مذاکرات چندماهه میان تهران و واشنگتن نیز نتوانسته این چرخه را متوقف کند. دو طرف همچنان به نظر میرسد آمادهاند در دورههایی بجنگند و در دورههایی مذاکره کنند؛ راهبردی فرسایشی که هدف آن کاهش توان مادی و اراده طرف مقابل است. در همین حال، دامنه جنگ نیز گسترش یافته است. حوثیهای یمن و گروههای عراقی همسو با ایران وارد درگیری شدهاند و حتی بندری در مصر هدف حمله پهپادی قرار گرفته است؛ حملهای که هیچ کشوری مسئولیت آن را نپذیرفته، هرچند آمریکا ایران را متهم کرده است.
مسئله مهمتر آن است که تداوم جنگ، خسارتهایی بسیار فراتر از تخریب زیرساختها به همراه خواهد داشت. این بحران در حال عمیقتر کردن شکافهای سیاسی منطقه، ایجاد تفاوت در میزان آسیب اقتصادی کشورها و تحت فشار قرار دادن نهادهای مهمی مانند اوپکپلاس است. در چنین فضایی، کشورهای خاورمیانه برای حفظ ثبات خود ناچار خواهند شد هم روابطشان با قدرتهای جهانی و هم مناسباتشان با یکدیگر را بازتعریف کنند. شکافهای قدیمی، اختلافهای تازه
اختلاف میان کشورهای خاورمیانه مسئله جدیدی نیست. دولتهای منطقه طی سالهای گذشته درباره اسرائیل، اسلام سیاسی، سیاست نفتی و رقابتهای منطقهای اختلاف داشتهاند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز درباره آینده مناطقی مانند لیبی، سودان و یمن دیدگاههای متفاوتی داشتهاند.
اما جنگ جدید این شکافها را عمیقتر کرده است. امارات از واکنش محدود عمان، قطر و عربستان به حملات ایران علیه زیرساختهای امارات ناراضی است. همزمان، کشورهای منطقه درباره نحوه برخورد با جنگ و همچنین سیاستهای غیرقابل پیشبینی دولت ترامپ اختلاف نظر دارند. این اختلافها بر مجموعهای از رقابتهای قدیمی افزوده شده و هماهنگی منطقهای را دشوارتر کرده است. …





















































































































