سه شنبه, ۲ مرداد, ۱۴۰۳ / 23 July, 2024
مجله ویستا

نقش رضاخان در ایران روسازی بود یا نوسازی


نقش رضاخان در ایران روسازی بود یا نوسازی

گذشت بیش از هفت دهه از تبعید رضاخان موجب نشده تا درباره او و اقداماتش اجماعی شکل گیرد

گذشت بیش از هفت دهه از تبعید رضاخان موجب نشده تا درباره او و اقداماتش اجماعی شکل گیرد. مخالفان رضاخان بر خیانت و دست‌نشاندگی او اصرار دارند و موافقانش هم او را خادم و عامل نوسازی جامعه ایرانی معرفی می‌کنند.

بسیاری از منتقدان او معتقدند اقدامات رضاخان عمیق و اصولی نبوده و او صرفا «رنگ‌ولعاب» جامعه ایرانی را تغییر داد، آن‌هم بدون توجه به فرهنگ و بنیان‌های اعتقادی جامعه. آنچه مسلم است نباید درباره بخشی از تاریخ بزرگنمایی و از بخش عمده‌ای از آن چشم‌پوشی کرد و نباید با رویکردی حداقل‌گرا نسبت به پدیده‌های تاریخی نظر داد.

محمدعلی قائمی، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا معتقد است: برخی برای رضاخان تنها یک نقطه ضعف عنوان می‌کنند و آن استبداد در عرصه سیاسی است و معتقدند اگر اقدامات او نبود اکنون شکل و رنگ و لعاب ایران این‌گونه نبود.

وی عنوان کرد: با نگاهی جامع به اقدامات رضاخان می‌توان دریافت که او تنها مجری این اقدامات بوده است، چرا که او دانش و نبوغ انجام این کارها را نداشت. رضاخان آن‌قدر زیرکی و فراست نداشت که خرج پیشبرد مدرنیته در ایران کند.

قائمی درباره چگونگی روی کارآمدن رضاخان، یادآور شد: رضاخان میرپنج به دلیل جاه‌طلبی و نداشتن قوه اندیشه، مهمترین گزینه انگلیسی‌ها از جمله "آیرونساید" و "ریپورتر" بود. به راحتی امکان‌پذیر بود تا رضاشاه را در راستای منافع انگلستان تحریک کرد و از طرفی چون فاقد قدرت اندیشه بود، نمی‌توانست به عمق مسایل پی ببرد. وقتی ظاهر قضیه‌ای را به او توضیح می‌دادند برای ارضای روحیه جاه طلبی و رسیدن به منافع شخصی هر اقدامی انجام می‌داد.

قائمی اظهار کرد: مرور خاطرات آیرونساید و جانشین‌اش اسمایس، نشان می‌دهد که آنها پس از برگزاری چند جلسه، رضاخان را انتخاب کردند مشروط بر آنکه احمدشاه را از قدرت خلع نکند و اقدامی انجام ندهد که منافع انگلستان را تهدید کند، او هم در راستای حس جاه‌طلبی خود این شرایط را می‌پذیرد.

وی گفت که بعضی روی نوسازی رضاخان تاکید می‌کنند و افزود: واقعیت این است که ۱۲۰ هزار نفر نیروی انسانی مدرن نتوانستند حتی یک هفته از آب و خاک کشور پاسداری کنند و تجهیزات مدرن ارتش حتی چند روز هم تاج‌ و تخت رضاخان را حفظ نکرد.

این استاد علوم سیاسی با اشاره به این‌که درباره صنایع مدرن که گفته می‌شود توسط رضاخان تاسیس شده است، خاطرنشان کرد: باید پرسید که در دهه ۲۰ ایران در چه عرصه‌ای توانا بود، آیا تولیدات نساجی ایران یکه‌تاز بازار جهانی بود یا تولیدات صنعتی آن؟ باید گفت هیچ کدام. در آن هنگام ایران از لحاظ سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشوری آشفته بود.

قائمی ادامه داد: شاهد این مدعا نقدی است که مجلس سیزدهم بعد از رفتن رضاخان نوشتند. همان مجلسی که منتخب رضاخان بود، پس از سقوط رضاشاه به منتقد اصلی عملکرد او در عرصه سیاسی و اقتصادی مبدل شد.

وی درباره نقش انگلیسی‌ها در روی کار آوردن و خلع رضاخان، یادآور شد: اسناد موجود نشان می‌‍دهد که انگلیسی‌ها طراح اصلی حکومت متمرکز در ایران بوده‌اند. بعد از شکست مشروطه، تنها رقیب روس‌ها در ایران انگلیسی‌ها بودند. در این دوران هدف انگلیسی‌ها این بود که به وسیله یک توطئه و بدون داشتن هیچ رقیبی بتوانند در بلندمدت یکه‌تاز میدان قدرت در ایران باشند، رسیدن به این هدف تنها با یک حکومت مقتدر میسر بود که تضمین کننده منافع بلندمدت‌شان در ایران باشد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: نمی‌خواهیم در تحلیل اقدامات رضاخان از این طرف بام هم بیفتیم، رضاخان در مقاطعی اقدامات و کارکردهای موثری داشته و می‌توان بر اقداماتی همچون ساخت راه‌آهن و اداره ثبت اسناد مانور داد.

این استاد علوم سیاسی با اشاره به تاسیس اداره ثبت اسناد توسط رضاخان، اظهار کرد: باید به اهداف شخصی رضاخان هم توجه کرد؛ رضاخان ۱۰ درصد از املاک مرغوب کشاورزی را به نام خاندان پهلوی ثبت کرد. به طور مثال اگر شما در سایه یک ساختمان ۱۵ طبقه بنشینید هیچ‌گاه از سازنده آن طبقه تشکر نمی‌کنید چون می‌دانید که او این ساختمان را برای ما نساخته است. نسبت ایرانیان و اقدامات رضاخان هم همین است.

قائمی اظهار کرد: کارهای رضاخان در کنار همه کارکردهای عمومی، تحت‌الشعاع منافع شخصی بوده است، از طرفی حزب تجدد یا ترقی نیز به دنبال ایجاد شکل متفاوتی بودند.

وی در پاسخ به این سوال که اصلی‌ترین انتقاد وارده به رضاخان چیست، تاکید کرد: بزرگترین انتقاد به رضاخان این است که کشور را مثل شاه‌های گذشته ملک شخصی خود تلقی کرد، اگر بخواهیم مردم و مملکتی را که بر آنها حکومت می‌کنیم بنگاه خصوصی خود تلقی کنیم منافع جمعی قربانی منافع فردی خواهد شد و این نگاهی بسته و شخصی به منافع عمومی کشور است.

قائمی خاطرنشان کرد: در زمان رضاخان، بعضی علمای ایران از رضاخان به عنوان قهرمانی ملی که توانسته کشور را از نابسامانی نجات دهد یاد می‌کردند، حتی تا سال ۱۳۰۵ بعضی علما همچنان دعاگوی رضاخان بودند و از او به عنوان شاه شریعت پناه یاد می‌کردند. ولی کم‌کم با انجام شدن برخی اقدامات توسط رضاخان، علما نیز فهمیدند که رضاخان به ظاهر قهرمان ملی بوده است و او آمده است که از این نمد که ایران باشد کلاه خود را بسازد.

وی تاکید کرد: رضاخان موفق نشد با وجود منابعی که در اختیار داشت منافع ملی ایرانیان را تامین کند و اگر دغدغه رضاخان آبادانی ایران بود، چرا پس از خروج از ایران و در نامه‌های خود به فرزندش هیچ گاه کلمه‌ای درباره پیگیری وضعیت آبادانی کشور نگفت و تنها چیزهایی که رضاخان از فرزندش می‌خواهد این است که برایم پول بفرست و یا با فلان املاک در فلان جا چه کردی؟

اما دکتر نجف زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد نظری متفاوت دارد.

وی معتقد است: آقامحمدخان بیشتر روی یکپارچگی ملی تمرکز کرد و رضاخان، بیشتر بر بنیان‌های مدرنیته جامعه ایرانی کار کرد. جامعه ایرانی برای نو شدن، به این موارد احتیاج داشته است.

نجف‌زاده اظهار کرد: نقش انگلستان را آن‌قدر که در دهه‌های اخیر روی آن مانور دادند، نمی‌بینم. در هیئت تصمیم‌گیری انگلستان، درباره این موضوع تشتت آرا وجود داشت.

وی ضمن اشاره به وجود روایت‌های متعدد در این زمینه، افزود: این روایات از نقش پررنگ انگلستان تا برآیند نیروهای داخلی را شامل می‌شوند. به نظرم رابطه‌ای بینابین در این زمینه وجود دارد. فضای داخلی به نحوی بود که امکان ظهور رضاشاه وجود داشت و اگر او هم نبود، ممکن بود فرد دیگری با توانایی‌های رضاخان به قدرت برسد.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: دوره قاجار به انحطاط خودش نزدیک شده بود و با توجه به زمینه گروه‌بندی‌های اجتماعی، جامعه آماده ظهور فردی مقتدر بود. از لحاظ بیرونی هم انگلستان با مشاهده وضع داخلی، بیشتر نقش کمک کننده را برای پیدایش رضاخان ایفا کرد تا عامل اصلی.

نجف‌زاده درباره عوامل موثر در از بین رفتن قدرت رضاخان، گفت: عناصر داخلی هم در این امر دخیل بوده‌اند. در فضای بین‌المللی و جنگ جهانی دوم، حمایت رضاشاه از آلمان‌ها، تاثیر زیادی بر تصمیم انگلستان مبنی بر حذف رضاشاه داشت.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: با وجود این، در داخل نیز مشروطه‌خواهان مایل بودند تا رضاشاه برود و فرزند او که قدرت کمتری داشت بیاید تا مجددا بتوانند قوانین مشروطه را اعمال کنند و اصول مشروطه را به زعم خودشان زنده گردانند.

نجف‌زاده گفت: بزرگترین ایراد رضاخان، خودسری و قلدرمآبی بود. رضاخان برداشتی که از جامعه ایرانی داشت را می‌خواست خود به تنهایی رقم بزند. روشنفکرانی که از رضاخان حمایت کرده بودند، به سرعت پشت‌شان خالی شد، عده‌ای کشته شدند و بعضی خانه‌نشین و برخی هم تبعید.

این استاد دانشگاه، مهم‌ترین معضل دوران رضاخان را استبداد وی دانست و افزود: او به اصول مشروطه پایبند نبود و این روند در دوره محمدرضا شاه نیز ادامه پیدا کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره اقدام مثبت رضاخان، معتقد است: در ایران که بی سر و سامانی بیداد می‌کرد کمی امنیت ایجاد شد و توانست امنیت از دست رفته را بازگرداند.

نجف‌زاده گفت: باید بین ۲ چهره (سیاسی و فنی) رضا شاه تمایز قائل شد. از لحاظ فنی، بنیان‌های جامعه ایران در دوره رضاشاه به وجود آمد. البته این پیشرفت‌ها به خاطر نقش رضاشاه نبود، بلکه روشنفکرانی بودند که به رضاشاه مشاوره می‌دادند و ایران مدرن از دل همین گفتمان بیرون آمد. کسانی که روشنفکر بودند و به مهندسی اجتماعی تاکید می‌کردند، ایران مدرن را ساختند.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: از لحاظ سیاسی، آنچه نقش رضاشاه را در جامعه ایرانی کمرنگ می‌کند، گرایش شدید او به استبداد است و این امر باعث شد تا از لحاظ سیاسی او یک حکومت عقب مانده داشته باشد.

نجف‌زاده با اشاره به زیرساخت‌های اجتماعی ایجاد شده در این دوران، گفت: روشنفکرهایی که در این دوره مطرح شدند، به دنبال مهندسی اجتماعی بودند و می‌خواستند جامعه‌ای بسازند که از امکانات فنی مانند راه‌آهن و مدرسه، بهره‌مند باشد.