چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
روان شناسی ایدز

شنیدن خبر آلودهبودن به ویروس ایدز، برای هیچکس خوشایند نیست و معمولا تاثیر عمیق روانی روی فرد مبتلا میگذارد اما قبل از هر چیز، نکته مهم این است که بدانیم همه واکنشهای عاطفی و هیجانیای که بعد از شنیدن این خبر به ما دست میدهد، کاملا طبیعی است و به هیچوجه نشانه ضعف نیست...
همه آدمها در مواجهه با خبرهای خیلی بد در مورد سلامتشان واکنشهای مشابهی بروز میدهند. اولین واکنش، انکار است. فردی که متوجه میشود آزمایش ایدزش مثبت شده، اولین چیزی که به نظرش میرسد این است که شاید نتیجه آزمایش اشتباه باشد و ممکن است تلاش کند دوباره آزمایش دهد. این انکار به فرد زمان میدهد تا کمکم بتواند خود را با شرایطش تطبیق دهد. البته گاهی به واکنش خطرناکی هم تبدیل میشود؛ یعنی ممکناست دائمی شود و فرد از ترس بیماری، پیگیر درمان و انجام آزمایشهایش نشود و طوری رفتار کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و در اینباره با هیچکس حرف نزند. در این صورت، انکار حتما آسیبرسان خواهد بود.
واکنش بعدی، خشم است و طرح این سوال که «چرا من؟»، «چرا من باید به این بیماری مبتلا شوم؟» گاهی وقتی بیمار میداند کدام رفتارش باعث ابتلا به این بیماری شده، نسبت به خود خشمگین میشود و اگر رابطه جنسی باعث بروز بیماری شده باشد، خشم نسبت به همسر یا شریک جنسی هم شایع است.
واکنش بعدی، غم و اندوه است که واکنشی طبیعی است به آنچه رخ داده. در کنار تمام این دورهها، همیشه ترس و اضطراب هم وجود دارد؛ ترس از اینکه طول عمرم چقدر خواهد بود؟ چه عوارض جسمی و روانیای را تجربه خواهم کرد؟ چقدر زمان برای انجام کارهایی که همیشه دوست داشتم انجام دهم، دارم؟ آیا میزان ناتوانی جسمیام آنقدر خواهد بود که از انجام کارهای روزانهام باز بمانم؟ آیا باید به دیگران خبر دهم؟ به چه کسی بگویم؟ واکنش همسر، پدر و مادر و فرزندم چه خواهد بود؟ آیا اطرافیانم دراینباره رازدار خواهند بود؟
● راهحل چیست؟
مهمترین راه مقابله با مشکل ترس و اضطراب، یادگیری است. یعنی بیمار از سایتهای معتبر و مشاوران و متخصصان متبحر در اینباره اطلاعات دقیق و صحیحی کسب کند.
این حق اوست که کوچکترین سوالها را بپرسد و جوابهای دقیق دریافت کند. فردی که مبتلا به ایدز شده، باید پرسوجو کند که در شهرش یا محلی که زندگی میکند، گروه حمایتیای وجود دارد که از بیماران مبتلا به ایدز حمایت کند؟ چون معمولا در این گروهها افراد دور هم جمع میشوند و از تجربههای، ایدهها، آرزوها و ترسهایشان با هم میگویند و حضور در این گروهها، بسیار مفید است چون بیمار، آدمهایی را میبیند که همدرد خودش هستند و از آنها راههای تطابق و مقابله با مشکلهای جدیدش را یاد میگیرد. علاوه بر این، برای کاهش ترس و اضطراب، تغییر الگوی زندگی هم بسیار مهم است؛ از قطع مصرف سیگار و الکل گرفته تا ترک مصرف قرصهای مسکن و خوابآور. چون خیلی از آدمهایی که با این موضوع روبرو میشوند، بهعنوان یک واکنش دفاعی به خیال اینکه مشکلشان را فراموش خواهند کرد به مصرف سیگار، الکل و موادمخدر رو میآورند یا مدام قرص خوابآور مصرف میکنند در حالی که این کار در همه بحرانها فقط باعث تداوم و سوگ خواهد شد و هرگز کمکی به فرد نمیکند. گفتوگو راجع به این مساله با دوستان نزدیک، همسر و افراد مورداطمینان نیز خیلی به این بیماران آرامش میدهد. علاوه بر این، شرکت در ورزشهای گروهی، بهخصوص یوگا، هم میتواند باعث آرامش شود و هم آرامشی که از طریق یوگا به دست میآید، با تقویت سیستم ایمنی میتواند توانایی بدن در مقابله با ایدز را بالا ببرد.
● موضوع را با همسرتان در میان بگذارید
اولین سوالی که در ذهن فرد مبتلا به ایدز پیش میآید این است که باید دراینباره به همسرم چیزی بگویم یا نه؟ جواب این است که حتما باید در اینباره با همسر صحبت کرد و او حق دارد بداند شریک زندگیاش دچار چه مشکلی است. همزمان باید به او آموزش داد که در صورت برقراری رابطه زناشویی ایمن، خطری که تهدیدش میکند، بسیار اندک است. باید از او بخواهید همراه شما به مشاور مراجعه کند تا از او در مورد خطرهای احتمالی و اینکه چطور میتوانید از خودتان محافظت کنید، بپرسد.
باید مراقب بود که تماس با مایعات بدن مانند خون، اسپرم و ترشحهای واژینال، احتمال انتقال را افزایش میدهد پس باید از تماس بیش از حد این مایعات با بدن فرد مقابل جلوگیری شود.
حتی اگر قبل از اینکه بدانید به ایدز مبتلا هستید، رابطه زناشویی داشتهاید، حتما باید همسرتان را در جریان قرار دهید و از او بخواهید آزمایش دهد. البته خیلیوقتها با رابطه زناشویی ایدز منتقل نمیشود و در واقع شانس انتقال ویروس ایدز با یکبار رابطه زناشویی، ۱۳درصد است بنابراین خیلی نترسید و از طرف مقابلتان بخواهید آزمایش دهد.
یکی از مواردی که ممکن است باعث شود فرد از اینکه در مورد بیماریاش با همسرش صحبت کند، بترسد، این است که به داشتن رابطه جنسی با افراد دیگر متهم شود ولی هیچ چیز نباید باعث شود سلامت فرد دیگری را با نگفتن این موضوع به خطر بیندازید. بعد از اینکه به همسرتان اطلاع دادید، باید بگویید از او کمک عاطفی میخواهید و به حمایت او نیاز دارید.
گاهی وقتی این مساله در خانواده مطرح میشود، بیمار احساس میکند نکند بار اضافی روی دوش دیگران است و اعضای خانواده را به زحمت میاندازد در حالی که اعضای خانواده دوست دارند وقتی کسی دچار مشکلی میشود، به او کمک کنند و هنگام مراجعه به پزشک و انجام آزمایشها همراهش باشند و اینگونه تعامل، باعث عمیقترشدن رابطهها هم میشود.
خیلی مهم است که بتوانید موضوع بیماریتان را با یک دوست صمیمی که از قبل، دوستی او به شما ثابت شده و به او اطمینان دارید، در میان بگذارید. مطالعهها نشان دادهاند بازگویی این مساله با یک دوست صمیمی، بیشتر اوقات باعث نزدیکشدن رابطه میشود، نه دوری. هر چند باید از قبل آمادگی ذهنی داشته باشید که احتمال دارد با واکنش بدی هم مواجه شوید، اما یادتان باشد این فقط واکنش یک فرد است، نه همه جامعه و نه همه دوستانتان. به هر حال این خبر خوشحالکننده نیست ولی بهتر است در اینباره سکوت نکنید و موضوع را مثل یک راز پیش خودتان نگه ندارید و با یکی، دو نفر از دوستان نزدیکتان مطرح کنید.
مطمئنا اولین سوالی که در ذهن آنها نقش میبندد، درباره آینده، سلامت و طول عمر شماست پس باید درباره ایدز به آنها اطلاعات کافی بدهید. در عین حال، هم از آنها حمایت کنید و هم از آنها حمایت بخواهید. درخواست حمایت بسیار اهمیت دارد چون آنها به احتمال زیاد تردید پیدا میکنند که آیا لازم است به شما کمک کنند یا نه. خیلی از افراد، در این مواقع از ترس اینکه نکند رفتارشان ناشی از ترحم باشد، ممکناست از بیمار دوری کنند بنابراین باید به آنها خبر دهید که به کمکشان نیاز دارید. خیلی وقتها کمک آنها ممکن است کار خیلی بزرگ و مهمی نباشد و مهمترین کاری که میتوانند انجام دهند گوش دادن به حرفها و درددلهای شماست.
ممکناست لازم باشد تصمیم بگیرید درباره این مساله با پدر و مادرتان صحبت کنید یا نه. طبیعی است در صورتی که به آنها بگویید تا از حمایتشان بهرهمند شوید، اولین واکنششان ابراز نگرانی شدید خواهد بود اما در جریان گذشتن پدر و مادر و خواهر و برادر، روشی دارد؛ باید خیلی ساده، مستقیم و واضح در اینباره با آنها صحبت کنید. ولی قبل از آن بدانید چرا میخواهید از این موضوع مطلع شوند. هر کس دلیلی برای خودش دارد؛ یکی به حمایت نیاز دارد، یکی میخواهد خانوادهاش بدانند تا الگوی ارتباطشان را با روشهای دیگری در پی بگیرند و...
از خانوادهتان بخواهید هر سوالی دارند، از شما بپرسند و سعی کنید با راهنمایی درست نگرانیهای بیش از حد و نادرست آنها را کاهش دهید. از اعضای خانوادهتان کمک و حمایت بخواهید تا فکر نکنند ممکن است کمکشان را ترحم تلقی کنید.
اصلا از ابراز احساسهایتان پرهیز نکنید؛ اگر ناراحت، غمگین یا مضطرب هستید آن را ابراز کنید چون لازم است این کار را انجام دهید. از اینکه بگویید این مساله چقدر برایتان مهم است، خودداری نکنید. اگر درمورد بیان این مساله با خانوادهتان تردید دارید، بهخصوص اگر خانوادهتان روابط نزدیک و صمیمی دارند، باید با خودتان فکر کنید اگر عضو دیگری از خانواده این مشکل را داشت و به شما خبر نمیداد، چه حسی پیدا میکردید. به جای دیگران فکر کنید و اینکه این خبر ندادن ممکن است بعدها حس بدی در آنها ایجاد کند. در درازمدت وقتی پدر مادر و دیگر نزدیکان ببینند شما زندگیتان را میکنید و خوشحال هستید، آرامش میگیرند پس به هیچوجه نگران نباشید.
بیماران دچار ایدز در گفتن واقعیت بیماریشان به فرزندان مشکل زیادی دارند چون اولین نگرانیای که آنها خواهند داشت، این است که پدر یا مادر مبتلایشان را تا چه زمانی در کنار خود دارند. پس باید با مشاوره با مشاوران در مورد اینکه دراینباره با بچهها حرف بزنید یا نه، تصمیم بگیرید و اگر قرار است به آنها بگویید به کدام بچهها بگویید و به کدام بچهها نه.
در واقع، بهتر است بچههای بالای ۱۲-۱۱سال به بالا در جریان قرار بگیرند، نه بچههای در سنین پایینتر و وقتی آنها هم به این سنین رسیدند، میتوان در مورد بیماری با آنها حرف زد.
نکته مهم دیگر در مورد گفتن این مساله به اطرافیان و اقوام در جوامع سنتیتر و بستهتر برمیگردد چون این جوامع بنا به ساختاری که دارند، ویژگی مهمشان این است که رازداری در آنها کمتر اتفاق میافتد در حالی که وقتی در مورد بیماریتان با اعضای خانواده صحبت میکنید، انتظار رازداری از آنها دارید و باید اعلام کنید این رازداری برایتان خیلی مهم است. باید حواستان باشد در جوامع درهمتنیده به خاطر روابط نزدیکی که افراد با هم دارند، امکان سر به مهر ماندن راز در میان آنها کمتر است و باید حتما بیشتر در مورد تصمیمگیری درباره صحبت راجع به بیماریتان دقت کنید.
دکتر سامرند سلیمی
روانپزشک، عضو کمیته رسانه و آموزش انجمن روانپزشکان ایران
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست