قیمت نفت خام برنت در روزهای نخستین تشدید خصومتها از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه گذشت و قیمت گازوئیل نیز به تبع آن با رشد چشمگیری روبهرو شد. انتظار میرود نوسانات قیمتی سوخت در سایه سیاستهای دولت دونالد ترامپ و ابهام در راهبردهای آتی، همچنان ادامه یابد.
برای شرکتهای حملونقل که سوخت یکی از مهمترین هزینههای متغیر آنهاست، این محاسبات بسیار حیاتی است. افزایش نزدیک به ۳۰ درصدی قیمت گازوئیل، مستقیما حاشیه سود را تحت فشار قرار میدهد که به باور کارشناسان هیچ اپراتوری قادر به نادیده گرفتن آن نیست. در حالی که شرکتهای دارای پوششهای ریسک سوخت توانستهاند موقتا از تبعات این وضعیت مصون بمانند، سایر شرکتها با فشار فوری بر صورتهای مالی خود مواجه شدهاند. انتقال هزینههای مازاد سوخت به بدنه صنعت حملونقل، سریع و قابل توجه بوده است. افزایش بیمه ریسک جنگ
در این میان، جنگ ایران و متعاقبا انسداد تنگه هرمز، بحث افزایش بیمه دریایی را داغ کرده است. پیش از جنگ اخیر ایالات متحده علیه ایران، بخش بیمه دریایی نقش مهمی در ترانزیت نداشت. اما اکنون و پس از تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی، اساسا بیمه دریایی از یک هزینه سربار معمول تجاری به یک مانع تعیینکننده و پرهزینه برای تجارت جهانی تبدیل شده است. بیمه ریسک جنگ که معمولا به صورت پوششی جداگانه از بیمه بدنه و ماشینآلات محاسبه میشود، با توجه به درگیریهای اخیر در تنگه هرمز و دریای سرخ، اهمیت تازهای یافته است. بیمهگران با دقت بیشتری سوابق سفر دریایی از جمله اثرات مسیریابی، توقف در بندر، شرح محموله و ریسک طرف مقابل را بررسی میکنند.
مارکوس بیکر، رئیس بخش دریایی، باربری و لجستیک در شرکت کارگزاری و مدیریت ریسک «مارش»، با اشاره به نوسانات شدید نرخهای ریسک جنگ دریایی، این تغییرات را ناشی از نوسانات قیمت نفت و تحولات ژئوپلیتیک میداند.
وی اظهار داشت: نرخهای ریسک جنگ در ابتدا با افزایش چشمگیری همراه شدند، پس از تفاهمنامه اخیر تا حدودی کاهش یافتند اما در چند روز گذشته دوباره صعودی شدهاند.
تفاهمنامهای که نویدبخش ۶۰ روز آرامش در منطقه بود، اکنون عملا به کانون تنشهای جدید تبدیل شده و از روز گذشته نیز به اتمام رسیده است. به باور بیکر حملات به کشتیرانی در منطقه، نگرانیهای عمیقی در این صنعت ایجاد کرده است؛ به طوری که نرخهای بیمه اکنون بین ۳ تا ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی نوسان دارند؛ یعنی حق بیمه ریسک جنگ برای یک نفتکش ۱۰۰ میلیون دلاری، اکنون به ۳ تا ۱۰ میلیون دلار رسید، در حالی که پیش از درگیریها، این نرخ فقط حدود ۰.۲۵ درصد از ارزش بدنه، معادل ۲۵۰ هزار دلار بود.
در همین راستا، آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی از تداوم هزینههای بالای بیمه دریایی ابراز نگرانی شدید کرد. وی باور دارد که قیمتگذاریهای فعلی بازار با بهبود شرایط تطبیق نیافته است.
در مقابل، اتحادیه بینالمللی بیمهگران دریایی (IUMI) با انتقاد از اظهارات دبیرکل IMO، آن را غیرمنصفانه خواند. این نهاد در بیانیهای تاکید کرد: بیمه دریایی بخشی از راهحل است، نه بخشی از مشکل؛ چراکه با وجود تداوم نوسانات، در طول همه دوران بحران همواره پوشش بیمهای ارائه داده است.
این اتحادیه با دفاع از ماهیت رقابتی بازار بیمه تاکید کرد که قیمتها تنها بازتابدهنده ریسکهای واقعی هستند؛ چراکه کشتیها همچنان در تنگه هدف حملات قرار میگیرند و در چنین فضای رقابتی، مداخله دولتها در مکانیزم بازار توجیه منطقی ندارد. سایه سنگین هرمز و باب المندب
اکنون در دریای سرخ، تنگه هرمز، خلیج عدن و دریای سیاه، ریسک نظامی دیگر به عنوان بند عجیب و غریبی نیست، بلکه متغیر تاثیرگذار دریایی است که صرفه اقتصادی آن را تعیین میکند. پیامدهای این امر نیز در سراسر زنجیرههای تامین جهانی در حال گسترش است. برای نمونه به دنبال تحولات جنوب دریای سرخ و تشدید حملات انصارالله یمن به عربستان، حق بیمه محمولهها در مسیرهای عبوری از جنوب دریای سرخ تقریبا دو برابر شده است. از همینرو، این امر به هزینه تعیینکننده برای شرکتهای کشتیرانی فعال در تنگه بابالمندب تبدیل میشود.
بر اساس دادههای رویترز، تغییرات در نرخ بیمه خطر جنگ به تنهایی صدها هزار دلار هزینه اضافی در هر سفر دریایی میافزاید؛ به طوری که حق بیمه ریسک جنگ تقریبا به ۰.۷۵ درصد از ارزش بیمه شده کشتی افزایش یافته که این رقم پیش از اعلام محاصره دریایی عربستان سعودی توسط انصارالله، تقریبا ۰.۳ درصد بود. یک تغییر به ظاهر کوچک در یک سفر دریایی هفت روزه، به هزینههایی تبدیل میشود که میتواند حاشیه سود در حملونقل فله به شدت کاهش دهد.
اعلام محاصره دریایی عربستان سعودی توسط انصارالله یمن، محاسبات ریسک را بیشتر تحت تاثیر قرار داد. تشکیل ائتلاف عربی به رهبری عربستان در ۲۱ ژوئیه در راستای محافظت از کشتیهای تجاری، نشاندهنده تلاشی برای برقراری مجدد بازدارندگی و کاهش سطح ریسک در مبادلات تجاری نیز بود. اما بازدارندگی در بازارهای بیمه دریایی، بر اساس نتایج محاسبه میشود و تا زمانی که تعداد حملات کاهش نیابد، بیمهگران همچنان ریسک را به گونهای ارزیابی میکنند که گویی هر ترانزیت یک حادثه بالقوه است.
از همینرو خطرات راهبردی به شدت زیاد است. انسداد کامل تنگه بابالمندب، میتواند صادرات نفت عربستان به آسیا را متوقف و تقریبا ۷ درصد از عرضه جهانی نفت را از بازار خارج کند. شرکت آرامکوی عربستان، بزرگترین صادرکننده نفت جهان از زمان آغاز درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران در اواخر فوریه، استفاده از پایانه ینبع در دریای سرخ را افزایش داده بود. اکنون این امر با افزایش تهدید انصارالله تحت تاثیر قرار گرفته است؛ به طوری که شرکت امنیت دریایی امبری انگلیس کشتیهای حامل پرچم عربستان یا تحت مدیریت نهادهای سعودی را در دسته کشتیهای پرخطر طبقهبندی کرده است. این طبقهبندی تاثیرگذاری شرکتهای بیمه برای تعیین حق بیمه را تقویت میکند.
از زمان آغاز حملات انصارالله در نوامبر ۲۰۲۳ برای توقف کشتار مردم غزه، تردد کشتیرانی از طریق دریای سرخ هرگز به طور کامل بهبود نیافته است. برخی از حملات تا اواسط سال ۲۰۲۵ ادامه یافت و با آتشبس غزه در اکتبر تبدیل به توقف شکننده شد. همچنین خلیج عدن به دلیل تهدید بالای دزدی دریایی، یکی از چالشبرانگیزترین مناطق دریایی جهان است. اگرچه گشتهای دریایی بینالمللی فعالیت دزدان دریایی را در مقایسه با اوج آن در اواخر دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰ به شدت کاهش داد اما حملات و تلاشها برای ربودن کشتیها در سالهای اخیر دوباره افزایش یافته است.
روز گذشته نیز، مجله معتبر «لویدز لیست» از اعمال محدودیت جدید بیمهگران دریایی خبر داد که طی آن، پوشش «بیمه اتکایی» و «بیمه مازاد بر خسارت» برای همه کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی در دریای سرخ، به طور کامل لغو شده است.
تحولات دریای سرخ نشان داد که در یک بازه زمانی کوتاه حق بیمه ریسک میتواند دو برابر شود و این امر در مورد تنگه هرمز حتی نگرانکنندهتر نیز است، زیرا توانایی برای بیمه کردن ریسکهای نظامی در مقیاس بزرگ محدود است. تقریبا ۲۰ درصد از منابع نفتی جهان در شرایط عادی از هرمز عبور میکند و اکنون پس از جنگ اخیر بین ایران و ایالات متحده، شرکتهای کشتیرانی تمایلی به پذیرش ریسک عبور از تنگه هرمز ندارند. بیمه یا به شدت گران است یا در برخی موارد، به سهولت در دسترس نیست. تلاش بینتیجه واشنگتن
طبق گزارش فایننشال تایمز، دولت ایالات متحده تلاش کرد تا این شکاف را از طریق برنامه بیمه ۴۰ میلیارد دلاری و توسط شرکت تازه تاسیس توسعه مالی ایالات متحده کاهش دهد. هدف این امر، بازگرداندن جریان کشتیرانی به تنگه هرمز و در نتیجه، اعمال فشار نزولی بر قیمت جهانی نفت بود. اما این برنامه نیز عملا نتیجهبخش نبود و این بودجه ۴۰ میلیارد دلاری هرگز مورد استفاده قرار نگرفته است.
باید توجه داشت که بخش عمدهای از بیمه دریایی جهان هنوز از طریق لویدز لندن انجام و سندیکاهای آن در قیمتگذاری و محاسبه ریسکهای خاص تخصص دارند. به باور برخی از کارشناسان، ابتکارات پیشگفته ایالات متحده تا حدودی، در راستای تضعیف تسلط بریتانیا بر این بخش هم بوده که البته آن نیز تاکنون با شکست مواجه شده است.
در نتیجه، تداوم وضعیت کنونی، فشار پایدار بر بازارهای بیمه دریایی وارد میکند که ناشی از افزایش حق بیمههای ریسک جنگ و محدودیت است و توجه دقیق بیمهگذاران را میطلبد. بروز اختلالات عملیاتی و اختلافنظرها بر سر اضافهبها، بندهای فورسماژور و پوشش بیمهای محمولههای جنگی، نه فقط جریان عادی کالا و روابط تجاری را تحتالشعاع قرار میدهد، بلکه حتی در صورت پایداری شرایط، پیامدهای آن در بخشهای پاییندستی، از جمله بنادر و اپراتورها به سرعت آشکار میشود.



































































































































































