شنبه, ۱۱ اسفند, ۱۴۰۳ / 1 March, 2025
توشه ای از دعوت به خدا

[وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَی النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً] بقره:۱۴۳
«و بیگمان شما را ملّت میانهروی کردهایم (نه در دین افراط و غلوی میورزید، و نه در آن تفریط و تعطیلی میشناسید. حق روح و حق جسم را مراعات میدارید و آمیزهای از حیوان و فرشتهاید) تا گواهانی بر مردم باشید (و بر تفریط مادیگرایانِ لذائذ جسمانی طلب و روحانیّت باخته، و بر افراط تارکانِ دنیا و ترکِ لذائذ جسمانی کرده، ناظر بوده و خروج هر دو دسته را از جاده اعتدال مشاهده نمائید) و پیغمبر (نیز) بر شما گواه باشد.»
بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است به سوی خدا دعوت کند تا گواهی ما بر مردم کامل شود و تحقق یابد.
دعوت به خدا وظیفه و رسالت تمام پیامبران و شرف و منزلتی رفیع است که اجر و پاداشی عظیم نزد خدا دارد و در عین حال منشأ با ارزشی برای توشهی تقوی و ایمان به شمار میرود. طبق آیهی ذیل:
«وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِّمَّن دَعَا إِلَی اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» فصلت: ۳۳
«گفتار چه کسی بهتر از گفتار کسی است که مردمان را به سوی خدا میخواند و کارهای شایسته میکند و اعلام میدارد که من از زمره مسلمانان (و منقادان اوامر یزدان) هستم؟»
این بیان سبب میشود که داعی شایستگی چنین مقام و منزلتی را بیابد و در رفتار و کردار او عملی که منافی این شرف و بزرگی باشد یافت نشود. در رعایت این معنی توشهای مستمر و هشیاری کامل نهفته است.
مسئلهی اساسی در دعوت به خدا، مسئلهی ایمان یعنی یگانهپرستی و عبادت خداست و قیام داعی إلی الله به تبلیغ توحید و زنده گردانیدن دلهای مردم به معرفت خدا و تشویق به اطاعت و عبادت نشاندهندهی ایمان روزافزون او و اتصال وجدانش به خداست. او بیشتر وقت خود را به گردش در میان باغهای بهشت و ملاقات با مردم صرف میکند که همهی این مجالس ذکر خداوند است و ملائک ایشان را فرا میگیرند و رحمت خداوندی نازل میشود، آرامش روحی آنان را میپوشاند و خداوند آنان را به فرشتگان معرفی میکند. این است خیر فراوان و بهرهی عظیم داعیان راه حق.
داعیان إلی الله ضمن بیان معانی و فضیلت راه خدا، منزلتی را که انسان در امتداد آن به دست میآورد بیان مینمایند و وضعشان را اصلاح کرده و از عیبها و بدیها دور میسازند. این کار برای خود داعی نیز پندآموز است او همانطور که برای دیگران مفید است برای خودش نیز سود میآورد و کسی که به این فریضه قیام نمیکند از تمام این معانی بیبهره مانده و به مواعظ دیگران نیازمند است.
داعی إلی الله باید در عمل نمونه و الگوی مردم باشد، قبل از دعوت، خودش بدان عمل کند، از قهر و غضب و عذاب خداوند هراسیده و این آیات را به یاد داشته باشد که:
(أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ) بقره: ۴۴
«آیا مردم را به نیکوکاری فرمان میدهید (و از ایشان میخواهید که بیشتر به طاعت و نیکیها بپردازند و از گناهان دست بردارند) و خود را فراموش میکنید (و به آنچه به دیگران میگوئید، خودتان عمل نمیکنید؟) در حالی که شما کتاب میخوانید (و تورات را در اختیار دارید و در آن تهدید خدا را درباره آن که کردارش مخالف گفتار است، مطالعه میکنید؟). آیا نمیفهمید (و عقل ندارید تا شما را از این کردار زشت بازدارد؟). »
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ) صف: ۳ ۲
«ای مؤمنان! چرا سخنی (به دیگران) میگوئید که خودتان برابر آن عمل نمیکنید؟ اگر سخنی را بگوئید و خودتان برابر آن عمل نکنید، موجب کینه و خشم عظیم خدا میگردد.» داعی موضوعات مهم دعوت را برای بیان انتخاب نموده و در سخن خود به آیات و احایث سید المرسلین (ص) استناد میکند و بدیهی است که این آیات و احادیث در ازدیاد ایمان نقش بسیار مؤثر و ارزندهای دارند به ویژه که قلب و زبان داعی یکی باشد. البته این، صفت لازمی برای داعی است تا کلامش مؤثر باشد چون هر سخنی که از دل برآید، بر دل نشیند و اگر تنها از زبان باشد از گوش تجاوز نمیکند. بنابراین داعی همان گونه که به دیگران توشه میدهد خود نیز توشه میگیرد. او تمام جان و مال و سعی و تلاشش را با رضایت کامل در راه دعوت به خدا صرف میکند و بدین وسیله خویشتن را از عادات و اخلاق بدی چون بخلورزی، ضعف و سستی و ترس مبرّا میسازد. او شجاعانه و به آواز بلند ندای حق در میدهد اگر چه تلخ باشد و این رضایت و اعتماد به نفس، تأثیر مهمی در بنای شخصیت وی به جا میگذارد. او به تحصیل علم و درس و تحقیق نیز علاقه بسیاری دارد زیرا میخواهد به سلاح علم و فرهنگ مجهز شود تا در هر موردی جوابگو باشد.
امر دعوت مردم به سبب میشود که دعوتکننده سخنانش را به دقت بررسی کرده و یقیناً مطابق قرآن و سنت حضرت رسول (ص) قرار دهد زیرا نشر مطالب ناردست سبب پشیمانی و ایجاد فساد است. پس این تحقیقات سبب کسب اطلاعات فراوان برای او نیز میشود.
داعی باید ارزش وقت را بداند و از پرداختن به مسایل غیر ضروری بپرهیزد. او تنها باید به خاطر رضای خدا دعوت کند و اگر مال و منال دنیوی و جاه و مقام را در نظر بگیرد، اعمالش باطل شده و مستحق قهر و غضب خداوند میشود زیرا او دعوت به خدا را وسیلهی اغوای مردم قرار داده و در گمراه کردن مردم به کار گرفته است. در این صورت از زیانکارترین مردمی به شمار خواهد رفت که آخرتشان را به دنیا میفروشند.
واجب است که داعی إلی الله اوامر خداوندی را در باب دعوت مراعات نموده و متصف به اوصاف دعوت حضرت رسول اکرم (ص) مانند حلم و بردباری، موعظهی حسنه، مجادلهی پسندیده و صبر باشد. خداوند میفرماید:
(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ) آل عمران: ۱۵۹
«از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان (که سر از خطّ فرمان کشیده بودند) نرمش نمودی. و اگر درشتخوی و سنگدل بودی از پیرامون تو پراکنده میشدند.»
(ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ) نحل: ۱۲۵
« (ای پیغمبر!) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فراخوان، و با ایشان به شیوه هرچه نیکوتر و بهتر گفتگو کن.»
(وَلَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِکَ فَصَبَرُواْ عَلَی مَا کُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّی أَتَاهُمْ نَصْرُنَا) انعام: ۳۴
«پیغمبران فراوانی پیش از تو تکذیب شدهاند (و مورد اذیّت و آزار قرار گرفتهاند) و در برابر تکذیبها (و اذیّت و آزارها) شکیبائی کردهاند (و بر عقیده خود ماندگار ماندهاند و سنگر را خالی نکردهاند) و اذیّت و آزار شدهاند (و گرفتاریها و شکنجهها را تحمّل کردهاند) تا یاری ما ایشان را دریافته است.»
مهربانی بر مردم سبب میشود که از شنیدن دعوت روی گردان نشوند.
(فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَی آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً) کهف: ۶
« نزدیک است خویشتن را در پی (دوری گزیدن و روی گردانیدن) ایشان (از ایمان آوردن، دق مرگ کنی و) از غم و خشم این که آنان بدین کلام (آسمانی قرآن نمیگروند و بدان) ایمان نمیآورند (خود را) هلاک سازی.»
و بدین ترتیب این صفات مبارک برای داعی إلی الله در ضمن دعوت به وجود میآید و منفعتی عظیم را با خود به همراه میآورد.
جایز نیست که سختیهای زندگی، شب زنده داری، بخشش، سفر، فداکاری و... داعی را از ادای وظیفه اصلی اش دور کند و یا کارش را به تأخیر اندازد زیرا تمام آنها توشهی آخرت است و باید که او راحتی را در خستگی، لذت را در درد و رنج، سود را در صرف مال و عوض تضمین شده را در فداکاری بیابد.
نباید داعی وقتی که اوقات خوشی به او رو میکند یا تعداد هدایت یافتگانش زیاد میشود، مغرور شده و به خود ببالد همچنانکه در خلاف چنین حالاتی نیز نباید مأیوس و ناامید گردد. اگر تعداد دعوت شدگان کم باشد باز هم امیدوار کننده است چرا که گاهی از عدهی کمی خیر و منفعت فراوان میرسد و او باید بداند که وظیفه اش دعوت کردن است نه پذیرفته شدن آن زیرا هدایت فقط از جانب خداوند است.
(مَّا عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ) مائده: ۹۹
«پیغمبر وظیفهای جز تبلیغ (و رساندن پیام آسمانی) ندارد. »
(إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَن یَشَاءُ) قصص: ۵۶
« (ای پیغمبر!) تو نمیتوانی کسی را که بخواهی هدایت ارمغان داری (و او را به ایمان، یعنی سر منزل مقصود و مطلوب انسان برسانی) ولی این تنها خدا است که هر که را بخواهد هدایت عطاء مینماید.»
راه ندادن کبر و غرور و یأس و ناامیدی در نفس نیز توشه ای بزرگ است. بر داعی است که دعوت را هر چند که آزار و اذیتی به او برسد ادامه دهد. حضرت رسول در زمان دعوت هرگاه آزار و اذیتی از مشرکین میرسید رو به خدا میکرد و میگفت:
«اللهم اها قومی فانهم لا یعلمون »
بار خدایا قوم مرا هدایت کن زیرا ایشان جاهلانند و نمیدانند.
با این همه باز هم دعوت به اسلام را ادامه میداد و ترک نمیکرد. حسن البنای شهید به اعضای اخوان المسلمین میگفت: شما برای مردم به منزلهی درختی باشید که به او سنگ میزنند ولی باز هم برایشان میوه میدهد. عادت دادن خود به جواب نیکو در برابر بدی، توشهای بزرگ است. خداوند میفرماید:
(وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ) فصلت: ۳۵ ۳۴
« نیکی و بدی یکسان نیست. (هرگز بدی را با بدی، و زشتی را با زشتی پاسخ مگوی. بلکه بدی و زشتی دیگران را) با زیباترین طریقه و بهترین شیوه پاسخ بده. نتیجه این کار، آن خواهد شد که کسی که میان تو و میان او دشمنانگی بوده است، به ناگاه همچون دوست صمیمی گردد. به این خوی (و خلق عظیم) نمیرسند مگر کسانی که دارای صبر و استقامت باشند، و بدان نمیرسند مگر کسانی که بهره بزرگی (از ایمان و تقوا و اخلاق ستوده) داشته باشند.»
داعی إلی الله به اندازهی محبوبیتی که بین مردم دارد در وظیفهاش موفق است و این صفت در ذات خود برکتی از جانب خداست که اغلب مردم از آن محرومند و دعای خیر مدعوین که از سر مهر و دوستی در غیاب او به درگاه خدا برایش میکنند بس و کافی است.
اگر داعی در ادای مسئولیت خویش توفیق یافت و مردم را از گمراهیها به راه راست هدایت نمود سعادت و ثوابی عظیم از طرف خداوند خواهد یافت که حضرت رسول (ص) در این باره میفرماید:
«لان یهدی الله بک رجلاً واحداً خیرلک من حمر النعم».
اگر خداوند به وسیلهی تو یک شخص را هدایت کند برایت از داشتن گله ای از چهارپایان بهتر است.
یک داعی امین و صادق باید بداند که اگر سخنش در دیگران مؤثر افتاد و آنان از گمراهی بیرون شدند، هدایت و توفیق خداوند است که به او ارزانی شده و از توان و لیاقت خود او نیست. بنابراین باید از تکبر اجتناب کرده و متواضع و فروتن باشد و بر آستان خداوندی سجدهی شکر گزارد و به او پناه برده و تقوی را پیشه سازد تا توفیقش روزافزون شود.
(وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ) بقره: ۲۸۲
«و از خدا بترسید (و اوامر و نواهی او را پیش چشم دارید) و خداوند (آنچه را که به نفع شما یا به زیان شما است) به شما میآموزد.»
(لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ) ابراهیم: ۷
« اگر (از نعمتهای خدادادی، به وسیله ثبات بر ایمان و تلاش در عبادت) سپاسگزاری کردید، هر آینه (نعمتهای خود را) برایتان افزایش میدهم.»
داعی إلی الله در سفرهایی که به ممالک اسلامی میکند از موقعیتها و شرایط مختلف و مسایل عمومی جهان اسلامی آگاه میشود و مهمترین و ضروری ترین علم و تجربه را برای دعوت کسب میکند زیرا با استعداهای گوناگون مردم و اصناف مختلف آشنا میشود و گاه با مردمانی روبه رو میشود که به جزئیات مسایل واقفند نه بر کلیات و نیز مردمی را میبیند که مزخرفات، انحرافات و بدعتها را به میراث بردهاند، و عدهای که سطحی نگرند و با تعمق به مسایل نمیاندیشند و... در نتیجه، تصحیح افکار چنین اشخاصی نیاز به حکمت و صبر و تجربه دارد و اینها همه توشههای انحصاری و موجود داعی إلی الله است که میتواند به کار برد. داعی مخلص بیم خدا را در دل دارد، وقایع جدید را با معیار صحیح اسلامی میسنجد، هرگز نفاق نمیورزد و اگر دارای قدرت باشد حق را با ابطل نمیآمیزد. در نتیجه خداوند به وسیله او پاک را از ناپاک جدا میسازد و مردم با موازین و معیارهای الهی را از او میآموزند و در این اسباب خیر فراوان برای دعوت به خدا وجود دارد.
مؤلف: استاد مصطفی مشهور
مترجم: نعمتالله شهرانی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست