دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

شاعری از شرق


شاعری از شرق
● یادداشتی درباره محمد الماغوط
محمد الماغوط شاعر و ادیب سوری در سال ۱۹۴۳م در شهر سلمیه از شهرهای استان حماه متولد شد. او در آنجا تحصیلات آغازین خود را گذرانده و سپس به عنوان روزنامه نگار مشغول به كار شده و مدیرمسئولی و سردبیری مجله «الشرطه السوریه» «پلیس سوری» را به عهده گرفت. وی پس از آن در روزنامه «تشرین» و مجله «المستقبل» به نگارش مقالات و آثار خود مشغول شد. با گسترش فعالیت وی دیگر جراید و مجلات عربی نیز خواهان حضور وی در صفحات اصلی نشریات خویش شدند.
آثار عمده وی شامل نمایشنامه های اجتماعی _ سیاسی كه در زمره معروف ترین نمایشنامه های عرب هستند و نیز دیوان های شعری زیر است:
«حزن فی ضوء القمر» (۱۹۵۹م)، «غرفه بملایین الجدران» (۱۹۶۴م)، «الفرح لیس مهنتی» (۱۹۷۰م)، «خارج السراب» (۱۹۹۹م)، « الاعمال الكامله» (۱۹۷۳م) و «دیوان الماغوط».
برخی از آثار نمایشی و داستانی او نیز عبارتند از:
نمایشنامه ها:
«العصفور الاحدب» (۱۹۷۶م)، «المهرج» (۱۹۷۴م ) و «المارسلیز العربی» (۱۹۷۵م).
و داستان:
«الارجوحه» (۱۹۲۲م) و « سأخون وطنی: هذیان فی الرعب و الحریه».
محمد الماغوط همواره در كنار ادونیس (علی احمد سعید)، جبرا ابراهیم جبرا و انسی الحاج به عنوان عضو موسس و پایه گذار قصیده النثر یا همان شعر سپید عرب به شمار آمده است. این قصیده اولین بار در سال ۱۹۶۰م ظهور یافت و به عنوان قصیده ای مدرن و عاری از هر گونه وزن و قافیه توسط كسانی چون ادونیس به جامعه عربی عرضه شد. قصیده ای با قسمت های غالباً كوتاه كه مبین غم و شادی و دیگر عواطف انسانی است.
تراژدی محمد الماغوط ۷۵ساله مقیم دمشق این است كه در اتاقی تاریك به نام خاورمیانه متولد شده است. او از زمان انتشار اولین مجموعه اش«حزن فی ضوء القمر» در تلاش بوده تا با گشودن پنجره های این فضای ظلمانی دنیا را باور كرده و قدری از آزادی را مزه مزه كند. منتهای همت او تغییر و برهم زدن شرایط موجود، آن هم به تنهایی است. تنها سلاح ماغوط در این عرصه شعر است.
محمد الماغوط جزء پرچمداران قصیده النثر است كه همواره سعی در رهایی از قالب ها و فرم ها داشته و نیز از توجه به بحران های سیاسی _ اجتماعی جامعه غافل نمانده است. ماغوط خود آینده ای متصور برای بقعه تاریك شرق عربی است و همواره در گردونه سنت گرایی و رهایی از آن به سوی مدرنیسم گرفتار بوده است.
بهانه حضور او در حلقه نوگرایان و حامیان رفرم و اصلاح به واسطه ادونیس بود. در یكی از این محافل صاحبان و بنیانگذاران مجله شعر، ادونیس نسخه ای از این مجله را به او تقدیم می كند.پس از این ادونیس برخی از آثار جدید ماغوط را خوانده و حاضران را غرق در شگفتی و حیرت می كند. شاید آنان از خود می پرسند كه این اشعار از كیست؟ بودلیر، رمبو؟ اما ادونیس بلافاصله به جوانی غریب و ناشناخته، ساده پوش و ژولیده حال اشاره می كند و می گوید این همان شاعر است.
با مشاهده زندگی این شاعر بزرگ درمی یابیم كه ساعات یمن و خوشوقتی برای او دیری نپائیده و او همواره در كشاكش بحران های متعدد بوده است. نمایشنامه معروف «العصفور الاحدب» و اثر شعری «الفرح لیس مهنتی» از جمله آثاری هستند كه در این دوران آشوب زده خلق شده و در طاقچه غبار نشسته عزلت او پنهان مانده است.اما حركت او در زمینه شعر سپید حركتی آرام و پیوسته بوده و او می كوشد تا تجربه ای جدید در حوزه شعر كسب كند. ماغوط معتقد است قصیده النثر (شعر سپید) با آزادی كامل موجود در آن، شاعر را وارد عرصه های جدید می كند كه آنها نیز حلقه هایی برای پیوستن به دنیایی وسیع ترند. ماغوط از جمله مبارزان با تحجر است كه وارد كارزاری سخت شده تا شعر موجود را از زنجیر شكل رهایی بخشد.
وی هنگامی سخن از حركت جدید شعر معاصر می گوید كه در برابر آن جبهه ای واحد تشكیل شده و جراید، آكنده از اشك و آه محافظه كاران نگران نسبت به سرنوشت شعر است.
محمد الماغوط معتقد است موهبت شعری ساده و صادقانه و به دور از پیرایه های زائد می تواند خالق آثاری بدیع و بكر در زمینه شعر سپید عرب گردد.
این ویژگی مهمترین عامل تمایز وی با دیگر مدعیانی است كه چهره ناخوشایندی از قصیده النثر ارائه كرده، چرا كه هیچ بهره ای از فطرت شاعرانه نبرده اند.
قصاید نثریه ماغوط به همت نشر دارالعوده بیروت در مجموعه ای كامل به چاپ رسیده و بیشتر متكی بر سه موضوع: رنج و حرمان، بدبینی و وطن پرستی است.
وی در قصیده ای با عنوان « ایها السائح» چنین می گوید:
«كودكی ام دور... و كهنسالی ام دور
وطنم دور... و تبعیدگاهم دور
ای گردشگر
عینك نزدیك بینت را به من بده شاید دستی یا محرمی را در این هستی بیابم كه به من اشاره كند
مرا به تصویر كشید و من گریان بودم
و من با جامه های مندرسم در ورودی هتل خم می شوم
و بر پشت آن عكس می نویسم:
این شاعری از شرق است.»

محمدمهدی سمتی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

شاعری که از شاهان صله نمی‌خواست

شاعری که از شاهان صله نمی‌خواست
شاهان، شاعرانی را دوست دارند که مدیحه‌سرائی کنند و به صله‌ای راضی باشند. شاهان، شاعران دست‌ساز را می‌پسندند. شاهان از شاعران عاشق و سودائی می‌ترسند.
حافظ شاعری عاشق و سودائی بود.
لسان‌الغیب وقتی به ۱۸ سالگی رسید، شاه ابواسحق اینجو، به سن ۲۳ سالگی، بر شیراز و اصفهان چیره شد. او که مدت ده سال در آن سامان حکومت می‌کرد، پادشاهی بود ”هنرپرور و صاحب‌ذوق و عشرت‌دوست.“ شعر می‌سرود و به شاعران صله‌های شاهانه می‌داد. مثلاً، وقتی خواجوی کرمانی، شاعر معروف زمان او، در سال ۷۵۳ ه.م، شعری در ستایش پسر خردسال ابواسحق سرود، شاه به پاداش آن، طبق زر برایش فرستاد. خواجوی ۶۴ ساله به محض دیدن آن همه سکه طلا از شادی در دم، جان سپرد.
محفل شاه ابواسحق، مأمن شاعران بود و شب‌های شعر و بزمی که در باغ ”قوام“ شیراز برپا می‌شد، زبانزد همگان بود. قوام‌الدین حسن تمقچی، وزیر شاه ابواسحق، به حافظ و شاعران شیراز، عنایت بسیار داشت و پشتیبان آنها بود. حافظ و ابواسحق هر دو جوان بودند و دوستانی صمیمی و همدل. در غزلی که حافظ در سوگ ابواسحق سرود به این دوستی و همدلی اشاره دارد و می‌گوید: من مانند گل سوسن بودم و تو چون غنچه گل سرخ. ما از اثر همدمی و مصاحبت پاک و بی‌ریا که در میانمان بود، چنان به‌هم پیوند خورده بودیم که همواره آنچه در دل خونین تو بود، بر زبان من جاری می‌شد.
راست، چون سوسن و گل، در اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود.
امیرمبارزالدین محمد ”آل‌ظفر“ که در کرمان فرمانروائی داشت در سال ۷۵۴ به شیراز یورش برد. ابواسحق تاب نیاورد و به اصفهان گریخت. امیرمبارزالدین چند سال بعد به اصفهان حمله برد و آن شهر را به تصرف درآورد و ابواسحق ۳۷ ساله را دستگیر کرد و ”کت‌بسته“ به شیراز برد و در میدان آن‌شهر در حضور ”علما و قضات و اکابرفارس“ به پسر کوچکش دستور داد تا سر از تن ابواسحق جدا کند. در این واقعه، پسر ده ساله ابواسحق و بسیاری از نزدیکان او نیز به فرمان امیرمبارز کشته شدند.
حافظ در مرگ دوست و همراز خود داغدارانه چنین سرود:
یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟
در سوزناک‌ترین غزلی که لسان‌الغیب به یاد ابواسحق سرود، او را به فیروزه نیشابور تشبیه کرد و گفت:
راستی خاتم فیروزه بواسحقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
امیرمبارزالدین محمد، فرمانروای جدید شیراز، به‌عکس ابواسحق که آدمی بود گشاده‌نظر و سهل‌گیر و اهل خوشباش و یکرنگی، مردی بود تنگ‌نظر، سخت‌گیر، قساوت‌پیشه و تزویر کار. نوشته‌اند که ”طبیعتش بر خونریزی و قساوت‌قلب و فریب‌کاری سرشته شده بود.او در جوانی به میگساری شهره بود، اما پس از چیرگی بر کرمان در سال ۷۴۱ ه.م، سیاستی دیگر در پیش گرفت و ”چهره مبارک که افروخته جام مدام (شراب) بود، سیمای متعبدان گرفت“. عبیدزاکانی، شاعر طنزپرداز و بذله‌گوی معاصر حافظ که در شیراز می‌زیست و او نیز در دربار شیخ ابواسحق اینجو، اعتباری داشت، مثنوی (موش و گربه) را، به ظن قوی، درباره امیرمبارزالدین سرود و در آن بر عابد شدن گربه اشاره دارد که گویا منظور او زهد ریائی امیرمبارز است.امیرمبارز نه تنها به شاعران و هنرمندان بهائی نمی‌داد، بلکه به بهانه گوناگون در پی آزار آنها بر می‌آمد. حتی این سیاست او شاعران سده‌های گذشته را نیز در بر می‌گرفت. مثلاً ”به‌واسطه بعضی از اشعار سعدی، خواست که صندوق متبرک (تابوت) او را بسوزاند.حافظ از امیرمبارز با عنوان محتسب یاد می‌کند و در اشعار بسیاری به روزگار تیره‌ای که او بر شیراز حاکم کرده بود اشاهر دارد. از جمله:
اگر چه باده فرح‌بخش و باد گلبیز است
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
صراحی و حریفی اگر به چنگ افتد
به عقل خویش که ایام فتنه‌انگیز است
در آستین مرقع پیاله پنهان کن
که همچو چشم صراحی، زمانه خونریز است.
حافظ در قطعه‌ای که پس از زندانی شدن امیرمبارز سرود به سفاکی او و به حبس و کشتار ”سروران و گردنان“ و مردم بی‌گناه اشاره دارد.
شاه غازی، خسرو گیتی ستان
آنکه از شمشیر او خون می‌چکید
گه به یک حمله سپاهی می‌شکست
گر به هوائی قبلگاهی می‌درید
سروران را بی‌سبب می‌کرد حبس
گردنان را بی‌خطر سر می‌برید
عاقبت شیراز و تبریز و عراق
چون مسخر کرد وقتش در رسید
آن که روشن بُد جهان‌بینش برو
میل در چشم جهان‌بینش کشید
شاه‌شجاع مظفری، پسر ارشد امیرمبارز، به پدر شورید و او را دستگیر کرد و در قلعه طبرک زندانی کرد و فرمان داد چشمان پدر ۵۹ ساله زندانی‌اش را به میله گداخته کور کردند. امیرمبارز چندی بعد در زندان درگذشت.حافظ در چندین غزل از رفتن محتسب و طلوع دوره جدیدی که با فرمانروائی شاه‌شجاع آغاز شده بود، ابزار شادمانی می‌کند از جمله:
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
که دور شاه‌شجاع است می، دلیر، بنوش
شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند
هزارگونه سخن در دهان و لب خاموش
شاه شجاع به مدت ۲۶ سال بر شیراز حکومت کرد. او در سال‌های نخستین فرمانروائی‌اش برای خشنود ساختن مردم شیراز خوش‌رفتاری پیشه کرد؛ اما وقتی پایش در حکومت استوار شد، خودکامگی پیش گرفت و به زاهدی خشک و ریاکاری متعصب و سبک مغز بدل شد و در اقتدا به پدر دستور داد تا کتب ضاله را بسوزانند.حافظ نیز از کینه‌توزی او در امان نماند و مأموران حکومتی به خانه‌اش یورش بردند و دوستان حافظ از بیم آن که مبادا ضروری به لسان‌الغیب برسد، دستنویس‌هایش را پاره‌پاره کردند و در آب شستند، شاه‌شجاع یک‌سال پیش از مرگ به پسرش شبلی که ”لایق و کارآمد“ بود، بدگمان شد و او را کور کرد.اندکی بعد، از این عمل پشیمان شد و از فشار اندوه به باده روی آورد و در نوشیدن آن افراط کرد و در اثر می‌خوارگی در گذشت.یک‌سال پس از مرگ شاه‌شجاع یورس سه‌ساله تیمور گورکانی به‌ ایران آغاز شد.تیمور پس از فتح شهر ”اخلاط“ در ساحل غربی دریاچه وان و به‌دست آوردن ”غنایم بسیار“ به آذربایجان لشگرکشی کرد و خوی و سلماس را به تصرف درآورد. از آنجا فرستاده‌ای به شیراز فرستاد و از زین‌العابدین پسر شاه‌شجاع خواست که به اطاعت او تن در دهد. اما زین‌العابدین سر به فرمان تیمور فرود نیاورد و حتی فرستاده او را اجازه بازگشت نداد.تیمور به خشم آمد پس از قتل عام مردم اصفهان به شیراز تاخت. زین‌العابدین حاکم شیراز، که به‌ شدت وحشت‌زده شده بود به‌سوی بغداد گریخت تا نزد سلطان احمد جلایر حاکم بغداد پناه جوید. مردم شیراز که وصف وحشگیری‌های لشگر خونخوار تیمور را در اصفهان شنیده بودند، در هراس از کشتار و قتل‌عام، مقاومتی نکردند و شهر بدون مقاومت، تسلیم شد. حافظ در این زمان هنوز زنده بود. او در اشعاری بیدادگری‌های تیمور و روزگار تیره‌ای را که لشگر وحشی و خونخوار او بر مردم ایران تحمیل کرده بودند، تصویر کرده است. در غزل زیر ”تندباد حوادث“، ”سموم“ و ”بلائی“ که حافظ از آن یاد می‌کند، اشاره‌ای است به یغماگری‌ها و کشتارهای امیر تیمور گورکانی.
ز تندباد حوادث نمی‌توان دیدن
درین چمن که گلی بوده است یاسمنی
ببین در آینه جام، نقش‌بندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
مزاج دهرتبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
تیمور از سال ۷۷۱ هجری قمری که به سمرقند چیره شد تا سال ۸۰۷ که در اثر افراط در باده‌خواری درگذشت، پیوسته به بهانه ”جهاد با کفار“ و گسترش آئین اسلام، در کار لشگرکشی در شرق و غرب دنیای آن روزگار و کشتار مردم بی‌پناه شهرها و روستاها و چپاول دست‌مایه‌های آنان بود و در این راه صدها هزار تن از مردم بی‌گناه را از دم تیغ گذراند و حاصل دسترنج آنان را چپاول کرد. او نیز چون دیگر نیاکان عقیدتی‌اشت در زیر پرده دین‌پناهی به هر جنایتی دست می‌زد. حافظ این سیاه‌کاری را بیش از این تاب نیاورد و دو سال پس از حمله تیمور، جهان حاکمان دون مایه را ترک گفت.

وبگردی
ارز تک نرخی سیف / شوخی صدهزار میلیارد تومانی از جیب ملت
ارز تک نرخی سیف / شوخی صدهزار میلیارد تومانی از جیب ملت - سیاست‌های ارزی اخیر دولت بر اصولی استوار شد که از همان ابتدا تبعات اجرای آن قابل پیش‌بینی بود؛ به طوری که هیچ‌یک از اهداف اولیه سیاست‌های ارزی فروردین ماه تحقق ...
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو - تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو در اعتراض به وضعیت ارز
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!