اگر به خاطرات ارزفروشان یا صرافان مراجعه کنیم در زوایای پنهان آنها تلاشهای مقطعی و بینتیجه دولتمردان برای کنترل نرخ ارز را مییابیم. از بگیر و ببندها و فضای امنیتی سالهای 74 تا 75 تا دستگیری تعدادی از صرافان یا افراد فعال در بازار ارز که در هر دوره و به فاصله چند سال به بهانههای اختلال در سیستم اقتصادی سبب شد که معاملات ارزی به جای معاملات واضح و روشن به صورت زیرزمینی و در بازار سیاه انجام شود. متاسافانه در هر چند سال یکبار با رشد افسارگسیخته نقدینگی و سرکوب نرخ ارز به طور مصنوعی کشورمان با اوضاعی مواجه میشود که رشد نرخ ارز به خاطر افزایش قدرت خرید امری اجتنابناپذیر است.
این روزها در حالی که نقدینگی کشور به بالای 2 هزار و 600 هزار میلیارد تومان رسیده است و این رشد از محل افزایش تولید ناخالص ملی نیست، افزایش نقدینگی که بیشتر به صورت شبهپول و حاصل معاملات سفتهبازانه است در نهایت سبب رشد ارزهای خارجی یا کاهش ارزش پول ملی میشود.
در این وضع است که بازهم متولیان امر به راهحل سادهتر نظیر ارزپاشی یا اگر چنین سیاستی را ندارند، به گفتن مطالبی در خصوص وجود حباب در قیمت ارز بسنده میکنند؛ حرفهایی که این روزها شاید به سختی حتی در کوجه و خیابان خریدار داشته باشد. «ارزپاشی» نمیکنیم
رئیس کل بانک مرکزی نهم تیر در یادداشتی با نپذیرفتن «ارزپاشی» تاکید کرده بود که بانک مرکزی بدون هیچ هیجانی حرکت بازار ارز را رصد میکند و همانند دو سال گذشته با مدیریت نوسانات، بازار را به سمت تعادل هدایت خواهد کرد. …



































































































































































