این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
او افزود: من بهار سال ۵۷ در یک نمایشی به نام «سیزوئه بانسی مرده است» بازی میکردم که نویسنده آن اثر نیز آثول فوگارد و کارگردان این نمایش رکنالدین خسروی بود. در آن زمان این نمایش خیلی مطرح شد و در جامعه پیچید. به دلیل موفقیت کار، تماشاگرانی از سفارتخانههای آفریقایی داشتیم که در حین نمایش زار میزدند و از ما میپرسیدند که چند وقت در آفریقا حضور داشتیم، در صورتی که ما از تهران هم خارج نشده بودیم. اما درد انسان مشترک است، همه آدمها از بدو تاریخ تا الان در هر گوشه جهان دارای درد مشترک هستند و آن درد مشترک تنهایی و فهم نشدن توسط دیگران است و این موضوع برای انسان سخت است. مدتی بعد به متن «جزیره» برخوردم که این متن هم دو پرسوناژ دارد که خودم و سعید داخ بازیگران آن هستیم. این متن گویی ادامه همان «سیزوئه بانسی مرده است» هست یا بههرحال به آن متن بسیار نزدیک است و در یک دوره نوشته شدهاند. ورای این موارد متن دارای مولفهها و جذابیتهایی دراماتیکی هم بود که دوست داشتم کار کنم و حس کردم که این کار باید به صحنه برود و اثر باید خود را با مردم مطرح کند. مردم هم از لحاظ احساسی و از هر نظر دیگری خیلی شرایط خوبی ندارند و این کار بیان میکند که چرا حال من هم خوب نیست.زنجانپور … …




















































































































