهران نیز میداند زمان ارزشمند است. اگر ایران بتواند هرمز را به موضوعی تبدیل کند که حل آن برای ترامپ به یک ضرورت اقتصادی و انتخاباتی تبدیل شود، ارزش چانهزنی این تنگه چند برابر خواهد شد. هرمز و نبرد بر سر زمان
در نهایت، مهمترین برگ برنده ایران در هرمز فقط نفت و کشتی نیست؛ زمان است. تهران میتواند با حفظ بنبست، آمریکا را در شرایطی نگه دارد که هرچه به انتخابات کنگره نزدیکتر میشود، هزینه اقتصادی و سیاسی بحران برای دولت ترامپ افزایش یابد. در مقابل، ترامپ تلاش خواهد کرد پیش از آنکه بحران به یک مسئله انتخاباتی تبدیل شود، یا هرمز را باز کند یا دستکم تصویری از بازگشت عادی کشتیرانی ارائه دهد.
به همین دلیل، ماههای پیش رو میتواند به یک مسابقه بر سر زمان تبدیل شود: ایران میخواهد زمان بخرد و آمریکا میخواهد پیش از انتخابات آن را از تهران پس بگیرد.
اگر این بنبست تا پاییز ادامه پیدا کند، تنگه هرمز دیگر فقط محل عبور نفتکشها نخواهد بود؛ به یکی از مهمترین میدانهای انتخاباتی غیرمستقیم ترامپ تبدیل میشود؛ و این شاید همان محاسبهای باشد که تهران اکنون روی آن حساب کرده است: هر روز بیشترِ بحران، یک روز کمتر برای ترامپ تا انتخابات کنگره و یک برگ بیشتر برای ایران پشت میز مذاکره.












































![[سیدمحمدکاظم سجادپور] انتخابات میاندورهای آمریکا و جنگ](/news/u/2026-08-17/ettelaat-hkoqz.jpg)






















































































































