چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

چین را نمی توان نادیده گرفت


چین را نمی توان نادیده گرفت

دو کشور آمریکا و چین در سال ۲۰۰۶ به عنوان موتور اصلی رشد اقتصادی جهان عمل خواهند کرد و وضعیت نفت و گاز را رقم خواهند زد به بیان دیگر هر مشکلی که در ارتباط با وضعیت اقتصادی این دو کشور به وجود آید, لاجرم تأثیر زیادی بر بازار نفت و گاز خواهد داشت

رویکرد اصلی این نوشتار بررسی چشم‌انداز سال ۲۰۰۶ بر بستر تحولات بازار جهانی انرژی است.در بررسی تحولات بازار نفت در سال ۲۰۰۶ به هیچ روی نمی‌توان موقعیت چین را نادیده گرفت. زیرا در چند سال گذشته هیچ کشوری بازار نفت را به اندازه چین تحت‌تأثیر قرار نداده است. نظر عمومی بر این است که در ادامه روند سال‌های اخیر، در سال ۲۰۰۶ نیز رشد اقتصادی چین در سطحی بالا، البته با کمی کاهش نسبت به سال قبل، ادامه خواهد یافت.

آمریکا نیز، که در سال‌های اخیر عمدتاً نقش موتور رشد اقتصادی جهان را ایفاء کرده است، با وجود طوفان‌های مهیب سال گذشته از شرایط اقتصادی مناسب برخوردار خواهد شد.بدین‌ترتیب دو کشور آمریکا و چین در سال ۲۰۰۶ به‌عنوان موتور اصلی رشد اقتصادی جهان عمل خواهند کرد و وضعیت نفت و گاز را رقم خواهند زد. به بیان دیگر هر مشکلی که در ارتباط با وضعیت اقتصادی این دو کشور به‌وجود آید، لاجرم تأثیر زیادی بر بازار نفت و گاز خواهد داشت.

در ارتباط با چین باید توجه داشت که طی سال‌های اخیر سهم چین در مصرف جهانی نفت خیلی سریع افزایش یافته است. در سال ۱۹۷۱، چیزی حدود ۷۵ درصد مصرف جهانی در اختیار چین بود، ولی از دهه ۸۰ که رشد اقتصادی آن کشور شروع شد، این میزان شروع به افزایش کرد تا جائی‌که در ابتدای دهه، دو برابر شد. وضع به‌گونه‌ای است که در سال‌های اخیر، چین پس از آمریکا به دومین مصرف‌کننده بزرگ نفت دنیا تبدیل شده است. با توجه به رشد چشمگیر اقتصادی این کشور به‌نظر می‌رسد که افزایش مصرف نفت نیز ادامه یابد.

از سوی دیگر طبعاً آنچه بازار نفت را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، بر مسائل سیاسی جهان نیز تأثیر خواهد گذاشت. برای مثال عطش چین برای دستیابی به منافع جدید نفت در روابط بین‌المللی تأثیرگذار خواهد بود. همان‌طور که اشاره شد، چین دومین مصرف‌کننده بزرگ دنیا است و هم‌اکنون ۱/۸ درصد مصرف جهانی نفت را در اختیار دارد. آمریکا ۷/۲۵ درصد نفت جهان را مصرف می‌کند. البته تا چندی قبل ژاپن در رده دوم قرار داشت و اکنون با مصرف ۵/۶ درصد به رده سوم نزول کرده است. جالب اینکه آلمان و هند با فاصله‌ای نسبتاً زیاد پشت سر این کشورها قرار دارند. می‌دانیم که رشد اقتصادی هند نیز همچنان در سطح مطلوبی ادامه دارد، این عوامل همه در تحولات جهانی در سال‌های آتی مؤثر خواهند بود.

اشاره به چند نکته درباره میزان مصرف انرژی و روند آن در جهان، ابعاد اهمیت نفت و گاز را در نرخ رشد اقتصادی جهان مشخص می‌کند. یک آمریکائی به‌طور متوسط در سال ۲۵ بشکه نفت مصرف می‌کند که ۱۶ برابر مصرف یک چینی و ۳۴ برابر یک هندی است. برای هر هزار نفر آمریکائی حدود ۸۰۰ اتومبیل وجود دارد و این نشان می‌دهد که چرا حدود ۲۶ درصد مصرف جهانی را در اختیار دارد.

این در حالی است که در ازاء هر هزار چینی ۱۶ اتومبیل وجود دارد. البته چین اکنون مشغول کارهای زیربنائی اقتصادی است و هر ساله بر تعداد طبقه متوسط آن کشور افزوده می‌شود.در واقع با افزایش سطح زندگی و رفاه در آن کشور، همراه با گسترش جاده‌ها و بزرگراه‌های درجه یک، مردم چین به داشتن اتومبیل اشتیاق زیادی نشان می‌دهند. در نتیجه با افزایش تعداد دارندگان اتومبیل باید در انتظار تداوم روند رو به رشد مصرف نفت و گاز در آن کشور بود.

در هند هم شاهد چنین تحولی هستیم. هم‌اکنون برای هر ۱۰۰۰ هندی حدود ۱۰ اتومبیل وجود دارد، بی‌شک بسیاری از مردم این کشور، که هر سال وضعیت اقتصادی‌شان بهبود می‌یابد، مایل به داشتن اتومبیل هستند. اگر این میل محقق شود فشار بر منابع موجود انرژی بیش از پیش خواهد شد.جهان سال ۲۰۰۵ را با حدود ۴ درصد رشد اقتصادی به پایان برد و به‌نظر می‌رسد وضع اقتصاد جهانی در سال ۲۰۰۶ نسبت به سال قبل بدتر نخواهد بود. متوسط رقم رشد جهانی در همین حدود برآورد می‌شود. البته رشد تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۰۵ برعکس سال ۲۰۰۴، که یک سال استثنائی در ۲۵ سال اخیر بود، کاهش یافت. در سال ۲۰۰۴ رشد تقاضای جهانی به حدود ۲ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز هم رسید. سال گذشته این رشد به رقم ۷۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که افت بسیار شدیدی بود. علت اصلی این کاهش هم عمدتاً وضعیت تقاضای نفت چین بود.

به‌دلیل رشد اقتصادی قابل توجه آن کشور، پیش‌بینی می‌شد که تقاضای نفت در چین در سال ۲۰۰۵ حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد. اما به‌دلیل به نتیجه رسیدن بعضی از پروژه‌های اقتصادی چین، همچون ساخت نیروگاه‌هائی که عمدتاً از ذغال‌سنگ استفاده می‌کنند، تقاضا برای نفت کاهش پیدا کرد و عملاً تقاضا در آن کشور تنها حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یافت که رشد تقاضای جهان را هم کاهش داد. البته افزایش قیمت نفت در سال ۲۰۰۵ به‌طور طبیعی تأثیری منفی بر تقاضا داشت.

پیش‌بینی می‌شود رشد تقاضای نفت برای سال ۲۰۰۶، حدود ۱۶ تا ۱۷ میلیون بشکه در روز باشد. البته برای بررسی بازار نفت، وضع اقتصاد جهانی و میزان تقاضا که از رشد اقتصادی ناشی می‌شود مورد توجه قرار می‌گیرد، هر چند به تازگی شاهد بودیم که با وجود رشد اقتصادی، تقاضا به آن اندازه بالا نرفته است.

اکنون باید به بررسی رشد عرضه نفت پرداخت. دو منبع عمده عرضه نفت در بازار جهانی وجود دارد: یکی عرضه نفت غیر اوپک و دیگری عرضه اوپک. یکی از مهم‌ترین کشورهای اثرگذار در این زمینه روسیه است. از جمله هدف‌های این کشور نیز تأثیرگذاری بر بازار انرژی است تا از رهگذر آن وابستگی اروپا به روسیه در زمینه انرژی ادامه یابد. البته قطع موقت صادرات گاز به اوکراین زنگ خطری برای اروپائی‌ها بود و تا اندازه‌ای موجب نگرانی‌شان شد. البته این موضوع در عین حال نشان داد که روس‌ها در مورد موقعیت خاص خود در ارتباط با تأمین انرژی اروپا بسیار حساس هستند. هدف دیگر این اقدام ابلاغ پیام روسیه به اوکراین بود.

همزمان با این تحولات، قزاقستان بخش اول خط لوله خود با چین را افتتاح کرد. قرار است این خط لوله در سال‌های آتی به منابع ملی نفت قزاقستان در دریای خزر یعنی ”کاشاکان“ وصل شود. این امر نشان‌دهنده رقابت شدید برای دسترسی به منابع انرژی است.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.