پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
نبرد برای اثبات وفاداری

در این انتخابات حزبالله بسیار قویتر ظاهر شدالبته این احتمال وجود دارد که امل و حزبالله در انتخابات پارلمانی ۲۰۰۵ با فهرستی مشترک شرکت کنند، ولی انتخابات محلی سال ۲۰۰۴ قدرت سیاسی بالقوه حزبالله را آشکار ساخت. اگرچه هر دو حزب برای کسب رأی بیشتر با هم رقابت میکنند، ولی وحدت و صداقت حزبالله با جنبش امل که در چند سال اخیر شهرت و اعتبارش در میان شیعیان به پائینترین سطح خود رسیده به شکل قابل توجهی تفاوت دارد. در هر حال محبوبیت سیاسی فزاینده حزبالله قطعاً مشکلاتی را برای ایالات متحده در زمینة "جنگ علیه ترور" ایجاد میکند.در حالی که جهتگیری سیاسی انجام شده توسط اکثریت شیعه در عراق چندان باعث نگرانی سیاستگذاران آمریکایی نمیشود، در بخش دیگری از جهان عرب، جهتگیریهای سیاسی یک جماعت مشابه و رقابتهای سیاسی آن، هنوز برای ایالات متحده حل نشده باقی مانده است. از هنگام برگزاری مجدد انتخابات در لبنان پس از پایان جنگهای داخلی این کشور کشوری که شیعیان بزرگترین گروه مذهبی آن را تشکیل میدهند (۱) ، هر دو حزب امل و حزبالله موجودیت خود را در انتخاباتهای انجام شده با ارائه فهرستهای مشترک، تقویت کردهاند. بدین ترتیب ارائه فهرستهای مشترک باعث شد تا این دو حزب شیعه هیچگاه در یک رقابت نهایی مستقیم، رو رد روی یکدیگر قرار نگیرند. اما در انتخابات محلی می و ژوئن ۲۰۰۴ ، این دو حزب با دو فهرست جداگانه در انتخابات شرکت کردند، پدیدهای که میتواند میزان محبوبیت هر کدام از آنها را آشکار سازد. نتایج این انتخابات نشان میدهد که حزبالله آشکارا به عنوان نماینده سیاسی برگزیده شیعیان لبنان، جلوتر از رقیب خود در حال حرکت است. البته این موضوع نیز لازم به ذکر است که اگرچه این نتایج میزان محبوبیت سیاسی دو حزب را منعکس میکند، ولی نقش سوریه نیز در این میان نباید فراموش شود. رقابت میان حزبالله و امل برای کسب جایگاه برتر و نمایندگی شیعیان لبنان، همواره یک رقابت داغ بوده است. اگرچه پیدایش جنبش امل به "جنبش محرومین" (حركه المحرومین)، به رهبری "امام موسی صدر" باز میگردد، رهبری این جنبش در سال ۱۹۷۹ به عهده یک روحانی به نام "حسین حسینی" و در سال ۱۹۸۰ به "نبیه بری" گذاشته شد.از سوی دیگر رهبری جنبش حزبالله همچنان برعهده علما باقی مانده، رهبری که از لحاظ ایدئولوژیک و فقهی نسبت به رهبری عالی ایران "آیتالله خامنهای"، وفادار باقی مانده است. در حقیقت تعداد زیادی از بنیانگذاران اولیه حزبالله از مقامات و اعضای جنبش امل بودند که به دلیل نارضایتی از پذیرش نظام سیاسی سکولار توسط امل، از آن جدا شدند. در واقع هم اعضای "امل اسلامی" و هم اعضای "دعوۀ" ملحق شده به امل، در تأسیس حزبالله نقش برجستهای داشتند. مثل تمام گروههای سیاسی رقیب دیگر، درگیریها و نزاعهایی میان دو گروه وجود داشته، اما این درگیریها عمدتاً در لایههای زیرین ایجاد شده است. در میان سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ و در مدت اختلافاتی که در میان این دو گروه جریان داشت، جنگهای خونینی نیز میان شبهنظامیان حزبالله و نیروهای جنبش امل در جنوب لبنان رخ داد. این در حالی است که در چند سال اخیر خشونت و رقابت میان دو حزب در مقیاس کوچک و کاملاً محلی در جریان بوده و طبیعتاً روی انتخابات محلی متمرکز میباشد.بواسطة طبیعت پیچیده سیاست در لبنان، حضور سوریه در فرایند سیاسی این کشور، ارائه تصویری روشن از نتایج حوادثی مثل انتخابات در لبنان بسیار مشکل است. لیکن در مورد انتخابات محلی سال ۲۰۰۴ باید گفت که به روشنی حزبالله به عنوان یک حزب، بسیار قدرتمندتر از رقیب خود امل در صحنه ظاهر شد. در جنوب کشور، حزبالله در بیش از ۶۰ درصد از حوزهها به پیروزی رسید (در مقایسه با رقم ۵۵ درصد در سال ۱۹۹۸)، در حالی که امل تنها موفق به پیروزی در ۳۰ درصد از حوزهها شد(یک شکست در مقایسه با رقم ۴۵ درصد در سال ۱۹۹۸). همچنین حزبالله در جنوب بیروت و دره بقاع، بخصوص در بعلبک نسبت به سال ۱۹۹۸ بسیار خوب عمل کرد. از طریق یک سازماندهی خوب در منطقه، حزبالله موفق شد در دره بقاع کنترل ۲۷ شهرداری از ۳۰ شهرداری را به دست گیرد (۲).موفقیت نسبی حزبالله را میتوان ناشی از برخی عوامل سیاسی داخلی و نیز برخی مسائل استراتژیک بااهمیت درازمدت دانست. در مورد سوریه باید گفت که دمشق همواره سعی در حفظ توازن میان دو گروه داشته، اما در انتخابات ۲۰۰۴ ، با دیدی واقعگرایانهتر برخورد کرده و گرایشی آرام به سمت حزبالله انجام داد. در نتیجه تمام این عوامل، حزبالله توانست قدرت خود را در منطقه مرکزی و حیاتی شیعه لبنان دره بقاع، حومههای جنوبی بیروت و جنوب لبنان به نمایش بگذارد.تصمیم سوریه برای هماهنگی با موضوع شرکت جداگانه دو حزب در انتخابات و رقابت مستقیم آنها، تا حدی تحت برخی ملاحظات خارجی قابل بررسی است. به دلیل سطح واقعاً بالای محبوبیت حزبالله و حمایت مردمی از آن، سوریه فهمید که از طریق انتخابات میتواند با یک نمونه روشن، میزان محبوبیت حزبالله در لبنان را به ایالات متحده نشان دهد. به دنبال محرومیتها و تحریم حزبالله در اواخر سال ۲۰۰۱ (به عنوان یک سازمان تروریستی) از سوی ایالات متحده، دولت سوریه مترصد فرصتی بود تا به واشنگتن واقعیتهای لبنان را نشان دهد. همچنین از این طریق سوریه میتوانست میزان و قدرت ارتباطات خود در منطقه را هم برای ایالات متحده نمایش دهد. این مسئله بویژه در پی تصویب "قانون الزام سوریه به پاسخگویی" و "قانون اصلاح حاکمیت لبنان" توسط مجلس نمایندگان آمریکا در اکتبر ۲۰۰۳ اهمیت یافت. به عنوان مثال "قانون الزام سوریه به پاسخگویی" اعلام میداشت که «... دولت سوریه باید فوراً و بدون قید و شرط حمایت از تروریسم را متوقف کند، به طور دائمی و آشکار چشمپوشی خود را از تمام اشکال تروریسم اعلام نموده و تمام دفاتر و امکانات تروریستها در سوریه (شامل دفاتر حزبالله) را تعطیل کند ...» (۳). سوریه با نمایش میزان واقعی محبوبیت حزبالله در لبنان قصد داشت تا اثر قانون فوق را تقلیل داده و به ایالات متحده نشان دهد که حزبالله یک واقعیت سیاسی مشروع در داخل لبنان است. این منظور در سخنان "بشار اسد" رئیس جمهور سوریه نیز منعکس است، وقتی که گفت «انتخابات اندازهها و محدودههای درست سیاسی را در لبنان معین کرد.» (۴).البته گذشته از تأثیر ملاحظات سیاسی سوریه در موفقیت حزبالله، باید گفت که این حزب اساساً در لبنان محبوب است.محبوبیت بالای حزبالله در لبنان پیامد دو موضوع است: یکی فعالیتهای نظامی و مقاومت حزبالله که خروج "نیروهای دفاعی اسرائیل" (IDF) را از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ موجب شد؛ و دیگری دیپلماسی فوقالعاده حزبالله و موفقیت در بازگرداندن برخی از زندانیان لبنانی از اسرائیل و در عوض باقی ماندن سربازان IDF در لبنان.البته در این میان عامل اول یعنی تلاش و مقاومت حزبالله علیه اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل اهمیت بیشتری دارد. خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ ، به حزبالله انگیزهای جدی بخشید و به آن توانایی داد تا هم اعتبار و شهرت ملی و لبنانی خود را افزایش دهد و هم توانایی خود را به عنوان تنها گروه عربی که تا کنون توانسته اسرائیل را از نظر نظامی شکست دهد، گسترش دهد. بلافاصله پس از پیروزی حزبالله در جنوب لبنان، حمایت از این گروه در جنوب افزایش یافت. البته خود حزبالله هم دست به اقدامات سازنده دیگری زد. حزب در این زمان شروع به تعمیر و بازسازی روستاها و نقاط آسیبدیده در طول سالهای مقاومت نمود، و همزمان به دلیل وجود اختلاف بر سر مالکیت منطقه "مزارع شبعا"، حزبالله توانست شبهنظامیان خود را حفظ کرده و باز هم عهدهدار عملیات نظامی علیه نیروهای متجاوز اسرائیلی شود.همچنین خودداری دولت لبنان از به کارگیری ارتش در کنترل مناطق مرزی، نیز دست حزبالله را در این مناطق باز گذاشت. بدون وجود مقاومت، ممکن است حزبالله همانند جنبش امل دچار روزمرگی شده و موقعیتش تا حدی تضعیف شود، لیکن با جناح نظامی، حزب دارای ارتباطات منطقهای قوی بوده و توانایی برای انجام کارهای بزرگ را دارد.البته نباید از نظر دور داشت که حزبالله همیشه دارای چنین موقعیت قوی از نظر سیاسی در جامعه شیعیان نبوده، و حزب از واقعبینی کافی برای مدنظر داشتن چنین واقعیتی برخوردار است. حزبالله تا کنون سهم خود را در شکستهای سیاسی لبنان پرداخت کرده؛ اما اکنون با استفاده از این تجربیات بر قدرت خود افزوده است. برای مثال حزبالله در اواخر دهه ۱۹۹۰ اولین شکاف و انشعاب عمده را تجربه کرد وقتی که دبیرکل سابق حزب "شیخ صبحی طفیلی" در رقابت برای کسب موقعیت با "شیخ عباس موسوی" میانهرو شکست خورد و یک گروه انشعابی به نام "انقلاب گرسنگی" (الثورة الجیاء) را پایهگذاری نمود. پایگاه حمایتی طفیلی کاملاً محدود به روستاهای بریتال و ترایا بود، اما این رویداد نشان داد که حزب نسبت به انواع مشابه اقدامات رهبران برای تأثیرگذاری بر دیگران یعنی احزاب سیاسی سکولار، آسیبپذیر است. اما نگرانی بیشتر پس از اعلام نتایج انتخابات محلی سال ۱۹۹۸ حاصل شد. در این انتخابات جنبش امل در حوزههای سنتی حزبالله در بعلبک موفقیت قابل ملاحظهای را به دست آورد؛ و این موضوع یکی از شاهدان را بر آن داشت تا اعلام کند که «بیشتر شیعیان... حزبالله را یک حزب افراطی میدانند. رهبری عمدتاً سکولار جنبش امل، در مقابل بیشتر به افراد و اعضای جامعه شیعیان متوسل میشود.» (۵). در حالیکه موفقیت در نبرد علیه IDF تجلیل و محبوبیت زیادی را برای حزبالله به همراه داشت، این روزها جناح نظامی این حزب نسبت به دوران قبل از سال ۲۰۰۰ ، بیشتر باید تحت کنترل "سید حسن نصرالله" دبیرکل حزب قرار گیرد. با وجود این که اسرائیل در میان همه لبنانیها (بویژه ساکنان جنوب این کشور) یک همسایه منفور به شمار میرود، اما رد ادعای لبنان نسبت به مزارع شبعا از سوی سازمان ملل متحد، مقاومت اسلامی را با یک چیستان و مسئلهای بغرنج مواجه کرده است. بدون حمایت قطعنامههای سازمان ملل از عملیاتهای نظامی فعالیتهای نظامی، حزبالله در جنوب لبنان با حمایت کامل مردم مواجه نخواهد شد؛ بویژه با توجه به عکسالعملهایی که اسرائیل ممکن است از خود بروز دهد. هرچه حزبالله برای پیگیری اهداف راهبردی خود در مزارع شبعا بیشتر دست به عملیات نظامی بزند، فرایند سیاسی در لبنان بیشتر به خطر میافتد؛ بویژه با توجه به اینکه اکثریت لبنانیها با موضوع مزارع شبعا ارتباط چندانی ندارند. لیکن به نظر میرسد حزبالله محدودیتهای اعتماد زیاد به جناح نظامی را بخوبی درک میکند، و به همین دلیل هم طرحهایی را برای دوران پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان طراحی و به مرحله اجرا درآورده است. حزبالله همواره در درون جامعه شیعیان لبنان به عنوان یک عرضهکننده مهم و عمده خدمات اجتماعی فعال بوده و همیشه در حفظ شهرت و اعتبار خود تلاش میکند؛ کاری که امل از انجام آن غافل بوده است. نکته مهم توانایی حزبالله برای بسیج حامیان خود به منظور دستیابی به اهداف سیاسی راهبردی و نیز اهداف سیاسی محلی است. این مسئلهای است که در درازمدت حداکثر اهمیت را برای حزب خواهد داشت، چرا که حزبالله قصد دارد خودش را به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه سیاسی لبنان مطرح نماید.به عنوان مثال در ماه می ۲۰۰۴ حزبالله توانست بیش از ۲۵۰ هزار نفر از مردم بیروت را به صحنه آورد تا در تظاهراتی نسبت به تجاوز نظامی آمریکا به مناطق مقدس عراق در کربلا و نجف، اعتراض خود را اعلام کنند؛ این نمایشی از جذبه و محبوبیت عمومی حزبالله بود. (۶)همچنین این واقعیت که ازدحام رأیدهندگان در مناطقی که حزبالله در آنها نفوذ زیادی داشت، چشمگیر بود، نشان از پایگاه حمایتی قوی این حزب در سطح محلی داشت. برای مثال در بعلبک، بیش از ۷۰ درصد از رأیدهندگانی که قبلاً ثبتنام کرده بودند، در انتخابات شرکت کردند، در حالی که این رقم برای نبتیه در جنوب تقریباً ۶۵ درصد بود. این ارقام را میتوان با ارقام ۲۰ درصدی بیروت و ۳۰ درصدی طرابلس (با اکثریت اهل تسنن) مقایسه نمود.در حالیکه در سازماندهی خوب و پایگاه قوی حزبالله تردیدی وجود ندارد، رقیب آن یعنی جنبش امل در میان شیعیان فاقد چنین پایگاهی است. اعتبار امل به عنوان یک حزب سیاسی نماینده شیعیان به طور قابل توجهی از زمان انتخابات محلی ۱۹۹۸ سقوط کرده است.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست