دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 20 May, 2024
مجله ویستا

هماورد بوم


هماورد بوم

این گربه باریك اندام ظرف چند ثانیه از استارتی بدون دورخیز با نیروی پیش ران پاهای نیرومند و با سوخت ریه ها, قلب و غده های فوق كلیه حجیم خویش, به بالاترین سرعت ممكن بر روی زمین یعنی ۱۱۲ كیلومتر در ساعت دست می یابد

بلند بالا

اندامی كشیده و بالایی بلند دارد درست مثل قهرمان فیلم های وسترن كه ذره ای اضافه وزن ندارد، نگاهش نافذ و گیرا است، ناگهان پیدایش می شود، رودر رو مبارزه می كند و آنگاه كه به افتخارش جشنی برپا شده می بینید اثری از او نیست و بی خبر رفته است. هیچكس سریع تر از او نیست و با این حال در نهایت دستش همیشه خالی می ماند. قوتی بخور و نمیر برای امروز و بی هیچ آینده ای و هیچ فردایی. تنگنای ناامیدكننده یوز سبب شده كه دودستگی بنیادی میان بوم شناسان و ژنتیك دانان برسر چگونگی كمك به نجات گونه های

در خطر انقراض پررنگ تر شود.یوز، سریع ترین دونده سرعت جهان، نمادی از طرح اعلای زیستی است. این گربه باریك اندام ظرف چند ثانیه از استارتی بدون دورخیز با نیروی پیش ران پاهای نیرومند و با سوخت ریه ها، قلب و غده های فوق كلیه حجیم خویش، به بالاترین سرعت ممكن بر روی زمین یعنی ۱۱۲ كیلومتر در ساعت دست می یابد. تصویر یوزی نشسته گوش به زنگ بر بالای یك تپه كه دشت را در جست وجوی طعمه می پاید، تصویری است از معنای وحشی و آزاد بودن. با این همه بقای یوز در آینده در بهترین حالت نامطمئن و در بدترین حالت محكوم به فنا است. زیستگاه طبیعی آن درپی اشتهای انسان برای زمین كشاورزی به سرعت رو به نابودی است و این مخمصه ای كه یوز در آن گرفتار آمده میراث ژنتیكی اش را به حداقل رسانده و آن را در برابر بیماری ها آسیب پذیر ساخته است. یوز چه در طبیعت و چه در اسارت از تولیدمثل موفق ناتوان است و فاقد پتانسیل تكاملی برای سازش با محیط های متفاوت. استفن اوبراین (S.OصBrien)، ژنتیك دان انستیتو ملی سرطان ایالات متحده در مری لند، می گوید: «حقیقت دارد. تنگنای یوز، به ویژه فقر ژنتیكی آن به نمادی از درك ما از گونه های در خطر انقراض و اینكه نگرانی ما درباره آنها به كجا باید معطوف شود تبدیل شده است.» اوبراین و دیگران از ابتدای دهه ۱۹۸۰ با انتشار یك سلسله مقالات علمی از این واقعیت تكان دهنده خبر دادند كه یوزهایی كه هزاران كیلومتر دور از هم زندگی می كنند- در جنوب و شرق آفریقا- از نظر ژنتیكی تقریباً به اندازه موش های آزمایشگاهی خویش آمیز به هم شباهت دارند.

• اولویت اول

زیست شناسان از دیرباز بر این باور بوده اند كه تنوع ژنتیكی، اساس شایستگی زیستی و بقای سالم هر گونه است. چنین پنداشته می شد كه فقدان تنوع برای سلامت یك جمعیت فقیر فاجعه به بار می آورد. در نتیجه تنوع ژنتیكی به اولویت اول در زیست شناسی حفاظت تبدیل شده است. اما به تازگی مبانی فكری نظریه های اوبراین مورد حمله قرار گرفته است. آنچه زمانی به عنوان حقیقت مسلم پذیرفته شده بود، در انتقادهای جداگانه، «زنجیره گل وگشادی از یافته های اثبات نشده» و «از نظر رعایت حداقل استانداردهای شواهد لازم، نارسا» توصیف شده است. حتی همكاران سابق و نویسندگان همكار اوبراین در مقالات انتشار یافته نیز به این مشاجرات پیوسته اند. تیم كارو ( Caro .T)، بوم شناس دانشگاه كالیفرنیا در دیویس، برخی تحلیل های اوبراین را «به شدت ناقص» توصیف كرده است. اوبراین این انتقادها را «بی پایه و اساس و سفسطه آمیز» دانسته است. او درباره مقاله ای مشهور در ژورنال «زیست شناسی حفاظت» (جلد ،۸ صفحه ۹۶۱) می نویسد: «مقاله ای بحث انگیز، بی سروته و متناقض با خود و انباشته از اظهارات نادرست، سوءتعبیر، تعصبات رشته ای و حذف بخش هایی از نقل قول چنانكه آن را در بهترین حالت گمراه كننده می سازد و بی فایده به حال خواننده.» اوبراین درباره این مقاله كه میشل مرولا (Merola. M)، بوم شناس دانشگاه نیومكزیكو، آن را نوشته با عصبانیت می گوید: «خیلی دست و پاگیر است و اصلاً نباید چاپ می شد.» وقتی پژوهشگران اینطوری به هم می پرند، چیزی بیش از ارزیابی منصفانه داده ها و استانداردهای فنی در خطر است. در این مورد جنگ بر سر مملكت است یعنی ژنتیك دانان بر سر اولویت ها در حفاظت به جنگ بوم شناسان رفته اند. بوم شناسان می گویند كه در روزگاران ناخوشایند گذشته اگر كسی به حفاظت از گونه های در خطر انقراض علاقه مند می شد ناگزیر بود صرفاً روی سلامت ژنتیكی آنها تمركز كند و فشار می آورند كه اكنون اما باید ژنتیك را كنار گذاشت و صرفاً روی مسائل بوم شناختی واقعی- یعنی حفظ زیستگاه- متمركز شد. حرافی ها به كنار، نكات واقعی چندی نیز وجود دارند. نخست آنكه یوز دورنمای انقراض در طبیعت را پیش رو دارد، پس اگر قرار باشد كه حفاظت گرایان جلوی آن را بگیرند باید علت افت جمعیت یوز را بشناسند. دوم آنكه تكثیر یوز در اسارت تاكنون شكستی مفتضحانه بوده است به طوری كه باغ وحش ها از تامین یوز مورد نیاز خود به وسیله یك جمعیت پایدار ناتوان هستند. علت این شكست چیست؟ چگونه می توان این روند را وارونه ساخت؟اوبراین نخستین بار در ابتدای دهه ۱۹۸۰ با مسئله یوز درگیر شد. مركز پژوهش و تكثیر یوز دویلت (De Wildt) در آفریقای جنوبی از او و چند تن از همكارانش دعوت كرده بود سعی كنند بفهمند چرا از هر ده یوزی كه از طبیعت گرفته شده فقط یكی در اسارت تولیدمثل می كند و چرا بیش از یك سوم نوزادان هرگز به سن بلوغ نمی رسند. آنها به سرعت دریافتند كه تعداد اسپرم های یوز تنها یك دهم گربه اهلی است و از میان اسپرم های زنده نیز تقریباً ۸۰ درصدشان ناهنجارند- در مقایسه با نرخ معمول آن در گربه اهلی كه ۲۹ درصد است. به نظر می رسد كه این واقعیت ها به تنهایی ضعف تولیدمثل یوز را تبیین می كنند. گذشته از این نشان از علتی نهفته و اساسی می دهند. ناهنجاری های اسپرمی نظیر این اغلب در جانورانی فوق العاده خویش آمیز دیده می شود. به همین خاطر اوبراین و همكارانش برای آنكه بفهمند آیا یوز خویش آمیز است و تغییرات ژنتیكی بسیار ناچیزی دارد یا خیر، آزمون هایی انجام دادند. در یكی از این آزمون ها ساختار بیش از ۲۰۰ پروتئین مختلف از یوزهای باغ وحش هایی در آفریقای جنوبی، اروپا و ایالات متحده را بررسی كردند. در پستانداران عادی انتظار می رود كه تا یك سوم از پروتئین ها درون جمعیت از نظر ساختار تغییراتی نشان دهند. در یوز تقریباً هیچ تغییراتی مشاهده نشد. از این گذشته خویش آمیزی اغلب در ساختارهایی نظیر سر موجب عدم تقارن می شود، به طوری كه برای مثال حفره چشم راست از چپ تفاوت می یابد. رابرت وین ( Wayne. R)، یكی از همكاران اوبراین، در نمونه بزرگی از جمجمه های یوز در مجموعه های موزه ای، درست همین نوع نابرابری را یافت. اما تكان دهنده ترین كشف آن بود كه یوزها از افراد ناخویشاوند پیوند پوستی می پذیرند. در جانورانی كه دفاع ایمنی شان از نظر ژنتیكی متنوع است، چنین پیوندهایی معمولاً ظرف ۱۰ تا ۱۲ روز پس زده می شوند. در یوزها این پیوندها دست كم ۲۰ روز و در مواردی بیشتر باقی ماند. به نظر می رسید اوبراین و همكارانش ظرف چند سال از آغاز پروژه به پاسخ ها دست یافته باشند: یوز فقر ژنتیكی دارد و این دست و پای آنها را برای تولیدمثل و بقا هم در اسارت و هم در طبیعت بسته است.

• گلوگاه جمعیتی

علت مخمصه ای كه یوز اكنون گرفتارش شده به گمان اوبراین و همكارانش احتمالاً یك سلسله افت های جمعیتی اخیر است. طی این افت ها كه گلوگاه جمعیتی نیز نامیده می شوند بخش بزرگی از جمعیت از بین رفته است. گرچه ممكن است جمعیت از نظر تعداد به وضعیت گذشته اش بازگردد اما عبور از گلوگاه مقداری از تغییرپذیری ژنتیكی جمعیت را از آن می گیرد. اوبراین می گوید: «درست مثل بازی پوكر است. تنوع چند برگی كه در دست شما است خیلی كمتر از تنوع كل یك دست ورق است. شاید خوش شانس باشید و دست خوبی داشته باشید اما معمولاً این طور نیست.» ۱۰ هزار سال پیش یوزها در مناطق وسیعی از جهان پرسه می زدند اما تا پایان عصر یخبندان بیشترشان از بین رفتند. در گذشته نزدیك نیز شكار و تخریب زیستگاه این گونه را تحت فشار قرار داده است. از این رو فرضیه اوبراین در مورد یك سلسله گلوگاه های كمرشكن بسیار محتمل به نظر می رسد روایت ژنتیك دانان از داستان یوز اینك تبدیل به آموزه های حفاظتی و وارد كتاب های درسی زیست شناسی شده است. اوضاع بر همین منوال بود كه حدوداً دو سال پیش پژوهشگران مستقل به اوبراین حمله كرده و فرضیاتش را به شدت مورد انتقاد قرار دادند. هم مرولا و هم بوم شناس استرالیایی گراهام كالی ( Coughley. G) بخش عمده تحقیقات ژنتیكی انجام شده را بررسی كردند و به این نتیجه رسیدند كه فقر ژنتیكی یوز پدیده ای استثنایی نیست و افزودند: «حتی اگر چنین باشد، بقای گونه را چه در طبیعت و چه در اسارت به خطر نمی اندازد.» آنها اظهار كردند كه هیچ شاهدی وجود ندارد كه نشان دهد نقص های ژنتیكی در تولیدمثل ناموفق یا مرگ و میر زیاد نوزادان نقش دارند. هیچكدام از این نویسنده ها آزمایش مستقیمی انجام نداده بودند اما گزارش های اوبراین را بررسی كرده و آنها را ناقص یافته بودند. مرولا می گوید: «نگرانی عمده من آن است كه اشتغال خاطر به ژنتیك، توجه ما را از تهدید واقعی آینده یوز كه تخریب زیستگاه است منحرف سازد.» در این فاصله در اكتبر سال گذشته، تیم كارو و همكارش كارن لورنسن ( Laurensen .k) از دانشگاه استیرلینگ كه سال ها رفتار یوز را در سرنگتی تانزانیا بررسی كرده نیز به این نتیجه رسیده اند كه اوبراین عوضی گرفته است. آنها معتقدند كه «عامل اصلی مرگ و میر شكار است.» كارو و لورنسن می گویند تنها ۵ درصد از توله های یوز به یك سالگی می رسند. اكثریت بالای آنها زیر آرواره های شیر و كفتار می میرند- مرگی كه نمی توان آن را به ژن های معیوب نسبت داد. اوبراین می گوید نخستین بار كه پژوهشگران داده هایشان را گزارش كردند، علت قطعی نیمی از مرگ ومیرها را نتوانستند تعیین كنند. علاوه بر این اشاره می كند كه حضور بوم شناسان در كنار كنام یوزها احتمالاً شیرها را متوجه جای غذای بالقوه ساخته و به این ترتیب میزان شكار توله ها را مصنوعاً افزایش داده است. كارو و لورنسن این احتمال را به شدت رد می كنند. در باغ وحش ها نیز كانون توجه از عوامل ژنتیكی به عنوان علت مشكلات یوز به نقطه دیگری معطوف شده است. تلاش برای هرچه طبیعی تر ساختن شرایط تولید مثل، نرخ موفقیت را به طور چشمگیری افزایش داده است. برای مثال در دسامبر سال گذشته، دونالد لیندبرگ ( Lindburg .D) از باغ وحش سن دیگو گفت كه «آنها ذاتاً هیچ مشكلی ندارند، مسئله فقط بر سر نحوه برخورد و چگونگی رسیدگی به آنها است.» این گفته برپایه این واقعیت است كه در باغ وحش مذكور ثابت شد یوزهای نر حتی با وجود تراكم اندك اسپرم ها و نرخ بالای ناهنجاری های اسپرمی، به آسانی می توانند پدر شوند. اوبراین تردید دارد و می گوید اگر تراكم اندك اسپرم ها و نرخ بالای ناهنجاری های اسپرمی تاثیری روی تولید مثل نداشته باشد حتماً معجزه ای رخ داده است. رابرت می (May.R) بوم شناس برجسته دانشگاه آكسفورد كه اكنون رئیس مشاوران علمی دولت است در ماه مارس سال گذشته گفت: «دلایل اوبراین قانع كننده است.» اما افزود كه با این حال تاثیر آن روی تكثیر در اسارت احتمالاً به اندازه مدیریت مناسب اهمیت ندارد. در گفته های می جان كلام آن است كه تنوع ژنتیكی ناچیز قطعاً آینده این گونه را به خطر می اندازد، به ویژه آنكه آنها را در برابر بیماری بسیار آسیب پذیر می سازد. او با توجه به اینكه حفاظت گرایان به حفاظت از زیستگاه بیش از همه علاقه دارند، نتیجه می گیرد كه تنوع ژنتیكی «برای بسیاری از برنامه های حفاظتی و به ویژه در مورد یوز همچنان نكته ای مهم خواهد بود.» اكنون جابه جایی مهمی در اولویت ها دارد رخ می دهد. عوامل ژنتیكی به بوم شناسی و مدیریت حفاظت می انجامند. اوبراین می گوید هرگز ادعا نكرده ژنتیك تمام پاسخ ها را در خود دارد و موافق است كه «مهمترین عامل نگرانی برای آینده این گونه تخریب زیستگاه است.»

New Scientist, ۱۷Feb. ۱۹۹۶

راجر لوین

ترجمه : كاوه فیض اللهی