جنگلهای هیرکانی نه فقط مجموعهای از درختان بلوط، راش و ممرز، بلکه سدی طبیعی و نفوذناپذیر در برابر سیلابهای ویرانگر و فرسایش خاک هستند. با هر ویلایی که در ارتفاعات و اراضی جنگلی سبز میشود، صدها متر مربع از تاجپوشش جنگل از بین میرود. کارشناسان محیطزیست بارها هشدار دادهاند که خاک جنگل پس از تراشیده شدن پوشش گیاهی، قدرت جذب قطرات باران را از دست میدهد و روانآبها با سرعتی تخریبگر به سمت سکونتگاههای پاییندست سرازیر میشوند. تغییر کاربری اراضی، خط پایان پیوستگی اکولوژیک این زیستبوم است که مسیر مهاجرت و زیست حیات وحش را قطع میکند و خاک حاصلخیز را به بستر فرونشست و ریزش کوه تبدیل میسازد.
در این میان، آنچه بیش از هر چیز دردناک به نظر میرسد، دلالبازیهای بیپایان و تبدیل منابع طبیعی به کالایی لوکس برای طبقات برخوردار است. با دستاندازیهای زنجیرهای به بهانه توسعه گردشگری یا گسترش حریم روستاها، بافت بومی و محیطزیستی منطقه بهکلی دگرگون میشود. این شکافهای سنگی در دل کوهستان، جریان طبیعی چشمهسارها را کور میکند و اکسیژن را از اقلیم شمال میگیرد تا سازههای بتنی با دیوارهای بلند جای آرامش جنگل را پر کنند.
جنگلهای هیرکانی مازندران هر روز پیش چشم همگان عقب مینشینند و دیوارهای آجری جلوتر میآیند. اگر این روند مخرب و ساختوسازهای بدون ضابطه مهار نشود، نقشه سبز شمال در آیندهای بسیار نزدیک به تودهای از سیمان و غبار تبدیل خواهد شد و برای نسلهای بعدی، جز تصاویری بیجان از یک میراث باستانی، هیچ درختی به یادگار باقی نخواهد ماند. …



































































































































































