دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

عقل‌گرایی در اندیشه آکویناس


عقل‌گرایی در اندیشه آکویناس

در قرون دوازدهم و سیزدهم، با نفوذ اندیشه ‌های اسلامی و نظریات ارسطو بر فلسفه سیاسی اروپا، تنش چشمگیری میان نقش عقل و ایمان در رساله ‌ها و تفکرات نویسندگان این دوران دیده می‌شود. …

در قرون دوازدهم و سیزدهم، با نفوذ اندیشه ‌های اسلامی و نظریات ارسطو بر فلسفه سیاسی اروپا، تنش چشمگیری میان نقش عقل و ایمان در رساله ‌ها و تفکرات نویسندگان این دوران دیده می‌شود. از جمله مسائلی که شرایط و جو فکری موجود را پیچیده می‌کرد، این بود که اندیشه‌ های ارسطو به دو صورت متفاوت تفسیر و معنا می‌شد. از یک سو، او را افلاطون‌ گرایی محسوب می‌کردند که عقلانیت را بر تجربه ‌های عینی ترجیح می‌داد و از طرفی، به دلیل انتقادهای او از دیدگاه استاد، ارسطو را متفکری می‌دانستند که به صور افلاطونی توجه چندانی ندارد و بر تجربه‌ های عینی و ملموس تأکید دارد. از طرف دیگر نفوذ معارف و فلسفه اسلامی بر اندیشه سیاسی اندیشمندان این قرون و گسترش آموزه‌ های کلیسا و تأکید بر دانش‌ الهیات باعث ایجاد تنش و تناقضات در شرایط فکری جامعه می‌شد.

تمامی این مسائل در اندیشه‌ های سیاسی توماس آکویناس تأثیرگذار بوده است. آکویناس، برای رسیدن به اهداف خود فلسفه ارسطو را، آگاهانه و حساب‌شده بر اساس درک خود قبول کرد. در حالی که او می‌دید همفکران معاصر او، نظریات افلاطون را بر دیدگاه ارسطو ترجیح داده‌اند، ولی او علاقه‌ خاصی به اندیشه‌های ارسطو داشت و تماماً در رساله‌ خود به دلایل منطقی و فلسفی ارسطو ارجاع داده است.

پذیرش فلسفه ارسطو از سوی آکویناس، در شرایطی که در بسیاری از شهرها نوشته‌ های ارسطو را آتش می‌زدند، تا حدودی شگفت ‌انگیز به نظر می‌رسد. گرچه در نظر اغلب اندیشمندان قرن سیزدهم آشتی میان زندگ عقلانی و مفهومی از دانش الهیات، غیرقابل درک بود، آکویناس کلید حل این معما را در تمایزی پیدا کرد که ارسطو میان امکان بالقوه و واقعیت قائل شده بود. با این حال اندیشه و دیدگاه آکویناس را باید در رساله او بررسی نمود.

بنیان اصلی نظریه آکویناس در رساله معروف او «الهیات عالی» (Summa Theologica) دیده می‌شود. در بخش اول این رساله، آکویناس درباره خداوند و اینکه چگونه اصل و ذات همه چیز از او نشأت می‌گیرد، پرداخته است. ایمان و الهام از دریچه‌ فلسفه ارسطو دیده می‌شود. هر چند عقل نمی‌ تواند راز هستی را برای ما نمایان سازد اما می‌تواند پس از نزول وحی، ارتباطی میان خداوند و درک انسانی برقرار کند. بعد از ایمان اولیه به وحی، عقل می‌تواند توجیه‌ گر راه‌ هایی باشد که خداوند بر سر راه انسان قرار داده است.

در حالی که آکویناس در بخش اول سعی کرده تا نشان دهد که انسان و موجودات دیگر چگونه بر اساس حقیقت وحی، از خداوند نشأت گرفته‌ اند، در بخش دوم رساله‌ اش به موضوع انسان پرداخته است. در این فصل او تلاش می‌کند تا فعالیت و اندیشه‌ های انسان را برای نیل به مبدأ هستی یعنی خداوند نشان دهد. این بخش از رساله‌ او درباره اخلاق و فلسفه سیاسی است. او سرسختانه تلاش می‌نماید تا بنیان‌ های منطقی دعاوی عقل را تأیید و نشان دهد. از این رو ارجحیت زیادی به عقل انسانی داده و در بسیاری از مسائل، دلایل عقلی را در تأیید و بیان ویژگی ‌های آن کافی و معقول می‌داند.

یکی از مفسران اندیشه سیاسی، آکویناس را به دلیل تظاهر به سرپیچی و نافرمانی کامل ایمان در برابر عقل به شدت سرزنش می‌کند. در اندیشه آکویناس، علی‌رغم تأکید بر عقل، فضای بسیار زیادی برای رحمت الهی وجود دارد؛ چرا که بخش سوم رساله او وقف این موضوع شده که چگونه حضرت مسیح، به عنوان یک حقیقت زنده در آیین مقدس، فرایند عقل را کامل می‌کند.

آکویناس، پیش از پرداختن به سیاست و جامعه، طبیعت و ذات کائنات را مورد بررسی قرار می‌دهد. در نظر او، جهان دارای وحدت است و کسانی که معتقد به متکثر بودم جهان‌اند در اشتباه‌ هستند. او با استناد به کتاب مقدس و تفکرات ارسطو این موضوع را ثابت می‌کند. از دید آکویناس میان انسان و خداوند سلسله مراتبی از فرشتگان، در سه مرتبه وجود دارند که همه‌ آنها مجرد و غیرمادی هستند. فرشتگان بالادست پرتو افکن و راهنمای فرشتگان زیردست هستند و همه آنها ظرفیت پرتو افکنی بر انسان و تهذیب او را دارند.

حجت الله عظیمی منفرد