پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

افسانه واقعی


افسانه واقعی

تأملی در الوهیت تثلیث جدید فوتبال,سینما و موسیقی پاپ

اگر بخواهیم یکی از بزرگترین شاخصه‌های عصر جدید را بر شماریم یکی پدیده عقلانیت و عقلانی کردن امور است. سردمداران مدرنیته با در دست داشتن بیرق عقل به مصاف تمامی امور عالم و آدم رفتند و کوشیدند از جنودی که در برابر عقل سینه سپر می‌کند احدی را بر جای نگذارند و در پی این مجاهده بود که از همه اموری که پیشتر مقدس بود تقدس ربایی شد و تمامی آنچه به زعم آنها نقاب اسطوره به چهره گرفته بود اسطوره زدایی شد.در این مصاف سهمگین انسان غره به عقل خویش حتی به مقدس ترین امور هم رحم نکرد و وجاهت آنها را نزد مردمان شکست و نابود کرد.

انسان مدرن که از تمامی امور تقدس زدایی کرده بود، ناگاه متوجه شد که حال که قدیسان دیروز را به ابلیسان امروز تبدیل کرده و از اموری که تا حد جان برای انسانها ارزشمند بود سلب حیثیت کرده باید چیزی را جایگزین آنها کند.

به عبارت دیگر انسان مدرن به این امر آگاهانه یا ناآگاهانه اعتنا نکرده بود که انسان از آنجا که موجودی در راه شدن است و سراسر زندگی‌اش چیزی جز تکاپو برای رسیدن به مرحله‌ای و سپس گذشت از آن و رسیدن به مرحله دیگر نیست، پس برای رفتن در این مسیر محتاج به اسطوره‌ها و الگوهایی است که با سرمشق گرفتن از آنها در مسیر خود سیر کند، در حالیکه مدرنیته این مسئله را نا دیده گرفته و تمامی اسطوره‌های وی را هتک حیثیت کرده بود، بنابراین ضروری می‌نمود که به‌جای آنها جایگزین‌های مناسبی تعبیه شود و به این نیاز انسانها پاسخ داده شود. بدین ترتیب سه پدیده بزرگ عصر جدید متولد شد: سینما، موسیقی پاپ و فوتبال.

سینما، موسیقی پاپ و فوتبال را باید تثلیث جدیدی دانست که در عالم غرب جای تثلیث کهن مسیحی را گرفت اموری که ایمان به آنها شرط ورود به دنیای مدرن است.

حتی این امور را می‌توان دین‌های عصر جدید نیز دانست، دین‌هایی که برای خود مناسک و شعائر خاص دارند؛ سالن‌های سینما، تالارهای موسیقی و استادیوم‌های ورزشی باشکوه و طمطراقی حیرت‌انگیز، که پیش تر تنها به عبادتگاه‌ها اختصاص داشت، در گوشه و کنار جهان سربرافراشتند و در واقع به معابد و پرستشگاههای دنیای جدید تبدیل شدند. متولیان و کشیشان این پرستشگاهها بازیگران سینما، خوانندگان پاپ و بازیگران فوتبالند که چون پدری مقدس سکان روح جوامع را در دست دارند و جوانان درحال مسخ از حرکات و سکنات آنان تقلید می‌کنند.

شاید جالب باشد بدانیم که شمار تماشاگران فوتبال در انگلیس چندین برابر افرادیست که به کلیسا می‌روند.

کشیشان معبد فوتبال و سینما و موسیقی پاپ، یعنی آکتورهای سینما، خوانندگان و فوتبالیست‌ها از چنان محبوبیت و قداستی بر خوردار هستند که شاید کمتر قدیسی در طول تاریخ به گرد شهرت و محبوبیت آنان برسد. تصاویر و تمثال‌های آنها در هر کوی و برزن قابل مشاهده است بسیاری از جوانان که دیگر الگوهای سنتی برای آنان تقدس و جذابیتی ندارد، تقدس الگوهای سنتی به واسطه هجوم وحشیانه مدرنیته وانفعال ابلهانه مدافعان سنت از بین رفته است، به سر وقت این بازیگران رفتند و تصاویر آنان را در اتاق و اتوموبیل و در بالای سر خود قرار دادند و بسیاری از پسرها دوست دارند که ای‌کاش دست کم بخشی از شهرت و ثروت این آکتورها و فوتبالیست‌ها از آن آنان بود.

همچنین این قدیسان عصر مدرن توانستند نذورات و مبرات فراوانی از جانب پیروان خود کسب کنند و تبدیل به پولدارترین قدیسان تاریخ و ثروتمندترین افراد جهان جدید شوند. قداست آنان تا حدی است که پیراهن و وسایل شخصی آنها به مبالغ گزاف و سرسام‌آور در مزایده‌های بزرگ، آن هم در قلب مدرنیته تقدس زدا و اسطوره شکن، به افرادی مدرن فروخته می‌شود در حالی که همین افراد مدرن تبرک و تقدس جستن به برخی از امور در عالم سنت و دیانت را اموری خرافی و خلاف روشنفکری تلقی می‌کنند.همچنین این افراد شبکه وسیعی از رسانه‌ها و جراید را مستقیم و غیر مستقیم در دست گرفتند.

اما آنچه بیشتر مورد توجه است مسئله فوتبال است؛ فوتبالی که باید آن را تلطیف شده نبرد گلادیاتورها در روم باستان دانست. همچنین توپ فوتبال را می‌توان نمادی از پول دانست،پولی که برای زندگی مدرن چون خون برای موجود زنده می‌ماند،در مدرنیته همه انسانها،تمام سعی و کوشش خود را مبذول کسب پول می‌کنند اما همین که آن را بدست آوردند فوراً آن را مصرف می‌کنند و اساساً اساس مدرنیته بر همین تولید بیشتر برای مصرف بیشتر و مصرف بیشتر برای تولید بیشتر قرار دارد.

توپ فوتبال هم همین گونه است فوتبالیستها مدت بسیاری می‌دوند تا به توپ برسند اما به محض رسیدن به توپ آن را پاس می‌دهند، در واقع فوتبال بازی نمادینی است که زندگی مدرن را تصویر می‌کند.با استفاده از همین فوتبال، که امروزه به قدرتمندترین رسانه جهانی تبدیل شده، سرمایه پرستی جهانی بدون اینکه ریالی خرج کند بی‌هیچ دردسری به تبلیغ و ترویج ارزش‌های خود، که همان انسان فاوستی رانده شده از درگاه حق و حقیقت است، می‌پردازد و مدرنیته که زمانی بزرگترین دغدغه‌اش اسطوره زدایی از امور و افراد مقدس و عقلانی کردن تمام اموربود امروزه خود به بزرگترین اسطوره ساز تاریخ تبدیل شده است و می‌خواهد خلأ نبود اسطوره و الگو برای جوانان را با اسطوره سازی‌های دروغین پر کند؛ اسطوره‌هایی که دیگر در پی رستگاری و انسان‌سازی نیستند بلکه چون مسکری انسان را از خود بیخود کرده و چون افیونی تخدیر می‌کنند، اسطوره‌هایی که چون صدای نی مرتضان هندی پیروان مارگون خود را مسحور خود می‌کند.

اگر بخواهیم صفتی مناسب برای فوتبال بکاربریم باید آن را «اساطیر آلاخرین» بنامیم. اسطوره‌ای که چونان اختاپوسی تمامی فکر و ذهن جوانان جامعه را در خود می‌گیرد. تماشاگران فوتبال چنان غرق در تماشای فوتبال می‌شوند که براحتی بخشی از وجودشان را به آن می‌بخشند و آهسته آهسته در فوتبال و فوتبالیست‌ها الینه و از خود بیگانه می‌شوند. فوتبال امروزه به توتم نسل جوان در همه جای جهان تبدیل شده است و جوانانی که به راحتی مقدسات پدران خود را به تمسخر می‌گیرند کوچکترین بی‌حرمتی به آنرا گناهی نابخشودنی و نشانه تحجر و عقب ماندگی تلقی می‌کنند.

به هر روی آنچه جا دارد در پایان این نوشتار کوتاه بدان اشاره کنیم این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم عصر ما عصر اسطوره فوتبال است ولی بر عهده ما ایرانیان کیمیاگر است که از اکسیر فرهنگ خود بر مس فوتبال که سراسر ثروت و شهرت و شهوت است بچکانیم و آن را با اکسیر فرهنگ پهلوانی و عیاری و ایرانی خود، که اوج آن را در ورزش باستانی و نیز کشتی می‌توانیم ببینیم، به زری تبدیل کنیم که تا هم از سنت‌های خود قطع رابطه نکرده باشیم و هم از جهان جدید جا نمانده باشیم. البته جا دارد رسانه‌های جمعی ما، چه صدا و سیما و چه جراید و... توجه بیشتری به ورزش‌های سنتی و ملی ما چون: کشتی، ورزش زورخانه ای، چوگان و... بنمایند.