شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

ارزش شناسی ـ بخش ۴


ارزش شناسی ـ بخش ۴

طبقه بندی ارزش ها

● طبقه‌بندی ارزش بر مبنای جهت‌گیری

بر این مبنا، ارزش به دو دسته تقسیم می‌شود:

۱) مثبت

۲) منفی

ارزش مثبت ارزشی است که مطلوب دانسته می‌شود و ارزش منفی ارزشی بد، نامطلوب و غیر سودمند است.

هارولد تیتوس (۱۹۵۹) هنگام بحث درباره میدان ارزش‌ها می‌نویسد: «موضوع شناخت طبیعت ارزش‌ها یکی از مسائل مرکزی و دائمی زندگی انسانی بوده است، به طوری که برخی از تفاوت‌های اساسی میان نظرات فلاسفه در این حوزه دیده شده است. تمامی مردان و زنان دارای مفاهیمی از ارزش‌ها هستند. زندگی، ما را در گزینش و رتبه‌بندی‌ها به صورت بهتر و بدتر شکل می‌دهد. طیف‌هایی که درست و غلط، زشت و زیبا و ... را مشخص می‌کند.» (محسنیان راد، ۱۳۷۵).

فردریک مک دانلد نیز در تایید هر دو جهت ارزش می‌نویسد: «ارزش‌ها در لغاتی از قبیل خوب و بد منعکس می‌شوند. مثلا یک کودک ممکن است بگوید که فکر می‌کند دزدی کردن کار غلطی است، این نشان دهنده وابستگی او به ارزش است.» دکتر طبیبی (نویسنده کتاب مبادی و اصول جامعه‌شناسی) در همین رابطه می‌نویسد: «آن دسته از مظاهر مادی زندگی که اغلب افراد جامعه در جهت به‌دست آوردن و تملک آن هستند در ردیف اشیایی قرار می‌گیرد که برای افراد همان جامعه به خصوص دارای ارزش خوب و مطبوع است و به عکس جنبه‌هایی از رسوم و عقاید و نحوه معاشرت و شیوه رفتار که متابعت از آن‌ها از نظر اکثریت مردم یک اجتماع غیرمجاز شناخته شده و به شخصیت اجتماعی فرد لطمه می‌زند، در زمره عقاید و عادات و رفتارهای ناپسند و دارای ارزش اجتماعی نامطلوب است. (محسنیان راد، ۱۳۷۵).

● طبقه‌بندی ارزش بر مبنای تاثیرگذاری بر ماهیت و شکل ساخت اجتماعی جوامع:

مایرس مک دوگال‌ و هارولد لاسول ارزش‌ها را به هشت طبقه تقسیم می‌کنند. این تقسیم بندی به ترتیب درجه اهمیت آن‌ها نیست و سعی شده است تا ارزش‌هایی که مورد شناخت و توجه اکثریت جامعه است برشمرده شود.

▪ قدرت (Power)

▪ روشنفکری (Enlightment) یا دانش (Knowledge)

▪ ثروت و توانگری (Wealth)

▪ احترام (Respect)

▪ سلامت (Well – being)

▪ مهارت (Skill)

▪ محبت (Affection)

▪ تقوی (Rectitude) (صانعی، ۱۳۴۷)

افراد در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف به نسبت‌های گوناگون در جست‌و‌جوی برخی ارزش‌ها و یا کلیه آن‌ها هستند. مسلم است که هیچ فرد سالم و معمولی نمی‌تواند کلیه مساعی خود را در تامین ارزش واحدی به کار اندازد. برای مثال اگر شخصی تنها در جست‌و‌جوی ارزش "قدرت" باشد و درصدد کسب ارزش‌های دیگر از قبیل "دانش" و "مهارت" که حتی برای تامین و دوام ارزش قدرت ضروری هستند، برنیاید به تدریج توانایی خود را برای تحصیل ارزش قدرت نیز از دست خواهد داد.

به طور کلی هر قدر فرهنگی غنی‌تر و پیشرفته‌تر باشد و هر قدر حکومت‌ها به معنی واقعی دموکراسی‌ نزدیک‌تر شده باشند، تعداد زیادی از مردم از تعداد بیشتری از ارزش‌ها و در سطح وسیع‌تری برخوردار خواهند بود.

● ارزش‌های غایی و ارزش‌های پایه:

در یک تقسیم‌بندی دیگر ارزش‌ها را به دو دسته ارزش‌های غایی و ارزش‌های پایه تقسیم می‌کنند. در شرایط مختلف ممکن است هر یک از ارزش‌ها به عنوان هدف و غایت مطلوب انسان باشد و یا به عنوان وسیله برای تحصیل ارزش‌های دیگر مورد استفاده قرار گیرد. "میلتون روکیج" ارزش‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند:

۱) ارزش‌های غایی (Terminal values)

۲) ارزش‌های ابزاری (پایه) (Instrumental values) (David Dressler، ۱۹۶۹)

ارزش‌هایی که به شیوه رفتار مربوط می‌شوند را ارزش‌های ابزاری می‌نامند. مانند شرافت‌مندی، عشق‌ ورزیدن، مسئولیت‌پذیری، شجاعت.

ارزش‌هایی که به یک هستی یا وجود غایی مربوط می‌شود، ارزش‌های غائی نامیده‌اند. مانند آزادی، برابری، صلح جهانی، آرامش درونی. این ارزش‌ها دو نوع هستند:

الف) ارزش‌های غایی فردی‌ یعنی ارزش‌هایی که کانون فردی دارند، مانند رستگاری، آرامش درونی

ب) ارزش‌های غایی اجتماعی یعنی ارزش‌هایی که کانون اجتماعی دارند، مانند صلح جهانی و رابطه واقعا دوستانه با مردم

ارزش‌های ابزاری نیز بعضی کانون اخلاقی دارند به طوری که عمل نکردن براساس شیوه‌های ارزش ممکن است با احساس عذاب وجدان و خطاکار بودن توام باشد و بعضی دیگر در ارتباط با شایستگی یا خودشکوفایی هستند.

ارزش‌های ابزاری که ماهیتی اخلاقی دارند، دارای کانون ارتباط میان افراد است و دربردارنده رفتار شرافت‌مندانه و متعهدانه نسبت به دیگران. از طرف دیگر ارزش‌های ابزاری که به صلاحیت و شایستگی مربوط می‌شوند دارای کانون فردی‌اند و شامل رفتار منطقی هوش‌مندانه می‌گردند. (,David Dressler ۱۹۶۹)

همان‌طور که توضیح آن رفت، در شرایط مختلف ممکن است هر یک از ارزش‌ها به عنوان هدف و غایت مطلوب انسان باشد و یا به عنوان وسیله برای تحصیل ارزش‌های دیگر مورد استفاده قرار گیرد. برای روشن شدن این بحث مثال‌هایی می‌آوریم.

به عنوان مثال از ارزش "قدرت" می‌توان برای کسب قدرت بیشتر استفاده کرد و یا آن را به عنوان وسیله برای کسب ارزش‌های دیگر به کار برد.هنگامی‌که یک وزیر از قدرت خود برای کسب نظر و اعتماد توده مردم و حزب سیاسی خود استفاده می‌کند تا مدت بیشتری در سمت خویش باقی بماند و یا مسئولیت‌های سیاسی جدیدی را به دست بگیرد، ارزش قدرت را برای تحصیل بیشتر همین ارزش به کار می‌بندد. در عین حال یک وزیر ممکن است از قدرت خود به منظور تامین مزایا و امتیازات برای یک شرکت تجاری که در منافع آن سهیم است، استفاده کند. در این صورت ارزش قدرت وسیله و پایه‌ای برای تحصیل ارزش ثروت است. ممکن است وزیر علاقه زیادی به ایراد نطق و خطابه در مجالس و جلسات مختلف داشته باشد و از مقام و قدرت خود به عنوان وسیله و پایه برای بهبودی و افزایش مهارت خود در سخنرانی استفاده نماید. ممکن است ادامه شغل وزارت یا مقام دیگری در دستگاه قدرت‌ها،‌ برای شخص بخصوصی تاثیر درمانی داشته باشد. بدین معنا که ممکن است کناره‌گیری از سیاست و سایر منابع قدرت او را گرفتار حالت بی‌حاصلی و تزلزل روانی سازد و ارزش قدرت، وسیله برای تحصیل ارزش سلامت باشد. قدرت وسیله کسب دانش و اطلاعات نیز هست، زیرا یک وزیر به منابع و اخباری دسترسی دارد که در اختیار افراد عادی نیست. حیات سیاسی موفقیت‌آمیز مخصوصا اگر با پیروزی‌ها و خدمات موثر اجتماعی توام باشد، ممکن است وسیله تحصیل ارزش احترام و محبت برای صاحب قدرت باشد. باز ممکن است وزیر دست به کار اصلاحات بزند و بکوشد تا نادرستی و انحرافات دیگر را از سازمان کار خود ریشه‌کن سازد، که در این صورت ارزش قدرت وسیله‌ای برای تحصیل ارزش تقوی و شهرت خوب برای او می‌گردد. (صانعی، ۱۳۴۷)

ارزش "ثروت" نیز ممکن است خود جنبه غایی داشته باشد و یا وسیله‌ای برای تامین سایر ارزش‌ها باشد. در میان همه ما این اصطلاح وجود دارد که پول حلال مشکلات است و مطمئنا این ضرب المثل تنها در جامعه ما مصداق ندارد. ثروت گاهی اوقات به صورت سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری باعث ازدیاد بیشتر همین ارزش می‌گردد. در عین حال ممکن است وسیله‌ای برای سرمایه‌گذاری در سیاست گردد و صاحب این ارزش را به ارزش قدرت برساند. شخصی که صاحب ثروت است می‌تواند مهارت‌های گوناگون را فراگیرد و با انجام امور عام‌المنفعه و حتی تبلیغات بی‌پایه بر احترام خود بیفزاید. از پول می‌توان برای پذیرایی دوستان استفاده کرد و بدین ترتیب ارزش محبت را افزایش داد. از طرف دیگر شخص با ثروت ممکن است در امور خیریه و فعالیت‌های مذهبی شرکت کند و بدین ترتیب متقی و معتقد به اصول دین و صاحب صفات پسندیده اخلاقی به شمار آید. بالاخره پول می‌تواند بسیاری از درهای بسته را بگشاید و وسیله کسب ارزش دانش گردد.

ارزش "سلامت" نه تنها وسیله‌ای برای دوام سلامت است، بلکه به منظور تحصیل سایر ارزش‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. تندرستی که سبب شادابی و برخوردهای بهتر با مردم است از عواملی است که انسان را در کسب ارزش قدرت و ثروت یاری می‌کند. برای آموختن مهارت‌ها نیز مسلما سلامت جسمانی و روانی ضروری است. تحصیل ارزش دانش وابسته به آن است که انسان به حد کافی هوش و ذکاوت داشته باشد و از لحاظ جسمانی و روانی برای اندوختن اطلاعات و تجربیات مستعد و آماده باشد. یک اندام مناسب معمولا سبب جلب احترام و محبت می‌شود و چون از ضروریات زندگی خوب و پر خیر و برکت نیز هست، وسیله تحصیل ارزش تقوی می‌گردد.

ارزش "مهارت" در اثر تمرین افزایش می‌یابد و در حقیقت با آموختن و اعمال مهارت‌های مخصوص می‌توان تامین کلیه ارزش‌ها را تسهیل کرد. برای نمونه مهارت در نطق و بیان موثر که سبب متقاعد کردن سایرین گردد می‌تواند در سیاست و کسب ارزش قدرت موثر باشد و همین‌طور موقعیت انسان را در مذاکرات و معاملات تجارتی به منظور تحصیل ارزش ثروت تقویت کند.

ارزش مهارت در ورزش‌ها و فعالیت‌های تفریحی سبب کسب ارزش سلامت و همین‌طور احترام و محبت می‌شود. ارزش دانش در اثر کسب مهارت‌هایی از قبیل تسلط بر زبان ملی و خارجی، آموختن فن مذاکره و مصاحبه و قواعد و اصول منطق و غیره تقویت می‌گردد و بعضی از مهارت‌ها در امور مذهبی، مثلا مهارت در قرائت کتب دینی یا گفتن اذان یا خواندن سرودهای مذهبی و انجام مراسم خاص در مسجد و کلیسا سبب تحصیل ارزش تقوی می‌گردد.

ارزش "دانش" که راه را برای آموختن معلومات بیشتر باز می‌کند و سبب افزایش دامنه و حوزه دانش می‌گردد، در عین حال ممکن است به منظور تامین سایر ارزش‌ها مورد استفاده قرار گیرد. دانش نسبت به مسائل و امور سیاسی و اجتماعی و تاریخی، تحصیل ارزش قدرت را تسهیل می‌کند. همین‌طور اطلاع و آگاهی از مسائل اقتصادی و آینده اجتماعی و سیاسی یک کشور می‌تواند موفقیت و پیروزی را در فعالیت‌های مالی به عبارتی ارزش ثروت را تضمین کند، به علاوه سبب تعادل و توازن روانی و جسمانی یعنی تامین ارزش سلامت گردد.

از طرف دیگر برای کسب مهارت در کارها و حرف مختلف قبلا اندازه‌ای از دانش مقدماتی لازم است تا از آن طریق بتوان به مراکز آموزش مهارت‌ها دست یافت. در غالب فرهنگ‌ها، مخصوصا فرهنگ‌های قدیمی‌تر مانند ایران، دانش بهترین وسیله کسب احترام واقعی و محبت سایرین است. در عین حال روشن است که گاهی اوقات ارزش تقوی در اثر تسلط شخص بر دانش‌های مخصوص مثلا تاریخ وقایع و امور مذهبی تقویت می‌شود.

تجربه روزمره هر یک از ما نشان می‌دهد که محبت کردن با محبت دیدن ملازمه دارد، یعنی ارزش "محبت" سبب توسعه میزان و حوزه آن می‌گردد. در ضمن تاریخ نشان می‌دهد که بسیاری از مقامات و سمت‌های سیاسی که مظهر ارزش قدرت هستند به واسطه ارزش محبت (دوستی) تقسیم و توزیع شده است. محبت وسیله تحصیل ارزش ثروت نیز هست. مثال کارمندی که با دختر رییس شرکت ازدواج می‌کند در کلیه فرهنگ‌ها مصداق دارد. ضمنا می‌دانیم که در تعلیم و تربیت، صبر و حوصله‌ای که معلم و شاگرد برای آموختن و فراگرفتن به خرج می‌دهند از لوازم کسب دانش است و این امر وقتی ممکن است که میان استاد و شاگرد محبت و علاقه‌ای برقرار شده باشد.

علم پزشکی و روانشناسی جدید به خوبی ثابت کرده‌اند که پیدایش شخصیت سالم بستگی کامل به آن دارد که شخص در زندگی خانوادگی، مخصوصا در سال‌های اولیه حیات خود به میزان کافی عشق و محبت دریافت کرده باشد. با دوستی و رفاقت معمولا می‌توان درهای بسته اطلاعات و اسرار را باز کرد و به ارزش دانش رسید. از طرف دیگر قدرت و استعداد در محبت کردن و محبت دیدن وسیله کسب ارزش احترام می‌شود و عشق به تبعیت از فرامین و دستورات مذهبی و مقدسات دینی مردم، وسیله تامین ارزش احترام می‌گردد.

ارزش "احترام" یکی دیگر از ارزش‌های مورد پسند جامعه است که خود می‌تواند سبب تحصیل احترام بیشتر شود. در عین حال ارزش احترام دسترسی به سایر ارزش‌ها را تسهیل می‌کند. در بسیاری از جوامع بستگی به یک خانواده محترم راه را برای رسیدن به ارزش قدرت و موفقیت در سیاست باز می‌کند. تولید کنندگان و بازرگانان نیز برای این ارزش اهمیت خاص قائلند و می‌کوشند تا افراد محترم را در اداره امور شرکت خود دخالت دهند و بدین طریق علاقه و اعتماد مردم را نسبت به فعالیت خویش جذب کنند. شهرت خوب سبب می‌شود که انسان بتواند از بهترین وسایل درمانی استفاده کند و یا به مراکز آموزشی مهارت دست یابد.

معمولا اسرار و اطلاعات بسیار مهم تنها در دسترس افرادی که از احترام کافی برخوردار هستند، قرار می‌گیرد. ارزش محبت نیز در میان طبقات اجتماعی و بر حسب درجه احترام آن‌ها رد و بدل می‌شود و معمولا ازدواج میان خانواده‌هایی که دارای احترام و آبروی اجتماعی مشابه هستند، صورت می‌گیرد. ارزش احترام ذاتا به ارزش تقوی وابسته است و در یک جامعه مذهبی مثل کشور خود ما افرادی می‌توانند صاحب ارزش احترام شوند که اعتقادات مذهبی مردم را محترم شمارند. به هر تقدیر افراد محترم شهرت دینداری و تقوی نیز پیدا می‌کنند.

ارزش "تقوی" هم سبب تحصیل تقوای بیشتر می‌شود و هم وسیله‌ای برای تحصیل سایر ارزش‌ها می‌گردد. در سیاست، گاه شهرت و اعتبار مذهبی یک شخص از عوامل بسیار مفید و ارزنده است. مخصوصا زمانی‌که دوران اصلاحات فرا می‌رسد، افرادی که به داشتن تقوی معروف شده‌اند بیشتر مورد عنایت و استفاده قرار می‌گیرند. همانند ارزش احترام، تقوی نیز برای شرکت‌های تجاری سرمایه پرارزشی است و بدین‌وسیله می‌کوشند تا نظر و علاقه‌ی مصرف کنندگان را جلب کنند. در بعضی از حرفه‌ها مانند پزشکی یا حقوق، یکی از مقدمات ضروری برای تحصیل و آموزش، ملاحظات اخلاقی است. به همین جهت پزشکان، قضات، وکلاء دادگستری قبل از شروع به کار مکلف به ادای سوگند مخصوص هستند. حتی سلامت جسمانی و مسلما سلامت روانی اشخاص به ارزش تقوی بستگی دارد. برای نمونه امروزه برای پزشکان و روان‌پزشکان روشن است که وجود احساس گناه، ناخودآگاه در افراد (که دلیل فقدان ارزش تقوی از لحاظ روانی است) سبب بروز ناراحتی‌های گوناگون می‌گردد و سلامت آنان را به خطر می‌اندازد.

دارا بودن ارزش تقوی نیز مانند ارزش احترام سبب می‌شود که انسان بتواند به قسمتی از اطلاعات و دانش‌های به خصوصی که با امنیت ملی ملازمه دارد دست یابد. بالاخره شکی نیست که یک منش باتقوی سبب کسب احترام و محبت سایرین می‌شود.

تدوین: مختار نائیجی

دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس تهران

خبرنگار علوم اجتماعی سرویس مسائل راهبردی ایران