چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

تاثیرات اجتماعی پروژه های توسعه محور


تاثیرات اجتماعی پروژه های توسعه محور

هر پروژه ای که در قالب توسعه اجرا می شود تاثیرات خواسته یا ناخواسته ای بر محیط بر جای می گذارد

هر پروژه‌ای که در قالب توسعه اجرا می‌شود تاثیرات خواسته یا ناخواسته‌ای بر محیط بر جای می‌گذارد. این تاثیرات می‌توانند زیست محیطی باشند؛ مثل تاثیری که احداث یک سد بر زیست‌بوم منطقه می‌گذارد یا اجتماعی، مثل تاثیری که کشیدن یک جاده می‌تواند بر امنیت و کسب‌و‌کار ساکنان یک روستا بگذارد.

در دهه‌ ۱۹۵۰، بنگاه‌های توسعه‌ای -‌که عمدتا در ایالات متحده‌ بودند- برای تصویب یا رد پروژه‌ها، از این رویکرد‌های ارزیابی تاثیر، استفاده می‌کردند. رویکردهایی که پیش از آغاز پروژه پیامدهای احتمالی زیست‌محیطی و اجتماعی و اقتصادی آن را پیش‌بینی می‌کردند. در ۱۹۵۷، دونالد کمپل۱ با نگارش کتاب «‌عوامل مرتبط با اعتبار آزمایش‌ها در محیط‌های اجتماعی»۲ گام نظری مهمی در این راه برداشت و بالاخره در ۱۹۶۹، قانون ملی سیاست‌گذاری زیست‌محیطی آمریکا ارزیابی اثرات محیطی هر برنامه و پروژه‌ای را الزامی ساخت. به تدریج این رویکرد در دیگر نقاط جهان هم مورد استقبال قرار گرفت؛ به طوری که در ۱۹۸۰، «‌اتحادیه‌ بین‌المللی ارزیابی تاثیر‌»۳ شکل گرفت. ارزیابی تاثیر زیست محیطی، ارزیابی تاثیر اجتماعی، تحلیل هزینه و فایده۴ (CBA) و تحلیل هزینه و فایده و اجتماعی۵ (SCBA) از رایج‌ترین این رویکردها هستند۶.

پس از افت و خیزهای فراوان در سه دهه‌ اخیر و سنجیدن روش‌های مشارکتی متفاوت، رویکردهای جدید ارزیابی « در پی درک افکار و عقاید گروه‌های ذی‌نفع گوناگون، خصوصا کسانی است که دیدگاه‌هایشان معمولا شنیده نمی‌شود.»۷ در ابتدا سرمشق ارزیابی‌ها، مبتنی بر نوسازی۸ بود؛ یعنی روشی که «بر فرض ارتقای توسعه اقتصادی و زیرساختی به مثابه‌ روشی برای کشورهای جهان سوم عمل کند که می‌تواند آنها را به جهان اول برساند»۹ با پیشرفت مباحث نظری، در حال حاضر معمولا رویکرد غالب، مشارکت گسترده۱۰ است که بر اساس آن «فقر اساسا معلول نابرابری و بی‌عدالتی است و بدون مشارکت کامل مردم امکان غلبه بر فقر وجود ندارد»۱۱. می‌توان گفت که در گذشت زمان، اجرا کنندگان طرح‌های توسعه‌ پایدار به خوبی فهمیده‌اند که میزان موفقیت طرح با مشارکت هرچه بیشتر گروه‌های هدف به نحو چشمگیری افزایش می‌یابد. این مساله اکنون حتی مورد توجه شهرداری تهران هم قرار گرفته و سعی می‌کند از این طریق طرح‌های عمرانی- رفاهی خود را با کیفیت بهتری اجرا کند.

اما فهم مناسب از ارزیابی تاثیر پروژه بستگی به تدقیق مفهوم تاثیر دارد. می‌توان تاثیر را «تغییرات مهم و پایدار در زندگی مردم که در نتیجه عمل معین یا مجموعه اعمال معینی به وجود می‌آید»۱۲ تعریف کرد. مزیت این تعریف در آن است که برای پروژه‌های اضطراری که ما به طور کلی چیزی به نام پایداری تغییر نداریم هم بتوان تاثیر را تعریف و ارزیابی کرد. مثلا حالتی را در نظر بگیرید که برای آوارگان نجات‌یافته از یک سانحه‌ طبیعی، اسکان فوری می‌تواند تاثیر به‌سزایی داشته باشد، هر چند در طول زمان پایدار نباشد، اما اشتباه خواهد بود اگر بخواهیم تاثیر را محدود به اهداف یا تاثیرات پیش‌بینی شده از قبل در نظر بگیریم و اساسا نباید این طور باشد. «ارزیابی تاثیر پروژه به معنای تحلیل نظام‌یافته‌ تغییرات پایدار یا مهم – مثبت یا منفی، خواسته یا ناخواسته – در زندگی مردم است که در نتیجه عمل یا مجموعه اعمال معینی به وجود می‌آید.»۱۳ این از آن‌رو اهمیت دارد که باید میان مفاهیم بهره‌وری (efficiency)، اثربخشی (effectivity)، همسازی (consistency) و تاثیر (impact) برای یک پروژه تفاوت قائل شد.

نکته‌ دیگری که باید در ارزیابی تاثیر پروژه مورد تاکید قرار گیرد، غیرخطی بودن مدل تغییر است. ارزیابی تاثیر پروژه اساسا با سنجش و اندازه‌گیری یا ارزشیابی تغییر سر‌و کار دارد.۱۴ تغییر از کنش فاکتورهای پروژه در زمینه‌ پروژه ایجاد می‌شود، یعنی هم تابع کنش عاملان است و هم زمینه‌ای که در آن پروژه اجرا می‌شود، اما اشتباه خواهد بود که اگر فرض کنیم مدل این تغییر خطی است. یعنی کنش‌های یکسان در زمینه‌های مشابه ممکن است نتایج و تغییرات کاملا متفاوتی از نمونه‌ پیشین را فراهم آورد. این مطلب زمانی اهمیت پیدا می‌کند که در اجرای پروژه‌های توسعه‌ای، به خصوص پروژه‌های در حد شهر یا محله، مشابه‌سازی‌های خامی صورت نگیرد. چون به هر حال همواره در زمینه یا کنش، یکی از متغیرهای اصلی انسان‌ها هستند که مانند ماشین‌ها چندان مشابه هم نیستند. ضمنا اگر مدل تغییر خطی باشد تمام تغییرات را می‌توان تا حد خوبی از قبل پیش‌بینی کرد، اما ما مثال‌های زیادی از تغییرات پیش‌بینی ناپذیر مثل سوانح طبیعی یا تغییر ساختارهای سیاسی مثل انقلاب‌های اخیر شمال آفریقا و خاورمیانه می شناسیم که کاملا روند توسعه را دگرگون می کنند.

شاید آخرین نکته‌ مورد نیاز در فهم کلی ارزیابی تاثیر پروژه، نحوه زمان‌بندی اجرای آن است. برای اجرای ارزیابی تاثیر پروژه زمان‌بندی‌های متفاوتی پیشنهاد می‌شود که بحث اصلی بیشتر بر سر نیاز به وجود ارزیابی میان‌مدت است و نیاز به ارزیابی در مرحله‌ طراحی و مرحله‌ پس از اجرا مفروض گرفته می‌شود. مثلا فرض کنید که شهرداری تهران می‌خواهد درباره احداث یک پل عابر در یک محل پر خطر برای عابرین پیاده تصمیم گیری کند. برای این‌که پیش از اجرا بفهمد کدام محل دقیقا برای احداث پل مناسب است و آیا اساسا با توجه به بافت محل، آیا پل عابر استفاده خواهد شد یا نه نیازمند اطلاعات است. پس از احداث هم برای سنجش میزان تحقق هدفش (در این‌جا کاهش تصادف منجر به جرح یا مرگ) یا درستی سطح تحلیل ارزیابی قبلی خود باز هم نیازمند یک ارزیابی مجدد است. اما پاسخ به این سوال که آیا در زمان ساخت و اجرا هم نیاز به ارزیابی تاثیر وجود دارد یا خیر بستگی به نوع پروژه دارد. احتمالا برای تاسیس پل عابر این امر اهمیت چندانی ندارد اما اگر پروژه‌ مورد بحث آموزش تنظیم خانواده در میان خانواده‌های یک محله‌ خاص باشد، در میان مدت هم نیاز به ارزیابی وجود دارد که تا چه میزان طرح با همکاری افراد محل پیش می‌رود و چه راه‌هایی برای جلب مشارکت گسترده‌تر با هزینه‌ کمتر وجود دارد. می‌توان نتیجه گرفت که زمان‌بندی ارزیابی تاثیر پروژه از یک مدل خشک پیروی نمی‌کند و با توجه به نیازهای هر پروژه می‌تواند انعطاف لازم را داشته باشد. تنها مهم این است که ارزشیابی خوبی از تغییرات پایدار و مهم به دست بیاوریم.

حمیدرضا صابر

پاورقی

۱- Donald Campbell

۲- Factors Relevant to the Validity of Experiments in Social Settings

۳- International Association for Impact assessment (IAIA)

۴- Cost-benefit analysis

۵- Social Cost-benefit analysis

۶- همچنین ن.ک Howes, Mick (۱۹۹۲) ‘Linking paradigms and practice: key issues in the appraisal, monitoring and evalution of British NGO progects’ in Journal of International Development, Vol.۴:۴.

۷- کریس روچ، ارزیابی تاثیر پروژه، ترجمه حسن چاوشیان، نشر اختران، تهران ۱۳۸۷، صفحه ۴۰

۸- Modernisation

۹- همان، صفحه ۴۱

۱۰- Extended participation

۱۱- همان

۱۲- همان

۱۳- همان، صفحه ۴۳

۱۴- همان، صفحه ۴۶