در حالی که اتکاء آمریکا به ظرفیت نظامی خود همچنان وجود دارد، اما توان نظامی بهتنهایی تعیینکننده نتیجه یک جنگ طولانی نیست. جنگ میتواند همزمان تابآوری سیاسی، اقتصادی و نظامی یک کشور را تحت فشار قرار دهد. در شرایطی که انتخابات میاندورهای نوامبر نزدیک است، افزایش قیمت انرژی، فشار تورمی، هزینههای نظامی، فرسایش نیروها و تداوم درگیری میتواند به مسئلهای مستقیم برای دولت ترامپ و جمهوریخواهان تبدیل شود. بنابراین برای واشنگتن، مدیریت زمان اهمیت پیدا میکند: جنگ باید تا حد امکان از یک بحران انتخاباتی به یک دستاورد انتخاباتی تبدیل شود.
در همین چارچوب، تغییر ادبیات جنگ و اعلام پایان عملیات «خشم حماسی» را میتوان بخشی از تلاش برای مدیریت افکار عمومی آمریکا دانست. کوچکنمایی اهمیت تنگه هرمز نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. پذیرش اینکه هرمز همچنان یک نقطه آسیبپذیر و راهبردی است، به معنای پذیرش این واقعیت است که ایران میتواند هزینههای جنگ را به بازار انرژی و اقتصاد آمریکا منتقل کند. بنابراین نمایش اینکه «هرمز دیگر اهمیت سابق را ندارد» میتواند بیش از آنکه پیامی صرفاً نظامی برای ایران باشد، تلاشی برای کنترل برداشت بازار و افکار عمومی آمریکا باشد. …

















































































































































