در مسائل بغرنجی مانند بحران اقلیمی و رابطه انسان با سامانه زمین، نمیتوان انتظار داشت که یک راهحل جامع و نهایی وجود داشته باشد. مسئلهای که خود در حال تغییر است، با مجموعهای از مداخلات ثابت و ازپیشتعیینشده نیز قابل مواجهه نیست. حتی مداخلات ما میتوانند خود بخشی از مسیر تحول مسئله شوند و پیامدهایی ایجاد کنند که از ابتدا قابل پیشبینی نبودهاند.
بنابراین، آنچه در این بخش بهعنوان «اقدامات» مطرح میشود، نه یک نسخه نهایی است، نه فهرستی جامع و نه مجموعهای از اصول تغییرناپذیر. این اقدامات ادعا نمیکنند که بهتنهایی قادر به حل مسئلهاند و حتی ممکن است در جریان تجربه و یادگیری، برخی از آنها کنار گذاشته شوند، برخی تغییر کنند و اقدامات تازهای جایگزین آنها شوند.
آنچه در اینجا ارائه میشود، صرفاً گشودن باب گفتوگو و پیشنهاد چند جهتگیری اولیه است؛ جهتگیریهایی که باید در عمل آزموده شوند و براساس بازخوردهای حاصل از آنها اصلاح شوند.
چندمقیاسی بودن مسئله
یکی از ملاحظات اساسی در طراحی اقدامات این است که سیستمهای پیچیده، چندمقیاسیاند.
رژیم رابطه انسان و سامانه زمین نیز تنها در یک سطح شکل نمیگیرد. فرد، خانواده، اجتماع، شهر، منطقه، کشور و نظام جهانی، همگی در شکلگیری و بازتولید این رابطه نقش دارند. اما این سطوح صرفاً نسخههای کوچکتر یا بزرگتر یکدیگر نیستند. در هر مقیاس، روابط، سازوکارها، محدودیتها و حتی صورت مسئله میتواند متفاوت باشد.
بنابراین، نمیتوان یک ابزار تحلیلی یا یک نوع مداخله را برای همه مقیاسها مناسب دانست. همانگونه که در ساختارهای چندمقیاسی، مشاهده یک پدیده در مقیاسهای مختلف میتواند ویژگیهای متفاوتی از آن را آشکار کند، در اینجا نیز لازم است هم سطح تحلیل و هم ابزار مداخله متناسب با مقیاس تغییر کند. از این رو، بهجای جستوجوی یک نقطه مداخله واحد، باید مجموعهای از نقاط مداخله را در مقیاسهای مختلف در نظر گرفت؛ نقاطی که البته خود نیز با یکدیگر در ارتباطاند و میتوانند بر هم اثر بگذارند. …































































































































































