چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا

اولین تعاونی های زنان در ایران


اولین تعاونی های زنان در ایران

اولین تعاونی های زنان در دوران مشروطیت و به همت صدیقه دولت آبادی در شهرهای یزد, کرمان و اصفهان آغاز به کار کردند

● ماجرا از دوران مشروطیت شروع شد

اولین تعاونی های زنان در دوران مشروطیت و به همت صدیقه دولت آبادی در شهرهای یزد، کرمان و اصفهان آغاز به کار کردند. پیش تر از آن نیز از زمان های دور نوعی تعاون و همیاری به صورت سنتی ولی منسجم در بین زنان ایران به ویژه در روستاها، در فعالیت های کشاورزی، هنگام وجین و نشا و جمع کردن محصولات و پختن نان، تهیه غذا و لباس برای رزمندگان و ادا کردن نذورات در شهرها وجود داشته است.

اما اولین تعاونی های ویژه زنان به شکل امروزی در سال ۱۳۷۳ به ثبت رسید. پیش از آن، زنان در تعاونی های شهری و روستایی به صورت محدود حضور داشتند ولی بیشتر، عضویت آنان مطرح بود نه فعالیت شان.

در سال ۱۳۷۳ بعد از تشکیل دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری و تشکیل دفاتر امور زنان در وزارتخانه های مختلف، دکتر «پروین معروفی» مدیرکل ترویج روستایی وزارت کشاورزی با حفظ سمت مسوول دفتر امور زنان در آن وزارتخانه شد و بعد از مدتی، طرحی برای تشکیل تعاونی های خاص زنان روستایی، مطرح و به دفتر امور زنان ریاست جمهوری ارائه داد، هر چند آن طرح به نتیجه نرسید اما بهانه یی شد برای طرح جدی تعاونی های زنان.

دکتر پروین معروفی می گوید؛ «طرح را شخصاً به وزیر کشاورزی وقت ارائه دادم و وزیر، ضمن موافقت با طرح، پیشنهاد کرد که کار با تحقیق و پژوهش صورت بگیرد و علمی باشد.»

بحث تعاونی های خاص زنان اما با مخالفت سه گروه با سه رویکرد متفاوت روبه رو شد. پژوهشگران مسائل زنان با این رویکرد که جداسازی جنسیتی صحیح نیست و تشکیل تعاونی های خاص زنان پایه علمی ندارد، مخالفت خود را اعلام کردند، در صورتی که واقعیت چیز دیگری بود. زنان از موقعیت های برابر برخوردار نبودند و باید برای دستیابی به فرصت ها و موقعیت های برابر برنامه ریزی می شد.

عده یی هم با این رویکرد که این طرح در روستاها با مقاومت روبه رو خواهد شد و مسائل و مشکلات عدیده یی را به وجود خواهد آورد و متناسب با فرهنگ روستاها نیست، شدیداً مخالف اجرای طرح بودند در صورتی که نه تنها مقاومتی صورت نگرفت بلکه مورد استقبال و حمایت مردم روستا نیز قرار گرفت.

معروفی درباره این مخالفت ها می گوید؛ «ادارات کل تعاونی روستایی در استان ها نیز مخالفت کردند چرا که باید تلاش بیشتری می کردند، بدون اینکه به حقوق و دستمزد شان افزوده شود ولی من از پای ننشستم و طرح را به یونیسف (صندوق حمایت از کودکان) و صندوق خانواده سازمان ملل برده، از آن دفاع کردم و بالاخره موافقت و بودجه تاسیس هشت تعاونی روستایی زنان را دریافت کردم.»

همان زمان بود که به همت وی دو دفتر در وزارت کشاورزی تشکیل شد، «دفتر توسعه آموزش تعاونی های روستایی زنان» در سازمان مرکزی تعاونی روستایی و «دفتر ترویج فعالیت های زنان روستایی» در وزارتخانه. «لیلا توحید» ریاست دفتر تعاونی های زنان روستایی را به عهده گرفت و مجری طرح تعاونی های زنان روستایی شد. پس از آن اولین تعاونی زنان روستایی که همان اولین تعاونی زنان در ایران است، در روستای آبسرد دماوند در سال ۱۳۷۳ تشکیل و به دنبال آن هفت تعاونی دیگر تاسیس شد.

در همین زمان، بودجه یی برای تعاونی های زنان روستایی در وزارت کشاورزی تخصیص داده شد و بعد از آن، همه موافق اجرای طرح شدند.

پس از آن بود که صد نفر کارشناس زن در این حوزه استخدام شده و پس از آموزش برای ترویج و توسعه تعاونی های زنان به استان های مختلف رفتند. این کارشناسان با آموزش به زنان روستایی، از بین فعالان و داوطلبان، مددکاران ترویجی زن را نیز به کمک گرفتند.

مددکارانی که پس از آموزش، کارت مددکاری دریافت می کردند و همین مفاهیم را در منطقه خود ترویج می کردند. جالب اینکه خانواده های آنان علاوه بر اینکه مخالفت نمی کردند از آنها حمایت هم می کردند و زنان هم روز به روز بر اعتماد به نفس شان افزوده می شد و مورد احترام بیشتری از طرف خانواده و جامعه قرار می گرفتند. موفقیت زنان در تعاونی های روستایی باعث شد که وزارت تعاون نیز توجه ویژه یی به تعاونی های زنان نشان بدهد و شروع به تشکیل تعاونی های زنان کند.

اجرای این طرح و تشکیل دفاتر مختلف جهت آموزش و ترویج تعاونی های زنان شروع بسیار خوبی بود ولی خالی از اشکال هم نبود. از سویی تشکیل تعاونی ها از بالا به پایین بود به همین جهت دولت دخالت زیادی در انجام امور تعاونی می کرد و تعاونی ها استقلال نداشتند.

از سوی دیگر در رابطه با دادن وام و خرید محصولات آن گونه که باید عمل نمی شد و علاوه بر اینها آموزش های مورد نیاز نیز استمرار نداشت.

دست اندرکاران تعاونی های زنان در حالی با این مشکلات دست و پنجه نرم می کردند که با تغییر مدیریت ها، برنامه ریزی ها نیز تغییر می کرد و ادامه اجرای طرح را با مشکل مواجه می ساخت.

مثلاً بعد از ادغام وزارت کشاورزی با سازمان جهاد کشاورزی، صد نفر از کارشناسانی که برای آموزش زنان روستایی در امر کشاورزی استخدام شده بودند به بخش دیگر رفتند و آموزش زنان روستایی آنقدر کم رنگ شد که چیزی از آن باقی نماند.

با این وجود، زنانی که می خواستند به هر نحو تعاونی های زنان را راه اندازی کنند از پا ننشستند. داستان تشکیل اولین تعاونی زنان روستایی، از زبان «لیلا توحید» رئیس سابق دفتر آموزش زنان روستایی گواه روشنی بر این تلاش است؛ «من از نزدیک با زندگی و درد و رنج زنان روستایی آشنا بودم و می دانستم با وجود بار سنگینی که در تولید کشاورزی و صنایع دستی به دوش می کشند، هیچ سهمی از درآمد آن ندارند، برای همین بود که عزم خود را جزم کردم تا طرح تعاونی های زنان روستایی را انجام دهم.

به یاد دارم اولین باری که به روستای آبسرد دماوند رفتیم، با بلندگوی مخصوص فروشندگان دوره گرد از ساعت ۱۲ ظهر تا ۲ بعدازظهر در روستا صحبت می کردم تا توجه زنان را جلب کنم و از مزایای تعاونی بگویم. سر جالیز می رفتم، از طریق مسجد روستا فعالیت می کردم، خلاصه از تمام امکانات موجود حدود پنج ماه استفاده کردم تا اولین تعاونی زنان در ایران یعنی تعاونی روستایی زنان آبسرد دماوند تشکیل شد.»

توحید ادامه می دهد؛ «قرار بود اولین تعاونی زنان در یکی از روستاهای گلپایگان تشکیل شود ولی وقتی به گلپایگان رفتیم متوجه شدیم که وزارتخانه، کارشناسان کشاورزی را استخدام و برای اداره امور تعاونی های روستایی به عنوان مدیرعامل دولتی آنان را منصوب می کند و مقرر شده بود که از همین مدیرعامل در تعاونی زنان روستایی نیز استفاده شود و این خلاف خواسته ها و اعتقادات ما بود که می خواستیم مدیران تعاونی از بین خود اعضا انتخاب شوند و دولتی نباشند. به همین دلیل نتوانستیم تعاونی را در گلپایگان تشکیل دهیم.»

وی که اعتقاد دارد آموزش حرف اول را در تعاونی های زنان می زند، در دوران مسوولیت خود توانست مقدمات آموزش ۱۶۰ نفر را طی سال های ۷۴-۱۳۷۳ فراهم کند و مسائلی همچون محیط زیست، بهداشت، مسائل جمعیتی، خانواده و تعاونی را طی یک دوره شبانه روزی در کرج به زنان روستایی آموزش دهد. ثمرات این آموزش ها به غیر از درآمدزایی در سایر وجوه زندگی این زنان نیز تاثیر داشت به گونه یی که توحید ارزیابی فعالیت این تعاونی ها را منحصر به سود اقتصادی اش نمی داند؛ «فعالیت زنان در امور اقتصادی به این شکل، اگر هم کمک زیادی به اقتصاد خانواده نکند ولی از نظر فرهنگی و اجتماعی بسیار پراهمیت است.

به طوری که این زنان کم کم در جلسات کمیسیون امور بانوان وزارت کشور در شهرستان خود، در نمایشگاه های استانی، داخلی و بین المللی و حتی در انتخابات شوراهای روستا شرکت می کنند. در یکی از روستاهای بابل به نام روستای درازکلا پدر و دختری در اولین دوره انتخابات شورای روستا شرکت کردند و دختر بیش از پدر رای آورد. این دختر جوان مدیرعامل «تعاونی الزهرا» بود. همچنین بسیاری از زنان عضو تعاونی در شورای حل اختلاف که زیر نظر قوه قضائیه اداره می شود شرکت دارند و در رفع مشکلات مردم روستای خود تلاش می کنند.

به طور خلاصه می توانم بگویم، زنان به صورت حیرت انگیزی هویت خودشان را به سرعت پیدا می کنند.» وی هنگامی که به مشکلات پیش روی تعاونی های زنان می رسد، اولین و مهمترین مشکل را دخالت دولت عنوان می کند؛ «دخالت بیش از اندازه دولت در اداره امور تعاونی ها استقلال آنها را از بین می برد، مثلاً کاشت چیزی که با خاک منطقه سازگاری ندارد از طرف دولت پیشنهاد می شود، این در حالی است که کشاورزان خاک را خوب می شناسند و خودشان باید تصمیم بگیرند چه بکارند و چه بسازند.» او تاکید می کند وقتی نقش حمایت و نظارت دولت تبدیل به دخالت شود، رشد تعاونی ها نیز با مشکل مواجه می شود.

خدیجه مقدم