واقعیت عمیقتر آن است که ریسک ژئوپلیتیک ذاتی و بالفعل شده از یک «متغیر برونزا» به استخوانبندی و «جزء ساختاری» اقتصاد ایران تبدیل شده است.
در این نقطه عطف تاریخی، پرسش حیاتی سیاستگذاران دیگر نباید این باشد که «چگونه به شرایط پیش از جنگ بازگردیم؟»، بلکه مساله اصلی معماری اقتصادی آینده نگرانه و گذار از سیاستهای واکنشی به کنشی برای دوام آوردن در محیط دائمی نااطمینانی، اختلال زنجیره تامین و امنیتیشدن فزاینده است. درونیشدن شوکهای ژئوپلیتیک
با توالی رخدادهای نظامی و تجربه دو شوک سهمگینِ جنگ ۱۲روزه در ژوئن۲۰۲۵ و درگیری گسترده ۴۰روزه در اوایل سال۲۰۲۶، دیگر نمیتوان مسائل اقتصاد کلان ایران را صرفا از دریچه «پیامدهای گذرای یک نبرد» یا تکانههای تحریمی تحلیل کرد. برآورد نهادهای بینالمللی نظیر بانک جهانی مبنی بر انقباض ۲.۷درصدی تولید ناخالص داخلی ایران، تنها بازتابی سطحی از یک دگرگونی بسیار عمیقتر است. دکتر پارسا امیری**
در رویکرد کلاسیک اقتصاد کلان، شوکهای ژئوپلیتیک همواره بهعنوان متغیرهای برونزا مدلسازی میشوند؛ عواملی که سیستم را بهطور موقت از نقطه تعادل خارج کرده و سپس اقتصاد با مکانیسمهای واکنشی و اصلاحی خود به مسیر رشد بلندمدت بازمیگردد. اما در مقطع تاریخی کنونی، این ریسکها به یک متغیر دائمی، ساختاری و کاملا درونزا تبدیل شده است. این تغییر وضعیت، مرز میان تحلیلهای انتزاعی آکادمیک و استراتژیهای بقای ملی را مشخص میکند و نشان میدهد که اقتصاد ایران از فاز یک «اقتصاد در حال توسعه تحریمشده» عبور کرده و به ناچار به یک «اقتصاد جنگپذیر دائما امنیتی» تغییر ماهیت داده یا حتی سوق داده شده است. …



































































































































































