جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
انجیل به روایت نیو

دانشمندان علم الهیات و كارشناسان فرهنگ عمومی ((ماتریكس)) را به مثابه پدیدهای میدانند كه در حال شكلدهی به باور عامه درباره مذهب است. در سالهای دور تاریخ سینما، كتاب مقدس یكی از نقشآفرینان اصلی بود و ستارگانی چون چارلتن هستن و جیمی استیوارت در فیلمهایی حضور یافتهاند كه موضوع اصلیشان مستقیما از تاریخ كتاب مقدس و رستگاری مسیح اقتباس میشد. اما این روزها رفتار هالیوود با مذهب اندكی نسبت به گذشته متفاوت است. صرفنظر از The Passion مل گیبسن، بیشتر ستارگان درجه یك دنیای فیلم و سینما هیچ علاقهای به ظهور در نقشهای مذهبی از خود نشان نمیدهند. گرچه برخی از ماندگارترین آثار علمی ــ تخیلی هالیوود موضوع و درونمایه خود را از مصایب حضرت مسیح به عاریت گرفتهاند. از سوی دیگر، شاید انتخاب ستارهای همچون كیانو ریوز به عنوان یك شخصیت شبه مسیح در تریلوژی ((ماتریكس)) كفرآمیز به نظر برسد. ولی این موضوع چندان تازهای نیست. دوستداران ((جنگ ستارگان)) جرج لوكاس بهروشنی میدیدند كه فیلم مورد علاقهشان اسطوره و مذهب را درهم آمیخته و شخصیتهایی خیالی پدید آورده است. برخی منتقدان هم معتقدند .E.T موجود فرازمینی نیز عمدتا بر داستان مصایب مسیح تكیه كرده; موضوعی كه كارگردان یهودی فیلم یعنی استیون اسپیلبرگ از پذیرش آن سر باز میزند. اخیرا هم فیلمهایی نظیر ((نشانهها))ی ام نایت شیامالان و ((تماس)) با استفاده از یك پسزمینه علمی ــ تخیلی، به طرح و بررسی پرسشهای جدی درباره ایمان پرداختهاند. اما درحالیكه آثار پیشین ارجاعات مبهم و سربستهای به داستان مسیح داشتند، به عقیده برخی از دانشمندان علم الهیات، ))ماتریكس)) مستقیما از هویت آیین مسیحیت وام میگیرد. گرچه فیلمنامه رگههایی از فلسفه افلاطونی، اسطورههای یونانی، بودیسم و پستمدرنیسم را در خود دارد. ((ماتریكس)) در اكران عمومی خود در سال ۱۹۹۹ فراتر از یك اثر صرفا اكشن و پرفروش ظاهر شد و سمبولیسم مشهود در فیلم بحثهای فراوانی را در میان منتقدان علمای دینی برانگیخت. حالا هم كه چندهفتهای از به روی پرده رفتن قسمت دوم در گوشه و كنار دنیا میگذرد، مسلما بر دامنه این بحثها افزوده شده و هركس بهزعم خود تفسیری دیگرگون از فلسفه نهفته در آن ارایه میدهد. گلن یفیث گردآورنده كتاب ((علم، فلسفه و مذهب در ماتریكس)) درباره پدیده ((ماتریكس)) میگوید: از نقطهنظر یك مسیحی میتوان دو تعریف از فیلم ارایه داد.یكی اینكه بگوییم دارد داستان مسیح را بازگو میكند و یا اینكه فیلمی خشن، مملو از صحنههای كفرآمیز كه به سوی مخاطب حملهور میشود و با داستانی آمیخته با مسیحیت، مردم را فریب میدهد.درحالیكه ((ماتریكس)) اساسا الحادی است. در هر دو حالت ما با پدیدهای طرفیم كه خوب یا بد، در حال شكلدهی عقاید عمومی درباره مذهب است. ((ماتریكس)) مردم را وادار میكنند تا تكثرگرایی مذاهب را در مقابل یكی بودن حقیقت بیازمایند. علاقمندان فیلم هم همانند شخصیتها كه تشنه درك واقعیت هستند، امیدوارند تا دومین قسمت این تریلوژی به آنان درگشودن راز نمادگرایی مستتر در ((ماتریكس)) كمك كند. تلاشهای جدی برای زدن پنبه فیلم با یك پرسش بهظاهر ساده آغاز شد. در یكی از تعطیلات آخر هفته اوایل سال ۱۹۹۹، سازندگان ((ماتریكس)) با نشان دادن تیزری تلویزیونی كه میپرسید ((ماتریكس چیست؟)) بینندگان را شدیدا وسوسه كردند. پس از اینكه فیلم در عید پاك برای نخستین بار به روی پرده سینماهای امریكای شمالی رفت، تمامی آنانكه تیزر تبلیغاتی را همچنان به یاد داشتند، با عبارات خاص و در ذهن خود شروع به پاسخگویی به آن كردند. طرفداران جدی آثار علمی ــ تخیلی، فلاسفه، بوداییان و حتی مسیحیان پروتستان هم موضوعاتی بحثانگیز و قوی در داستان یافتند. یفیث میگوید: فیلم صدها سایت اینترنتی دارد كه علاقمندان به ((ماتریكس)) آنها را راه انداختهاند. ولی در هیچكدام از این سایتها مطلبی درباره تیزهوشی و توانایی كیانو ریوز به چشم نمیخورد. تشابهات با آیین مسیحیت، شالودههای فلسفی، این فیلمی است كه تصورات روشنفكرانه مردم را با خود درگیر میكند. این در حالی است كه برخی ناظران نسبت به توانایی ))ماتریكس)) برای اثرگذاری عمیق دچار تردید بودند و تعدادی از منتقدان هم بهشدت نسبت به فیلم موضع گرفته و آن را متظاهرانه خواندند. به عقیده گروهی از مخاطبان، ((ماتریكس)) حاصل پیوند نامیمون صحنههای رزمی با فیلمنامه ((فلسفه برای عقبماندهها)) بود. برادران واچووسكی به عنوان آفرینندگان ((ماتریكس)) علاقه چندانی به لب گشودن و سخن گفتن درباره دیدگاه خود نسبت به این تریلوژی نشان ندادهاند. اما این شیفتگان جدی كتابهای كمیك در فیلمهای خودشان پرده را تا آنجا كنار زدهاند كه میشود بخشی از واقعیت را به عینه دید. لری در سال ۱۹۹۹ در مصاحبه با هفتهنامه تایم گفته بود: ما به اسطوره، الهیات و تاحدودی به ریاضیات پیشرفته علاقمندیم. همان سال و در وبسایت رسمی استودیوی برادران وارنر، اندی و لری در پاسخ به پرسشی در اتاق گفتگو چنین گفته بودند: همه كنایهها و اشارههای ما به اسطوره و فلسفه در فیلم عمدی است. ((ماتریكس)) هم مثل هر اسطوره دیگری بیش و پیش از هر چیز دیگری یك اسطوره است. تامس اندرسن (ریوز) روزها یك برنامهنویس رایانهای محبوس در اتاق است و شبها به عنوان هكری به نام نیو فعالیت میكند. او پرسشهایی اساسی و مشكلساز نیز درباره حقیقت و واقعیت در ذهن دارد. گروهی شورشی به رهبری مورفیوس نیو را به خدمت میگیرد و به او این شانس را میدهد تا به حقیقت ماتریكس پی ببرد. نیو از ماتریكس جدا میشود و درمییابد كه انسانها درواقع برده یك امپراتوری ماشینهای هوشمند ساخت بشر هستند. ماتریكس هم یك برنامه حقیقی ــ مجازی است كه به ذهن بشر رسوخ میكند تا او را نسبت به واقعیت وجودیاش دچار تردید كند. نیو با بیمیلی ماموریت خود را برای نجات نسل انسان میپذیرد. خانم كریستینا لاول، نویسنده و مسیحی معتقد، امیدوار بود تفسیر او از فیلم با عنوان ((واقعیت درون ماتریكس)) بتواند مسیحیان را راغب به كاربرد پیامهای مقدس فیلم در زندگی شخصیشان كند. گرچه واكنشها نسبت به كتاب خانم لاول بهشدت متفاوت بود. بطوری كه كشیشی كانادایی با او تماس گرفت تا درباره امكان استفاده از ((ماتریكس)) به عنوان سرفصل تعالیم مذهبی برای نوجوانان بپرسد و در عین حال به هنگام امضا كردن نسخههای كتاب در یك فروشگاه، واكنشهایی كاملا منفی از حاضران مشاهده كرد. لاول معتقد است: صحنههای خشن و زبان نهچندان مناسب فیلم در كنار برخی تاثیرات مذهبی شرق آن را برای برخی از مسیحیان نامناسب جلوه میدهد. اما امیدوارم در قسمتهای دوم و سوم این مشكل رفع شده باشد. اگر بیننده بتواند راه خود را از میان صحنهها بیابد و واقعا نكتههای مفید فیلم را بگیرد... هر فرد مسیحی میتواند آن نكتهها را در زندگیاش بكار گرفته و با آن رشد كند. ((ماتریكس)) بیانگر ایده ابتدایی رستگاری مسیح است. ایده كلی بیدار شدن یا جدا شدن ارجاعی است به رستگاری. گرچه خود خانم لاول هم میداند كه دیدگاههایش جهانشمول نیست و برخی آنها را نمیپذیرند. دیوید فرانكفورتر یكی از مخالفان عقاید لاول است: من هرگز نمیتوانم بپذیرم كه نیو كمترین ارتباطی به عیسی مسیح داشته باشد. این استاد دانشگاه نیو همشایر در رشته تاریخ و مطالعات مذهبی عقیده دارد كه قهرمان ((ماتریكس)) درواقع قهرمانی كلاسیك از ادبیات سالهای ابتدایی یهودیت است. پروفسور فرانكفورتر و سایر كارشناسان امور مذهبی میگویند))ماتریكس)) نمیتواند نماینده مسیحیت ارتدكس یا معرفت باطنی این آیین باشد. معرفت باطنی در عین اینكه هرگز به صورت تعالیم مذهبی تعریفشده درنیامد، اما از مسیح تصویر شخصیتی را ارایه داد كه به واسطه معرفت درونی یا دانشی اسرارآمیز نوع بشر را نجات میدهد.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست