ترامپ روز سهشنبه در پستی در پلتفرم تروث سوشال خود اعلام کرد: «به ایران اطلاع داده شده است که هر کشتی یا قایقی که مینهای جدید کار بگذارد، بلافاصله و به طور سیستماتیک نابود خواهد شد.»
اما روز چهارشنبه، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، گفت که این تنگه علیرغم توافق با عمان بر سر یک مسیر ترانزیتی موقت، همچنان بسته است؛ در حالی که او ادعای ترامپ مبنی بر پاکسازی تمام مینها را رد کرد.
غریبآبادی با رد اظهارات ترامپ و «صرفاً با هدف آرام کردن بازارها» خواندن آن گفت: «هیچکس جز ایران از محل این مینها اطلاعی ندارد» و هشدار داد که کشتیهای مینیاب آمریکایی در صورت ورود به این منطقه به «اهداف بسیار خوبی» تبدیل خواهند شد.
در همین حال، طبق بیانیه این هفته دو کشور، ایران و عمان علاوه بر توافق بر سر یک مسیر ترانزیتی جدید برای عبور کشتیها از تنگه، توافق کردهاند که پروژهای مشترک را برای پاکسازی مینها از تنگه اجرا کنند.
پیش از آغاز جنگ، روزانه تقریباً ۱۳۰ فروند کشتی از این تنگه عبور میکردند و حدود یکپنجم عرضه نفت و گاز طبیعی جهان از تولیدکنندگان خلیج فارس را جابهجا میکردند.
تحلیلگران میگویند ارزیابی آمریکا مبنی بر پاکسازی خطوط اصلی کشتیرانی از مین احتمالاً معتبر است. اما این لزوماً به این معنا نیست که هرمز کاملاً عاری از مین است—یا اینکه کشتیرانی تجاری میتواند با ایمنی به سطوح پیش از جنگ بازگردد.
ممکن است تعداد کمی از مینهای «سرگردان» یا ثبتنشده در خارج از خطوط کشتیرانی به شدت تحت نظارت باقی مانده باشند، در حالی که ایران توانایی کارگذاری مینهای بیشتر را برای خود حفظ کرده است. کارشناسان همچنین هشدار دادند که مینها تنها یک جنبه از تهدیدی هستند که کشتیهای نیازمند عبور از تنگه با آن مواجهاند. با نبود هیچ توافق آتشبسی و اعلام آنچه آمریکا «روز دی اقتصادی» تحریمها علیه ایران توصیف کرده، احتمال ازسرگیری جنگ آشکار همچنان باقی است.
این عدم قطعیت هزینه سنگینی به همراه دارد. طبق گزارشی که در ماه ژوئیه توسط S&P Global منتشر شد، از زمان آغاز جنگ، هزینههای بیمه خطر جنگ برای کشتیهای عبوری از این آبراه از بین ۱ تا ۳ درصد ارزش بدنه کشتی به بین ۷.۵ تا ۱۰ درصد ارزش بدنه افزایش یافته است.
کارشناسان میگویند حق بیمه خطر جنگ احتمالاً بالا باقی خواهد ماند و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی را برای ازسرگیری تردد از تنگه هرمز بیمیل میکند.
مینهای ارزان، هزینههای سنگین
چند هفته پس از آغاز جنگ در اواخر فوریه، شورای دفاع ملی ایران اعلام کرد که هرگونه تلاش «دشمن» برای هدف قرار دادن سواحل یا جزایر ایران منجر به مینگذاری تنگه هرمز خواهد شد.
برای مدتی مشخص نبود که آیا تهران بلوف میزند یا خیر. اما به زودی شواهدی مبنی بر استقرار مینها ظاهر شد، اگرچه ایران هرگز مستقیماً این موضوع را تأیید نکرده است.
در ۳۰ مه، مرکز امنیت دریایی عمان به اپراتورهای کشتیرانی هشدار داد پس از مشاهده «شیء مشکوک به مین شناور» در نزدیکی سمت خود از تنگه، احتیاط کنند.
سه روز بعد، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به کمیته روابط خارجی سنا گفت که ایران «بخشهای بزرگی از هرمز—آبهای بینالمللی—را مینگذاری کرده است».
سپس، در اطلاعیهای در ۱۱ ژوئن، نیروی دریایی آلمان با استناد به اطلاعات دریافتی از نیروی دریایی آمریکا و بریتانیا، اعلام کرد که مینها در چهار نقطه در اطراف تنگه گزارش شدهاند، اگرچه نتوانست موقعیت آنها را تأیید کند. بریتانیا، فرانسه و آلمان همگی در بحبوحه آمادهسازی برای عملیات احتمالی مینروبی، ناوهای جنگی یا داراییهای ضد مین را در منطقه مستقر کردند.
تحلیل مؤسسه تحقیقات سیاست خارجی مستقر در فیلادلفیا (FPRI) نشان داده است که در حالی که ساخت مینهای مدرن و پیشرفته ممکن است دهها هزار دلار هزینه داشته باشد، اعمال اقدامات اقتصادی و راهبردی احتمالاً بسیار گرانتر خواهد بود.
زیرا مینهای دریایی میتوانند با هزینهای نسبتاً کم اختلال عظیمی ایجاد کنند. سوءظن به وجود تنها یک مین در یک مسیر کشتیرانی برای متوقف کردن تردد کافی است.
تحلیلگران دریایی تخمین میزنند که ایران ذخیرهای بین ۲۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مین دارد که بسیاری از آنها تولید داخل هستند. اسکات ساویتز، مهندس ارشد در مؤسسه تحقیقاتی رند که متخصص در عملیاتها و فناوریهای دریایی است، گفت ایران هم مینهای سنتی لنگردار و هم سلاحهای پیشرفتهتری در اختیار دارد.
مینهای دریایی میتوانند شامل مینهای تماسی لنگردار باشند که هنگام برخورد کشتی با آنها منفجر میشوند، در حالی که «مینهای کفی» پیچیدهتر، روی بستر دریا قرار میگیرند و از حسگرهایی برای ایجاد انفجار هنگام تشخیص امضای مغناطیسی یا صوتی یک کشتی در بالا استفاده میکنند.
ساویتز گفت ایران «همان گویهای خاردار کلاسیک را دارد که همه در ذهن دارند»، یعنی مینهایی متصل به لنگر که با برخورد کشتی منفجر میشوند. «اما این کشور تعدادی مین تأثیری نیز دارد. اینها روی بستر دریا قرار میگیرند و شناسایی آنها سختتر است.»
پاکسازیشده به معنای بدون خطر نیست
ساعاتی پس از آنکه ترامپ در روز سهشنبه پاکسازی مینها از هرمز را اعلام کرد، مرکز اطلاعات مشترک دریایی اعلام کرد که «خطر مداوم مینهای سرگردان یا ثبتنشده» در طرح تفکیک تردد تنگه و نزدیکی آن باقی مانده است. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا در پستی در شبکه ایکس اعلام کرد که «مناطق خطر مین» همچنان فعال هستند. بنابراین، اپراتورهای کشتیرانی باید به چه کسی توجه کنند؟
مارک هیلبورن، مدرس ارشد مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن، به الجزیره گفت که دلایل خوبی برای اعتماد به ارزیابی ایالات متحده وجود دارد.
او گفت: «ادعای پاکسازی مینها در ابتدا از سوی سنتکام مطرح شد و ما میتوانیم به آن اعتماد بالایی داشته باشیم.»
هیلبورن افزود که نیروی دریایی آمریکا تعداد زیادی از مینها را با استفاده از فناوری نظارت فضایی و پهپادهای زیرآبی که بستر دریا را اسکن میکنند، منفجر کرده است. نیروهای آمریکایی همچنین چندین شناور مینگذار نیروی دریایی ایران را منهدم کردهاند.
اما اثبات اینکه خطوط اصلی کشتیرانی «پاکسازی» شدهاند، مانند تضمین این نیست که هر مینی برچیده یا غیرفعال شده باشد. هیلبورن گفت: «ممکن است چند مین رهاشده یا مینهای شبح وجود داشته باشد.»
او افزود: «ادعاهای مربوط به پاکسازی مینها مربوط به مواردی است که مشخص بود در خطوط اصلی مستقر شدهاند»، و توضیح داد که برخی از مینهای لنگردار ممکن است جدا شده باشند.
«به دلیل سطح نظارت، احتمال زیادی وجود ندارد که مینی در خطوط اصلی کشتیرانی باشد، اما خطراتی فراتر از این خطوط وجود دارد.»
و حتی اگر هر مینی که در حال حاضر برای ایالات متحده شناخته شده منهدم شده باشد، ایران توانایی استقرار مینهای بیشتر را برای خود حفظ کرده است. هیلبورن گفت: «بنابراین در حالی که خطوط کشتیرانی ممکن است در حال حاضر پاکسازی شده باشند، این بدان معنا نیست که این تهدید برای همیشه از بین رفته است.»
خود مینروبی—که به عنوان اقدامات متقابل ضد مین (MCM) شناخته میشود—یک فرایند پرزحمت و خطرناک است. بر اساس گزارش مؤسسه تحقیقات سیاست خارجی (FPRI)، آنچه این کار را پیچیده میکند، سالها غفلت سازمانی است که تواناییهای اختصاصی مقابله با مینِ نیروی دریایی آمریکا را تا اندکی پیش از آغاز جنگ تضعیف کرده بود.
چهار فروند کشتی آخر کلاس Avenger ضد مین آن در بحرین در ماه سپتامبر از خدمت خارج شدند، در حالی که بالگردهای MH-53E Sea Dragon آن—که مدتها بخش اصلی عملیات مینروبی هوابرد بودند—در ماه اوت بازنشسته شدند.
ایالات متحده از آن زمان برای عملیات هرمز خود به ترکیبی از کشتیهای جنگی و سیستمهای بدون سرنشین متکی بوده است. سنتکام اعلام کرد که با آغاز مأموریت پاکسازی در آوریل، دو ناوشکن مجهز به موشکهای هدایتشونده نیز وارد تنگه شدند و پهپادهای زیرآبی متعاقباً به این عملیات پیوستند.
**چرا ممکن است کشتیرانی به زودی بازنگردد؟**
در نهایت، برچیدن مینها از خطوط کشتیرانی تنها بخشی از محاسبات پیش روی اپراتورهای کشتیرانی و شرکتهای بیمه را برطرف میکند.
یک ابرنفتکش و محموله نفت خام آن میتواند حدود ۳۰۰ میلیون دلار ارزش داشته باشد، به این معنی که پذیرهنویسان بیمه ریسک جنگ، شرکتهای نفتی و اپراتورهای نفتکش احتمالاً پیش از اعزام مجدد شناورها از طریق این تنگه، خواستار شواهد پایدار مبنی بر ایمن بودن عبور خواهند شد.
هیلبورن گفت: «حق بیمهها احتمالاً بالا باقی خواهند ماند. این نرخها تا زمانی که یک دوره طولانی آرامش وجود نداشته باشد، کاهش نخواهند یافت.»
«یک اعلامیه واحد، هرچند خوشایند باشد، اما کاهش فوری در نرخها ایجاد نخواهد کرد.»
با این حال، نشانههایی وجود دارد که صنعت کشتیرانی در حال تطبیق با واقعیتهای جدید روی آب است. الکس آلمیدا، تحلیلگر شرکت اطلاعات دریایی امبری، به الجزیره گفت که به نظر میرسد با ایجاد ترتیبات جایگزین، ریسکگریزی در میان اپراتورهای کشتیرانی در حال کاهش است.
بلومبرگ اوایل این ماه گزارش داد که به عنوان مثال، بازوی تجاری شرکت ملی نفت ابوظبی پیشنهاد جابهجایی محمولههای نفت عراق از طریق تنگه هرمز را ارائه میدهد، بهطوریکه شناورها سفرهای کوتاهی را با خاموش کردن فرستندههای خود انجام میدهند و سپس محمولهها را به کشتیهای دیگر در خارج از خلیج فارس منتقل میکنند. این تحول در حالی رخ میدهد که امارات هفته گذشته تحریم نامحدودی را بر تجارت با ایران اعلام کرد.
آلمیدا گفت: «به نظر میرسد خدمات شاتل که توسط امارات اداره میشود ارزش خود را اثبات کرده و بخش زیادی از خطر بیمه را از دوش شرکتهای حملونقل برمیدارد»، و افزود که عربستان سعودی نیز در حال حرکت به سمت انتقال کشتیبهکشتی و معرفی یک طرح بیمه با حمایت دولت است.
آلمیدا گفت که راهحلهای جدید در دسترسِ شرکتهای کشتیرانی، به ویژه با افزایش فشارهای اقتصادی ایالات متحده، به طور فزایندهای ایران را با یک دوراهی مواجه میکند.
او گفت: «فکر میکنم برای اولین بار ایران بیش از آمریکا تحت فشار واقعی قرار گرفته است.» وی افزود که این امر این احتمال را افزایش میدهد که تهران به دنبال ابزار دیگری برای تغییر موازنه قوا باشد، از جمله انجام حملات به مناطق انتقال کشتیبهکشتی در دریای عمان که در برد موشکها و پهپادهای ایران قرار دارند.
در نهایت، مینروبی معیار قابل اعتمادی برای اینکه آیا هرمز «ایمن» است یا خیر محسوب نمیشود. آلمیدا گفت: «مسئله این است که مینها هرگز تهدید اصلی نبودهاند.» خطر بزرگتر برای کشتیرانی در طول تنگه همچنان «پهپادها و موشکهای کروز و بالستیک ضدکشتی» شلیکشده از خاک اصلی ایران است.
در حال حاضر، این حملات فروکش کرده است، اما تقابل اساسی بین واشینگتن و تهران حلنشده باقی مانده است—و این امر مالکان کشتیها و شرکتهای بیمه را وادار میکند تا احتمال تبدیل مجدد این آبراه به میدان جنگ را مد نظر قرار دهند.
هیلبورن افزود: «در حالی که ممکن است خطوط کشتیرانی در حال حاضر پاکسازی شده باشند، این بدان معنا نیست که این تهدید برای همیشه از بین رفته است.»

































































































































































![[مهرداد احمدی شیخانی] روح کلوزیوم](/news/u/2026-08-25/ettelaat-xof3f.jpg)

