در چنین شرایطی، افزایش قیمت سوخت اگرچه از منظر اصلاح ساختار مصرف و کاهش فشار بر منابع دولت قابل طرح است، اما میتواند پیامدهای گستردهای بر معیشت خانوارها و هزینه حملونقل داشته باشد. در مقابل، تداوم وضعیت موجود نیز به معنای ادامه شکاف میان تولید و مصرف و تشدید هزینههای تأمین سوخت خواهد بود.
در این میان، پرسش اصلی این است که آیا راهحل ناترازی بنزین باید از مسیر قیمتگذاری بگذرد یا پیش از آن، اصلاح فناوری خودروها، توسعه حملونقل عمومی و کاهش شدت مصرف انرژی در دستور کار قرار گیرد؟ مقایسه قیمت بنزین بدون مقایسه درآمدها درست نیست
محمد خالدی سردشتی، نماینده ادوار بهارستان و عضو پیشین کمیسیون انرژی مجلس دهم در گفتوگو با اکوایران با اشاره به بحثهای اخیر درباره ناترازی بنزین و احتمال اصلاح قیمت حاملهای انرژی، معتقد است اگرچه اصلاح تدریجی قیمت سوخت در بلندمدت اجتنابناپذیر است، اما شرایط کنونی کشور برای اجرای چنین سیاستی مناسب نیست و دولت باید در مقطع فعلی، مدیریت مصرف و ارتقای بهرهوری انرژی را بر افزایش قیمت بنزین مقدم بدارد.
خالدی سردشتی با اشاره به شرایط اقتصادی و امنیتی کشور تاکید کرد: مسئله ناترازی بنزین را نمیتوان صرفاً از زاویه قیمتگذاری بررسی کرد. میزان مصرف انرژی در ایران به عوامل مختلفی از جمله سطح فناوری، کیفیت خودروها، ساختار حملونقل عمومی و بهرهوری در بخشهای مختلف اقتصاد وابسته است.
او با اشاره به شاخص «شدت مصرف انرژی» گفت: شدت انرژی نشان میدهد برای تولید یک کالا یا ارائه یک خدمت چه میزان انرژی مصرف میشود. بر اساس این شاخص، مصرف انرژی ایران در مقایسه با کشورهایی مانند ترکیه و آلمان بسیار بالاتر است و این مسئله الزاماً به معنای مصرف غیرمنطقی مردم نیست، بلکه بخش مهمی از آن به فناوریهای قدیمی و زیرساختهای ناکارآمد بازمیگردد.
عضو پیشین کمیسیون انرژی مجلس افزود: خودروهای مورد استفاده در کشورهایی مانند ترکیه که همسایه ما نیز است، از فناوری جدیدتری برخوردارند و به همین دلیل مصرف سوخت کمتری دارند. در کنار آن، استفاده گستردهتر از حملونقل عمومی، مترو و اتوبوسهای برقی نیز به کاهش مصرف سوخت کمک کرده است؛ در حالی که در ایران هنوز شبکه حملونقل عمومی به سطحی نرسیده که بتواند جایگزین مناسبی برای استفاده از خودروهای شخصی باشد.
خالدی سردشتی درباره این استدلال که قیمت بنزین در ایران ارزان است، گفت: چنین مقایسهای باید با در نظر گرفتن سطح درآمد مردم انجام شود. اگر قرار است قیمت بنزین با نرخهای دلاری یا قیمت کشورهای منطقه مقایسه شود، باید دستمزدها و درآمدها نیز با همان معیار سنجیده شوند.
به گفته او، نمیتوان تنها قیمت سوخت را به دلار محاسبه کرد، اما حقوق کارگران و کارمندان همچنان به ریال و با سطح درآمد داخلی باقی بماند. از نگاه وی، مقایسه قیمت بنزین بدون در نظر گرفتن قدرت خرید خانوارها، مقایسهای ناقص است. اشتباه گذشته؛ اصلاح نکردن تدریجی قیمتها
نماینده پیشین مجلس با اشاره به تجربه سالهای گذشته گفت: به اعتقاد من، مجلس هفتم مرتکب اشتباه شد که اجازه نداد قیمت حاملهای انرژی بهصورت تدریجی و سالانه اصلاح شود. اگر هر سال با شیبی ملایم درصدی به قیمت سوخت افزوده میشد، امروز مسئله بنزین به یک بحران اقتصادی و حتی امنیتی تبدیل نمیشد.
خالدی سردشتی تأکید کرد که در بلندمدت قیمت حاملهای انرژی باید بهتدریج به سطحی برسد که دستکم هزینه تولید و بخشی از هزینههای توزیع را پوشش دهد، اما این اصلاح باید در یک بازه زمانی چندساله و بهگونهای انجام شود که آثار منفی بر بازار و زندگی روزمره مردم نداشته باشد.
با این حال، وی تصریح کرد: «در شرایط فعلی کشور، امکان هرگونه افزایش قیمت فراهم نیست.» به گفته او، تا زمانی که فشار تحریمها کاهش نیافته، مسیرهای صادرات نفت و دسترسی به منابع ارزی بهبود پیدا نکرده و اقتصاد از وضعیت کنونی عبور نکرده است، افزایش قیمت بنزین میتواند آثار اقتصادی و اجتماعی نامطلوبی به همراه داشته باشد. حذف کارت سوخت خودروهای فرسوده؛ سیاستی که به اقشار ضعیف فشار میآورد
خالدی سردشتی درباره طرح مطرحشده برای حذف کارت سوخت خودروهای با عمر بیش از ۲۰ سال نیز گفت: این طرح فعلاً در حد یک پیشنهاد است و برای اجرای آن باید ابعاد اجتماعی و اقتصادی آن بهدقت بررسی شود.
او افزود: بخش قابل توجهی از مالکان خودروهای فرسوده را اقشار کمدرآمد تشکیل میدهند. بسیاری از این افراد توان مالی خرید خودروی جدید ندارند و خودروی قدیمی برای آنها تنها وسیله رفتوآمد نیست، بلکه ابزار تأمین معیشت خانواده محسوب میشود.
به گفته این عضو پیشین کمیسیون انرژی مجلس، اگر دولت قصد دارد خودروهای فرسوده را از چرخه خارج کند، باید همزمان سازوکار جایگزین نیز فراهم شود. او پیشنهاد کرد دولت امکان واردات خودروهای کممصرف و باکیفیت با قیمت مناسب و تسهیلات اقساطی را فراهم کند تا مالکان خودروهای قدیمی بتوانند وسیله نقلیه خود را نوسازی کنند.
خالدی سردشتی تأکید کرد که نمیتوان صرفاً با حذف سهمیه یا کارت سوخت، انتظار داشت خودروهای فرسوده از چرخه خارج شوند؛ زیرا بدون ارائه تسهیلات، این سیاست بیش از همه به اقشار آسیبپذیر فشار وارد خواهد کرد. سه محور اصلی اتلاف انرژی
نماینده ادوار مجلس، حملونقل، ساختمان و صنعت را سه حوزه اصلی مصرف انرژی در کشور دانست و گفت: در هر سه بخش، شدت مصرف انرژی ایران بهمراتب بالاتر از میانگین کشورهای در حال توسعه است.
او افزود: مسئله بنزین تنها بخشی از این ناترازی است. در حوزه حملونقل، ناوگان فرسوده و وابستگی گسترده به جاده، مصرف انرژی را افزایش داده است. در حالی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته بخش عمده حمل بار از طریق شبکه ریلی انجام میشود، در ایران حدود ۹۰ درصد حمل بار بر جادهها متمرکز است و میانگین عمر بسیاری از خودروهای سنگین نیز بیش از ۲۰ سال است.
خالدی سردشتی با اشاره به مقایسه مصرف بنزین ایران و ترکیه گفت: با وجود آنکه تعداد خودروها و جمعیت دو کشور تفاوت چشمگیری ندارد، مصرف بنزین ایران چند برابر ترکیه است. به اعتقاد او، این اختلاف نشان میدهد بخش مهمی از ناترازی موجود ناشی از فناوری، کیفیت خودروها و ضعف زیرساختهاست، نه صرفاً قیمت سوخت. اصلاح قیمت، پس از عبور از شرایط بحرانی
خالدی سردشتی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که اصلاح قیمت بنزین در آینده اجتنابناپذیر است، اما این اقدام باید پس از عبور کشور از شرایط فعلی و بر پایه یک برنامه دقیق و کارشناسی انجام شود.
او گفت: ابتدا باید زیرساختهای حملونقل، کیفیت خودروها و بهرهوری انرژی اصلاح شود و سپس، در یک دوره زمانی چندساله، قیمت حاملهای انرژی با شیبی بسیار ملایم و قابل پیشبینی تعدیل شود.
به گفته این نماینده پیشین مجلس، سیاست موفق در حوزه بنزین سیاستی است که مردم آثار آن را در بهبود کیفیت خودروها، توسعه حملونقل عمومی و کاهش هزینههای انرژی مشاهده کنند. در غیر این صورت، افزایش قیمت بهتنهایی نمیتواند ناترازی سوخت را برطرف کند و ممکن است تنها فشار بیشتری بر خانوارها وارد سازد.
خالدی سردشتی در پایان تأکید کرد که مدیریت مصرف انرژی باید از اصلاح فناوری و زیرساختها آغاز شود و قیمتگذاری تنها یکی از ابزارهای این سیاست است، نه راهحلی مستقل برای حل مسئله ناترازی بنزین.










































































































