علاوه بر این، دولت در گذشته دو معنای دیگر هم داشته است؛ بینیازی و نوبت و دستبه دست شدن. یعنی بخت و اقبال و ثروت جابهجا و دست به دست میشود. ثروت و اقبال از یک شخص به شخص دیگر و از یک خاندان به خاندان دیگر منتقل میشود. اما معنای دولت در گذشته با معنای حال حاضر که دولت به معنی اداره کشور و نظام سیاسی تلقی میشود، بیربط نیست. در سدههای میانی دولت به معنای سلطنت هم به کار برده شده است، ولی در حال حاضر دولت به معنی نظام سیاسی-اقتصادی و اداره کشور، ساختار قدرت مشروع و سیستمی که ثروت، منابع و قدرت را مدیریت و آن را به نحو عادلانه یا ناعادلانه توزیع میکند، به کار برده میشود. پس دولت از ثروت و بخت و اقبالی که دست به دست میشود، به ساختاری که ثروت و منابع را سامان میبخشد، تغییر معنای ظاهری پیدا کرده است. دولت در گذشته به معنی بینیازی از دیگران و برخورداری هم به کار برده شده است. دولتمند از طریق ثروت و برخورداری به بینیازی میرسد. دولتمند بخت یارش بوده و صاحب مکنت شده است. او دستش پیش دیگران دراز نیست، بلکه دیگران به او نیازمند هستند. پس میتوان گفت در گذشته، دولت وضعیتی بوده که فرد یا خاندانی از احتیاج و وابستگی رها و برخوردار میشده است. بنابراین، دولت را میتوان حول مفهوم برخورداری از منابع و رهایی از احتیاج درک کرد. اما اگر توجه کنیم، مشخص میشود که در دولت کماکان معنی ثروت، بخت و اقبال و بینیازی وجود دارد.
تسلط بر منابع و بینیازی در معنی امروزی دولت در ایران برجسته است. سه مفهوم بینیازی، بخت و اقبال و دست به دست شدن در تلقی عموم از دولت وجود دارد.
1. بینیازی؛ تلقی عموم اینگونه است که دولت منابع را در اختیار دارد و بینیاز از جامعه است، پس گروههای مختلف سعی میکنند با انواع و اقسام راهبردها و چانهزنی از منابع دولت بیشتر بهرهمند شوند. از گذشته تاکنون به دلیل همین تسلط دولت بر منابع، ثروت و قدرت، بحث عدالت و برابری در ایران مطرح بوده، به نحوی که بیشتر مطالبات حول مفهوم عدالت بوده است. همیشه این سؤال مطرح بوده است که دولت چگونه منابع را توزیع میکند؟ به قول مارکس، متفکر مشهور، مهم این است که توزیع ابزار تولید در جامعه چگونه است. کماکان تلقی این است که جامعه به دولت نیازمند است، نه دولت به جامعه. 2. در جامعه ایران اینگونه تصور میشود که دولتمرد و فردی که پستهای مدیریت دولتی در اختیار دارد، با بخت و اقبال به آن رسیده و مکنت یافته، یعنی چندان شایستگی مدنظر نبوده است. 3. دست به دست شدن؛ تلقی عموم این است که پستهای دولتی در سطوح عالی بین عدهای محدود دست به دست میشود، یعنی تسلط بر منابع ثروت و قدرت و نحوه توزیع آن در دست عدهای محدود است که فقط بین پستها جابهجا میشوند. گاهی ممکن است کسانی با بخت و اقبال به این عده اضافه شوند. پس میتوان گفت معنای دولت از گذشته تاکنون تغییر نکرده و همان است که بوده.
بر اساس آنچه بیان شد، با نگاهی به معانی دولت در ایران مشخص میشود که تعریفهایی مانند آنچه ماکس وبر، جامعهشناس معروف، از دولت ارائه کرده است، چندان مطابق با واقعیتهای تاریخی جامعه ایران نیست. وبر مینویسد دولت عبارت است از انحصار مشروع قوه قهریه در قلمرو سرزمینی مشخص. اما چنین فهمی از دولت در ایران چندان سابقه نداشته است. به نظر میرسد رویکرد اقتصاد سیاسی برای فهم دولت در ایران به واقعیت نزدیکتر است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.
























































































































![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)










































