نکته مهم در سخنان ونس، اعتراف به وجود یک مشکل ساختاری در فرآیند تصمیمگیری جنگ در ایالات متحده است. از افغانستان و عراق تا مداخلات محدودتر در خاورمیانه، مسئله اصلی برای واشنگتن الزاماً ناتوانی در وارد کردن ضربه نظامی نیست، بلکه مشکل، تبدیل برتری نظامی به یک نتیجه سیاسی پایدار است.
همین شکاف در جنگ ایران نیز قابل مشاهده است، آمریکا میتواند زیرساختهای نظامی و هستهای را هدف قرار دهد، اما نابودی بخشی از توان نظامی یک کشور الزاماً به پذیرش شروط واشنگتن یا تغییر رفتار سیاسی آن منجر نمیشود.
گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد اهداف اولیه جنگ از مسئله هستهای و موشکی به موضوعاتی مانند تنگه هرمز و فشار اقتصادی تغییر و گسترش یافته است، که میتواند بیانگر دشوار شدن دستیابی به پایان جنگ باشد.
اما سؤال مهمتر این است که اگر واشنگتن از این تجربهها آگاه بود، چرا دوباره وارد جنگ با ایران شد؟ پاسخ را باید در تفاوت میان هزینه جنگ و هزینه عدم اقدام از نگاه تصمیمگیرندگان آمریکایی جستوجو کرد. دولت ترامپ ظاهراً محاسبه کرده بود که با اتکا به برتری هوایی، اطلاعاتی و موشکی، میتوان اهداف مشخصی را در مدت کوتاه منهدم و تهران … …

































































































































































