سه شنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۳ / 18 June, 2024
مجله ویستا

ارزشیابی آموزشی


ارزشیابی آموزشی

ارزشیابی به معنی سنجش میزان پیشرفت براساس اهداف تعیین شده در افراد است, حد فاصله میان وضع موجود تا وضع مطلوب برنامه ها را مشخص می کند

ارزشیابی به معنی سنجش میزان پیشرفت براساس اهداف تعیین شده در افراد است، حد فاصله میان وضع موجود تا وضع مطلوب برنامه‌ها را مشخص می‌کند. فلسفه این سنجش، وجود اختیار در انجام کار یا عدم انجام فعالیت توسط افراد یا سازمانها و... است. زمانی ارزشیابی معنا پیدا می‌کند که انسان براساس قدرت اختیار نه جبر، توان انجام کاری را داشته باشد وگرنه زمانی که انسان مجبور به انجام کاری باشد که خارج از قدرت و اراده خودش باشد و نتواند از انجام یا عدم انجام آن کار، خودداری کند دیگر ارزشیابی معنی ندارد، این همان فلسفه ارزشیابی است که با اختیار انسان همراه و همزاد است. پس ارزشیابی با دیدگاه اختیارگرایانه مطابقت دارد نه دیدگاه جبرگرا و تقدیرگرایانه انسان.

ماهیت ارزشیاب، تعیین معنای لفظی و اصطلاحی و مشخص کردن حدود و ثغور فعالیت‌های ارادی انسانها به ویژه دانش‌آموزان و معلمان در مدارس است. حال با این شرایط می‌توان گفت که: ارزشیابی آموزشی، سنجش میزان پیشرفت تحصیلی فراگیران براساس اهداف آرمانی، آموزشی و رفتاری است و حد تفاضل وضع موجود دانش‌آموزان را با وضع مطلوب مشخص می‌کند.

● اصول اساسی ارزشیابی آموزشی

ارزشیابی آموزشی فرآیندی است که با گردآوری داده‌ها و قضاوت برای پیشرفت فعالیت‌های آموزشی سروکار دارد. حال، توجه به برخی اصول مربوط به اندازه‌گیری آموزشی و گردآوری داده‌ها باعث می‌شود که بتوان فرآیند یاد شده را بهتر درک کرد. بنابراین پنج اصل ارزشیابی آموزشی عبارتند از:

۱) منابع اشتباه را در ارزیابی باید مشخص کرد.

اولین اصلی که در فعالیت‌های ارزیابی آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد آن است که منابع اشتباه باید شناسایی شود، بنابر این اصل اگر منابع اشتباه مشخص شود می‌توان برای از میان بردن یا کاهش اشتباه اقدام لازم را به عمل آورد. در اینجا به اختصار این منابع را ذکر می‌کنیم: الف) منابع اشتباه ناشی از ابزار گردآوری داده‌ها ب) منابع اشتباه ناشی از فرآیند گردآوری داده‌ها ج) منابع اشتباه ناشی از واحد مورد مشاهده

۲) اشتباه را می‌توان به حداقل ممکن کاهش داد.

شک نیست که در گردآوری داده‌ها، ممکن است اشتباه رخ دهد. بسیاری از منابع اشتباه که در بالا به آنها اشاره شد قابل جلوگیری است. با رعایت قاعده‌های زیربط می‌توان داده‌هایی را گردآوری کرد که از قابلیت اعتماد و اعتبار لازم برخوردار باشد این قاعده‌ها به اختصار به شرح زیر است.

الف) اعتبار داده‌ها: داده‌ها باید برای هدف ارزیابی مناسب باشد. مثلاً اگر هدف ارزیابی قضاوت درباره توانایی یک وعده از داوطلبان درباره طراحی صفحات رایانه‌ای باشد، اطلاعاتی را باید جستجو کرد که توانایی داوطلبان را نمایان کند نه اینکه فقط دانش اصطلاحات و مفاهیم رایانه‌ای را.

ب) قابلیت اعتماد داده‌ها: داده‌ها باید چنان باشد که اگر یک مجموعه از آنها را در دو مقطع زمانی نزدیک به هم و در شرایط یکسان برای یک گروه آزمودنی مشابه گردآوری کنیم، دو مجموعه داده‌ها از همسانی برخوردار باشد.

ج) انتخاب نمونه معرف: از واحدهای مورد مشاهده، نمونه مورد مشاهده باید چنان انتخاب شود که «مشت نمونه خروار باشد» (بازرگان، ۱۳۸۴: ص۴)

۳) میزان اشتباه را می‌توان برآورد کرد.

اگر بتوان مقدار اشتباهی را که در داده‌های حاصل از اندازه‌گیری رخ می‌دهد برآورد کرد می‌توان برآورد یاد شده را برای تعدیل قضاوتها و بهبود تصمیم‌گیری به کار برد. برای روشن‌تر شدن مطلب، مفهوم اشتباه را در این مورد در نظر می‌گیریم، در اینجا مفهوم اشتباه شامل ناپایایی داده‌های عدم قابلیت اعتماد و ناروایی داده‌های عدم اعتبار است. علاوه بر آن، این مفهوم شامل اشتباه تصادفی نیز هست. می‌توان گفت که هیچ داده آماری و هیچ اطلاعات حاصل از ارزیابی را نمی‌توان دارای قابلیت اعتماد و اعتبار کامل یافت و با وجود این امر، می‌توان میزان اشتباهی را که در نتیجه نهایی رخ داده است برآورده کرد.

۴) افرادی را که منبع گردآوری داده‌ها هستند، مطلع کنید.

افرادی را که با آنها به عنوان منبع گردآوری داده‌ها، مصاحبه می‌شود یا از طریق پرسشنامه از آنان داده‌های لازم گردآوری می‌شود، باید در مراحل بعدی در جریان امر ارزیابی قرار دهید. به عبارت دیگر به آنان اطلاع دهید که با داده‌هایی که از طریق آنها فراهم شد، چه اقدامی صورت گرفته است. اینگونه اطلاع‌رسانی باعث می‌شود که میان افرادی که منبع گردآوری داده‌ها هستند و دست‌اندرکاران ارزیابی همکاری بیشتری به وجود آید. علاوه بر آن دلبستگی به نتایج ارزیابی را در میان افراد یاد شده افزایش می‌دهد. ارزیاب کوشش می‌کند تا آنجا که ممکن است از اطلاعات حاصل از قابلیت اعتماد و اعتبار لازم برخوردار باشد. برای پی بردن به میزان اشتباه اطلاعات ارزیابی شده می‌توان پایایی و روایی ابزار اندازه‌گیری را محاسبه کرد در صورتی که انجام این عمل به سهولت میسر نباشد باید شواهدی را جستجو کرد که از طریق آنها بتوان میزان اشتباه را برآورده کرد.

۵) از اطلاعات حاصل از ارزیابی استفاده کنید.

همانطور که قبلاً اشاره شد، در فرآیند ارزیابی، داده‌های موردنیاز گردآوری می‌شود تا براساس آنها قضاوت و تصمیم‌گیری به عمل آید، چنانچه اطلاعات حاصل از فرآیند ارزیابی، در امر قضاوت و تصمیم‌گیری جهت پیشرفت فعالیت‌های آموزشی مورد استفاده قرار نگیرد، ارزیابی بی‌فایده است. (بازرگان، ۱۳۸۴: ص۵۲)

● مسایل ارزشیابی آموزشی

برنامه‌ریزان و مسئولان نظام آموزشی باید به فکر اصلاح ارزشیابی پیشرفت تحصیلی باشند تا معضل دیگری به نام شب امتحان و اضطراب ناشی از آن در میان دانش‌آموزان وجود نداشته باشد. در زیر به مسائلی که در نظام ارزشیابی وجود دارد می‌پردازیم و راه‌حل‌هایی ارائه می‌دهیم. مدارس و مراکز آموزشی ما در حال حاضر با ضعف‌ها و نارسایی‌های عمده‌ای در ارزشیابی و امتحانات مواجه هستند که عمده‌ترین آنها عبارت است از:

۱) بی‌توجهی ارزشیابی به مجموعه هدفها

ارزشیابی مناسب بررسی تغییر رفتار یادگیرنده در سطوح مختلف دانش، ارزش، نگرش و مهارت است و باید مرتبط با اهداف موردنظر باشد. در اختیار نداشتن مجموعه هدفهای مشخص، محدود ساختن امتحانات صرفاً به اندازه‌گیری معلومات و محفوظات ذهنی، هم قضاوتی نادرست از یادگیری مطلوب است و هم هدایتی نامناسب در مراکز آموزشی. با این وجود نوع سؤال‌های امتحانی و نمونه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در مراکز آموزشی محدود شده است و این مشکل حتی در امتحانات هماهنگ در سطح وسیعتر و رسمی‌تر نیز به عمل می‌آید.

۲) محدود ساختن امتحانات به روش‌های کتبی و شفاهی

با توجه به اینکه باید در برخی از دروس از آزمون عملی استفاده کرد فقط از آزمون شفاهی و کتبی استفاده می‌کنند. حتی در دروسی مانند علوم، عدم استفاده از مجموعه روش‌های ارزشیابی به خصوص عملی موجب می‌شود که دستیابی به بخشی از هدف‌های آموزشی از قبیل هدف‌های روانی، حرکتی و عاطفی از جانب معلم و دانش‌آموز مورد کم‌اعتنایی یا غفلت قرار گیرد.

۳) توجه نکردن به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان

وجود تفاوت‌های فردی از قبیل تفاوت در هوش، استعداد و تجربیات قبلی و علائق آنها نسبت به دروس موجب می‌شود تا دانش‌آموزان از موفقیت و پیشرفت یکسانی برخوردار نباشند، از این رو باید پیشرفت هر فردی نسبت به خودش بررسی شود.

۴) تأثیر منفی امتحانات

در بسیاری موارد، امتحانات و نتایج آن عوارض جسمی ناخواسته‌ای را به همراه دارد که موجب تضعیف روحیه و حس ارزشمندی، تضعیف اعتماد به نفس و ایجاد اضطراب در یادگیرنده می‌شود. اضطراب ناشی از داشتن انتظار بیش از حد توان یادگیرنده، فشردگی مطالب و تکالیف درسی، نداشتن تنوع، تفریح و فقدان زندگی توأم با آزادی و نشاط به منظور قبول شدن در امتحانات سخت و با رقابت شدید شرایطی را فراهم می‌آورد که ممکن است بهداشت روانی کودک و نوجوان را مورد تهدید قرار دهد.

۵) تأکید بر نمره

هر موقع که نامی از امتحان در کلاس به گوش می‌رسد، دانش‌آموزان ناراحت و مضطرب می‌شوند، این مسئله شاید به خاطر این است که معلمان ما بیش از حد به نظام نمره تأکید می‌کنند و طبقه‌بندی دانش‌آموزان براساس نمره است. مثلاً نمره ۱۰ از ۲۰ قبولی است و نمره ۹۹/۹ مردود است، چه بسا اگر امتحان در ساعت دیگری برگزار می‌شد یا یک سؤال آن با سؤالی دیگر کتاب جابجا می‌شد، فرد اول مردود و فرد دوم قبول محسوب می‌شد.

● پیشنهادات اجرایی

در زیر پیشنهادهایی ارائه می‌شود که خواندن آن می‌تواند به برنامه‌ریزان کمک کند مباحث مربوط به ارزشیابی را مدنظر قرار دهند:

۱) پیشنهاد می‌شود که در برنامه‌های آموزشی دوره‌های ضمن خدمت، برنامه‌ریزان مباحث مربوط به ارزشیابی را مدنظر قرار دهند.

۲) ارزشیابی باید تأکید کند که برنامه‌ آموزشی یا دوره چه تغییراتی را در یاد گیرنده پدید آورده و باید جنبه‌هایی از دوره آموزشی را که نیاز به تجدیدنظر دارد، مشخص سازد.

۳) ارزشیاب‌ها نه تنها بایستی دارای تخصص باشند، بلکه باید ویژگی‌های شخصیتی مناسبی داشته باشند، شاید مهمترین ویژگی‌ها عبارت از صبوری، انسانیت، صداقت، انطباق‌پذیری و احساس توافق‌جویی باشد.

۴) اگر ارزشیابی و کنترل کیفیت به خوبی طراحی و اجرا شود موفقیت برنامه‌های آموزشی را تضمین خواهد کرد.

۵) چنانچه ارزشیاب از بروز تضاد در هدف ارزشیابی غافل شود، ارزشیابی از همان نقطه آغاز در معرض شکست قرار می‌گیرد، این امر در صورتی رخ می‌دهد که از لحاظ اخلاقی در آغاز مطالعه، ارزشیاب نسبت به انجام مطالعه مربوط به ارزشیابی تحت تأثیر مراجعان و مخاطبان خود قرار گیرد، از این روست که ارزشیاب باید افراد شرکت‌کننده در مطالعه را از امکان بروز تضاد برای انجام مطالعه آگاه گرداند و از آغاز مطالعه بحثی را برای درک و فهم کلی از مطالعه آغاز کند.

۶) انجام ارزشیابی با استفاده از الگوهای ارزشیابی نامناسب باعث به هدررفتن منابع اقتصادی، زوال اعتماد به نفس سازمانی و تزلزل کوشش‌های فردی و اجتماعی فراگیران و دست‌اندرکاران امر آموزش می‌شود.

۷) ارزشیابی را صرفاً به عنوان کاربرد صرف بعضی از روش‌ها و متون در مورد یک برنامه ندانیم.

۸) سعی شود معلمان در ساخت و انتخاب ابزار ارزشیابی شرکت داشته باشند در نتیجه با مشکلات یادگیری بهتر برخورد خواهند کرد.

۹) اگر شیوه‌های جدیدتر ارزشیابی تحصیلی که در کشور ما بسیار مورد کم لطفی است اجرا شود، فرآیند یاددهی ـ یادگیری را چنان غنی و معنا می‌بخشد که می‌توان از امتحان پایانی به سبب مشکلات ویژه‌اش حداقل در پایه‌های نخست دوره ابتدایی چشم پوشید.

۱۰) بخشی از نمره‌های درسی توسط معلمان و دبیران به فعالیت‌های کلاسی، کارهای عملی، اجرای آزمایش‌ها و.... اختصاص داده شود.

۱۱) بدانیم که فلسفه و هدف ارزشیابی در فرآیند یاددهی ـ یادگیری، انتقام‌جویی، بازجویی و مچ‌گیری از فراگیران نیست بلکه وسیله‌ای برای سنجش ضعف‌ها و قوت‌های فعالیت‌های علمی فراگیران و کمک به رفع مسایل درسی و تقویت قوت‌های آموزشی آنهاست.

عبدالعظیم شکاری‌بادی

مدیر مدرسه شهید طحانی کاشان