احتمالا مغز شما خیلی سریع پاسخ «دوستان» (Friends) را به ذهن میآورد و بعد موجی از افکار و تصاویر در ذهنتان شکل میگیرد: کافه سنترال پرک (Central Perk)، شخصیتهای فیبی، جویی، راس، مونیکا، چندلر و ریچل. شاید حتی شروع کنید به زمزمه کردن آهنگ تیتراژ سریال.
کاری که مغز شما همین حالا انجام داد، حافظه تداعیگر (Associative Memory) نام دارد. این موضوع یکی از معماهای متعدد پیرامون هوش است؛ چه هوش طبیعی و چه هوش مصنوعی. اما مغز شما چگونه این کار را انجام میدهد؟
ارتباط میان نورونها
تا دهه ۱۹۵۰، دانشمندان علوم اعصاب به این نتیجه رسیده بودند که خاطرات در یک مکان مشخص و ثابت در مغز ذخیره نمیشوند، بلکه میتوانند در سراسر شبکههایی در مغز توزیع شده باشند. همچنین این احتمال مطرح شد که حافظه و یادگیری ممکن است با تغییر در قدرت ارتباطات میان نورونها مرتبط باشند.
در آن زمان، جان هاپفیلد (John Hopfield) یک فیزیکدان جوان بود. در آن مقطع، مطالعه نورونها و مغز انسان موضوع اصلی ذهن او نبود؛ اما بعدها همین موضوع به بخش مهمی از مسیر حرفهای او تبدیل شد.
هاپفیلد در آزمایشگاه بل (Bell Labs) در کنار فیلیپ اندرسون (Philip Anderson) کار میکرد؛ دانشمندی که بعدها به دلیل پژوهشهایش درباره ساختار الکترونی سیستمهای مغناطیسی و نامنظم، جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد. هاپفیلد میگوید: اندرسون بهترین فیزیکدان نظری حوزه ماده چگال در جهان بود. من یک تازهکار بودم. در آن زمان هیچ فیزیکدانی درباره هوش مصنوعی نمیدانست.
اندرسون بهطور ویژه به انواع خاصی از مواد مغناطیسی تصادفی و نامنظم، موسوم به شیشههای اسپینی (Spin Glasses) علاقهمند بود.
هاپفیلد میگوید: فیلیپ به گذارهای فازی علاقه داشت؛ او معتقد بود شیشههای اسپینی ویژگیهای جالب و مهمی خواهند داشت. من به حرفهای او گوش میدادم.
گشتاورهای مغناطیسی یا همان اسپینها، در اتمهای شیشههای اسپینی در جهتهای تصادفی قرار دارند و با آهنرباهای اتمی مجاور خود تداخل ایجاد میکنند. …



































































































































































