یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

ادبیات انقلاب اسلامی


ادبیات انقلاب اسلامی

راه اندازی گروه «ادبیات انقلاب اسلامی» در فرهنگستان زبان و ادب فارسی ۱ اگرچه مبارک و خشنودی آفرین, اما بسی نابهنگام و کند انجام شد

راه اندازی گروه «ادبیات انقلاب اسلامی» در فرهنگستان زبان و ادب فارسی(۱) اگرچه مبارک و خشنودی آفرین، اما بسی نابهنگام و کند انجام شد. این اولین بار نیست که نهادهای رسمی و دولتی، دورتر و پس حرکت های مردمی و تشکلات غیررسمی، درمیادین ادبی، اجتماعی و سیاسی حضور می یابند. اکنون بیش از سی بهار از تحول شگرفی که نام «انقلاب اسلامی» را بر پیشانی بلند خود دارد، می گذرد و ادبیات برآمده از این انقلاب بزرگ، تاثیرگذار و تحول بخش که برپایه دین متعالی اسلام و به پرچمداری مردی از سلاله انبیای الهی بنیان نهاده شد، شایسته واکاوی و نما و نموی عمیق است، تا بعد از این روزگاران نیز همچنان درخشان بپاید و بپروراند و بپوید.

ادبیات یا بازتاب احساس شخصی شاعر و نویسنده است و یا بر بدنه احساس جمعی و شعور اجتماعی او جوانه می زند. هرچه باشد، یک انعکاس است؛ بازتاب حرکتی است که از درون یا برون بر شاهراه اندیشه و عاطفه ادیب می ایستد تا او به حد استعداد و بلوغ فکری اش، آنچه را که دیده، شنیده و حس کرده، بیان کند. بی گمان همانگونه که احساس شخصی از تنهایی، محبت، تنفر، دوستی، زشتی و...، می تواند یک شاعر را به هیجان آورد، شور و التهاب مردم کوچه و بازار و غلیان حرکت های اجتماعی بر بستر خیابان که مردم را به دنبال تغییر ارزش های فرودین به ارزش های برین می کشاند- و این همه نمودی از حس تغییر و دگرگونی درونی انسان ها را به نمایش می گذارد- بی تأثیر در تخیل و عاطفه و احساس شاعر و نویسنده نیست.

شعری که از صحنه های اجتماعی و شور حماسی انسانها می گوید، داستانی که عظمت و گستره ای فراخ و نیرومند را واگویه می کند، خاطره ای که آفرینش سطری از توانمندی های روح جمعی را روایت می کند، چنانچه به شیوایی و شیدایی، و با ذهنی هنرمندانه و روحی لطیف پروده شده باشد، اثری عمیق بر روان و رفتار خواننده و شنونده برجای می نهد که به مراتب از حکایت ها و احساسات انفرادی عاشقانه و دردهای کوچک - که حقیرانه اند و از شورابه های روزمرگی بیرون می ریزند- در سویدای دل و جان آدمی نافذترند و ماناتر.

انقلاب سترگ اسلامی ایران زمین نیز بسیار گفتنی ها و رویدادهای بکر و یگانه دارد که بر دوش ادبیات انقلاب اسلامی سنگینی می کند و زبان این ادب برنا راوی حرفهای فراوانی از شیفتگی ها و شگفتی هایی است که نه تنها برای جامعه ایرانی، بلکه برای بشر امروزی بهت برانگیز است. دراین مجال اندک سعی شده تا به برخی از معارف و چالشهای ادبیات انقلاب اسلامی پرداخته شود.

● معارف ادبیات انقلاب اسلامی

به مجموعه مؤلفه هایی که نشان دهنده ویژگی های زیبا و پسندیده ادبیات انقلاب اسلامی است، می توان نام معارف نهاد، معارف ادبیات انقلاب، در واقع همان روزنه ها و پنجره های بازی است که هر خواهان و جوینده صادقی را به باغ معطر و رنگارنگ ادبیات انقلاب پر هیمنه اسلامی رهنمون می سازد و او را به هسته های آغازین و بنیادین این هنر می رساند. البته این ویژگی ها به دو پاره تقیسم می شوند: برخی خاص ادبیات انقلاب اسلامی هستند و با تولد این پدیده به ظهور رسیده اند و بعضی با مؤلفه های ادبیات کلاسیک ایران زمین دارای نقاط مشترک هستند؛ زیرا یکی از خصلت های نیک ادبیات انقلاب، حفظ گذشته غنی و پربار ادب خود است که آن ادبیات نیز -صرفنظر از بخشهای درباری و آلوده به برخی از صفات ناپسند- حامل بسی از ارزش های والای انسانی و اسلامی است.

مولفه های معارف ادبیات انقلاب، بسیار پرشماره اند. دایره این تعداد از مبارزه با استبداد و استکبار، رفع فقر و تبعیض، ضدیت با زراندوزی و تکاثر، طرد اندیشه های الحادی و معنویت گریزی، تخطئه پوچ پنداری مبدأ و معاد، مردم باوری و آیین پروری، غرب ستیزی و با بیگانه درآویزی، بزرگداشت اعیاد اسلامی (بعثت، غدیر، میلاد ائمه و...)، گرامیداشت وقایع اسلامی (عاشورا، شهادت ائمه، ایام فاطمیه و...)، پاسداشت روزهای حماسه و مبارک انقلاب (۱۲ فروردین، ۲۲ بهمن، هفته دفاع مقدس، ۹ دی۸۸ و...) و ترویج و تبجیل عناصر ارزشمندی چون؛ شهادت؛ وحدت، ایثار، پایداری، مبارزه و... شروع می شود و تا مرزهای آفاقی و انفسی، توجه به آرمان های بلند انسانی و اسلامی، تکرار طنین دردهای جامعه جهانی و... به پیش می رود. بدین ترتیب ، این ادبیات یک جهان حرف دارد و جهان شمول و بسیار گسترده است.

● چالش های ادبیات انقلاب اسلامی

به مجموعه مؤلفه هایی که نمایانگر ضعف ها و کاستی هایی در پهنه ادبیات انقلاب اسلامی است، می توان چالش نام نهاد. این چالش ها یا از درونند یا از برون. گاه خود ادبیات همچون انسان سالمی که در طی سالیان دراز زندگی ممکن است به راه اشتباه افتد و به غرگی و خطا روی آورد، از درون به خویشتن می بالد و دچار آفات می شود؛ و گاه از برون؛ یعنی دیگرانی که نمی خواهند این هنر بلند والا و خوش سیر ببالد و بجوشد، آفات و امراضی برایش می تراشند و سنگ در مسیرش می اندازند و یا گردو غبار بر سرش می پاشند تا از جلوه گری اش بکاهند و آن را با تهمت هایی چون کم ظرفیتی و خامی، میرا و نازا معرفی کنند.

به هر روی، این ادبیات با آفات و چالش های جدی و روزافزون مواجه است. شناخت این آفات، همچون اطلاع بموقع و دقیق از معارف انقلاب، برای هر خواننده و پژوهشگر راستین که دل در گرو سرمندی هدفدار ادبیات انقلاب اسلامی بسته، لازم و ضروری است. شناخت معایب و آفات ادبیات انقلاب به ما کمک می کند که با برطرف کردن ضعف ها و کاستی های این نیروی جوان، به حرکت سالم و سرزنده آن، شتاب و توان بیشتری ببخشیم تا با حفظ موقعیت و اصالت خویش، از مسیر اصلی انقلاب اسلامی زاویه نگیرد و سال های سال بتواند آبشخور پایان ناپذیری برای ذهن عصرها و نسل های فراروی باشد.

اولین آفت بزرگ ادبیات انقلاب اسلامی، زمان زدگی یا همان روزمرگی است. این ادبیات رسالتی فراتر از پرداختن به اخبار و حوادث روزمره ای دارد که در بستر زندگی معمول جامعه، هر روز تکرار می شوند و همواره در پیشانی و سینه روزنامه ها و مجله ها می نشینند. پرداختن به زندگی خصوصی هنرمندانی که چند روزی گل کرده اند و دائما در فکر معاش و خودنمایی هستند؛ پردازش رفتارهای سیاسی محدودی که در روند انتخاب های ملی و محلی رخ می نماید، تمرکز بر دعواهای جناحی و...، همان آفت بزرگی است که از عقل هوشمند و روح سبکبالی که می خواهد برترین ارزش های ناب انسانی و اسلامی را بپرورد، بایسته نیست. هنرمند امروز انقلاب اسلامی به ظرافت و صرافت می تواند دریابد که دست یازی به موضوع های غنی ملی- اسلامی ایران زمین و مکتب اسلام، افق فکری او را باز و دست هنرریز وی را پر از گل و گوهر خواهدکرد و این مقوله های کوتاه و کوچک روزانه، برای قامت بلند هنر انقلاب وصله ای ناجورند.

آفت دوم، گسیختن از گذشته ادبی پردامنه و غنی این آب و خاک است. هم تجربه و هم واکاوی، نشان داده است که تکیه به گذشته ای پربار، آینده درخشان و پرثمری را می تواند به دنبال داشته باشد. هنگامی که ما در زندگی و آثار شاعران و نویسندگان بزرگی چون حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی، بیهقی، ناصرخسرو، خواجه عبدالله و... دقت می کنیم، درمی یابیم که ایشان ابتدا خود را سالها از نگاه و فکر و راه و آثار گذشتگان بهره مند ساخته و خوشه ها برداشته اند و سپس به عرصه هنر گام نهاده و به عرضه اثر خود بال همت گشوده اند.

شاعر و نویسنده ادبیات انقلاب که رسالتی فراسرزمینی برای خویش قائل است نمی تواند از گنجینه های گرانسنگ گذشتگان که سرشار از حکمت و معرفتهای بی شمار مورد نیاز بشرند، بی بهره باشد، که اگر خویش را از این مهم بی نیاز دید، برد نگاه و قدرت قلم و توان بیانش نه تنها نمی تواند دایره ای وسیع را درنوردد، بلکه در اغنای محدوده و اقناع اطرافیان خویش نیز درمی ماند.

آفت سوم، تخلیه ذهن ادبی انقلاب از پرورش اندیشه های متعالی است. بدون شک هنری که فارغ از تفکر و نبوغ باشد، پوک است و بی بها و طبعا تقلیدی و کم اثر. هنر با ارزش و مانا که جاده طولانی عصرها را پشت سرمی گذارد و بسیاری از نخبگان را به دنبال خود می کشاند. جدای از اینکه از بعد هنری صاحب سبک و ارزنده است- یقینا از معدن اندیشه های متعالی و فکر ریشه دار نیز پربهره است. این نظریه با نگاهی کوتاه به آثار هنری بزرگان ایران و جهان، از حافظ گرفته تا تولستوی و دیگران، براحتی قابل استنباط است.

محمدحسن مقیسه