شنبه, ۴ اسفند, ۱۴۰۳ / 22 February, 2025
مجله ویستا

گذر از فئودالیسم برای پیوند با دنیای مدرن


گذر از فئودالیسم برای پیوند با دنیای مدرن

نگاهی به نمایش”درخت ها” نوشته و کارگردانی مهرداد کوروش نیا

سنت‌ها و میراث کهن همیشه دغدغه خوبی برای نمایشنامه‌نویسان جوان‌ امروز نیست تا بر پایه دفاع از آن‌ها بخواهند بستری دراماتیک برای اجرای یک نمایش ایجاد کنند.

"‌درخت‌ها" نمایشی که مهرداد کورش نیا باردیگر با اجرای آن به تجربه تازه‌ای‌ در عرصه رئالیست اجتماعی دست می‌یابد، از گسسته شدن ‌سنت‌ها و ارزش‌های اعتقادی نسلی می‌گوید که سعی کرده‌اند با حفظ دید‌گاه‌های عرفی، سنتی و اخلاقی خود قدم به دنیای مدرنیته بگذارند.

درخت‌ها داستان خانواده‌ای ملاک را در یکی از شهرستان‌های حومه تهران نشان می‌دهد که در باغی بزرگ سکنا دارند و جهان پیرامون آنان در ارتباط با درگیری‌ها و معضلات یک جامعه کشاورزی معنا می‌گیرد.

بهرامعلی پدر خانواده که حکم ارباب را دارد، قدرت هسته‌ای جامعه کوچک روستایی‌ محسوب می‌شود و با همسر و دخترش در باغ بزرگش زندگی می‌کند، با بازگشت برادر‌زاده‌اش نبی، به شهرستان، بحث فروش باغ به خاطر عبور اتوبان از آن بالا می‌گیرد، پدر که نماینده یک شخصیت قدرتمند و کد‌خدا‌منش جامعه سنتی فئودالیته است، در برابر این خواسته برادرزاده طعمکارش می‌ایستد اما به خاطر نقطه ضعفی مجبور به عقب نشینی می شود و در نهایت باغ را با تمام درخت‌های قدیمی‌اش که نمادی از فرهنگ و میراث کهنش است، تسلیم دلالان و بساز و بفروش‌های مدرن می‌کند.

متن‌"‌درخت‌ها" دو لایه دارد‌؛ یکی لایه بیرونی که به نمایش شخصیت‌های متفاوت در یک خانواده فئودال باقی مانده از گذشته با تمام آداب و رسومش می پردازد و دیگری لایه درونی که از فرو‌پاشی جامعه سنتی، روستایی ایران در تقابل با جهان مدرن و شهری امروز به خاطر ساختار بسته و بدون منطق روابط انسان‌های این نوع جوامع و بروز ضعف‌های انسانی مهار شده در چهار‌چوب‌های عرفی و ارزشی می‌گوید.

هرکدام ازشخصیت‌ها در نمایشنامه‌"درخت‌ها" نمونه‌ای از یک قشر شخصیتی در جامعه بلاتکلیف ایران در سال‌های گذر از دوران فئودالیسم به دوره بوروکراسی و پیوند با دنیای مدرن و روابط پیچیده انسان‌هاست.

ما در این نمایش شاهد فرو‌پاشی تابو‌ها و فرهنگ‌های ارزشی سنتی در مواجه با ارزش‌های نو و جدید زندگی شهر‌نشینی هستیم؛ اربابی که در نهایت به خاطر شکسته نشدن یک تابو اجتماعی و یک ضعف ساده انسانی به یاد‌گار مانده از گذشته‌اش، مجبور به عقب نشینی می‌شود و از همه اعتقادات سخت و مصرانه خود می‌گذرد و برای پنهان ماندن ‌‌ضعف انسانی خود که در فرهنگ سنتی او با نام ارزش و آبروی خانوادگی‌ معنا گرفته خود را به شرایط بی رحم و تحمیلی دنیای نو می‌سپارد.

"نبی" (برادر‌زاده)، شخصیتی پیچیده و نیرنگ باز که خود قربانی تابوها‌ و ارزش‌های سنتی گذشته شده و اکنون برای رسیدن به آرزوهای بی‌حد و اندازه‌اش در دنیای جدید از هیچ حیله‌ای فرو گذار نیست و برای به دست آوردن آینده حاضر است تمام گذشته و اصالت‌های فرهنگی خود را رها کند. اما اوکه شخصیتی دو گانه دارد،در حالی که برای پیشبرد نقشه‌های خود به هر قالبی در می‌آید، هیچ گاه نمی‌تواند در کسب اهداف منفعت طلبانه خود موفق باشد و مانند بسیاری از شخصیت‌های ساده روستایی‌منش که با ورود به دنیای شهری، آگاهانه سعی می‌کنند تبدیل به شخصیتی فریبکار و سود‌جو شوند، ناکام و ناموفق با شکست‌های پی در پی مالی مواجه می‌شود.

مهری دختر خانواده و نماینده‌ای از یک دختر تحصیل‌کرده جامعه امروز است و با پرخاشگری و رک‌گویی‌های خود می‌خواهد در برابر گذشته جبر آلود تا حدودی با حفظ احترام به سنت‌های تحمیلی جا مانده از این گذشته، طغیان کند و انتقام ناکامی عاطفی خود را از نظام بی‌قاعده و محدود مردسالارنه جامعه فئودالیته بگیرد.

عالم (همسر ارباب) که نمونه یک زن و مادر در جامعه سنتی ایران است هنوز هم ناخودآگاه با فداکاری و از خود گذشتگی‌های غیر منطقی‌اش، از همه خواسته‌ها و واکنش‌های طبیعی زنانه خود می‌گذرد و با سکوت در برابر شرایط تحمیلی، به زندگی روزمره خود با دو جهان سنت و مدرنیته ادامه می دهد و سعی می‌کند با بستن چشم‌های خود بر واقعیت‌هایی که دوستشان ندارد و حتی متعلق به گذشته است و با اصرار برای ماندگاری حداقل برخی از سنت‌ها( قطع نشدن یکی از درختان جا مانده از گذشته) با دنیای جدید بدرود گوید.

در کنار این زن، ما با نمونه دیگری از یک زن جوان سنتی و مذهبی ایرانی رو برو می‌شویم، محبوبه –همسر نبی- که با وجود پایبندی به عقاید عرفی و فرهنگ سنتی خود، به خوبی از حقش دفاع می‌کند و با نگاهی کاملا حساب‌گرانه روابط عاطفی خود با اطرافیانش را تعریف می‌کند.

نجات، نوکر وفادار و افغانی خانواده ملاک که نویسنده با ارائه شخصیتی کمیک و طنز گونه برای او سعی می‌کند از خشکی اجرای رئالیستی اثر بکاهد و کمی نمایش را برای مخاطبان عام خود دلنشین‌تر کند.

در مجموع شخصیت‌پردازی‌های متن این نمایش و کشمکش‌های آنان با یکدیگر در ساختار کلاسیک اثر با همه نقاط اوج و فرود و گره‌گشایی‌هایش، بیانگر قوت تکنیکی متن اثر است.

نمایش‌"درخت‌ها"هرچند در شکل اجرایی و ساختار نمایشنامه‌نویسی خود مانند دیگر آثار کوروش‌نیا متکی بر ژانر رئالیستی صرف است و نویسنده سعی کرده در شخصیت‌پردازی‌های خود کاملا نگاهی واقع‌گرایانه و برخاسته از درون به اجتماع داشته باشد به طوری که در نحوه گرفتن بازی از بازیگران خود نیز بر‌ واقعی‌تر نشان دادن این ویژگی‌های رفتاری بسیار تأکید دارد و بر ظرافت‌های رفتاری و شخصیتی بازیگران در ایفای نقش‌ها مصر است - همین موجب کند شدن ریتم اجرا و در نتیجه ایجاد خستگی برای تماشاگر امروز می‌شود - اما با طراحی صحنه‌ای انتزاعی سعی کرده در رسیدن به یک نشانه‌گرایی مدرن و القای مفهومی اثر، ساختار شکنی کند که با توجه به نور‌پردازی تخت، طراحی کاملا رئالیستی لباس‌ها و گریم، این نوع دکور نتوانسته به فضا‌سازی خلاقانه و مدرن اجرا کمک کند.

مهرداد کوروش‌نیا که حدود پنج سال پیش با اجرای نمایش‌"‌آواز ستاره‌ها" در قالب یک اجرای‌ استریلیزه و نو قدم به دنیای تئاتر رئالیستی گذاشته و توانسته با نگاهی نو به پدیده اجتماعی ایدز در قالب یک اجرای واقع گرایانه، سبک منحصر به فرد و جسورانه‌ای را برای خود پدید آورد، این بار با دور شدن از این عناصر نو‌گرا و استریلیزه و تأکید بیشتر بر مفاهیم نمایشنامه تا ساختار فرمی و اجرایی اثرش، نمی‌تواند انتظار مخاطبان خود را بر آورده کند.

کارگردانی و بازیگری در اجراهای رئالیستی مانند حرکت ‌روی لبه یک پرتگاه است؛ اگر کارگردان نتواند با زیرکی و تدابیر خلاقانه این نوع اجراها را در قالبی نو به مخاطبش نشان دهد، قطعا به سوی پرتگاه هدایت‌ می‌شود و اجرا به سمت شعار‌گرایی می‌رود.

در اجرای‌"درخت‌ها" نیز تأکید کارگردان برمیزانسن‌های ثابت و دیالوگ‌های بلند و بازی‌های کاملا رئالیستی بازیگران موجب شده تا مخاطب نه تنها با اجرایی تازه از این گروه خلاق مواجه نشود بلکه در مواردی با دیدن بازی‌ها و صحنه‌هایی کلیشه‌ای، ذهنش از پرداختن به زیر لایه‌های متن نمایش‌ دور شود.

هر چند کورش‌نیا و گروه جوانش در این اجرا از ساختار نو‌گرا و خلاقانه‌ای که در اجرای دو اثر قبلی خود"‌آواز ستاره‌ها" و " آقا لیلا" داشته‌اند، فاصله گرفته‌اند و به نظر می‌رسد، بازنویسی متن و حذف بخش‌هایی از متن اولیه در این اجرا در کنار اجرا در سالن‌ سن‌دار و نامتناسب برای این نمایش موجب شده تا نمایشی ساده و دور از خلاقیت‌های اجرایی به صحنه آید، اما هم گرایی و همکاری مستمر و اصرار این گروه جوان شهرستانی برای اجرای مداوم نمایش‌های خلاق و برآمده از دل گروه برای بقا جای تقدیر دارد.

آرام کیا